Posts Tagged ‘نامه سرگشاده’

آدرس یک وبسایت خیلی جالب : حتما چک کنید

اوت 13, 2009

http://irangreenrevolution.wordpress.com/

نامه سرگشاده چهار وکیل به رئیس قوه قضائیه

اوت 11, 2009

چهارشنبه 21 مرداد:

چهار وکیل دادگستری در نامه سرگشاده‌ای به محدودیت‌های اعمال شده برای وکلای معترضان به نتیجه انتخابات که محاکمه آنها از شنبه هفته گذشته آغاز شده است، اعتراض کردند.

به گزارش «زمانه» این چهار وکیل در نامه‌ای که خطاب به آیت‌الله محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه نوشته‌اند، از اینکه ماموران اطلاعاتی و قضایی، مانع ورود آنها به دومین جلسه محاکمه برخی موکلان‌شان شده‌اند، به شدت انتقاد کرده و خواستار رفع این محدودیت‌ها شده‌اند.

نسرین ستوده یکی از وکلایی است که در گفتگو با رادیو زمانه اعلام کرد که روز شنبه از سوی ماموران اطلاعات تهدید به بازداشت شده است. خانم ستوده گفت که ماموران پروانه وکالت او را گرفته و مانع از ووردش به جلسه دادگاه شده‌اند.

‌«تعیین وکیل تسخیری برای معترضینی که بسیاری از آنها از حقوق قانونی خویش جهت اعلام اعتراض‌شان استفاده کرده‌اند، به نگرانی‌هایی دامن می‌زند که آیا از پیش مجازات‌های غیرمنتظره‌ای برای متهمان در نظر گرفته شده است»

این وکیل دادگستری اظهار داشت که در این نامه، از آقای شاهرودی سئوال شده است: «اگر وکلاء متهمان در معرض چنین تهدیدها و فشارهایی هستند، متهمان، خود تحت چه شرایطی قرار دارند؟» مقام‌های قضایی جمهوری اسلامی محاکمه برخی بازداشت‌شدگان حوادث اخیر را به اتهام‌هایی از قبیل «اقدام علیه امنیت ملی، جاسوسی و اغتشاش» از شنبه هفته گذشته آغاز کرده‌اند. در دو جلسه‌ای که تاکنون برگزار شده است، بسیاری از وکلای «متهمان» اجازه حضور در دادگاه نیافته‌اند و به جای آنها وکلای تسخیری در دادگاه حاضر شده‌اند.

این چهار وکیل با اعتراض به چنین اقدامی، اعلام کرده‌اند: «تعیین وکیل تسخیری در جرائم مستوجب اعدام، قصاص، رجم و حبس ابد، و در مواردی مجاز است که متهم، وکیل معرفی ننماید. در حالی‌که بسیاری از متهمان پرونده‌ معترضین به انتخابات توانایی معرفی وکیل و انتخاب آن را داشته‌اند.» نها افزوده‌اند: ‌«تعیین وکیل تسخیری برای معترضینی که بسیاری از آنها از حقوق قانونی خویش جهت اعلام اعتراض‌شان استفاده کرده‌اند، به نگرانی‌هایی دامن می‌زند که آیا از پیش مجازات‌های غیرمنتظره‌ای برای متهمان در نظر گرفته شده است؟»

این وکلای دادگستری همچنین از آقای شاهرودی خواسته‌اند که محدودیت‌ها در ملاقات با موکلان خود و خواندن پرونده‌های آنها را نیز برطرف کند. در این نامه از آقای شاهرودی سئوال شده است: «اگر وکلاء متهمان در معرض چنین تهدیدها و فشارهایی هستند، متهمان، خود تحت چه شرایطی قرار دارند» مینا جعفری، عبدالصمد خرمشاهی، نسرین ستوده و محمد مصطفایی چهار وکیلی هستند که این نامه را امضا کرده‌اند.

از زمان آغاز اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات در ایران، پنج وکیل دادگستری از سوی نیرو‌های امنیتی و اطلاعاتی بازداشت شده‌اند

شادی صدر، عبدالفتاح سلطانی، محمد مصطفایی، محمدعلی دادخواه و کامبیز نوروزی از جمله وکلایی هستند که در چند هفته گذشته بازداشت شده‌اند.محمدعلی دادخواه و عبدالفتاح سلطانی همچنان در زندان به سر می‌برند و سه وکیل دیگر آزاد شده‌اند.
سازمان دیده‌بان حقوق بشر، پنجم مردادماه از مقام‌های جمهوری اسلامی خواسته بود به «دستگیری و ارعاب» وکلایی که حاضر شده‌اند از زندانیان سیاسی دفاع کنند، پایان دهند.
وکلای حقوق بشر در گفتگو با دیده‌بان حقوق بشر گفته‌اند که این تلاش روشنی است برای افزایش فشارها بر آنها و سایر وکلا تا به دفاع از زندانیان سیاسی خاتمه دهند.

حقوقدانان دستگیر شده از معدود وکلایی هستند که با وجود فشار مقام‌های ایران، درباره نقض حقوق بشر در زندان‌ها با رسانه‌های داخلی و خارجی صحبت کرده‌اند.

محسن رضایی کماکان به زرزرهای خفیف خود ادامه میدهد :

اوت 11, 2009

سه شنبه 20 مرداد :محسن رضايی در نامه ای خطاب به علی لاريجانی رييس مجلس شورای اسلامی ضمن تاکيد بر نقش مهم مجلس در تعيين وزراء و تشکيل دولت ، نکاتی را خاطر نشان ساخت.

بسمه تعالی
برادر ارجمند جناب آقای دکتر لاريجانی
رياست محترم مجلس شورای اسلامی
با سلام و تحيت؛
نظر به نزديکی زمان انتخاب وزراء و تشکيل دولت دهم و نقش مهمی که مجلس محترم شورای اسلامی طی سی سال گذشته بر عهده داشته و با عنايت به اينکه همواره تشکيل دولت، برآيند آراء رييس جمهور و مجلس بوده، نکانی قابل توجه است : (more…)

نامه سرگشاده ابراهیم نبوی به محمود احمدی نژاد ، حتما بخوانید ، شاهکار است

اوت 10, 2009

با اجازه از ابراهیم نبوی عزیز ، برگرفته از جنبش راه سبز :

دوشنبه 19 مرداد ماه :

آقای محمود احمدی نژاد!

می گویند در روزگار قدیم که دستگاههای ماشین حروفچینی فلزی بود، حروف م. و ل. در روسیه کمونیستی معمولا زودتر از سایر حروف سائیده می شد، علتش این بود که نوشتن واژه مارکسیسم لنینیسم(م.ل.) آنقدر رایج بود که دولت و نویسندگان و مخالفان از حروف م.ل. به جای واژه مارکسیسم لنینیسم استفاده می کردند و کثرت استعمال م.ل. باعث خرابی ماشین های تحریری می شد که دائما این واژه منحوس را تکرار می کردند. می گویم واژه منحوس و این ناشی از هیستری ضد چپ من نیست، چون من به سوسیال دموکراسی اعتقاد دارم و آنچه مرا به خشم می آورد، سویه دیکتاتوری لنینیستی است، نه سویه سوسیالیستی. مردم شوروی هرچه بدبختی می کشیدند از همین میم و لام بود، از آن فقر ملی که همه جا بود تا آن نکبت سازمان امنیت کمونیستی تا آن حزب لعنتی کمونیست شوروی تا آن ارتش سرخ لعنتی و به همین دلیل بود که میم و لام برای بخش وسیعی از مردم نفرت انگیز بود.

وقتی چهار سال قبل شروع کردم به طنزنوشتن درباره تو، دائما مجبور بودم کلمه احمدی نژاد را تکرار کنم، به همین دلیل ناخودآگاه تو را خلاصه کردم. وقتی می نوشتم ا.ن. همه می فهمیدند که منظور توئی کعبه و بتخانه بهانه است، اما در این میان برخی خرده گرفتند که چرا به او توهین می کنی؟ نوشتم کوتوله سیاسی، بعضی از دوستان خوشبین نوشتند چرا از قدش ایراد می گیری؟
بالاخره من و خوانندگان مودب به همان واژه ها قناعت کردیم و در این حد چهار سال را گذراندیم، اما حالا جالب است. همان مودب ترین ها چنان از تو خشمگین و عصبانی اند که با ا.ن. هم رضایت نمی دهند و در بهترین حالت مشنگ خطابت می کنند. سابقه ندارد این حجم صمیمانه جوک ساختن و شعارهای مفرح توهین آمیز به مثلا رئیس جمهور یک کشور که مردم در خیابان و بیابان و کوچه و داخل و خارج نثار یک مقام رسمی کنند. خودت فکر کردی که چه شده است که این ملت اینقدر از تو عصبانی و خشمگین هستند؟ فکر کرده ای چرا این مردمی که اگر یک ماشین نیروی انتظامی می دیدند، همه از ترس فرار می کردند، اینقدر عصبانی و پرانگیزه اند که حتی وقتی می دانند دستور تیر صادر شده، سه میلون نفرشان در تهران به خیابان می آیند و بعد از کشته شدن 360 نفر و زندانی شدن دو هزار نفر و کتک خوردن دهها هزار نفر از مردم کشور، حاضرند با همان انگیزه ای که در مقابل دشمنی مثل صدام حسین جنگیدند، در مقابل تو و دولت ات بایستند و تا ته دعوا بروند؟

می دانی چنین انرژی و انگیزه ای در ایران بی سابقه است؟ یک کودتای 28 مرداد شد، ساعت نه صبح کودتا کردند، یک روز بعد تمام شد. نه تعداد کشته ها به اندازه حالا بود، نه شعبان بی مخ ها و فاطمه اره هایی که طرفداران مصدق را می زدند، به اندازه شعبان بی مخ های تو و نیروی انتظامی و پلیس ضد شورش بودند. حتی کودتای رضا شاه هم یک روز با مقاومت روبرو نشد. صد تا را گرفتند و تمام شد. نه چنین بیرحمی کردند و نه مردم عین خیال شان بود. بگذار برایت بگویم که حتی در روز سی خرداد هم رجوی خائن وقتی فاز نظامی را اعلام کرد، هوادارانش یک هفته هم نتوانستند مقاومت کنند و اصلا قضیه یک موج عمیق اجتماعی نبود. تو چه کردی که این ملت حاضر نیست به هیچ قیمتی باور کند که چهار سال باید وجود تو را تحمل کند؟

آقای خامنه ای گفته بود که جنبش سبز کاریکاتور انقلاب است، به نظرم ایشان چون کسی جرات ندارد کاریکاتورشان را بکشد، مدتی است کاریکاتور ندیده، یا انقلاب را فراموش کرده یا نمی داند کاریکاتور چیست. من هر دو را خوب می شناسم، اولا که متاسفانه از مرداد 1356 که انقلابیون به سیب زمینی می گفتند » دیب دمینی» من نوزده ساله وسط خیابان های شهر ولو بودم و درگیر انقلاب و ثانیا مهم ترین کار تحقیقی زندگی ام در مورد انقلاب ایران است. باور کن اگر این انرژی که جنبش سبز علیه تو و حامیانت دارند، در مردم انقلابی سال 1357 بود، انقلابی که دی ماه 56 جدی شده بود، تا خرداد 57 کلک شاه را کنده بود. یک سال طول کشید تا ماشین این ملت به راه افتاد و وقتی راه افتاد، دیگر راه افتاده بود. شما چه می دانید انقلاب و خشم مردم چه کوفتی است؟ نه آقای خامنه ای انقلاب دیده است، نه تو. ملت هم البته اکثرا انقلاب ندیدند، وگرنه شاید اینقدر میل به نزدیک شدن به انقلاب و انقلابیگری را نداشتند. انقلاب، حاصل نادانی رهبران یک کشور است و به علت موقع نشناسی و سهل انگاری آنان رخ می دهد. و اتفاقا تو و آقای خامنه ای و سیستم امنیتی و پلیسی تان دارید تابع النعل بالنعل همان راهی را می روید که شاه رفت.

انقلاب وقتی توده ای می شود که شعارش از » زندانی سیاسی آزاد باید گردد» تبدیل می شود به » مجتبی بمیری رهبری رو نبینی» لابد فکر می کنی این شعار دست ساز است، یعنی مثلا یک گروه روشنفکر و تحلیل گر آن را ساخته اند، نه، اصلا این طور نیست. مردم خونی شده اند. مردم فرزندشان را از دست داده اند، وگرنه شعاری مثل » می کشم آنکه برادرم کشت» شعار جنبش سبز نیست، این یک واکنش عصبی و انقلابی است که توسط مردمی که جلوی چشم شان قتل صورت می گیرد داده می شود. محمود احمدی نژاد! تو از خط قرمز رد شدی. آقای خامنه ای و تو مسوول خون حداقل 360 نفری هستید که یا با گلوله و یا با شکنجه کشته شده اند. به همین دلیل است که می خواهم بگویم که بدانی سر گنده زیر لحاف است. و این قصه سر دراز دارد.

این نامه را به این امید دارم می نویسم که با جدیت بخوانی. مطمئنم می خوانی. حرفم را جدی بگیر، بیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد. نامه دیگری برای مجلس و آقای لاریجانی نوشته ام، او و هاشمی هنوز یک پلی را برای خراب نشدن باقی گذاشته اند و علیرغم رفتار غیرمنطقی آقای خامنه ای خوشبختانه علی لاریجانی مجلس را و خودش را هنوز نابود نکرده است و امیدوارم حداقل برای جلوگیری از فروپاشی کامل یا انقلاب کامل که هر دو به زیان منافع ملی ماست، آن راه را برود. تو اگر عقل بخرج بدهی باید قضیه را تمام کنی و یا استعفا کنی یا در مقابل مجلس درگیر نشوی، بگذار قضیه تمام شود. این طوری می توانی یک جوری لایی رد کنی و در یک معامله آینده با گذشته جلوی ادامه خشونت را بگیری. استعفا هم کار سختی نیست، فقط تصور کن که اگر بنا باشد مردم در مقابل تو بایستند، دیوانگی بشود، یا فقط دو روز کنترل از دست برود، خاندانت برباد می رود.

من مطمئنم که تو آدم شجاعی نیستی، ممکن است قبلا فکر می کردی بلدی نقش پسر شجاع بابا را بازی کنی، ولی این مال وقتی بود که در دوره گذشته به آقای خاتمی گفته بودی، کاش شما هم بدون محافظ از خیابان های تهران رد می شدید و مردم را می دیدید، و وقتی انتخاب شدی، گفتی که با همان پژوی قدیمی ات سر کار خواهی رفت و از محافظ استفاده نخواهی کرد. در حالی که برای اولین بار یک رئیس جمهور در جمهوری اسلامی جرات نکرد فاصله کاخ ریاست جمهوری تا بهارستان را با وجود یکصد هزار نیروی پلیس و لباس شخصی و ضد شورش طی کند. دوستانت گفته اند که در گذشته هم هرگز نه یک بار جبهه رفته ای و نه در هیچ موقعیت خطرناکی قرار گرفتی. بزرگترین کربلایی که رفتی دانشگاه کلمبیا در نیویورک بود و بزرگترین جبهه ای که رفتی در سوئیس بود که مطمئنم به ماموران امنیتی آنها بیشتر اطمینان داشتی تا ماموران امنیتی خودت.

آقای احمدی نژاد!
روزی که گفتند احمدی نژاد با هلی کوپتر برای تحلیف رفته است، فهمیدم که تو دیگر حاضر نیستی خودت را در معرض خطر قرار بدهی. و اتفاقا مشکل هم از همین جا همیشه شروع می شود. افتخار بزرگ تو این بود که در منطقه سبز آمریکایی ها پیاده راه رفته ای و از تروریست ها و نیروهای آمریکایی نترسیدی، حالا پسر شجاع ما جرات ندارد در منطقه سبزی به اسم تهران با ده تا ماشین محافظ و صد هزار نیروی ضد شورش راه برود. این را بگیر و حساب چهار سال را بکن. حتما دلت را به این خوش کرده ای که این خس و خاشاک خسته می شوند و می روند و خانه می نشینند، اما، راه را اشتباه می روی. تو گربه را انداختی زیر شیروانی داغ و انتظار داری که پنجه به صورتت نکشد. در ساده ترین صورت دو هزار زندانی دست پلیس و قوه قضائیه است. تا وقتی اینها در زندان و دادگاهند، تو روی آرامش نخواهی دید، و با این صورتی که مرتضوی محاکمه می کند، فقط هشت سال دادگاه های صد نفری طول می کشد. می خواهی چه کنی؟ ول شان کنی یک مشکل داری و اگر ول شان نکنی هزار مشکل.

آقای احمدی نژاد!
تو یک پاسخ بزرگ را به همه ایرانیان و جهانیان بدهکاری، اگر واقعا مردم ایران تو را با 24 میلیون رای انتخاب کرده اند، دلیل این که مملکت دو ماه است حکومت نظامی است چیست؟ و چرا با گذشت دو ماه از انتخابات و کشته شدن 360 نفر و زندانی شدن قریب دو هزار نفر، هنوز اعتراض مردم ادامه دارد؟ چرا اگر واقعا انتخابات بدون تقلب برگزار شده، از میان هشت رئیس مجلس و هفت رئیس جمهور، فقط حداد عادل و آقای خامنه ای انتخابات را صحیح می دانند و سه رئیس جمهور سابق، نخست وزیر سابق و همه روسای شش مجلس گذشته انتخابات را مخدوش و دولت تو را نامشروع می دانند؟ چرا تمام خانواده رهبر سابق و بنیانگذار جمهوری اسلامی، تمام مراجع تقلید، بجز یکی از آنان، دولت دهم را نامشروع می دانند؟ اگر واقعا تو نماینده 24 میلیون ایرانی هستی، چرا یک تظاهرات آزاد برگزار نمی کنی و اجازه نمی دهی بدون حضور نیروی امنیتی و نیروی ضد شورش طرفداران تو و طرفداران میرحسین موسوی در همه کشور در دو مکان مجزا تظاهراتی در حمایت از کسی که به او رای داده اند، برگزار کنند؟ این چه ریاست جمهور 24 میلیونی است که جرات نمی کند به خیابان برود؟ اگر واقعا طرفداران تو فقط نیروهای ضدشورش و باتوم به دست ها و کلت به کمرهای لباس شخصی هستند، که با این وضع نمی توانی چهار سال حکومت کنی.

آقای احمدی نژاد!
حالا دیگر مردم جهان هم چهره دیگری از احمدی نژاد می شناسند، انقلابی را که می خواستی به جهان صادر کنی، با اجازه ات ما به گند کشیدیم، ایرانیانی بسیاری در سراسر جهان زندگی می کنند که تنها کلمه ای که به فارسی نوشته اند، نام میرحسین موسوی است. نسل اول و دوم و سوم مهاجرین ایرانی در سراسر جهان حالا دیگر به این افتخار می کنند که ملت ایران با شجاعت در مقابل دیکتاتوری به اسم محمود احمدی نژاد و رهبرش ایستاده اند. حالا دیگر در تمام جهان احمدی نژاد و حامیانش نه به عنوان دشمنان آمریکا و اسرائیل، بلکه به عنوان قاتلین مردم ایران شناخته می شوند. تعداد فیلمهایی که از کشتگان مظلوم ایرانی در جهان پخش شده از تصاویر بیست سال کشتگان لبنان و فلسطین هم بیشتر است. تو دیگر در هیچ کشوری که زیر سلطه نظامی و دیکتاتوری نباشد، امنیت نداری. حالا دیگر نه می توانی در نیویورک مهمانی بدهی، نه می توانی با مسلمانان هند و مالزی و اندونزی دیدار کنی، حتی آنها هم تو را به عنوان قاتل مسلمانان می شناسند. تنها دولتی که ممکن است با تو نزدیک شود، آمریکاست. تمام مسلمانان جهان لعن و نفرینت خواهند کرد. اگر طرف آمریکا نروی یک بدبختی داری و اگر با آمریکا کنار بیایی هزار بدبختی.

آقای احمدی نژاد!
سالی که در پیش رو داری سال سختی است. نه می توانی به سفر بروی، نه می توانی پا به دانشگاه بگذاری، نه می توانی به سفر استانی بروی و خودت هم می دانی که بدون نفت صد و پنجاه دلاری و بدون وجود بوش در کاخ سفید، دیگر نه می توانی پول به طرفداران نامه نویس بدهی و نه باج به حماس و حزب الله. از سوی دیگر مجلس نیز دستت را خوانده است، اگر در دولت قبلی دوازده وزیرت برکنار شد، در همین سال بزحمت بتوانی دولتی همراه پیدا کنی که بتواند رای اعتماد همین مجلس را بگیرد. بالاخره این مجلس هم وکلایش باید به میان مردم بروند. موجودات حقیر و خودفروشی مثل کوچک زاده که اگر به عنوان لباس شخصی ویژه در مجلس سایر نمایندگان را کتک نزند، فقط به درد مشاورت خودت می خورد، را کنار بگذار. کابینه تو از این مجلس هم رای اعتماد نخواهد گرفت و بعید نمی دانم که مجلس هشتم افتخار تصویب لایحه عدم کفایت سیاسی تو را از دست بدهد. اگر بنا باشد یک مصداق روشن و مشخص برای عدم کفایت سیاسی پیدا شود، توئی. دور قبل که با شکلات و شیرینی شروع کردی و با وعده نفت و سفره و مدیریت جهان آمدی، چنان شد که مردم وقتی دوره ات تمام می شد، همه جشن گرفته بودند، حالا که در دو ماه 360 کشته مخالفت های سیاسی، 160 کشته سوانح هوایی و 115 اعدام در دو ماه، فقط آغاز بهار تست، با این بهار، می خواهی زمستان را چه کنی؟

محمود خان!
دولت تو، و نه قوه قضائیه، مسوول کشتن مردم است. رهبری فرمان تیر داد و نیروی انتظامی تحت امر تو آدمهایی را با شکنجه به شهادت رساندند. مجلس رسما اعلام کرده که فرمانده پلیس تو مسوول جنایات کهریزک است. حالا می خواهی چه شعاری بدهی؟ می خواهی به جهانیان چه بگوئی؟ می خواهی از کشتار در کجا انتقاد کنی؟ می خواهی از آزادی در کجا دفاع کنی؟ می خواهی بگویی پیرو کدام خمینی هستی که همه نورچشمی هایش را آواره و زندانی کرده ای؟ می خواهی بگویی طرفدار کدام پابرهنه ای هستی که فقیر تر و بدبخت تر نشده است؟ کدام دولت مستکبر در دو ماه گذشته بیش از دولت تو آدم کشته است؟ اسرائیل؟ آمریکا؟ سودان؟ چین؟ ذهنت را خسته نکن. هیچ دولتی و هیچ گروه جنایتکاری چنین نکرده است که شما در این دو ماه کردید. ولی می دانی مساله چیست؟ بسیار تر از بسیار ایرانیانی را می شناسم که تا پیش از این فکر می کردند اگر تو بیایی از کشور بیرون خواهند آمد یا هرگز به ایران بازنخواهند گشت، اما هر روز یکی شان از من خداحافظی می کند و خبر رسیدنش به ایران را می دهد یا از ایران یکی تماس می گیرد و می گوید به هیچ رو حاضر نیست، حضورش را در این لحظه های تاریخی جنبش سبز و بزرگ ایران از دست بدهد. ایرانیان امروز نترس و شجاع و بی باک ایستاده اند تا نگذارند چهار سال دیگر از تاریخ را با حضور احمدی نژاد بنویسند.

آقای احمدی نژاد!
جوان تر که بودم پیری از پیران قوم، فلسفه تاریخ را برایم چنین می گفت که نادرشاه دو هفت سال حکومت کرد، هفت سالی را به مردم داری و مردم دوستی و هفت سالی را به جنایت و مردم کشی، به نظر می رسد هفت سال دوم نادر را آغاز کرده ای. گفتن این کلام دشوار است و دیدنش دشوارتر که مردمان کشورم در ترس و وحشت روزگار می گذرانند و جز تن شان هیچ سلاحی برای جنگیدن ندارند، اما این وضعی است که تو و آقای خامنه ای انتخاب کردید. تو حاضر نشدی بپذیری که مردم تو را نمی خواهند، و رهبر نظام حاضر نشد بپذیرد که رئیس جمهوری که مردم می خواهند، و او نمی خواهد، بر صندلی قدرت بنشیند. فاجعه همیشه از همین جا آغاز می شود.

محمود!
تو یک راه برای بازگشت داری. هنوز این راه بسته نیست. کسی نمی تواند تو را مجبور کند که رئیس جمهور باشی. از میان شورش و کشتار، یا فروپاشی حکومت، که سرنوشت محتوم وضع کنونی است، راه سومی را انتخاب کن. این راه به صلاح همه است، اگر تا یک ماه قبل فکر می کردی با کشته شدن بیست نفر و زندانی شدن پنجاه نفر و اعدام ده نفر همه چیز تمام می شود و چهار سال دیگر می توانی به بازی کودکانه ات ادامه دهی، حالا دیگر آن سبو بشکسته و آن پیمانه ریخته است. کشته ها بسیار شدند و مردم ناآرام تر. مردم خشمگین تر و پر انگیزه ترند، راستش را بخواهی هیچ راهی برای بازگشت و تعادل باقی نگذاشتی و کسی که بحران می سازد، عاقبت در همان بحران می سوزد.

واقعا چه ارزشی دارد که یک دولت دیکتاتور را اداره کنی؟ چه منزلتی دارد که مردم تصویر یک جنایتکار از تو داشته باشند؟ اگر فکر می کنی که این دولت به دولت امام زمان وصل می شود، اشتباه می کنی، لابد مراجع تقلید بهتر از تو می دانند آقای تو و آنها کی ظهور می کند. یادت نرود که جای هیچ افتخار و بزرگی برای خودت باقی نگذاشتی، نبودی، بی دلیل به جایی آمدی که بزرگتر از خودت بود و حالا می توانی بروی و ننگ بزرگتری را با یک انتخاب بهتر از بین ببری. نمی خواهم تصور کنم که تو در فاصله ای کوتاه با نابودی خودت و یک کشور و کشته شدن مردمی بسیار، نیاز به یک مشورت نداشته باشی. سالی دیگر خواهد رسید و همه ما این روزها را چون خاطره و خطری غریب خواهیم دید و تو بی هیچ افتخار و خدمتی خواهی رفت. هنوز یک راه باقی است. انتخابش کن.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پاسخ علی مطهری به کیهان

اوت 10, 2009

دوشنبه 19 مرداد ، از وبسایت علی مطهری :

در پی درج مقاله‌ای در روزنامه کیهان، خطاب به دکتر علی مطهری، وی در نامه‌ای پاسخ خود را برای این روزنامه فرستاد که متأسفانه این نامه در کیهان به طور کامل بازتاب داده نشد.

در توضیحی که دکتر مطهری برای «تابناک» فرستاده شده، آمده است:

توضیح: نظر به اینکه روزنامه کیهان از درج متن کامل پاسخ اینجانب به مقاله «آقای علی مطهری بخواند» خودداری و تنها یک چهارم آن را در روز دوشنبه ۱۹/۵/۸۸ درج نمود و سپس اتهاماتی به این جانب وارد کرد که علاوه بر هویدا بودن نشانه‌های خامی و کم سوادی از آن ـ مانند این که قیاس در منطق را بی پایه ترین نوع استدلال دانسته است ـ که پاسخ آنها در بخش چاپ نشده مقاله اینجانب موجود بود، لذا متن کامل پاسخ خود را در اختیار آن رسانه محترم قرار می‌دهم تا ظلم کیهان که با همه منتقدان به همین شیوه رفتار می‌کند، بر مردم شریف ایران به ویژه بسیجیان عزیز آشکارتر ‌شود. (more…)

نامه یک دیوانه به دیوانه ای دیگر : آخرین نامه فاطمه رجبی به ا.ن.

اوت 9, 2009

این نامه را که بخوانید آیا فکر نمیکنید که واقعی نیست و به شوخی نوشته شده ؟ به نظرم فقط یک دیوانه میتواند چنین چیزی بنویسد و یک دیوانه دیگر میتواند آن را بخواند و جدی بگیرد :

فاطمه رجبی، همسر غلامحسین الهام که پیروزی احمدی نژاد در انتخابات را معجزه هزاره سوم و توفیق این بار او را تکرار این معجزه می‌داند، پس از حملات خود به هاشمی، خاتمی، محسن رضایی، ناطق نوری، موسوی، روحانی، قالیباف، لاریجانی و…. این بار خود احمدی‌نژاد را به دلیل دو جمله هدف انتقاد قرار داد.

به گزارش خبرنگار «آینده» وی در نامه‌ای ضمن حملاتی به موسوی می‌نویسد:

در اوج جنگ رواني و فتنه تبليغاتي براندازان كه زنان و مردان سبزپوش و سگ‌هاي بغل‌كرده داراي قلاده سبز، با شعار «با موسوي – بي‌روسري» اسلاميت و انسانيت ملت را لگدمال مي‌نمودند، ميليون‌ها مؤمن خداجوي براي آرامش خود و امنيت كشور و نجات نظام اسلامي، اسلام، تشيع و ملت ايران، به خداوند و اهل‌بيت عليهم‌السلام پناه بردند، چون 4‌سال پيش، آنها در مقابل «منبع عظيم مالي مافياي قدرت و ثروت» به «منبع لايزال الهي» با «نذر»، «دعا»، «نماز» و «احيا» متوسل شدند، در اين راه، هزينه‌هاي مادي بسياري هم متعهد شدند، مثل انتخابات گذشته!

وی در پایان می‌نویسد:

دو نكته سبب گرديد تا اين نامه را بنگارم: يكي شنيدن جمله «من با تحجر مخالفم» در نخستين گفت‌وگوي تلويزيوني حضرت‌عالي پس از پيروزي، و ديگري «اعلان حضور وزراي زن در ليست‌هاي منتشره» كابينه دهم! (more…)

انتشار نامه محرمانه کروبی به هاشمی رفسنجانی در مورد شکنجه ها

اوت 9, 2009

به نقل از وبسایت حزب اعتماد ملی :

سحام نیوز :‌ مهدي كروبي از هاشمي‌رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان خواست با تشكيل يك هيات به برخي شايعات و نحوه برخوردها با بازداشت‌شدگان رسيدگي شود.
حسين كروبي فرزند او در اين‌باره گفت: پدرم اين نامه را حدود 10 روز پيش خطاب به آقاي هاشمي نگاشت و آن را براي ايشان به‌طور خصوصي ارسال كرد. ايشان تاكيد داشت آقاي هاشمي حتما به اين نامه پاسخ دهد و اقدام لازم را انجام دهد. متاسفانه آقاي هاشمي پاسخي به نامه ايشان نداد. پدرم تاكيد كرده بود اگر تا 10 روز پاسخي به نامه داده يا اقدامي صورت نگيرد، نامه را منتشر مي‌كند. (more…)

شصت روشنفکر ایرانی در نامه سرگشاده ای به سازمان ملل خواستار صدور حکم دستگیری احمدی نژاد شدند

اوت 6, 2009

شبکه جنبش راه سبز (جرس): شصت چهره دانشگاهی، روزنامه نگار و فعال سیاسی در نامه ای به کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار ارجاع پرونده نقض حقوق بشر ایران به شورای امنیت و صدور حکم دستگیری محمود احمدی نژاد به علت نقض حقوق بشر و جنایت علیه بشریت شدند.

در این نامه که نسخه ای از آن در اختیار رسانه ها قرار گرفته، خطاب به خانم ناوانتم پیلی کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، آمده است: رژیم جمهوری اسلامی ایران به طور برنامه ريزی شده و گسترده حقوق اساسی مردم ایران را نقض کرده است. رفتارهای این رژیم در سرکوب مردم ایران، مصداق جنایت علیه بشریت است. این رژیم در ایران تبعیض جنسی و مذهبی و قومی برقرار کرده است؛ رژیمی است که با اندیشه، شادی و زیبایی مخالفت بنیادی دارد؛ رژیمی است که دهها روشنفکر معترض را در داخل و خارج از ایران ترور کرده است؛ رژیمی است که بسیاری از مخالفان و دگراندیشان را اعدام کرده است. این رژیمی است که به طور سازمان یافته مخالفان و منتقدان را بازداشت و در سلول های انفرادی سپاه پاسداران، وزرات اطلاعات، نیروی انتظامی، حفاظت اطلاعات قوه ی قضائیه، سازمان زندانها و بسیج شکنجه می کند. این رژیمی است که زنان را به دلیل درخواست برابری حقوقی با مردان بازداشت و مجبور به اعتراف به جرائم ناکرده می کند. این رژیمی است که نقض نهادینه و گسترده ی حقوق همه ی اقشار از جمله ی کارگران، دانشجویان، معلمان ، جوانان و هنرمندان و نویسندگان و روزنامه نگاران را به اعمال جاری دولت تبدیل کرده است. این رژیمی است که به باور میلیون ها ایرانی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری رأی مردم را ربود، آنها را مورد ضرب و شتم قرار داد، دهها تن را به شهادت رساند، هزاران تن را بازداشت و در سلول های انفرادی تحت فشارهای جسمی و روانی قرار داده است که به مرگ برخی از زندانیان منجر شده است.

امضا کنندگان این نامه، کارنامه ی زمامداران سیاسی ایران را مصداق روشن جنایت علیه بشریت دانسته و ضمن رد هر طرحی برای حمله ی نظامی به ایران، یا تحریم اقتصادی ایران، به هر بهانه ای، تاکید کرده اند که از جهانیان و سازمان‌های بین‌المللی می خواهیم که از حقوق انسانی مردم ایران دفاع ‌کنند و سرکوب و ارعاب و تبعیض رژیم را محکوم کنند.

محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور متقلب و سرکوبگر جمهوری اسلامی، بر سر آن است که در ماه سپتامبر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد شرکت کند. ما خواهان آنیم که اجازه ندهید کسی پا در صحن سازمان منتشرکننده‌ی اعلامیه‌ی حقوق بشر بگذارد که اعمالش مظهر بارز نقض حقوق بشر است. ما خواهان آن هستیم که رژیم ایران در مجامع بین‌المللی زیر فشار قرار گیرد تا زندانیان را آزاد کند و دیگر حقوق اساسی و مدنی مردم ایران را رعایت کند. تقاضای ما از شما این است که از هر فرصتی بهره برید تا رژیم‌های سرکوبگر و ناقض حقوق انسانی را، رژیم‌هایی همچون جمهوری اسلامی ایران رامحکوم کنید.

در خاتمه نامه آمده است: ما از شما درخواست می کنیم تا پرونده ی نقض برنامه ریزی شده و گسترده ی حقوق اساسی مردم ایران را به شورای امنیت بسپارید تا شورا پرونده ی سران رژیم را به عنوان «جنایت علیه بشریت» تصویب کرده و به دادگاه بین المللی کیفری ارسال نماید. مطابق قانون اساسی ایران، رئیس جمهور شخص دوم کشور و مجری قانون اساسی است. احمدی نژاد در سرکوب مردم ایران نقش مستقیم داشته و دارد. به همین دلیل، ما درخواست می کنیم تا محمود احمدی نژاد، و دیگر افرادی را که در سرکوب مردم نقش مستقیم داشته و دارند، به محض خروج از ایران بازداشت و به دست عدالت بسپارید.
امضاء کنندگان نامه:
1. طاهر احمدزاده.۲- داريوش آشوری. ۳- يرواند آبراهاميان. ۴- فرامرز اصلانی. ۵- تقی اسدی. ۶- علی افشاری. ۷- فريبا امينی. ۸- سعيد امير ارجمند. ۹- عبدالعلی بازرگان. ۱۰- حسين باستانی. ۱۱- هيبت الله باقی. ۱۲- محمد برقعی.۱۳- مهرزاد بروجردی. ۱۴- علی بنوعزيزی. ۱۵- رضا براهنی. ۱۶- رضا بورقانی فراهانی. ۱۷- شهرنوش پارسی پور. ۱۸- رامين جهانبگلو. ۱۹- مهدی خانباباتهرانی. ۲۰- بهروز خليق. ۲۱- کامران دادخواه.۲۲- حميد دباشی.۲۳- شيرين دخت دقيقيان. ۲۴- مصطفی رخ صفت. ۲۵- حسن زرهی. ۲۶- مرجان ساتراپی. ۲۷- آرش سبحانی. ۲۸- ابراهيم سلطانی. ۲۹- بيژن شاه مرادی. ۳۰- معصومه شفيعی. ۳۱- شهلا صالحی. ۳۲- احمد صدری. ۳۳- محمود صدری. ۳۴- فرهاد صوفی. ۳۵- رضا علامه زاده. ۳۶- رضا فانی يزدی.۳۷- مهدی فتاپور. ۳۸- نهضت فرنودی. ۳۹- منصور فرهنگ. ۴۰- هادی قائمی. ۴۱- محسن قائم مقام. ۴۲- فيروز قريشی. ۴۳- عبدی کلانتری. ۴۴- احمد کريمی حکاک. ۴۵- حسين کمالی. ۴۶- نيک آهنگ کوثر. ۴۷- علی کشتگر ۴۸- اکبر گنجی. ۴۹ – مجيد محمدی.۵۰- رضا معينی. ۵۱- روزبه ميرابراهيمی. ۵۲- اميد معماريان. ۵۳- مجتبی مهدوی. ۵۴- شيرين نشاط. ۵۵- محمد رضا نيکفر. ۵۶- ابراهيم نبوی. ۵۷- شاهين نجفی. ۵۸- فرزين وحدت . ۵۹- سهيلا وحدتی. ۶۰- نادر هاشمی.

نامه تند آیت‌الله محقق داماد به هاشمی شاهرودی در مورد محاکمات استالینی در دست اجرا

اوت 4, 2009

متن این نامه در روزنامه اطلاعات 13 مرداد ماه چاپ شده است :
حضرت آيت الله جناب آقاي‌هاشمي شاهرودي

رياست محترم قوه قضائيه ‏
با سلام و تحيات
به خاطر دارم نيمه ارديبهشت 1358 براي زيارت عتبات عاليات به نجف اشرف مشرف شدم. در بدو ورود مرحوم شهيد آيت الله سيد محمد باقرصدر طاب ثراه نگارنده را سرافراز فرمودند و به همراه يکي از دوستان مشترکمان به محل اقامت اينجانب تشريف فرما شدند و زيارت ايشان نصيبم شد. چه مبارک سحري بود و چه فرخنده شبي که هرگز از خاطرم نمي‌رود. ايشان از مباحثات با ابن عمّشان امام موسي صدر، و يادداشت‌هاي درس مرحوم والدما، آموزگار جاودان فقاهت مکتب قم‎ «آيت الله سيد محمد محقق داماد» و نظريات جديد مطروحه در اين مکتب سخن گفتند. از استاد مرتضي مطهري که شهادتشان تازه رخداده بود و نظراتشان گفتگو به ميان آمد. آنگاه ايشان خطاب به اينجانب فرمودند «اين روزها آقاي سيد محمودهاشمي که گويي فرزند من است براي حفظ جانش عراق را به قصد قم ترک کرده است و نويد دادند که ايشان مي‌تواند صديق همفکرگرانبهايي براي شما باشند». من که ناديده خريدار شده بودم نخستين بارکه جنابعالي را در قم زيارت کردم، درست همان يافتم که فرموده بودند. اينک به حکم ولايت دوستي، و با استفاده از حقوق شهروندي، مايلم که بي پرده سطور زير را به عرض برسانم:‏
حضرت آيت الله
به عقيده اينجانب بالاترين و بزرگترين ره آورد تحولات قرن حاضر براي بشريت معاصر قواعد جزاي عمومي و آئين دادرسي کيفري است. اين گفته حقوقدانان جهاني به هيچوجه گزاف نيست که ارزيابي نظام قضايي و حقوقي يک جامعه بر محور قواعد جزاي عمومي و آئين دادرسي کيفري و اجراي آن در جامعه دور ميزند و برهمين محور بايد سنجيده شود.‏ (more…)

نامه سرگشاده ابراهیم نبوی به خامنه ای : آقای خامنه ای ، تمامش کنید .

ژوئیه 30, 2009

با اجازه از ابراهیم نبوی عزیز نامه سرگشاده او به خامنه ای در هفتم مرداد ماه را اینجا نقل میکنیم باشد که سندی باشد برای آیندگان :

آقای خامنه ای!
ده سال بیشتر است که عادت کرده ام که هر روز طنزی بنویسم، و به برکت اوضاع احمقانه کشور که تحت عنایات خاصه حضرتعالی اداره می شود، همیشه آنقدر سوژه در دست و بال مان هست که بتوانیم بنویسیم چیزی که مردم بخندند، بخندند و بتوانند کمی نیرو بگیرند تا بار دشوار زندگی تلخی را که حکومت شما بر شانه های شان گذاشته تحمل کنند. امروز هم می خواستم چیزی بنویسم که نامه عزت ضرغامی را خواندم، هنوز تمام نشده حرف های قالیباف را که پس از مدتها منتشر شده شنیدم، و هنوز زمانی نگذشته تصاویر شکنجه شده های کهریزک را دیدم. روزگار زشت و تلخی است اینکه این روزها می رود و می گذرد که خنده شرم دارد از آنکه بر لب بنشیند و خنداندن معصیتی است که به دشواری می توان نزدیکش شد. آیا می فهمید دارید چه می کنید؟ آیا تصاویر آن همه کشتگان معصوم را دیده اید؟ آیا می دانید که دستبوسان و کاسه لیسان آستان ولایت تان دارند چگونه فرزندان این کشور را با زشت ترین شیوه ها و غیر انسانی ترین رفتارها نابود می کنند؟ اگر نمی دانید، بگوئید آنان که می دانند برایتان بگویند و اگر می دانید وای بر شما که شرم از رهبری این مملکت ندارید. (more…)

پاسخ نامه آیت الله منتظری به کروبی ، موسوی ، خاتمی

ژوئیه 29, 2009

7 مرداد ماه : بعضیها خوب عاقبت به خیر میشوند . منتظری هم از زمره این آدمهاست . او که با جوکهای گربه نره در آغاز انقلاب شروع کرد واقعا نشان داد که مرد است و در دفاع از حق و حقیقت از هیچ نمیترسد . مصداق واقعی یک قهرمان که رهبری آینده ایران را وانهاد تا با مردم خود همراه شود و به جنایتهای دوران خمینی اعتراض کند . آن رهبری رفت و اکنون در دست این انسان سفیه خامنه ای است ولی خودمانیم کدام یک از اینها در عاقبت در تاریخ ایران نام نیکی از خود به یادگار خواهند گزارد؟ رهبر واقعی او شد که اکنون مرد و مردانه در میانه میدان از جان مایه گذاشته و در برابر حکومت کودتا ایستاده است . آفرین بر تو .

آيت‌الله منتظري پاسخ نامه كروبي،موسوي و خاتمي را داد كه به شرح ذيل مي خوانيد:

بسم الله الرحمن الرحيم ‏

‏ حضرات آقايان حجة الاسلام والمسلمين حاج شيخ مهدى كروبى و حجة الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمى و‏ ‏مهندس ميرحسين موسوى و ساير نخبگان و شخصيت هاى فرهنگى و سياسى امضاءكننده نامه مورخ 3/5/1388 دامت بركاتهم
‏ ‏پس از سلام و تحيت و آرزوى سلامتى و توفيق بيشتر براى شما عزيزانى كه با احساس وظيفه شرعى و ملى گوشه اى از‏ ‏حوادث تلخ و مظالم جارى را متذكر شده بوديد يادآور مى‎شوم :

‏ ‏اين جانب نيز مانند شما آقايان از اوضاع جارى و بحرانى كنونى كه در اثر ندانم كارى و بى تدبيرى بعضى از مسئولين براى‏ ‏جمهورى اسلامى پيش آمده سخت نگرانم ، و آنچه را وظيفه شرعى و ملى خود تشخيص مى‎دادم در پيام ها و نوشته هاى‏ ‏قبلى تذكر داده ام و الان نيز متذكر مى‎شوم كه :

‏حاكميت تاكنون چه نفعى از بحرانى كه به وجود آورد برده است ؟ جز اين كه اكثريت قاطع مردم عزيز را ناراضى و‏ ‏خشمگين نموده و فاصله خود را با آنان بيش از پيش كرده و جايگاه نظام جمهورى اسلامى را در دنيا ضعيف نمود و‏ ‏حساسيت و بدبينى بسيارى از مردم كشورهاى ديگر و سازمانهاى جهانى حقوق بشر را بيش از پيش برانگيخته است ؟

‏ ‏تصميم گيرندگان حوادث و فجايع اخير آيا تجربه حكومت شاه و ساير رژيم هاى استبدادى را از ياد برده اند؟ مگر رژيم‏ ‏شاه با ايجاد خفقان و رعب و سركوب آزادى خواهان و سانسور رسانه ها و زندانى و شكنجه نمودن فعالان سياسى و‏ ‏معترضين و اعتراف گيرى از آنان و پرونده سازى و تبليغات دروغ توانست در مقابل موج اعتراضات و نارضايتى هاى‏ ‏مردم مقاومت كند؟

‏چرا عقلاى قوم كارها را به دست يك عده افراد نامتعادل و اسير توهمات و تمايلات خطى و گروهى داده اند، تا همه چيز‏ ‏و از جمله مشروعيت نظامى كه تاكنون براى آن اين همه سرمايه گذارى شده است را زير سوال ببرند و زمينه بدبينى و‏ ‏بى اعتقادى به اصل اسلام و انقلاب را بين نسل جوان تقويت نمايند و آنان را نسبت به حاكميت دينى متزلزل سازند؟

‏ ‏چرا نيروهاى نظامى و انتظامى و بسيج را به برادركشى و سركوب مردم وامى دارند؟ آيا هدف از تشكيل سپاه و بسيج براى‏ ‏برادركشى و سركوب مردم بود؟

‏عزيزانى كه اكنون در زندان ها اسير هستند و از آنان با زور و شكنجه اعتراف و مصاحبه مى‎گيرند و هر روز جنازه يكى از‏ ‏آن عزيزان را به خانواده ها تحويل مى‎دهند چه گناهى كرده اند؟ جز اين كه به تخلفات عديده و تقلب در انتخابات به طور‏ ‏مسالمت آميز و آرام اعتراض داشتند و خواستار احقاق حقوق از دست رفته خود بودند؟

‏ ‏اين گونه اعترافات هيچ مبناى شرعى و قانونى ندارد و آمرين و عاملين آن مرتكب جرمى بزرگ شده اند و بايد در دادگاهى‏ ‏عادل و بى طرف و علنى محاكمه شوند تا مردم واقعا احساس كنند به حقوقشان توجه شده است و به آينده اميدوار شوند،‏ ‏نه اين كه در صدد اغفال مردم باشند و مثلا با تعطيلى يك بازداشتگاه تمام گناه را به گردن يك ساختمان بيندازند.

‏ ‏اين جانب مجددا به تصميم گيرندگان تذكر و هشدار مى‎دهم تا بحران كنونى عميق تر نشده و رشته كارها از دست آنان‏ ‏خارج نگشته ، عقل و شرع و منطق را حكم قرار دهند و موجبات و عوامل اين بحران و نارضايتى مردم را از بين ببرند و‏ ‏عملا پاسخى معقول و قانع كننده به مردم بدهند، و توجه داشته باشند كه مردم ايران بسيار فهيم و دانا هستند و اگر‏ ‏خطاكاران واقعا مجازات نشوند قانع نمى شوند.

‏ ‏در خاتمه سلامتى شما عزيزان و مجد و عظمت اسلام عزيز و ملت شريف ايران و توانايى براى احقاق حقوق تضييع‏ ‏شده و آزادى زندانيان حوادث اخير كه به اتهامهاى واهى دستگير شده اند را از خداوند قادر متعال مسألت دارم .
‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

‏‏1388/5/7‏‏
‏حسينعلى منتظرى ‏

تبریز سلانه سلانه وارد میشود، نامه سرگشاده جمعی از اعضای هیئت علمی دانشگاههای تبریز به موسوی

ژوئیه 26, 2009

جمعی از اعضای هیئت علمی دانشگاه های تبریز با ارسال نامه ای به مهندس موسوی ،  ضمن اعتراض به وقایع بعد از انتخابات و بازداشت دلسوزان و فرزندان انقلاب ، حمایت و همراهی خود را با مهندس میرحسین موسوی در راه استقرار جمهوریت نظام اعلام داشتند.

به گزارش «یولداش» متن کامل این نامه بدین شرح است:

به نام خدا
جناب آقای مهندس میر حسین موسوی

با سلام و آرزوی توفیق در راه تحقق آرمان های تاریخی ملت ایران و با سپاس از صبوری و پایداری شما در احقاق حقوق مردم.

همه شاهد بودیم که دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، علیرغم طلیعه شکوهمند آن، چنان حوادث تلخ و مصیبت باری را در پی داشت که موجب بهت و حیرت همگان گردید. یک بار دیگر فرصتی استثنایی برای استقرار قانون، آزادی و عدالت، با قانون ستیزی و قانون گریزی اقتدارجویان، به تهدید علیه منافع ملت، میهن و نظام جمهوری اسلامی بدل شد. (more…)

نامه شدید اللحن 2 مرداد ماه مهدی کروبی به محسنی اژه ای وزیر اطلاعات رژیم کودتا

ژوئیه 25, 2009

حجت‌الاسلام و‌المسلمين جناب آقای محسنی اژ‌ه‌ای
وزير محترم اطلاعات
با سلام و تقدير از زحمات شما و همکارانتان و دلسوزان وزارت اطلاعات

اين روزها از آنچه که به ناحق بر مردم فهيم و با شعور ايران گذشت، بسيار سخن گفتيم، ولي هنگامي که در اين ايام به گفت و گو با زجرکشيدگان روز‌‌هاي تلخ پس از انتخابات رياست‌جمهوري دهم که روزهايي را به جرم اعتراض به نتيجه يک انتخابات در زندان گذاراندند نشستم، بسيار متاسف شدم از سرنوشتي که بر جمهوري اسلامي ايران مي‌گذرد. چنين بود که تصميم بر آن گرفتم تا با نگارش نامه‌اي از سر دلسوزي و دفاع از آرمان‌‌هاي بنيان‌گذار جمهوري اسلامي ايران و خون پاک شهدا، نکاتي را يادآور شوم.

اما چرا شما را خطاب نامه دلسوزانه خود قرار دادم. شايد بگوييد که بهتر بود به روساي سه قوه اعتراض و انتقاد خود را بيان مي‌کردم اما براي اين هم توضيحي دارم. اول انکه رياست محترم قوه مجريه را فردي برآمده از راي ملت نمي‌دانم و از انجا که دولت او را مشروع و قانوني نمي‌خوانم نامه‌اي هم به او نخواهم نوشت. دوم انکه جناب آقاي آيت الله سيد محمود‌هاشمي شاهرودي رياست محترم قوه قضائيه نيز در پايان دوران مسووليت خود به سر مي‌برد و اين روزها سخت مشغول روند انتقال مديريتي و چه بسا راحت شدن از هم و غم دنياست و سوم آنکه جناب آقاي دکتر علي لاريجاني رياست محترم قوه مقننه نيز در مظان اتهام اصولگراياني است که او را به جرم آزاد انديشي به نقد مي‌کشند. پس چار‌ه‌اي نبود جز انکه با شما به عنوان وزير اطلاعات کشور سخن بگويم. از طرفي ديگر، اين را فراموش نمي‌کنم شما يک روحاني هستيد که سالها در قوه قضاييه حضور داشته و سوابقتان شما را فردي با تکليف و پايبند به اصول اعتقادي، ديني و قانون جمهوري اسلامي ايران معرفي مي‌کند. (more…)

نامه سرگشاده موسوی، کروبی، خاتمی و دهها فعال اصلاح طلب به مراجع برای درخواست آزادی زندانیان سیاسی در بند رژیم کودتا

ژوئیه 25, 2009

برگرفته از سایت «موج سبز آزادی»

دهها چهره‌‌ی شاخص اصلاح طلب از جمله سید محمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی در نامه‌ی سرگشاده‌ای به مراجع تقلید، با اشاره سرکوب‌های صورت گرفته بعد از کودتای انتخاباتی، از مراجع خواستند به عنوان ملجأ ملت، در این موضوع دخالت کنند و به حکومت تذکر دهند که از اتحاذ شیوه‌های قانون‌گریزانه دست بردارد.

به گزارش «موج سبز آزادی» متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک مراجع عظام تقلید (ادام الله ظلهم)
سلام علیکم
همان‌گونه که استحضار دارید، همزمان با اعلام نتایج دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری، موج وسیعی از دستگیری‌ها از میان فعالان ستادهای انتخاباتی نامزدهای غیردولتی و شهروندانی که در راهپیمایی‌های مسالمت‌آمیز شرکت جسته بودند آغاز شد که در ادامه، با گسترش موج اعتراضات مردمی نسبت به تخلفات گوناگون و گسترده‌ای که در قبل، حین و بعد از انتخابات صورت گرفت، افزایش یافته و هنوز هم ادامه دارد. بازداشت‌های انفرادی و گروهی، از اقشار مختلف اجتماعی از جمله اساتید دانشگاه‌ها، فعالان سیاسی، روزنامه‌نگاران، که بدون صدور مجوزهای قانونی صورت گرفته و همراه با برخوردهای خشونت‌بار و استفاده از شیوه‌های بازجویی که یادآور دوران سیاه ستمشاهی است و بسیاری از امضاکنندگان این نامه در آن زمان خود بارها قربانی آن بوده‌اند، به هیچ روی زیبنده‌ی نظام و کشوری که داعیه‌ی برپایی قسط و عدل دارد، نبوده و نخواهد بود و چهره‌ی جمهوری اسلامی را در روح و جان هر ایرانی و نیز انظار جهانیان تیره و تار خواهد کرد.

(more…)

نامه همسر جلایی پور به زهرا رهنورد

ژوئیه 23, 2009

سرکار خانم زهرا رهنورد

با اهدای سلام و احترام

تا به امروز بارها قصد نوشتن چند خطی از سر دلتنگی و تنهایی برایتان را کرده بودم. برای نوشتن نامه ای به شما هی کلمات را خط زدم و از نو ردیف کردم و باز خط زدم و آخر منصرف شدم. نمیدانم چرا نوشتن برای شما از همه سختتر است. شاید به خاطر این که بار مسوولیتی سنگین و اندوهی عمیق از آنچه بر کیان ایران و ایرانی رفته است را به وضوح میشود در نگاهتان خواند. هیچگاه نخواستم حتی ذرهای بر آن بار بیفزایم. اما امروز دیگر نتوانستم چراکه امروز چهارشنبه، سی و یکم تیرماه درست ۵ هفته است که از حبس همسرم، محمدرضا جلایی پور و بیخبری از او میگذرد. این روزها همچون سالی بر من میرود و هر چهارشنبه که از راه میرسد و خبری از او نمیآید احساس میکنم نه به اندازه هفت روز که قدر هفت فصل و هفت سال پیر شدهام. عمیقا نگران و مستاصلم. احساس میکنم حتی یک نفر هم نیست که در آن قوه بیدادگستر، به داد من و امثال من برسد و محض رضای خدا هم که شده یک جمله راست بگوید. خسته ام از وعدهه ای توخالی و دروغی که بارها و بارها در این پنج هفته به من و خانواده ام برای آزادی همسرم داده شد و هدف از آنها تنها بازی با روان و اعصاب ما بود. (more…)

نامه جمعی از عکاسان مطبوعاتی به انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران در اعتراض به بی تفاوتی انجمن در مقابل دستگیری و فشار بر عکاسان

ژوئیه 19, 2009

http://akkasan.wordpress.com/

نامه سرگشاده ابراهیم نبوی به یزدی پس از سخنان اخیر او

ژوئیه 19, 2009

با اجازه از ابراهیم نبوی عزیز نامه او را اینجا نقل میکنیم :

جناب آقای شیخ محمد یزدی!

در گفتگو با خبرگزاری فارس از شما سخنانی نقل شده است که اصلا نه در شان و اندازه شماست، نه به شما مربوط است. نه سوابق و لواحق شما اقتضا می کند در جایگاهی بنشینید که این سخنان را بگوئید، نه خودتان رطب ناخورده ای هستید که منع رطب می کنید. نه نماینده دولتید که اگر اطرافیان هاشمی رفسنجانی از سوی «رئیس دولت قبلی» متهم به دزدی مثلا صد میلیارد شد، شما از طرف همان رئیس جمهور و دوستانش متهم به دزدی ششصد میلیارد تومان هستید. اصلا شما چکاره ای که بیش از رژیم تجویز شده از سوی مقامات مسوول شکر میل می فرمائید؟ (more…)

آقای خامنه ای ،خیلی از قطار عقب افتادید

ژوئیه 17, 2009

آقای خامنه ای ، دقیقا یک ماه پیش در این وبلاگ به شما هشدار دادیم که قطار انقلاب از ایستگاه راه افتاده و شما را پشت سر گذاشته است (لینک مقاله )   آقای خامنه ای در این یک ماه شما هر حیله ای در چنته داشتید به کار گرفتید تا قطار را متوقف کنید ولی همانطور که ما پیش بینی کرده بودیم قطار شتابان به پیش میرود و شما روز به روز عقبتر می افتید . باید اعتراف کنیم  گرچه میدانستیم که انقلاب در راه است و اینبار حکومت شما نمیتواند به روش معمول خود یعنی استفاده از خشونت عریان  آنرا سرکوب کند ولی حتی ما نیز پیش بینی نمیکردیم که قطار انقلاب به این سرعت پیش رود . گروهی از ما که از نسل سال 57 هستند به یاد دارند آن فراز و نشیبها و سیر کند انقلاب را در آن سالها ولی به دلایلی چند از جمله  درصد عظیم قشر جوان در هرم جمعیتی ایران ، با سواد شدن اکثریت جامعه و درصد بالای دانشجویان ، آزادیهای به دست آمده توسط زنان و گسترش تحصیلات در بین آنان ، شهری شدن گسترده جامعه در سی سال اخیر و سر انجام جهش عظیم تکنولوژی و سرعت یافتن جریان اخبار و ارتباطات این امر اتفاق افتاد و انقلاب حتی سریعتر از آنچه ما میپنداشتیم به پیش رفت .

امروز در نماز جمعه 26 تیرماه قطار یک ایستگاه دیگر به پیش رفت . شکاف درون حاکمیت عمیقتر شد و شما با احمدی نژاد و نیروهای اوباش سرکوبگرتان در یک سوی خندق و بخش عمده ای از حاکمیت در سوی دیگر خندق موضع گرفتند. آقای خامنه ای باز هم به شما میگوییم . به اعتقاد ما هنوز هم دیر نشده است . هنوز هم جناح دیگر به شما فرصت داده اند چون آنان خواستار سرنگونی کل نظام نیستند و همانطور که هاشمی گفت دغدغه نظام را دارند . بیایید و همانطور که به شما در آن مقاله و نوشته دیگری در همان روز نصیحت کردیم احمدی نژاد را به آب اندازید تا قایق سوراخ شده خود را که در این طوفان انقلاب در حال غرق شدن است نجات دهید . هیچکس از این که این دلقک پست فرومایه را برای نجات خود فدا کنید بر شما خرده نخواهد گرفت . بیایید و ابطال انتخابات و برگزاری یک انتخابات سالم تحت نظارت بین المللی را اعلام دارید تا از این مخمصه نجات یابید . آقای خامنه ای از سرنوشت شاه عبرت بگیرید . اگر اکنون کوتاه نیایید سقوطی دردناک در انتظارتان است .

“پیروزی نزدیک است “

“دور اندیش ”

نامه سرگشاده اعظم طالقانی به روحانیون و مجلس خبرگان

ژوئیه 16, 2009

اعظم طالقانی، فرزند اولین امام‌جمعه تهران پس از انقلاب، با ارسال نامه‌ای به مجلس خبرگان، به آنها هشدار داد که: کشور و تمامیت ارضی و ساختار سیاسی آن در معرض خطر قرار گرفته، و از آنها پرسید: آیا در این شرایط حساس و اضطراری که مردم به شما نیاز دارند بجای سرکشی به زندان‌ها و نهادهایی که در مقابل مردم قرار گرفته‌اند به تعطیلات تابستانی می‌روید؟

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعَادٍ. إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ

آن شبی که در بیدادگاه شاه (دادگاه عشرت‌آباد) آراء محکومیت ۹نفر از سران و مبارزین با رژیم شاهنشاهی قرائت می‌شد، مزدوران دادگاه فرمایشی تلاش می‌کردند جمعیت را متفرق و از محوطه دادگاه دور کنند تا خود بتوانند فرار کنند. آیت‌الله سیدمحمود طالقانی فریادی بر سر آنان کشید که میخکوب شدند، سپس با تکیه بر عصایش سوره «والفجر» را تلاوت نمود و به تفسیر آن پرداخت. آن مزدوران منتظر فرصتی بودند که از آن محیط خارج شوند. این واقعه در خاطر کسانی که رنج‌های بی‌عدالتی، تبعیض، ستم ستمکاران و استبداد را چشیده‌اند بسیار اثرگذار بود. بیش از یکصدو پنجاه نفر حاضر در آن بیدادگاه‌ها این آموزش انقلابی بودن و شجاعت، در ضمیرشان چنان رسوخ نمود که هنوز هم آثار آن در زندگی‌شان مشاهده می‌شود. (more…)

نامه 21 تیرماه همسر زید آبادی به شاهرودی

ژوئیه 13, 2009

به نقل از سایت نوروز

مهدیه محمدی، همسر احمد زیدآبادی روزنامه نگار و فعال سیاسی که نزدیک به یکماه است در بازداشت به سر می برد، طی نامه ای خطاب به رییس قوه قضاییه به شرح موارد مغایر با قانون که در روند بازداشت همسرش و وقایعی که پس از آن برای او و خانواده اش رخ داد، پرداخته است.
محمدی همچنین در نامه خود ضمن اشاره به بخشنامه اخیر رییس قوه قضاییه مبنی بر ممنوعیت مصاحبه با رسانه‌های خارجی به محدودیت های اطلاع رسانی از طریق مطبوعات و رسانه های داخل کشور اشاره کرده و می گوید: این حق و بلكه تكلیف شرعی من است كه جامعه را از ظلم رفته بر خویش آگاه نمایم و طبیعی است وقتی همه راههای داخلی از رادیو و تلویزیون گرفته تا روزنامه ها و مطبوعات مسدود گشته اند، راهی جز مصاحبه و اطلاع رسانی از طریق رسانه های خارجی باقی نخواهد ماند. (more…)

نامه‌ی سرگشاده جمعی از رزمندگان دفاع مقدس به آیت‌الله خامنه‌ای

ژوئیه 11, 2009

http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news1/print/18720/

بسمه تعالی
حضورمحترم رهبرمعظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه‌ای
با سلام واحترام

تلقی ما تا کنون از ولایت فقیه دست کم براساس آنچه در آموزه‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی مرحوم امام (ره) و برخی فرمایشات حضرتعالی و همچنین نص قانون اساسی دیده‌ایم ، حاکمیت بنده‌ای صالح بر جامعه است که به دلیل داشتن شرایط لازم صلاحیت رهبری پیدا می‌کند و درعین حال از طریق خبرگان مقبولیت عامه را هم به دست می‌آورد. و به همین دلیل مرز مشخصی را بین نظام ولایت فقیه ونظام سلطنت خود کامه قائلیم ، بنا براین وقتی با شما به عنوان مقام رهبری سخن می‌گوییم درنظرخود بنده‌ای از بندگان خدا مجسم می‌کنیم که کمر به خدمت به خلق خدابسته است ؛ وهمین تلقی به ما به عنوان کسانی که سالها در جبهه‌های نبرد علیه دشمن متجاوز در خدمت اهداف انقلاب اسلامی بود ه ایم جسارت می‌دهد که با شما سخن بگوییم ، درغیر این صورت جای مواخذه داشتیم که چرا پا از گلیم خود درازتر کرد ه ایم و بالاترین مقام نظام را مخاطب قرارداده ایم ، که البته اگر خدای ناکرده چنین بود دیگر نه با یک نظام اسلامی و مردمی بلکه با یک نظام خودکامه سلطنتی مواجه بودیم . (more…)

نامه مهم 19 تیر کروبی به شاهرودی در مورد آزادی بازداشت شدگان و رژیم کودتا

ژوئیه 11, 2009

بسمه تعالی

حضرت آیت الله‌هاشمی شاهرودی
ریاست محترم قوه قضائیه
با سلام و احترام

همانطور که می‌دانید اصل جمهوریت از اصول اساسی نظام است و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) نیز با توجه به تجربه صدر مشروطیت که جریاناتی با رای و حاکمیت مردم مخالف بوده و راه به استبداد می‌بردند و به قول مرحوم آیت الله نائینی که استبداد دینی را بدترین نوع استبداد می‌دانست،‌ فرمودند «میزان رای ملت است » و با چنین اعتقادی بود که علی رغم وجود نگرانی‌ها نسبت به سلامت انتخابات در عرصه این انتخابات حضور یافته و مردم را نیز به حضور گسترده در این عرصه دعوت کردم،‌ ولیکن سرنوشت انتخابات به گونه‌ای رقم خورد که جمهوریت نظام زیر سوال رفت. اینک نگرانی‌های بنده نسبت به انحراف در جمهوری اسلامی از آرمان‌های بنیان گذار آن موجب شد تا همان طور که چندی پیش همطراز شما در حکومت به دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام می‌پرداختم امروز در جایگاه دیگری در مقام دفاع از آن برآیم.  (more…)

نامه بهمن فرمان آرا به ملت ایران در مورد مخالفت با کودتا

ژوئیه 8, 2009

فرمان آرا

نامه برندگان جایزه صلح نوبل به دبیر کل سازمان ملل و درخواست فرستادن نماینده ویژه به ایران

ژوئیه 8, 2009

به نقل از خبرنامه گویا – به گزارش خبرگزاری های بین المللی گروهی از برندگان جایزه صلح نوبل اعلام کرده اند که سازمان ملل باید از ایران بخواهد زندانیان سیاسی که در جریان ناآرامی های پس از انتخابات در ایران بازداشت شده اند را آزاد کند.

از جمله شخصیت های برجسته بین المللی که نامه به بانکی مون را امضا کرده اند اسقف دزموند توتو، کیم دایی جونگ، رئیس جمهور سابق کره جنوبی و ایلای ویسل، بازمانده هولوکاست هستند.

(more…)

راهپیمایی سرنوشت : 18 تیر بر علیه اهریمن کودتا به پا خیزیم

ژوئیه 7, 2009

مردم دلیر ایران اینک روز سرنوشت از راه میرسد . روزی که شاید سرنوشت ملت در یک سو و کودتاچیان در سوی دیگر را رقم زند . برخیزید که اینک نه جای نشستن و سکوت است ، اینک وقت خیزش و نبرد است . اگر یک روز ، آری فقط یک روز در زندگی باید خطر کرد آن روز اکنون است . به تاسی از پیشینیانمان در جنبش مشروطه ، جنبش ملی کردن نفت و انقلاب 57 به پا میخیزیم و نشان میدهیم که کم از آن دلیر مردان و دلیر زنان نداریم . اگر روز 18 تیر به خیابان نیاییم جنبش دموکراسی ملت ایران ضربه ای خواهد خورد که کمر راست کردن از آن آسان نخواهد بود . نسل ما نشان خواهد داد که آماده فداکاری و جانفشانی برای نسلهای آینده ایران است . در 18 تیر دموکراسی را به نسلهای آینده میهنمان هدیه کنیم ، با خون و گوشت و پوست خود به میدان رویم که هیچ نیرویی و ارتشی قدرت سرکوب یک خلق یکپارچه و متحد را که آماده فداکاری در راه آزادی است ندارد . در 18 تیر همه با هم بر اهریمن کوردل کودتا هجوم خواهیم برد و آینده ملت ایران را برای همیشه رقم خواهیم زد.

نامه فرزندان بهزاد نبوی به او در زندان به مناسبت روز پدر

ژوئیه 7, 2009

از سایت

http://releaseourmembers.blogspot.com/2009/07/blog-post_07.html

پدر عزیزم، سلام!

امروز ۱۳ رجب است، تولد مولایمان علی‌، و مطابق هر سال می‌خواهم روز پدر را به تو تبریک بگویم. اینبار اما با دفعات گذشته تفاوت دارد. اینبار تو در بند هستی‌ و من مجبورم برایت یاد داشتی بنویسم تا بعد‌ها بدانی که در این روز به یادت بودم.

(more…)

بیانیه جدید حزب کارگزاران در مورد غیرقانونی بودن نتیجه انتخابات

ژوئیه 6, 2009

به نقل از بی بی سی 15 خرداد :(هاشمی به روش معمول هنوز هم به نعل میزند و هم به میخ)

حزب کارگزاران سازندگی، از احزاب اصلاح طلب که به اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت و مجلس خبرگان رهبری نزدیک است، نتیجه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را قابل پذیرش ندانسته است.

این حزب با انتشار بیانیه ای گفته است «اکنون که نتایج اعلام شده انتخابات به تائید شورای نگهبان رسیده است اعلام می‌نمائیم که به دلیل ناسالم بودن روند برگزاری انتخابات، تخلفات گسترده در برگزاری انتخابات و نیز جانبداری اکثریت اعضای شورای نگهبان از یک کاندیدای خاص، نتایج این انتخابات مورد پذیرش نمی‌باشد.»

(more…)

چه باید کرد: بیانیه شوراهای مردمی در مورد راهکارها و تکنیکهای جنبش ضد کودتا

ژوئیه 6, 2009

اولین  بیانیه شوراهای مردمی در مورد راهکارها و تکنیکهای جنبش ضد کودتا

جنبش ضد کودتا در پیچی تاریخی از تکامل خود قرار دارد . آنچه در کشور ما رخ داده به دور از هرگونه پرده پوشی و تعبیرات دیگر یک کودتا بر علیه رای مردم بود ه است . دولتی دیکتاتور و خود کامه حتی اجازه انتخاب یکی از کاندیداهایی را که خود برای انتخابات تایید کرده بوده به مردم نداد ه و جرزنی آغازیده که فقط یک نفر و بس . بی هیچ تردیدی ملت ایران اکنون در برابر یک کودتا ی آشکار بر علیه رای و خواست خود قرار دارد . انتظار رحم و شفقت از کودتاچیان بیهوده است که اشک کباب باعث طغیان آتش است و ملت چاره ای جز آن ندارد که آنان را زیر مشت قدرتمند خود له کند .

رهبران جنبش موسوی و کروبی بر سر جنبش ایستاده اند و بر خلاف افرادی همچون خاتمی و هاشمی عقب نشینی نکرده اند . ولی این رهبران نیز ظرفیتی دارند و بیش از آن نمیتوان از ایشان انتظار داشت . موسوی و کروبی بارها و بارها با اعلامیه ها و سخنان و اعمال خود نشان داده اند که تنها توانایی حرکت در داخل محدوده نظام را دارند و به هر دلیل جرئت خروج از خطی را که نظام به دور ایشان کشیده ندارند . آنها هنوز منتظر «اجازه» دولت کودتا برای تظاهرات و اقدامات دیگر اعتراضی هستند . این به آن میماند که مصدق بعد از کودتای 28 مرداد یا آلنده بعد از کودتای شیلی منتظر اجازه از شاه و پینوشه برای مبارزه با کودتا و کودتاچیان باشند . آنها به دنبال ایجاد انجمنهای کوچک محفلی برای حرکت از پشت پرده هستند همان که در سی سال اخیر به آن عادت کرده اند. آنها به احتمال زیاد از اعتراضات گسترده بیم دارند چون اگر مردم به خیابانها بیایند خواستهای بسیار رادیکالتری مطرح خواهد شد که در محدوده جمهوری اسلامی محدود نخواهد ماند . کنترل و اداره این خواستها از توان رهبران کنونی جنبش خارج است و آنان را به تفکری دوباره در مورد ادامه اعتراضات خیابانی مستقل وامیدارد و دچار تزلزلی میسازد که شاهد هستیم .

هرچه هست ، باید به آنچه اکنون در دست ماست دلخوش داریم که سیاست ،میدان کار با آنچه واقعا داریم است و نه تبعیت از خواب و خیال . به این سبب مبرمترین نیاز جنبش ضد کودتا در لحظه فعلی آن است که در عین تکیه بر رهبری موسوی و کروبی به عنوان نماد جنبش هر چه زودتر اقدام به تشکیل شوراها و کمیته های مردمی مستقل کنیم . هیچ جنبش مردمی و انقلابی در طی تاریخ بدون استخوانبندی و ستون فقرات شوراهای مردمی به پیروزی نرسیده است .

جنبش مقدس ملت ایران هنوز بسیار جوان است و زود است انتظار دویدن از کودکی که تازه دوهفته است به دنیا آمده . ولی در همین مدت کوتاه جنبش بسیار رشد کرده و مردم در خیابانها هم تکنیکهای جدید مبارزه را فرا گرفته اند و هم به تدریج به شرایط سخت یک جنبش کودتا عادت میکنند. واقعیت این است که اکنون ترس مردم و به خصوص نیروهای فعال ضد کودتا وجوانان از سرکوب و چماق ریخته است . اکنون باید هدف اصلی رهبران مستقل مردمی ، که به سرعت از درون جنبش سر بر می آورند، برقرار کردن ارتباط با دیگر رهبران و نمایندگان مستقل باشد . ، جنبش بدون رهبری و اتحاد سرانجامی جز شکست نخواهد داشت . بدون شوراهای مستقل جنبش مانند غولی است بدون سر و بدون مغز که هر چند قوی ولی نیروی عظیم آن هدر خواهد رفت . بدون رهبری و هدایت شوراها شور عظیم توده مردم در پروژه های محلی بی هدف تحلیل میرود . در یک کلام شوراها آن اسکلتی است که عضلات قوی انقلاب به دور آن آویخته و مغزی است که بدن انقلاب به هدایت آن به پیروزی میرسد .

به خصوص در شرایط خاص این جنبش ، که رهبری ناتوان و عاجز و ترسان است از هزینه کردن و به خیابان کشاندن مردم برای تظاهرات و اعتصابات ، و مذاکرات پشت پرده را بر تکیه بر جنبش مردمی ترجیح میدهد ، ما باید شوراهای مستقل را هرچه زودتر تشکیل و گسترش دهیم . رهبران باید با یکدیگر متحد شوند و به سرعت شوراهای رهبری جنبش را تشکیل دهند . شوراها باید در سطح محلات مختلف شهر و در محلهای کار و هرجا که مردم به دلیلی گرد هم آمد ه اند ایجاد شوند . رهبران نمادین شوراها البته موسوی و کروبی هستند و هدف فعلی شوراها بسیار روشن است تا مردم سرگردان و حیران نباشند .باید به خاطر داشت که هیچ جنبشی بدون یک هدف مشخص روشن به نتیجه نمیرسد . هدف فعلی ما خیلی ساده و روشن است : » ابطال انتخابات و برگزاری یک انتخابات سالم قانونی با نظارت بین المللی » . باید در لحظه فعلی مردم ایران را به دور این پرچم گرد آورد . در زمان نبرد تبریز در انقلاب مشروطه نیز هدف بسیار روشن بود : سرنگونی محمد علیشاه و برقراری دوباره مجلس شورای ملی. در انقلاب سال 57 هدف سقوط شاه بود ، بسیار ساده و روشن و بسیار آسان برای اتحاد مردم به دور پرچم انقلاب . اکنون هم هدف ابطال انتخابات خواهد بود . لااقل در لحظه کنونی و تار سیدن به آن هدف هیچ مقصد دیگری را نباید فراروی جنبش قرار داد و مردم را سردرگم کرد. وقت بسیار داریم پس از احراز آن هدف تا به افقهای دوردست تر نیز بنگریم ولی باید بدانیم که رهبری فعلی جنبش ظرفیتی بیش از این ندارد و در صورت اتخاذ هدفهای رادیکالتر عقب خواهد کشید و جنبش را بدون نماد و سمبل خواهد گذاشت .

وقتی هدف مشخص شد اتخاذ تاکتیکها و روشهای مبارزه آسان است . در واقع هم اکنون مردم مبارز و دلیر ما این تاکتیکها را در خیابانها و به صور ت عملی آموخته اند و هر روز روشهای جدیدتری نیز به لیست روشهای مبارزه می افزایند . توده عظیم مردم ، وقتی همه مغزهایشان را روی هم بگذارند کم از یک نابغه ندارند که هر لحظه روشهای بهتر مبارزه را می آموزد و خلق میکند . همینجا چند تکنیک را که ما خود از جنبش فعلی ، انقلاب 57 و سایر جنبشهای مردمی فرا گرفته ایم ذکر میکنیم :

–             جنبش باید آماده خون دادن و هزنیه کردن باشد . انقلاب یک بازی بی خطر نیست . هیچ انقلابی بدون فداکاری و خون دادن به پیروزی نرسیده است . بر خلاف موسوی و کروبی که میخواهند خون از دماغ کسی نریزد باید به مردم حقیقت را گفت و آنان را برای خون دادن و فداکاری آماده کرد . خوشبختانه ملت دلیر ایران بارها در طی تاریخ ثابت کرده اند که آمادگی فداکاریهای عظیم برای پیروزی انقلاب را دارند . از تبریز زمان ستارخان گرفته تا انقلاب سال 57 مردم ایران هیچگاه از قربانی دادن برای پیروزی انقلاب نهراسیده اند . البته شوراهای مردمی سعی خواهند کرد این هزینه حداقل باشد و تکنیکهایی را اتخاذ خواهند کرد که کمترین آسیب به نیروهای مردمی وارد شود ولی در عین حال باید واقعیت را به مردم گفت که این یک کارناوال شهری نیست بلکه یک انقلاب است و همه باید آماده فداکاری باشند .نباید گذاشت ترسوهایی که با دیدن جاری شدن خون از دماغ کسی دستور بازگشت به خانه ها را میدهند رهبری جنبش را در دست گیرند

–                تظاهرات خیابانی موضعی فرسایشی . در این مورد میتوان به سخنان سازگارا و دیگران استناد کرد که تاکتیکهای تظاهرت خیابانی را به خوبی توضیح داده اند . رهبرای فعلی جنبش ، موسوی و کروبی ، به دلیلی که ما نمیدانیم جرات کشاندن مردم به خیابانها را ندارند . ولی هیچ انقلابی فقط با شعار از پشت بامها به پیروزی نرسیده است . باید مردم ، با آمادگی برای قربانی دادن ، به خیابانها بیایند تا کودتا شکست بخورد . اگر به شعار بر پشت بامها اکتفا کنیم جنبش به تدریج سرد میشود و میمیرد . انقلاب فقط با به خیابان کشاندن  مردم است که زنده میماند و رشد میکند. مانند انقلاب سال 57 تظاهرات باید فرسایشی باشد و روزها و روزها ادامه یابد تا نیروی نظامی و سرکوبگر رژیم به تدریج فروپاشد . هیچ جای دنیا یک نیروی سرکوبگر و یک کودتا با یکی دو روز تظاهرات مسالمت آمیز سقوط نکرده است ، باید تظاهرات را ادامه داد . برای کاستن از هزینه ، تظاهرات باید سریع ، موضعی و متحرک باشد . رهبران جنبش و شوراها باید برنامه ریزی هر روزه داشته باشند و طرفداران خود را هدایت کنند که هر روز در کجا های شهرگرد آیند . به محض فرارسیدن نیروهای سرکوب تظاهرات باید متفرق شود و همجون جیوه مواج در نقطه دیگری از شهر فرم بگیرد . به علت حمایت مردم از تظاهر کنندگان هر گروه کوچک تظاهر کننده میتوانند به سرعت تظاهرات موضعی را گسترش دهند و آنرا تبدیل به یک تظاهرات عظیم کنند و سپس با فرارسیدن نیروهای سرکوبگر مردم را متفرق کرده و خود به سرعت در میان جمعیت حل شده و از جای دیگر سر در آورند . از مردم باید خواست با شعار دادن و بوق زدن و سایر روشها از هسته های تظاهر کننده حمایت کنند . محلهای تظاهرات باید نقاط مرکزی و حساس شهر ، میادین مهم ، در برابر ساختمانهای مهم دولتی ومردمی و غیره باشد . کودتاچیان از هیچ چیز بیش از تظاهرات مداوم نمیترسند و نیروهای انتظامی آنان سرانجام سرسام گرفته و خسته شده و از هم خواهد پاشید .

–               ارتباط با مردم . شوراها بدون ارتباط با مردم دوام نخواهند داشت . مغز بدون شبکه اعصابی که رابط بین بدن و مغز است نمیتواند بدنه جنبش را هدایت کند . تکنولوژی مدرن روشهای بسیار نیرومندی برای گسترش سریع ارتباطات فراهم آورده ولی فراموش نکنیم که همه مردم ، توده مردم ، هنوز به اینترنت و حتی تلفنهای موبایل دسترسی ندارند . روشهای موثر و امتحان پس داده انقلابهای سابق را از یاد نبریم . شبنامه ها و بیانیه های کوتاه چاپی که به حجم زیاد بین مردم تو زیع میشود باید یکی از روشهای اساسی ارتباط با مردم باشد . نقش دیوار نوشته ها را نیز از یاد نبریم . دیوارها را با شعارهای ضد کودتا باید پوشاند . یادمان نرود مبارزه فرساینده و خنده دار نیروهای شاه را با شعار های دیواری و شعار » ننگ با رنگ پاک نمیشود» . به جای تلوزیون ماهواره به فکر رادیوهای موج کوتاه باشیم حتی رادیوهایی که از داخل کشور با مردم تماس بگیرند . گروههای آکسیون تظاهرات و اعتصابات را باید تا حد امکان به وسائل مخابراتی مستقل از شبکه های مخابراتی دولتی مجهز کنیم .

–           هر جنبش مردمی در کنار فداکاریها ی داوطلبانه مردم احتیاج به صرف هزینه های مالی دارد . چاپ شبنامه ها ، برقراری ارتباطات ، نقل و انتقال رزمندگان ، همه و همه به پول احتیاج دارند و شوراهای مردمی باید خیلی سریع بیاموزند چگونه کمکهای مالی توده ها را سامان دهند . شوراها باید بهترین روشها برای دریافت کمکهای مالی و هزینه آن را مورد استفاده قرار دهند .

–             تحصن های توده ای و تحصنهای نخبگان . یکی از روشهای موفق انقلاب مشروطه و انقلاب سال 57 اتخاذ تاکتیک تحصنهای توده ای و تحصنهای نخبگان در مکانهایی بود که حکومتهای زور و سرکوب جرئت حمله به آن مکانها را نداشتند . شوراها باید مکانهایی برای تحصنها را فراهم کنند . تحصنها توان جنبش را بسیار بالا میبرند چون تبدیل به مراکز اعصاب و تصمیم گیری جنبش میشوند و شوراهای مرکزی جنبش را به وجود می آورند . تشکل مردم برای حمایت از تحصنها نطفه های نیروهای دفاعی مستقل مردم بر علیه نیروهای کودتا را فراهم می آورد . تحصنها مکان تبادل نظرات نخبگان ، تصمیم گیریها ، و خبر گیری مردم از قدمهای بعدی جنبش خواهند بود .

–            تشکیل آرام نیروهای مقاومت و دفاع مردمی . چون سرانجام زمان رودررویی اساسی فرا خواهد رسید . همه دیکتاتوریها و کودتاهایی که گرفتار مبارزات مردمی شده اند سرانجا م در یک رعشه نهایی سعی خواهند کرد جنبش را در خون غرق کنند . وقتی آن لحظه فرا رسید ، نیروهای دفاعی خلقی که در کوره مبارزات خیابانی و دفاع از تظاهرات مسالمت آمیز مردم آبدیده شده و تجربه آموخته به میدان خواهد آمد و در کنار مردم خون را با خون پاسخ خواهد داد و از قتل عام عمومی جلوگیری خواهد کرد .

–            و سرانجام اعتصاب و اعتصاب و اعتصاب که پیروزی جنبش ضد کودتا بدون آن سخت خواهد بود . راه انداختن و شروع کردن اعتصاب آسان نیست و روزها و هفته ها و شاید ماهها وقت بگیرد ولی آن هنگام که سرانجام کمیته های اعتصاب در ادارات و کارخانجات بزرگتر شکل بگیرند دیگر باید فاتحه دولت کودتا را خواند چون اعتصاب کنترل ارگانهای اجرایی و تولیدی را از دست دولت به در آورده و در اختیار کمیته ها و شوراهای اعتصابی و از آن طریق در اختبیار رهبری جنبش قرار خواهد داد .

–             یاری گرفتن از جناحهای مخالف حکومت که هنوز در بدنه حکومت جای دارند و اخراج نشده اند . کودتای فعلی در ایران با این ضعف عمده روبروست که بخش قابل توجهی از حکومتگران با رهبر کودتا مخالفند و از او دل خوشی ندارند . وقتی رضایی آشکارا گفته است که احمدی نژاد کشور را به لبه پرتگاه سقوط کشانده است آشکار است که مخالفت با او درون حکومتگران بسیار وسیع است . باید از این شکاف استفاده کرد و با تماس با جناحهای مخالف با احمدی نژاد از آنان خواست هرچه وسیعتر در جنبش ضد کودتا شرکت کنند .

در انتها بگوییم که مردم ایران دو گزینه پیش روی دارند . یا شکست کودتا و ابطال انتخابات و برگزاری انتخاباتی آزاد و یا فاجعه ای تلخ با ادامه حکومت ناپلئون کوتوله کودتای 22 خرداد . این ناپلئون که اکنون انتقامجو و خشمگین نیز شده است کشور را بی تردید به سوی نابودی سوق خواهد داد . این ناپلئون دیگر از قدرت جدا نخواهد شد و اگر بر جنبش مردمی فعلی پیروز شود با حمایت نیروهای ارتشی که حامی اصلی او هستند حکومت خود را دائمی کرده و همچون استالین و هیتلر فاجعه ای تاریخی برای ملت ایران به ارمغان خواهد آورد .

بیانیه 12 تیر آیت الله صانعی در مورد سرکوبهای کودتا و ادامه مقاومت

ژوئیه 3, 2009

بسمه تعالي

«وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ»

ملت عزيز و شريف ايران اسلامي
در روزهاي گذشته همگان شاهد حمله به دانشگاهها و خوابگاه دانشجويان و ضرب و جرح، قتل و به زندان افکندن عده  زيادي از فرزندان اين مرز و بوم بوده ايم تا جائيکه در آمار رسمي خبر از کشته شدن حدود بيست نفر و زنداني شدن بيش از هزار نفر داده شده است و همچنين شاهد پخش اعترافات برخي از زندانيان در رسانه هاي انحصاري بوده ايم که بر همه واضح است  اين اعترافات حداقل به علت زنداني بودن متهمين و شرايط خاص آنها از نظر شرعي، قانوني و عقلائي هيچ گونه ارزشي نداشته و ندارد؛ لکن نبايد اينگونه ظلمها، آزار و اذيت ها، ترفندها، مکرها؛ دروغها و … موجب يأس و نا اميدي در راه احقاق حق شرعي و قانوني و حاکميت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا اميدي از رحمت خداوند خود از معاصي و گناهان کبيره است؛ خلاف وعده نصر و پيروزي قرآن به مسلمانان نيز مي باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».

و چگونه چنين نباشد حال آنکه علي رغم تمام سانسورهاي خبري، از محدوديت سايت هاي خبري گرفته تا تعطيلي روزنامه ها و دستگيري فعالين رسانه اي و سياسي و حتي قطع پيام هاي کوتاه، آگاهي عمومي و جهاني از وقايع اخير  روز به روز در حال افزايش است، که خود نتيجه حرکت آگاهانه و همراه با متانت ملت بزرگ ايران است. اميد آنکه راه دفاع از حقوق مردم و حفظ عقايد ديني آنها مخصوصاً جوانان و حفظ جمهوري اسلامي همراه با درايت، متانت، آگاهي بخشي و آرامش و امنيت و استفاده از قانون اساسي به معناي واقعيش و بهانه ندادن به دست ستمکاران، ادامه يابد که استقامت شرط موفقيت است و چگونه چنين نباشد حال آنکه کانديدهاي معترض به مسئولين انتخابات و روند و نتيجه آن و نظر شوراي نگهبان همانگونه که در نامه حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي کروبي (دامت افاضاته و برکاته) و يا در بيانيه دوست مکرم، مؤمن و يار باوفاي امام امت (سلام الله عليه) جناب آقاي مهندس موسوي (دام عزه و توفيقه) آمده است؛ از نظر سياسي و قانوني مشروعيت دولت را مورد سوال قرار داده و آنرا نفي مي نمايند که نشانگر عدم اقناع آنان و توده زيادي از مردم از شبهات پيش آمده در انتخابات است که خود بواسطه کاهش پشتوانه و حمايت هاي مردمي، مي تواند موجب ناکارآمدي دولت گردد و ممکن است ادامه اش موجب مشکلات حقوقي و مدني شود.

در پايان به تمام نيروهايي که بايد حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند  تذکر مي دهم که هيچ فرمان و دستوري نمي تواند مجوّز و عذري براي تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصيت و ذنب لايغفر است ـ گردد که لاطاعة لمخلوق في معصية الخالق چه رسد به آنکه  موجب ضرب و جرح و يا قتل گردد که مستوجب خذلان دنيوي و عذاب اخروي است.

يوسف صانعي
12/4/1388
10رجب المرجب1430

بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در مورد کودتای احمدی نژاد

ژوئیه 1, 2009

ملت شریف ایران

همان گونه که انتظار می رفت شورای نگهبان قانون اساسی روز گذشته صحت انتخابات ریاست جمهوری دهم را تأیید کرد. در نامه دبیر این شورا به وزیر کشور آمده است که شورا موارد اعلامی از سوی کاندیداهای معترض را از «مصادیق تخلف یا تقلب انتخاباتی خارج» دانسته و تخلفات موجود را «بعضاً تخلفات مختصری» می داند «که وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود و غیرقابل اعتناست»، مستند شورای نگهبان در اعلام این نظر باز شماری صوری ده درصد از صندوق های رآی در سراسر کشور توسط همان کسانی است که انتخابات شبهه برانگیز و سراسرتخلف اخیر زیر نظارت آنها انجام شده است. این درحالی است که بازشماری صوری آراء خواسته هیچ یک از کاندیداهای معترض نبوده است. به این ترتیب براساس آنچه که در نامه دبیر شورای نگهبان آمده است، مواردی نظیر موضوع چاپ میلیونها تعرفه اضافی با کد و بدون کد، و درعین حال اتمام برگه های رأی در ساعات اولیه انتخابات در بسیاری از استان ها، پلمب صندوق ها در غیاب نمایندگان نامزدها، عدم تمدید زمان رأی گیری درحالی تعداد فراوانی رأی دهنده در انتظار رسیدن نوبت بودند و توقف رأی گیری قبل از پایان زمان رأی گیری، کارشکنی در نظارت نمایندگان نامزدها بر صندوق های رأی، قطع سیستم پیام کوتاه در کشور و خطوط تلفن کمیته صیانت از آراء ستاد موسوی از روز قبل از انتخابات که امکان نظارت و اطلاع به موقع از تخلقات در سراسر کشور را منتفی کرد، مشارکت بیش از صد در صد واجدان شرایط در 70 و مشارکت بین 95 تا 140 در صد واجدان شرایط در 170 شهرستان کشور، انتقال صندوق های رأی به سایت های تجمیع آراء بدون حضور و نظارت نمایندگان کاندیداها، اخراج نمایندگان کاندیداها از سایت های تجمیع آراء و شمارش آراء در غیاب ایشان، و … ظاهراً از نظر این شوری تخلفاتی «غیر قابل اعتناست» که «وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود» است .
آنها به رغم تمدید 5 روزه در رسیدگی به شکایات حتی ضرورتی ندیدند راهکار مشخص مهندس موسوی را مبنی بر مقایسه کدهای ملی نوشته شده در ته سوش برگه های رأی با کدهای ملی شهروندان در سیستم رایانه سازمان ثبت احوال اجرا کنند تا میزان و وسعت تنها یکی از موارد تخلف و تقلب آشکار شود.

ملت شریف ایران

با توجه به ترکیب اعضا و عدم استقلال شورای نگهبان، بویژه پس از تأیید صریح انتخابات از سوی رهبری و حمایت ایشان از احمدی نژاد، آن هم در مهلت قانونی بررسی صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان، توقعی جز تأیید صحت انتخابات از سوی این شورا نمی رفت. اگرچه این حمایت و تأیید هرگز نمی تواند عدم عمل شورای نگهبان به مسئولیت های قانونی خود در امانت داری و حراست از رأی مردم را توجیه کند.

همچنین روشن بود مواردی نظیر تمدید 5 روزه برای رسیدگی همه جانبه به شکایات و اعتراضات نیست، چنان که چنین رسیدگی ای عملاً صورت نگرفت. مهلت 5 روزه می توانست نشانه ای باشد تا افکار عمومی استقلال شورای نگهبان را باور کند و نیز فرصتی باشد تا با تبلیغات یک سویه صدا و سیما و دهها ساعت مصاحبه و میزگرد با مسئولان انتخابات و وزرای کشور و اطلاعات و … افکار عمومی برای شنیدن تأیید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان آماده شود.

ملت شریف ایران

به هر تقدیر اعلام صحت انتخاباتی که اکثریت شما مردم به رغم سرکوب گسترده اعتراضات مدنی و قانونی به نتایج مهندسی شده آن و دهها شهید و صدها مجروج و دستگیری هزاران تن و به رغم بمباران تبلیغاتی بی سابقه و تحریف ها و خلاف نمایی های گسترده، به صحت آن باور نداشته مشروع نمی دانید، به معنای بلاموضوع شدن انتخابات در کشور، نفی حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و اداره امور خویش و تلاشی آشکار برای پایان دادن به جمهوریت نظام و درعین حال نشانه آغاز دوره ای جدید از تلاش و مبارزه برای بازگرداندن جمهوریت و دفاع از مردمسالاری است.

با اعلام نظر شورای نگهبان پرونده انتخابات آزاد تا آینده ای نامشخص بسته شد و به این ترتیب انتخاباتی که می رفت تا به یکی دیگر از افتخارات ملت شگفتی ساز ایران در طول تاریخ معاصر تبدیل شود، به دست حاکمیت کنونی به نقطه سیاهی در تاریخ این ملت تبدیل شد.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن ابراز تأسف عمیق خود از این همه بی تدبیری و این همه استعداد و مهارت در فرصت سوزی و تبدیل فرصت ها به تهدیدها اعلام می دارد دولت برآمده از انتخاباتی که ملت صحت آن را نپذیرفته و بر ابطال آن پای می فشارد، فاقد مشروعیت و وجاهت قانونی است. سازمان به عنوان تشکلی معتقد و ملتزم به آرمان های ملت در انقلاب اسلامی ایران و ملتزم به اصول اسلامیت و جمهوریت نظام، ضمن تأیید و حمایت کامل از اعتراضات مدنی، قانونی و مسالمت آمیز ملت آگاه ایران به نتایج انتخابات و نیز حمایت کامل و تقدیر و تشکر از مواضع قاطع جناب آقای میر حسین موسوی وظیفه خود می داند با استفاده از تمامی ظرفیت های قانونی به مبارزه قانونی و مسالمت آمیز علیه دولت غیر قانونی پرداخته، تمام مساعی خود را برای بازگرداندن جمهوریت که ضامن اسلامیت نظام نیز هست به کار بندد.

و ما توفیقنا الا بالله العزیز الحمید و مانرید الا الاصلاح علیه توکلنا و الیه انیب

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

88/4/9