Posts Tagged ‘محسن سازگارا’

آدرس یک وبسایت خیلی جالب : حتما چک کنید

اوت 13, 2009

http://irangreenrevolution.wordpress.com/

از این پس میتوانید سخنان سازگارا را مستقیم روی ماهواره هرشب ببینید

اوت 10, 2009

سخنان 14 مرداد سازگارا در مورد تظاهرات روز تحلیف

اوت 5, 2009

سلام
چهارشنبه ۱۴ امرداد ۱۳۸۸ و ۵ آگوست ۲۰۰۹ میلادی
البته عملاً احتمالاً این [ویدئویی] که دارم ضبط می‌کنم، زودتر از ۱۴ مرداد نصب خواهد شد روی وب‌سایت و یوتیوب؛ برای اینکه روز چهارشنبه ساعت ۹ صبح، آکسیون سراسر کشور هستش. من فکر کردم که این رو زودتر صحبت بکنم، دلواپس بودم از اینکه بعضی سفارش‌هایی که می‌خوام بکنم و با همدیگه مرور بکنیم، یک وقت دیر نشه. بنابراین امیدوارم که امشب تا آخر شب نشده، روز سه‌شنبه، شبِ چهارشنبه این در دسترس شما باشه؛ ولی خوب تاریخ چهارشنبه ۱۴ مرداد رو می‌زنیم.
من یک بار دیگه باید توصیه‌هایی رو انجام بدم…

ما روز تحلیف که قرار گذاشتیم روز چهارشنبه، روز صدور فرمان مشروطیت [ساعت] ۹ صبح در تهران و تمام شهرها جمع بشیم، یادمون باشه این قرار نیست آخرین آکسیون ما باشه؛ خودمون رو بی‌خودی هدر بدیم یا خدای نکرده به دردسر بندازیم؛ همون‌جوری که از روز اول هم صحبت کردیم، ما یک دوی سرعت صد متر نداریم برسیم اون تَهش تموم بشه؛ یک دوی ماراتون داریم که باید سازماندهیمون رو و انرژیمون رو درست تقسیم بکنیم که بتونیم گام به گام بریم برسیم به انتهای پیروزی که پایین کشیدن کودتاچی‌ها و محاکمه کردن اونهاست. بنابراین برای اینکه پشت این روز تحلیف، از جمعه مسابقات فوتبال شروع می‌شه که یک برنامه‌ای رو هم استخراج شده که خدمتتون ارائه می‌کنم فردا پس‌فردا که چه جوری توی استادیوم‌ها بریم و همهٔ استادیوم‌ها رو سبزش بکنیم؛ بعدش ماه رمضونه، شب‌های احیا، استفاده از اون آکسیون‌های دوگانه‌ای که ماسک ریای مذهبی آقای خامنه‌ای و همراهان ایشون رو پاره می‌کنیم؛ نشون می‌دیم به دین هم باوری ندارند و تجمعات قانونی هستش که می‌تونیم توش بریم؛ یک پشتش اول مهره و از این طرف شروع کردن به فلج کردن کشور، دولت غیرقانونی رو از کارامدی انداختن و به‌جاش دولت منتخب خودمون رو تقویت کردن؛ این مسیریست که با همدیگه باید بریم. بنابراین باز هم تکرار می‌کنم، واجبه که خودمون رو محافظت کنیم؛ خوب انرژی خودمون رو تقسیم بکنیم که بتونیم مسیر رو تا انتها با همدیگه طی بکنیم. (more…)

سخنان محسن سازگارا دوشنبه 12 مرداد در مورد تظاهراتی که در پیش است 14 مرداد ماه روز تحلیف

اوت 4, 2009

بامداد دوشنبه ۱۲ امرداد ۱۳۸۸ و ۳ آگوست ۲۰۰۹ میلادی
چندتا سؤال رو سریع جواب بدم تا بریم سر اصل مطلبمون. سؤال اول یک کسی پرسیده «من پونزده تا ایمیل زدم، پیشنهاداتی کردم، نمی‌دونم می‌بینید یا نه؟» بله، حتماً همه رو می‌بینیم. بیش از دو هزار، سه هزار ایمیل روزانه، چند نفر بچه‌ها دارند کمک می‌کنند، همه رو نگاه می‌کنند، دسته‌بندی می‌کنیم؛ با اتاق فکری که اینجا درست کردیم مشورت می‌کنیم، پیشنهاداتتون رو مطمئناً نگاه می‌کنیم، به خودتون برمی‌گردونیم؛ ولی عذرخواهی می‌کنم از این که نمی‌تونیم به تک تک اونها جواب بدیم.
سؤال دوم این است که آیا Gmail، توی اون بخش گفتگوی Gmail، چت Gmail هم امنیتش بالاست؟ بله، به شرطی که Gmailتون رو https کرده باشید، به خصوص دو طرف اگر این کار رو کرده‌باشید. اون بخش گفتگو، به خصوص قسمت چتش Audio و صداش فوق‌العاده امنه. اون https کردن هم می‌روید به قسمت Settings کلیک که بکنید، روی General باید کلیک بکنید، بعد زیر Browser connection گزینهٔ Always use https رو هم که کلیک بکنید و Save بکنید، دیگه Gmailتون توی Google، اون Security Function توش فعال شده.
سؤال بعدی این است که «این اعترافات که پخش می‌شه، یک مقداری بعضی‌ها گیج شدند، چجوریه؟ چگونه‌ست؟» ببینید، آنچه که زندانی‌ها مادامی که در زندانند می‌گن، هیچ اعتباری نداره! برای اینکه مطمئناً براشون فضایی رو می‌سازند که اخبار واقعی ندارند، اخبار نادرست بهشون می‌دند، گاهی روزنامهٔ تقلبی چاپ کردند دادند، حداکثر فقط اگر روزنامه‌ای ببینند مثلاً کیهانه و اصلاً نمی‌دونند بیرون چه خبره. ای‌بسا فیلم تظاهرات میلیونی شما رو براشون بگذارن، بگن اینها مخالفین شمان دارن تظاهرات می‌کنند. اصلاً از این شور و حال چهل روز گذشته مطمئن باشید بی‌اطلاعند و صدها کار دیگه‌ای که با زندانی‌ها می‌کنند که حالا از حوصلهٔ بحث ما بیرونه؛ بنابراین مطلقاً ارزشی نداره.
دو تا اصل طلایی رو هم خدمتتون عرض کنم، هر کس به هر دلیلی در اینجور نظام‌ها پاش به زندان رسید، دو چیز رو یادتون نره؛ یک: مطلقاً به هیچ حرف بازجو، دادستان یا حتی نگهبان اعتماد نکنید. فرض رو بر این بگذارید که همه دروغ می‌گند. به‌خصوص نظام جمهوری اسلامی زندان‌هاش که واقعاً همه دروغ می‌گند. دو: اینکه وعدهٔ آزادی، شیرین‌ترین چیزیست که با زندانی معامله می‌کنند، به قول سولژنیتسین، اصل طلایی سولژنیتسین که می‌گه؛ لذا دندون این یکی رو بکشید که نتونند با این باهاتون معامله کنند و کلاه سرتون بگذارند. سایر شکنجه‌های جسمی و روحی که گاهی هم بزرگ جلوه می‌دند که وحشت ایجاد کنند، مطمئن باشید آدمیزاد قدرت تحمل و طاقت اون رو داره. تمام کسایی که با اعتقاد و ایمان برای هدفی رفتند، یادتون باشه که هیچ کس نمی‌تونه ببرونه شون ، استالین هم نمی‌تونست این کار رو بکنه؛ چه برسه اینهایی که نوچه‌های استالین هستند و شما می‌تونید که خودتون رو حفظ کنید. لذا یادتون هم باشه شما از اون بازجو هم باهوش‌ترید، هم هدفتون مقدس‌تره، هم آدم پاک‌تری هستید و هم مصمم‌تر هستید در هدفتون. بنابراین این دو اصل رو کسی رعایت بکنه، نگرانی از زندان نداشته باشید. دوستانی هم که الان در زندان هستند، قهرمانان ما هستند؛ صرف‌نظر از اینکه هرچی بگن. هر وقت آزاد شدند، می‌شه ازشون پرسید و مطمئن باشید تازه اون وقت می‌فهمند که بیرون چه خبرهایی بوده.
اما بیام سر بحث خودمون؛ امروز که دوشنبه‌ست، مراسم تنفیذ همون‌جوری که قبلاً هم عرض کردم از بیخ فاقد هرنوع مشروعیتیست؛ برای اینکه آیت‌الله منتظری صراحتاً اعلام کرده که این حکومت، حکومت جوره، ظلمه؛ حاکم درواقع پیشاپیش از عدالت ساقطه؛ بنابراین آقای خامنه‌ای «ذات نایافته از هستی ‌بخش / کی تواند که شود هستی‌بخش؟» خودش هیچ مشروعیتی به لحاظ شرعی نداره؛ بنابراین چیزی رو هم نداره که تنفیذ بکنه به یک عروسک دست‌نشونده‌ای مثل آقای احمدی‌نژاد. بنابراین تنفیذ چیزی نداره، الا اینکه امشب ما اگر مراسم بخواد از تلویزیون پخش شه، اخبار سراسری [ساعت] ۹ شب، داستان اتو کردنِ مراسم نباید یادمون بره؛ درنتیجه خاموشی برق تحمیل کنیم. الله‌اکبر اعتراض مهم و محکمیست که ما می‌تونیم بگیم. بچه‌هایی که در محلات می‌تونند بعد از الله‌اکبر، اونی که خودشون به شوخی می‌گن «رزم شبانه»، شعار نویسی و چرخش و شعاردادن‌های پراکنده و بوق زدن و ماشین و توی شهر چرخوندنِ سرکوب‌گرها؛ کار خوبیست که امشب می‌شه کرد.
اما اصل کار ما چهارشنبه‌ست که من برنامهٔ فردا رو هم به چهارشنبه اختصاص خواهم داد. البته دیگه چهارشنبه صبحِ زود دیره، برای اینکه [ساعت] ۹ صبحه مراسم. چهارشنبه [ساعت] ۹ صبح که قرار است سوگند خوردن در مجلس باشه، اولاً این است که ما واجبه در این روز اعلام بکنیم که مجلس اونجاست که ملت باشه و ملت یک‌صدا می‌گوید که رئیس‌جمهور منتخبش آقای موسویست و او رو رئیس‌جمهور می‌شناسه؛ ثانیاً اینکه آقای موسوی، ملت ازش درخواست می‌کنه کابینهٔ خودش رو داشته باشه و مردم با وزرای رئیس‌جمهور منتخبشون همکاری می‌کنند. چون ما از هفتهٔ آینده به آقای احمدی‌نژاد نشون خواهیم داد که امکان نداره بتونه به مملکتی که اکثریت مطلق مخالفشند، با زور و آدم‌کشی و دروغ و شکنجه بتونه که مسلط شه و وزارت‌خونه‌ها و دستگاه‌ها رو، ادارات رو به کار بکشه. در عوض ما با وزرایی که آقای موسوی خواهد داشت و رئیس‌جمهور منتخب ما هست همکاری خواهیم کرد.
لذا چهارشنبه اصل مراسم اینه؛ در تهران میدون بهارستان در نظر گرفته شده [ساعت] ۹ صبح که گفته شده. بهتره کسانی که می‌تونند با مترو به‌خصوص برن زودتر اشغال کنند مجموعه رو و بقیهٔ مردم هم کمک کنند با ماشین‌هاشون ترافیک رو در تمام چهارراه‌های دورتر و اطراف بند بیارن که سرکوب‌گرها نتونند نیرو اعزام کنند، جابجا شن. اما اگر به هر دلیلی میدان در اشغال نظامی‌ها بود؛ شاید اونها از شب برن اونجا نظامی‌هاشون رو پیاده کنن، سرکوب‌گرهاشون رو؛ ما قصد فتح میدون بهارستان رو نداریم، نمی‌خواهیم هم اونجا زخمی، کشته، دستگیری هم بدیم؛ میدون امام خمینی آلترناتیو بعدیمونه، جایگزین بعدیمونه؛ اونجا اعلام می‌کنیم موسوی رئیس‌جمهور ماست و او رو می‌خواهیم که دولت تشکیل بده، با دولتش همکاری کنیم. اگر هم به هر دلیلی میدون امام خمینی هم اشغال بود، بازار پایین‌تر از اونجا میعادگاه ماست؛ اگر حتی اونجا هم اشغال بود ما در تمام سطح شهر، به سبکِ روز پنجشنبه که پاسخ دندون‌شکن ما بود به حکومت و فوق‌العاده عالی بود، در تمام سطح شهر با حرکت درآوردن ماشین‌ها، کند کردن ترافیک که به بچه‌های پیاده آزادی عمل می‌ده شعار بدن، در بیش از ده میدون، بیست میدون شهر که دیگه حالا خودتون انتخاب می‌کنید تظاهرات خواهیم گذاشت؛ سوگند رو برای رئیس‌جمهور منتخب خودمون می‌خونیم و شهر رو درواقع در کنترل خودمون درمیاریم.
ولی بازار قرار است که نه [فقط] در تهران، در تمام شهرستان‌ها روز چهارشنبه تعطیل بشه. بنابراین در تمام شهرستان‌ها هم، شهرهای بزرگ و شهرهای کوچک، میعاد بچه‌هایی که ‌می‌خوان سوگند برای رئیس‌جمهور منتخب آقای موسوی بخورند، محل‌های بازار، جلوی بازارهای شهرها خواهد بود و اگر به هر دلیلی در شهرها باز مواجه شدید با سرکوب و درگیری، تاکتیک پراکنده، برق‌آسا رو استفاده می‌کنید و همین کار رو انجام می‌دید. بنابراین چهارشنبه که روز تحلیفه، مهم این است که ما نشون بدیم که ما رئیس‌جمهور منتخب خودمون رو به رسمیت می‌شناسیم، دولت رو قبول نداریم. در تهران میدون بهارستان با جایگزینِ میدون امام خمینی و بازار و اگر نشد در تمام سطح شهر و تا شب در واقع شهر در اختیار ماست و در تمام شهرستان‌ها هم جلوی بازار هر شهر میعادگاه ماست. چون بازارها قراره است که تعطیل باشه به نشونهٔ اعتراض به دولت غیرقانونی و زورگو و کودتایی که آقای خامنه‌ای و پسرش می‌خوان به مردم تحمیل بکنند.
من نکتهٔ آخری هم که برام جالب بود این است که دیدم ایران‌سل هم که مال سپاهه، از ترسشون در واقع سه روز تعطیل کردند مبادا بچه‌ها باهم تماس بگیرند وحشتشون رو نشون می‌ده. اما هیچ مشکلی نداره؛ ما ده‌ها راه دیگهٔ ارتباطی داریم و تلفن‌های زمینی، ارتباطاتی که خودتون طراحی می‌کنید، می‌تونید مشکلتون رو حل کنید.
تا فردای دیگه شاد و پیروز و موفق باشید؛ با آرزوی سلامتی همه‌تون.

سخنان یکشنبه یازده مرداد سازگارا

اوت 3, 2009

سلام
بامداد یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۸ و ۲ آگوست ۲۰۰۹ میلادی
من ابتدا یک چندتا سؤال، تمام سؤالاتی که اومده رو دسته‌بندی کردیم؛ درواقع موضوع امروزمون به نوعی پاسخ دادن به شاید صدها سؤالیست که اومده. اول این رو بگم که یک کسی نوشته بود که «عمو محسن خوابی؟ چرا برنامهٔ این هفته رو نمی‌گین که روز تنفیذ و تحلیف و اینها مردم چیکار بکنند؟» من انکار نمی‌کنم که از این «عمو محسن» خیلی خوشم میاد؛ برای اینکه خودم رو عموی کوچیک همهٔ شما می‌دونم و کوچیک شما هستم و یکی دیگه هم نوشته بود که «دو محسنِ جنبش چرا چیزی نمی‌گین؟» من و آقای محسن مخملباف خیلی هم شادمانیم که شما ما رو لایق صدا کردن «دو محسن» می‌دونید. به هر حال این نکته، ما خواب نبودیم، واقعاً مشغول جمع‌آوری همهٔ حرف‌ها و بحث‌ها و اینهایی بودیم که من امروز بتونم خدمتتون بگم. (more…)

صحبت 7 مردادماه محسن سازگارا در مورد تظاهرات عظیم مردمی 8 مرداد در مصلی تهران و اگر نشد خیابان ولیعصر

ژوئیه 30, 2009

سلام
بامداد چهارشنبه ۷ امرداد ۱۳۸۸ و ۲۹ جولای ۲۰۰۹ میلادی
من ابتدا یک سؤال رو جواب بدم و بیام سر بحث اصلی که امروز و فردا صبح روی همین بحث اصلی متمرکز خواهیم بود و اون سؤال این است که یکی از شما نوشته که در شرق تهران درگیری بوده، بین پنجاه نفر از بسیج با نیروی انتظامی که اعضای اون بخش بسیج و فرمانده‌شون به نیروی انتظامی زورگویی و فحاشی می‌کردند و مردم چند هزار نفر جمع شدند و به پشتیبانی از نیروی انتظامی شعار دادند؛ نهایتاً بسیجی‌ها ناچار شدند که فرار کنند و برند و مردم نیروی انتظامی رو در بغل گرفتند. سؤال این بوده که «در موارد مشابه ما چکار باید بکنیم و این مسیر چگونه است؟» به نظر من اون چه که در شرق تهران اتفاق افتاده بسیار درست بوده؛ یکی دو گزارش دیگه هم، چه مکتوب، چه به صورت فیلم، من دریافت کردم؛ از اینکه در پاره‌ای از نقاط این اختلاف بین نیروی انتظامی و نیروهای سرکوب‌گری که بخشی از بسیج یا اون «نوپو» هستند، نیروهای ویژهٔ پشتیبان ولایت، پیش اومده و مردم سمت نیروی انتظامی رو گرفتند. این بسیار روش درستیست و بسیار کار درستیست. می‌بینید که ادامهٔ این کار داره تأثیر خودش رو می‌گذاره و حمایت مردم در واقع این شکاف‌ها را ایجاد می‌کنه و بخش بزرگی از نیروی انتظامی رو از اینکه رودرروی مردم بایسته از صحنه بیرون کرده؛ همین کار رو ما باید با بخش بزرگی از سپاه و حتی بسیج هم بکنیم و به این ترتیب این شکاف رو عمیق‌ترش بکنیم.
اما بیام سر اصل بحثمون که امروز و فردا، هر دو روز اختصاص داره به تجمع بزرگ روز ۸ مرداد به مناسبت چهلم شهدا. این تجمع از چند جهت اهمیت داره جهت اول این است که از خون شهدای ما می‌ترسند، از اینکه هر خانوادهٔ شهیدی یک رهبری می‌شه در این حرکت مردم می‌ترسند، از اینکه رهروان این راه زیادتر بشه می‌ترسند؛ به همین دلیل یا جنازه‌ها رو قایم می‌کنند، تحویل نمی‌دند، یا با زور و ضرب و فشار تحویل می‌دند، می‌برند دفن می‌کنند و آدرس شهدا رو پنهان می‌کنند، مراسم رو اجازه نمی‌دند و امثالهم. بنابراین در درجهٔ اول به لحاظ احترام به خون شهدامون و در درجهٔ دوم گسترده کردن این صدایی که لرزه به ارکان سرکوب‌گرها می‌اندازه، رسوندن پیام خون شهدامون، مراسم روز پنجشنبه ۸ مرداد بسیار بسیار حائز اهمیته؛ از طرف دیگه اهمیت دومش این است که ما در طول چهل روز گذشته، چهار راهپیمایی و حرکت بزرگ میلیونی داشتیم؛ هر بار که یک حرکت میلیونی اتفاق افتاده، حکومت وحشت زده شده و در ارکانش لرزه افتاده. حتماً شما هم این روزها دنبال کردید که چگونه حتی داخل وزارت اطلاعات، داخل مجلس، داخل دولت، بین دولت و رهبر، بین رئیس‌جمهور و وزراش، همهٔ اینها اختلاف افتاده. چگونه [این] جنایت‌هایی که کردند، نه فقط مردم رو ساکت نکرده، بلکه وادار کرده که حالا پس بگیرند. یکی یکی در طول چهل روز جنبش می‌بینید که زندان رو رهبر ناچار می‌شه که تعطیل بکنه، زندان کهریزک رو به احتمال زیاد، چون اسمش رو هم اعلام نکردند و این وحشی‌گری‌ها، این خشونت‌ها، وقتی که با مقاومت مردم و حرکت های بزرگ مردم مواجه شده، نشون می‌ده که چگونه حکومت شروع می‌کنه به لرزیدن و شروع می‌کنه به ریزش کردن. فردا پنجشنبه قدم خیلی بزرگیست که اگر درست ما انجام بدیم، مطمئن باشید که یک لرزهٔ بزرگِ دیگه در درون سرکوب‌گرها اتفاق می‌افته و این طرف، روحیهٔ مردم قوی‌تر می‌شه.
این رو هم فهمیدین که وقتی ما میلیونی میاییم توی خیابون و جمعیت زیاد هستیم، امکان سرکوب رو ازشون سلب می‌کنیم و اضافه بر این یاد گرفتیم در این چهل روز، که وقتی که در شهرهای مختلف میاند مجموعهٔ کشور حرکت می‌کنه، دیگه براشون امکان نداره درگیر شدن و سرکوب کردن. به همین دلیل روز پنجشنبه، شرکت همه واجبه. اما چگونه؟ برنامه‌های متعددی که اعلام شده، بررسی‌های مختلفی که شده، از فعالین شهرهای مختلف و از نقاط مختلف، جمع‌بندی شده، در میون گذاشته شده، حاصلش در واقع اطلاع‌رسانیست که طی یک اطلاعیه، آنچه که مردم خودشون اعلام کرده‌اند، فعالین اعلام کرده‌اند، بنده و آقای مخملباف در یک اطلاعیه گنجوندیم و سعی کردیم که از یک کانال واحد به اطلاع همه برسه. لذا من خواهشم این است که بعد از این اطلاع‌رسانی، همهٔ کسانی که دارند زحمت می‌کشند، در یک جهت واحد برند و دیگه اطلاعات پراکنده‌ای در اینترنت و جاهای دیگه توزیع نشه که تشتُّتی خدای نکرده به وجود نیاد.
فقط اسامی پونزده تا شهر غیر از تهران، جاهایی که توافق شده بوده بین فعالین اون شهرها به ما رسیده؛ همین‌ها رو بررسی کردیم، در میون گذاشتیم و نهایی شده، در این اطلاعیه آمده. اما من مطمئنم که در خیلی شهرهای دیگه هم فعالین این تدابیر رو دارند که اطلاعش به ما نرسیده. لذا انشاءالله در حرکت بزرگ میلیونی بعدی که به احتمال زیاد، روز تحلیف و ادای سوگند رئیس‌جمهور قلابی خواهد بود، برای آکسیون و حرکت بعدی ما می‌تونیم که انسجام بیشتری به کارمون بدیم و یک‌دست‌تر و یک‌کاسه‌تر حرکت کنیم.
اما من فقط این نکته رو عرض بکنم که قرار بر این است که در تهران – در چند تا شهر هم البته شهدایی آدرسشون به ما رسیده و اعلام شده، بنابراین اینی که می‌گم در تهران، [یعنی] در همهٔ شهرها که آشنایی با شهدا و خانه‌هاشون و آدرس‌هاشون هست، این کار مشترک اتفاق می‌افته – چون همون‌جور که گفتم سرکوب‌گرها و کودتاچی‌ها می‌خوان شهدای ما روی پنهان کنند، خانواده‌ها رو از چشم مردم دور کنند؛ ما باید بریم سراغشون و اونها رو در بین مردم مطرح کنیم و به تسلی خاطرشون بریم و نشون بدیم که قهرمانان ما هستند. به هر حال در تهران و همهٔ شهرها قرار بر این است که از صبح‌گاهان مردم بیرون که میان، هر کس سر مقبرهٔ شهدا می‌خواد بره، مراسمی در گورستان‌ها اگر هستش شرکت بکنه، هرکس می‌خواد به منازلشون بره، گل نثار بکنند؛ در پاره‌ای جاها قبلاً پیش اومده مردم دست پدر و مادر اون شهید رو می‌بوسند؛ اینها کارهاییست که به هر حال شده، همش خوبه، زیباست، گل گذاشتن جلوی خونه‌شون، بوسیدن دستشون و تسلی خاطر دادن بهشون؛ اینها در آدرس‌هایی که در همین اطلاعیه اومده، می‌تونه اتفاق بیفته یا اگر آدرس‌های بیشتری خودتون در هر محله، هر منطقه‌ای دارید باید که به بقیه هم اطلاع بدید و به اونها مراجعه بکنید.
بعد از اون، همه کس از همه جای شهر، مثل نهر خروشان جاری بشند به سمت مصلا که در بزرگراه رسالته و اونجا رئیس‌جمهور منتخب هم میاد، آیت‌الله عظما صانعی هم گفته میاد، پارهٔ دیگه‌ای از علمای اعلام هم گفتند که میان و مجموعهٔ بزرگی شکل می‌گیره؛ در کمال آرامش، در کمال سکوت، صلح‌آمیز بودن جزو کار ماست و به محض اینکه ببینیم اونجا در اشغال سرکوب‌گرهاست، امکان درگیری داره، جایگزین در تهران خیابان ولیعصر از روبروی پارک ملت به سمت شمال تا تجریش و به سمت جنوب تا راه‌آهن، جایی که قبلاً هم تمرین شده برای جنبش سبز، حضور خواهیم داشت و شمع روشن خواهد شد در پیاده‌روها و حالا اگر جایی هم جمعیت زیاد بشه، ممکنه حتی در خیابون‌ها به شرطی که ترافیک مشکلی نباشه. به هر حال نکتهٔ من این است که این حضور میلیونی توأم با آرامش و سبز، یک نقطهٔ بزرگی خواهد شد که یک گذار بزرگی خواهیم کرد.
ادامهٔ توضیح رو من می‌گذارم برای برنامهٔ فردا و در برنامهٔ صدای آمریکا هم سعی می‌کنم که تا اونجایی که ممکنه، امشب توضیحات رو بدم. به امید فردایی درخشان و پیروز، شاد و سرافراز باشید.

سخنان مهم محسن سازگارا در 8 مرداد ماه را از اینجا دانلود کنید

ژوئیه 30, 2009

http://www.sazegara.net/persian/

پیش به سوی تشکیل کمیته ها و شوراهای رهبری انقلاب سبز ، کمیته های اعتصاب ، هسته های دفاع خلقی

ژوئیه 24, 2009

این نظر آقای سازگارا در مقاله ای که می آید  بسیار شبیه نظری است که ما قبلا در این وبلاگ ابراز کرده ایم در مورد تشکیل کمبته های مخفی (غیبی در زمان مشروطه ) در محلات و کارخانه ها و کارگاهها و  ادارات و بازار و هرجا که گروهی از مردم به دلیلی جمع هستند . با رهبری این کمیته ها جنبش ادامه خواهد یافت . مرحله بعد از تشکیل این کمبته ها پیوستن آنها به هم و تشکیل شورایی ملی و مستقل از دولت و متحد و قوی است که جنبش را در سراسر کشور سازماندهی خواهد کرد . ما براین نظر می افزاییم که از دید  ما آنچه سر انجام کمر دولت کودتا را خواهد شکست اعتصابهای سراسری به رهبری کمبته های مخفی کارمندان و کارگران و  تجار و بازاریان خواهد بود . نطفه های جنینی این کمیته ها در حال شکل گرفتن است و به تدریج رشد خواهد کرد .

همچنین باید از هم اکنون به فکر تشکیل هسته های پنهای دفاع خلقی بود چه ما در برابر دولتی خونخوار ایستاده ایم که اجازه مبارزه کاملا مسالمت آمیز را نمیدهد وبعید نیست سر انجام بکوشد که جنبش را در یک کودتای خونین نابود کند . ما مانند گاندی یا مارتین لوتر کینگ با حکومتهای دموکرات انگلیس و آمریکا طرف نیستیم بلکه با دولتی پنجه در انداخته ایم که تا کنون ثابت کرده برای نجات خود از هیچ جنایتی کوتاه نخواهد آمد . اگر کار به کودتای خونین دسته های سپاه و بسیج کشد و در آن زمان هسته های دفاعی هنوز تشکیل نشده باشند و با هم ارتباط برقرار نکرده باشند جنبش در خون غرق خواهد شد . بر ماست که اکنون که هنوز وقت داریم این هسته های دفاع مردمی را از جوانان غیور و شجاع تشکیل دهیم . این جوانان باید در خفا راهکارهای مبارزات قهر آمیز خلقی را بیاموزند و تمرین کنند و آماده شوند ، وسایل لازم را تهیه کنند و گرد آورند ، به دیگران نیز روشهای مبارزه قهر آمیز را بیاموزند و توده ها ی خلق را آماده مبارزه ای کنند که ممکن است پیش آید ، همانطور که کمیته غیبی تبریز مردم تبریز را آماده جنگ با دولت محمد علیشاه کرده بود و آنگاه که زمان لازم فرا رسید خیزش مردم که آماده مبارزه قهر آمیز بودند سرانجام باعث سقوط دولت کودتایی محمد علیشاه شد .                      
«پیروزی نزدیک است »                

«دوراندیش»

مقاله سازگارا به نقل از سایت او : (more…)

سخنان دوشنبه 29 تیرماه محسن سازگارا

ژوئیه 21, 2009

تشکیل کمیته های مستقل مردمی به مناسبتهای مختلف مانند کمیته های مادران بازداشت شدگان و مفقودشدگان – گسترش جنبش با نوشتن اعلامیه ها

سلام
بامداد دوشنبه 29 تیرماه 1388 و 20 جولای سال 2009 میلادی
من ابتدا یک سؤال رو حواب بدم راجع به همین دوربینهایی که در سطح شهر تهران است، معلوم شد که بنده و مشاورین اینجا مال نسل قبل هستیم. برای اینکه ما مال نسلی هستیم که یک قرون میدادیم کنار کوچه ازین تفنگهای ساچمه ای بادی بود که بعضی ها هم که دلشو داشتن اون موقع ها باهاش گنجیشک شکار می کردند، مینشستیم کنار کوچه و هدف میزدیم و البته برد محدودی هم داشت. خیلی ها برای من ایمیل فرستادند که ازین تفنگها دیگه اصلاً پیدا نمیشه باشه هم خیلی تابلوئه و خیلی هم بدرد نخوره، خیلی وسایل بهتری هست مثل Paintball یا مثل دوربینهای لیزری ای که گفتند دستورالعملش تو اینترنت هم هست و نور لیزر وقتی به اون عدسی بتابه، به اون لنز دوربین بتابه، پشتش رو که قسمت حساسشه خراب میکنه و روشهایی ازین قبیل. یا میشه کیسه رنگی حتی با دست پرتاب کرد بهش بخوره و از کار بیفته. من واقعاً دیگه عرض کردم ممکنه این روشهای اجرایی رو ممکنه خود شما خیلی خیلی بهتراز من میدونین به خصوص که ما مال نسل قبل هستیم. من اصلاً نمیدونستم که ممکنه دست جوونا Paintball باشه و بتونن به راحتی این کار رو بکنن. یا مثلاً نور لیزری میتونن بسازن و داشته باشن و خرابش بکنن. بنابراین اونچه که مهمه این دوربینها اگر حتی چندتا دونه اش از کار بیفته، حداقل خاصیت اش اینست که از فردا حکومت ناچاره پای هریکیش سه شیفت نگهبان بگذاره و این کمبود نیرویی که اینها دارند، به تعداد دوربینها نگهبان هم که بتراشند در سطح شهر بگذارند، یک مصیبت دیگه روی مصیبتهاشون اضافه میشه و واقعاً باید از شورای شهر هم خواست و از شهردار تهران که این دوربینهایی رو که با پول اهالی شهر تهران ساخته شده، با پول مالیات مردم ساخته شده، چرا میگذارند در اختیار سرکوبگرایی که از اونها استفاده کنند (more…)

محسن سازگارا: با حضور موسوی در نمازجمعه شرکت خواهیم کرد . متن سخنان چهارشنبه 24تیر

ژوئیه 15, 2009

سلام
بامدادچهارشنبه 24 تیرماه 1388 و 15 جولای 2009 میلادی
متأسفانه خبر بدی رو داریم و اون اینست که بچه های زیادی که کشته شدند، شهدای جنبش، جنازه هاشون تو سردخونه است. برآورد بیشتر از 150-160 نفر است ولی اونچه که دقیق تا الان قطعی شده، بیش از 60-70 تا شناسایی شده داریم که من خبرهای دقیقتر به دستم برسه در شبهای بعد بهتون میگم. سهراب اعرابی یکی از این شهدای ماست در کنار ندا و سایر شهدا. این حادثه، این سبعیت، این وحشیگری، این خشونت، این رفتار غیر انسانی، غیر دینی، غیر اخلاقی، این آدمکشی و جنایت که در تاریخ ما کم نظیره، وظیفه ما رو سنگین تر میکنه. (more…)

صحبت سه شنبه 23 تیر محسن سازگارا

ژوئیه 14, 2009

سلام
بامداد سه‌شنبه ۲۳ تیرماه ۱۳۸۸ و ۱۴ جولای سال۲۰۰۹ میلادی در ایران. ابتدا طبق معمول چندتا سؤال رو جواب بدم.
سؤال اول این است که «استفاده از V سبز جنبش، روی چهره‌های آقای خامنه‌ای، احمدی‌نژاد، تابلوهای دولتی بهترین راهش چیه؟» من فکر کردم شاید بهترین راهش یک ماژیک کلفتی که با آب پاک نمی‌شه و راحت هم توی جیب جا بگیره، از اسپری بهتر هم هست و اگه شبرنگ هم باشه، بعداً رنگ زدن روش یا پاک کردنش فوق‌العاده دشوارتره؛ بهترین چیزیست که در جیب هرکسی باشه، هر جایی رد بشه، هر تابلوی دولتی، هر ماشین دولتی به‌خصوص از نیروهای سرکوب‌گر، هر عکس، هر شعار دولتی و هر جای دیگه با یک V کوچیک یا اگر وقت باشه با شعار دیگه‌ای می‌شه که اون علامت جنبش رو حک کرد و در واقع به دیگران امید داد. (more…)

روشهای مبارزه : گفته های شنبه 20 تیر سازگارا

ژوئیه 12, 2009

http://moraghebeh.com/site/?q=node/285

سلام

شنبه ۲۰ تیرماه ۱۳۸۸ و ۱۱ جولای سال ۲۰۰۹ میلادی، ساعت هشت صبح تهرانه.

من ابتدا می‌خوام که اظهار نظر یکی از مفسرین غربی رو راجع به تظاهرات درخشان روز پنج‌شنبه ۱۸ تیر ذکر بکنم که به درستی گفته بود که این رو باید اسمش رو گذاشت تظاهرات به سبک ایرانی و گفته بود که ایرانی‌ها با هوشیاری و باهوشی که دارند، تغییر تاکتیک دادند، پخش شدند، نیروهای سرکوب‌گر نتونستند سرکوبشون کنند و ایرانی‌ها در حالی که شادی می‌کردند، در حالی که بستنی می‌خوردند، در حالی که گاهی به رقص و طرب دراومده بودند، اما با نشون دادن علامت یا با بعضی شعارها، درجاهایی هم که دور از دسترس مأموران بود با شعارهای تندتر، مخالفت و اعتراض خودشون رو نشون دادند و به نظر من هم این یک سبک ایرانیست در تظاهرات؛ که اگر ما هر پنج‌شنبه که قراره از ساعت پنج تا هشت شب تظاهرات داشته باشیم، عمومی در سطح تمام شهرهای کشور گسترده بشه، یک فصل نوینی در تاریخ مبارزات باز خواهد کرد.

این رو هم بگم که این حرکت عمومی همه با هم هر پنج‌شنبه، مثل الله‌اکبر هر شب واجبه؛ برای اینکه همه احساس یک‌پارچگی و مقاومت می‌کنند. این فرق داره با اینکه جوان‌ها و اونهایی که قبراق‌ترند، در واقع ممکن است که هر روز تظاهرات برق‌آسای پنج دقیقه‌ای در نقاط پرجمعیت بکنند که نیروهای سرکوب‌گر و کودتاچی رو در طول هفته هم بدوانندشون و خسته‌شون بکنند و دور شهر و کشور حرکتشون بدند. به قول مشهدی‌ها او سوایه این سوا! این دو تا کاملاً با هم دیگه تفاوت می‌کنند.

یک کسی پرسیده بود که «آیا می‌شه ما شعارهای شوخی و کمدی بدیم، دست بندازیم؟» به نظر من حتماً و حتماً! اتفاقاً در تظاهرات عمومی یا حتی تظاهرات برق‌آسا، گاهی شعارهای شوخی هم ذوق ایرانی‌ها رو نشون می‌ده، هم به سبک تظاهرات ایرانی بهتر می‌خوره و هم در سایر جنبش‌های دنیا هم سابقه داشته؛ مثلاً در لهستان یک گروهی بودند که مخففشون ویپ WIP می‌شد (که من نمی‌دونم مخفف چه کلماتی در زبون لهستانیه) بچه‌های جوانی بودند که معروف بودند به اینکه شعارهای شوخی در میارند و همه منتظر برخوردهای اونها بودند و اصلاً کمک کرده بود به اینکه ادبیات مبارزه رو ببره تا اقصی نقاط جامعه. مثلا اون کسی از من سؤال کرده گفته «ما می‌تونیم هر وقت چشممون به پلیس ضدشورش افتاد بگیم پلیس ضد شورش محمود رو ببر بشورش»، به نظر من خیلی هم خوبه یا شوخی‌هایی از این قبیل که مطمئن باشید خود پلیس ضدشورش رو هم شل می‌کنه و خیلی راحت‌تر سر زبون میفته.

یک سؤال دیگه شده که «آیا در تظاهرات برق‌آسا ما می‌تونیم که یک سطل زباله‌ای یا یک لاستیکی آتیش بزنیم؟» به شرطی که البته پنج دقیقه وقت کافی باشه، هیچ اشکالی نداره! برای اینکه وضع اون منطقه رو فوق‌العاده می‌کنه، مردم رو متوجه می‌کنه، عکس و فیلمی که می‌گیرید رو جذاب‌ترش می‌کنه و نشون می‌ده که یک حالت اعتراضی داره؛ به شرط اینکه بشود که توی همون پنج شش دقیقه این کارها رو انجام داد.

باز یک سؤال دیگه در همین رابطه شده که «آیا وقتی موتور سوارها میان، از این میخ‌های سه‌پر (که الان توی اینترنت هم خیلی طرز ساختنش هست) می شه ما بسازیم بریزیم؟» به نظر من در تظاهرات برق‌آسا ممکنه موتوری‌ها نتونند به شما برسند، ولی به‌خصوص در تظاهرات بزرگ، موتورسوارها همون نقشی رو بازی می‌کنند که اسب‌سوارهای پلیس در جاهای دیگه بازی می‌کنند؛ بنابراین چند نفر مسئول ریختن این میخ‌ها باشند و موتورها پنچر بشه، بسیار بسیار مؤثره و اونها نمی‌تونند که بزنند وسط جمعیت. ضمن اینکه وقتی موتورشون پنچر شد، اون موتور سنگین رو باید کول بگیرند و ممکنه مردم هم کمکشون کنند موتورشون رو کول بگیرند از صحنهٔ تظاهرات ببرند بیرون.

باز یک عده جوان‌ها (به‌خصوص چند نفر بچه‌های دبیرستانی) پرسیدند گفتند «ما در بعضی مناطق یک کمیتهٔ محلی درست کردیم، شب‌ها تا صبح توی کوچه شعار می‌نویسیم و نیروهای سرکوب‌گر دنبالمون می‌کنند، ما فرار می‌کنیم، جنگ و گریز می‌کنیم، آیا این کار خوبیست؟» به نظر من حتماً خوبه! به شرط اینکه اولاً کسی جونش به خطر نیفته، زرنگ باشند بچه‌ها، احتیاط رو رعایت کنند که خدای نکرده مشکلی براشون پیش نیاد و دوم اینکه هرگز و هرگز در مقابل یک بسیجی، یک پلیس، یک نیروی سپاهی (یک نیرویی که البته شناسنامه داره و معلومه که اصل و نصب داره) هرگز شما نباید کاری بکنید که برخورد خشونت‌آمیز برای اون آدم با شما مجاز بشه در ذهنش، شما باید که حد برخوردتون با او جوری باشه که او اگر هر خشونتی بخواد با شما بکنه براش غیرمجاز باشه. بنابراین سنگ زدن و کتک زدن و چوب زدن و اینها کارهای خلافیست، ولی شوخی کردن و به دیوار شعار نوشتن و گاهی ترسوندن و گاهی فرار کردن و تا صبح اونها رو خسته کردن و از این طرف به اون طرف کشوندن، بسیار کار خوبیست و این کاریست که از جوان‌ترها و با انرژی‌ترها بر میاد.

خوب از این سؤالات که رد بشیم (حالا سؤالات زیادی هم هست) من میام سر همون بحث فلج‌سازی که وعده کردیم از امشب راجع بهش بحث بکنیم. ببینید وقتی یک حکومتی غیرمشروعه، مثل یک قشون اجنبی می‌مونه که کشور رو اشغال کرده. بنابراین مردم باید نشون بدند که حکومت‌پذیر نیستند. مردم باید نشون بدند که این قشون اجنبی نمی‌تونه سوار گردهٔ مردم بشه و کشور رو اداره بکنه. هیچ کجا نباید برای اونها امن باشه. هیچ اداره‌ای نباید بهش اعتماد بکنند. هیچ کارخانه، هیچ مهندس، هیچ متخصصی، هیچ کارشناسی نباید که کودتاکرها فکر کنند که می‌تونند بهش اعتماد کنند.

همونجوری که دیشب صحبت کردیم، سه بخش هست که ستون فقراتیست که حکومت کودتا رو با مشکل مواجه می‌کنه: یکی برقه، یکی مخابراته، یکی سیستم‌های کامپیوتریه. برق اون بخشیست که جون دنیای مدرنه؛ در یک کارخونه چه کارگرها همه اعتصاب بکنند، همه با سختی و مشقت و تحمل هزینه و خطر و احتمالاً بی‌پولی و بی‌کاری اعتصاب بکنند، چه اینکه فقط بخش برق با اعتصابی که می‌کنه یا زرنگی که می‌کنه، برق کارخونه رو از کار بیندازه. فرقش این است که کارخونه کار نمی‌کنه ولی کارفرما ناچاره حقوقشون رو هم بده؛ این به‌خصوص در کارخانجات بخش دولت اتفاق میفته.

همین جا این رو هم بگم، اعتصاب به سبک ایتالیایی عبارت است از نوع اعتصابی که ظاهراً همه سر کارشونند، اما هم کم‌کاری می‌کنند، هم یک جاهایی که گلوگاه تولیده، یک‌جاهایی که حساسه در تولید، کار نمی‌کنه یا اون کارگر می‌ره روونهٔ بهداری می‌شه؛ یا یک تکه از یک پرس برداشته شده و اون پرس کار نمی‌کنه، بنابراین یک قطعه کار نمی‌کنه، لذا محصول نهایی از در کارخونه بیرون نمیاد. اگه «جیگ و فیکسچر» درب عقب یک خودروسازی هم خراب بشه، چون درب عقب مونتاژ نمی‌شه، ساخته نمی‌شه، ماشین میاد بیرون ولی چون درب نداره، نمی‌شه تحویل داده بشه، محصول نهایی نمی‌ره بیرون. اعتصاب به سبک ایتالیایی روش خوبیست که درواقع عملاً اقتصاد رو می‌خوابونه، تولید رو فلج می‌کنه، بدون اینکه بخواد مشکل و تبعات و خطرات اعتصاب پیش بیاد.

برگردیم به برق، اگر توی یک اداره، در شهرداری فرض کنید فقط تکنسین برق کمک کنه به بخش اعتصاب، برق اونجا کار نکنه، تمام اون اداره کار نمی‌کنه؛ مردم هم همه می‌فهمند که این مردم هستند، مبارزین هستند که این کار رو کردند و ناراضی نمی‌شند. لذا به نظر من قسمت برق بخش حساسیست که در هرکجا، اگر تکنسین‌های اون بخش، مهندسین اون بخش، کارگرهای اون بخش همکاری بکنند و اون بخش کارنکنه، تمام اون دستگاه کار نمی‌کنه.

عرضم رو همین جا تموم بکنم به امید فردایی بهتر و موفق‌تر. تا فردایی دیگه پیروز و سرافراز باشید. [انگشتانشون رو به شکل V گرفتند]

فایل صوتی صحبت امروز سازگارا 19 تیر را از اینجا دانلود کنید

ژوئیه 10, 2009

سازگارا: متن سخنان یکشنبه 14 تیر در مورد روشهای مبارزه

ژوئیه 7, 2009

از سایت :

http://www.sazegara.net

سلام
امروز یک‌شنبه ۱۴ تیرماه ۱۳۸۸ و ۵ جولای سال ۲۰۰۹ میلادی. ساعت ۹ شبه که البته در تهران و سایر نقاط ایران روز دوشنبه صبحه. تولد حضرت علی و روز پدر رو پیشاپیش خدمت همه تبریک عرض می‌کنم. این سه روز آینده، دوشنبه، سه‌شنبه، چهارشنبه، اعتکافه که فرصت خوبی هم هست برای هرکسی که اهل دعا و نماز و اینهاست، بپردازه به اونها و ضمناً به سر کار هم نره؛ به‌خصوص اینکه مسألهٔ گرد و غبار و توفان شنی هم که پاره‌ای از بخش‌های ایران رو فرا گرفته، بهانهٔ اضافه‌ایست که اگر کسی هم به دلیل غیر از اعتکاف می‌خواد سر کار نره، می‌تونه که آب و هوا رو بهانه بکنه و مهم این است که سر کار حاضر نشه.

(more…)

چه باید کرد: بیانیه شوراهای مردمی در مورد راهکارها و تکنیکهای جنبش ضد کودتا

ژوئیه 6, 2009

اولین  بیانیه شوراهای مردمی در مورد راهکارها و تکنیکهای جنبش ضد کودتا

جنبش ضد کودتا در پیچی تاریخی از تکامل خود قرار دارد . آنچه در کشور ما رخ داده به دور از هرگونه پرده پوشی و تعبیرات دیگر یک کودتا بر علیه رای مردم بود ه است . دولتی دیکتاتور و خود کامه حتی اجازه انتخاب یکی از کاندیداهایی را که خود برای انتخابات تایید کرده بوده به مردم نداد ه و جرزنی آغازیده که فقط یک نفر و بس . بی هیچ تردیدی ملت ایران اکنون در برابر یک کودتا ی آشکار بر علیه رای و خواست خود قرار دارد . انتظار رحم و شفقت از کودتاچیان بیهوده است که اشک کباب باعث طغیان آتش است و ملت چاره ای جز آن ندارد که آنان را زیر مشت قدرتمند خود له کند .

رهبران جنبش موسوی و کروبی بر سر جنبش ایستاده اند و بر خلاف افرادی همچون خاتمی و هاشمی عقب نشینی نکرده اند . ولی این رهبران نیز ظرفیتی دارند و بیش از آن نمیتوان از ایشان انتظار داشت . موسوی و کروبی بارها و بارها با اعلامیه ها و سخنان و اعمال خود نشان داده اند که تنها توانایی حرکت در داخل محدوده نظام را دارند و به هر دلیل جرئت خروج از خطی را که نظام به دور ایشان کشیده ندارند . آنها هنوز منتظر «اجازه» دولت کودتا برای تظاهرات و اقدامات دیگر اعتراضی هستند . این به آن میماند که مصدق بعد از کودتای 28 مرداد یا آلنده بعد از کودتای شیلی منتظر اجازه از شاه و پینوشه برای مبارزه با کودتا و کودتاچیان باشند . آنها به دنبال ایجاد انجمنهای کوچک محفلی برای حرکت از پشت پرده هستند همان که در سی سال اخیر به آن عادت کرده اند. آنها به احتمال زیاد از اعتراضات گسترده بیم دارند چون اگر مردم به خیابانها بیایند خواستهای بسیار رادیکالتری مطرح خواهد شد که در محدوده جمهوری اسلامی محدود نخواهد ماند . کنترل و اداره این خواستها از توان رهبران کنونی جنبش خارج است و آنان را به تفکری دوباره در مورد ادامه اعتراضات خیابانی مستقل وامیدارد و دچار تزلزلی میسازد که شاهد هستیم .

هرچه هست ، باید به آنچه اکنون در دست ماست دلخوش داریم که سیاست ،میدان کار با آنچه واقعا داریم است و نه تبعیت از خواب و خیال . به این سبب مبرمترین نیاز جنبش ضد کودتا در لحظه فعلی آن است که در عین تکیه بر رهبری موسوی و کروبی به عنوان نماد جنبش هر چه زودتر اقدام به تشکیل شوراها و کمیته های مردمی مستقل کنیم . هیچ جنبش مردمی و انقلابی در طی تاریخ بدون استخوانبندی و ستون فقرات شوراهای مردمی به پیروزی نرسیده است .

جنبش مقدس ملت ایران هنوز بسیار جوان است و زود است انتظار دویدن از کودکی که تازه دوهفته است به دنیا آمده . ولی در همین مدت کوتاه جنبش بسیار رشد کرده و مردم در خیابانها هم تکنیکهای جدید مبارزه را فرا گرفته اند و هم به تدریج به شرایط سخت یک جنبش کودتا عادت میکنند. واقعیت این است که اکنون ترس مردم و به خصوص نیروهای فعال ضد کودتا وجوانان از سرکوب و چماق ریخته است . اکنون باید هدف اصلی رهبران مستقل مردمی ، که به سرعت از درون جنبش سر بر می آورند، برقرار کردن ارتباط با دیگر رهبران و نمایندگان مستقل باشد . ، جنبش بدون رهبری و اتحاد سرانجامی جز شکست نخواهد داشت . بدون شوراهای مستقل جنبش مانند غولی است بدون سر و بدون مغز که هر چند قوی ولی نیروی عظیم آن هدر خواهد رفت . بدون رهبری و هدایت شوراها شور عظیم توده مردم در پروژه های محلی بی هدف تحلیل میرود . در یک کلام شوراها آن اسکلتی است که عضلات قوی انقلاب به دور آن آویخته و مغزی است که بدن انقلاب به هدایت آن به پیروزی میرسد .

به خصوص در شرایط خاص این جنبش ، که رهبری ناتوان و عاجز و ترسان است از هزینه کردن و به خیابان کشاندن مردم برای تظاهرات و اعتصابات ، و مذاکرات پشت پرده را بر تکیه بر جنبش مردمی ترجیح میدهد ، ما باید شوراهای مستقل را هرچه زودتر تشکیل و گسترش دهیم . رهبران باید با یکدیگر متحد شوند و به سرعت شوراهای رهبری جنبش را تشکیل دهند . شوراها باید در سطح محلات مختلف شهر و در محلهای کار و هرجا که مردم به دلیلی گرد هم آمد ه اند ایجاد شوند . رهبران نمادین شوراها البته موسوی و کروبی هستند و هدف فعلی شوراها بسیار روشن است تا مردم سرگردان و حیران نباشند .باید به خاطر داشت که هیچ جنبشی بدون یک هدف مشخص روشن به نتیجه نمیرسد . هدف فعلی ما خیلی ساده و روشن است : » ابطال انتخابات و برگزاری یک انتخابات سالم قانونی با نظارت بین المللی » . باید در لحظه فعلی مردم ایران را به دور این پرچم گرد آورد . در زمان نبرد تبریز در انقلاب مشروطه نیز هدف بسیار روشن بود : سرنگونی محمد علیشاه و برقراری دوباره مجلس شورای ملی. در انقلاب سال 57 هدف سقوط شاه بود ، بسیار ساده و روشن و بسیار آسان برای اتحاد مردم به دور پرچم انقلاب . اکنون هم هدف ابطال انتخابات خواهد بود . لااقل در لحظه کنونی و تار سیدن به آن هدف هیچ مقصد دیگری را نباید فراروی جنبش قرار داد و مردم را سردرگم کرد. وقت بسیار داریم پس از احراز آن هدف تا به افقهای دوردست تر نیز بنگریم ولی باید بدانیم که رهبری فعلی جنبش ظرفیتی بیش از این ندارد و در صورت اتخاذ هدفهای رادیکالتر عقب خواهد کشید و جنبش را بدون نماد و سمبل خواهد گذاشت .

وقتی هدف مشخص شد اتخاذ تاکتیکها و روشهای مبارزه آسان است . در واقع هم اکنون مردم مبارز و دلیر ما این تاکتیکها را در خیابانها و به صور ت عملی آموخته اند و هر روز روشهای جدیدتری نیز به لیست روشهای مبارزه می افزایند . توده عظیم مردم ، وقتی همه مغزهایشان را روی هم بگذارند کم از یک نابغه ندارند که هر لحظه روشهای بهتر مبارزه را می آموزد و خلق میکند . همینجا چند تکنیک را که ما خود از جنبش فعلی ، انقلاب 57 و سایر جنبشهای مردمی فرا گرفته ایم ذکر میکنیم :

–             جنبش باید آماده خون دادن و هزنیه کردن باشد . انقلاب یک بازی بی خطر نیست . هیچ انقلابی بدون فداکاری و خون دادن به پیروزی نرسیده است . بر خلاف موسوی و کروبی که میخواهند خون از دماغ کسی نریزد باید به مردم حقیقت را گفت و آنان را برای خون دادن و فداکاری آماده کرد . خوشبختانه ملت دلیر ایران بارها در طی تاریخ ثابت کرده اند که آمادگی فداکاریهای عظیم برای پیروزی انقلاب را دارند . از تبریز زمان ستارخان گرفته تا انقلاب سال 57 مردم ایران هیچگاه از قربانی دادن برای پیروزی انقلاب نهراسیده اند . البته شوراهای مردمی سعی خواهند کرد این هزینه حداقل باشد و تکنیکهایی را اتخاذ خواهند کرد که کمترین آسیب به نیروهای مردمی وارد شود ولی در عین حال باید واقعیت را به مردم گفت که این یک کارناوال شهری نیست بلکه یک انقلاب است و همه باید آماده فداکاری باشند .نباید گذاشت ترسوهایی که با دیدن جاری شدن خون از دماغ کسی دستور بازگشت به خانه ها را میدهند رهبری جنبش را در دست گیرند

–                تظاهرات خیابانی موضعی فرسایشی . در این مورد میتوان به سخنان سازگارا و دیگران استناد کرد که تاکتیکهای تظاهرت خیابانی را به خوبی توضیح داده اند . رهبرای فعلی جنبش ، موسوی و کروبی ، به دلیلی که ما نمیدانیم جرات کشاندن مردم به خیابانها را ندارند . ولی هیچ انقلابی فقط با شعار از پشت بامها به پیروزی نرسیده است . باید مردم ، با آمادگی برای قربانی دادن ، به خیابانها بیایند تا کودتا شکست بخورد . اگر به شعار بر پشت بامها اکتفا کنیم جنبش به تدریج سرد میشود و میمیرد . انقلاب فقط با به خیابان کشاندن  مردم است که زنده میماند و رشد میکند. مانند انقلاب سال 57 تظاهرات باید فرسایشی باشد و روزها و روزها ادامه یابد تا نیروی نظامی و سرکوبگر رژیم به تدریج فروپاشد . هیچ جای دنیا یک نیروی سرکوبگر و یک کودتا با یکی دو روز تظاهرات مسالمت آمیز سقوط نکرده است ، باید تظاهرات را ادامه داد . برای کاستن از هزینه ، تظاهرات باید سریع ، موضعی و متحرک باشد . رهبران جنبش و شوراها باید برنامه ریزی هر روزه داشته باشند و طرفداران خود را هدایت کنند که هر روز در کجا های شهرگرد آیند . به محض فرارسیدن نیروهای سرکوب تظاهرات باید متفرق شود و همجون جیوه مواج در نقطه دیگری از شهر فرم بگیرد . به علت حمایت مردم از تظاهر کنندگان هر گروه کوچک تظاهر کننده میتوانند به سرعت تظاهرات موضعی را گسترش دهند و آنرا تبدیل به یک تظاهرات عظیم کنند و سپس با فرارسیدن نیروهای سرکوبگر مردم را متفرق کرده و خود به سرعت در میان جمعیت حل شده و از جای دیگر سر در آورند . از مردم باید خواست با شعار دادن و بوق زدن و سایر روشها از هسته های تظاهر کننده حمایت کنند . محلهای تظاهرات باید نقاط مرکزی و حساس شهر ، میادین مهم ، در برابر ساختمانهای مهم دولتی ومردمی و غیره باشد . کودتاچیان از هیچ چیز بیش از تظاهرات مداوم نمیترسند و نیروهای انتظامی آنان سرانجام سرسام گرفته و خسته شده و از هم خواهد پاشید .

–               ارتباط با مردم . شوراها بدون ارتباط با مردم دوام نخواهند داشت . مغز بدون شبکه اعصابی که رابط بین بدن و مغز است نمیتواند بدنه جنبش را هدایت کند . تکنولوژی مدرن روشهای بسیار نیرومندی برای گسترش سریع ارتباطات فراهم آورده ولی فراموش نکنیم که همه مردم ، توده مردم ، هنوز به اینترنت و حتی تلفنهای موبایل دسترسی ندارند . روشهای موثر و امتحان پس داده انقلابهای سابق را از یاد نبریم . شبنامه ها و بیانیه های کوتاه چاپی که به حجم زیاد بین مردم تو زیع میشود باید یکی از روشهای اساسی ارتباط با مردم باشد . نقش دیوار نوشته ها را نیز از یاد نبریم . دیوارها را با شعارهای ضد کودتا باید پوشاند . یادمان نرود مبارزه فرساینده و خنده دار نیروهای شاه را با شعار های دیواری و شعار » ننگ با رنگ پاک نمیشود» . به جای تلوزیون ماهواره به فکر رادیوهای موج کوتاه باشیم حتی رادیوهایی که از داخل کشور با مردم تماس بگیرند . گروههای آکسیون تظاهرات و اعتصابات را باید تا حد امکان به وسائل مخابراتی مستقل از شبکه های مخابراتی دولتی مجهز کنیم .

–           هر جنبش مردمی در کنار فداکاریها ی داوطلبانه مردم احتیاج به صرف هزینه های مالی دارد . چاپ شبنامه ها ، برقراری ارتباطات ، نقل و انتقال رزمندگان ، همه و همه به پول احتیاج دارند و شوراهای مردمی باید خیلی سریع بیاموزند چگونه کمکهای مالی توده ها را سامان دهند . شوراها باید بهترین روشها برای دریافت کمکهای مالی و هزینه آن را مورد استفاده قرار دهند .

–             تحصن های توده ای و تحصنهای نخبگان . یکی از روشهای موفق انقلاب مشروطه و انقلاب سال 57 اتخاذ تاکتیک تحصنهای توده ای و تحصنهای نخبگان در مکانهایی بود که حکومتهای زور و سرکوب جرئت حمله به آن مکانها را نداشتند . شوراها باید مکانهایی برای تحصنها را فراهم کنند . تحصنها توان جنبش را بسیار بالا میبرند چون تبدیل به مراکز اعصاب و تصمیم گیری جنبش میشوند و شوراهای مرکزی جنبش را به وجود می آورند . تشکل مردم برای حمایت از تحصنها نطفه های نیروهای دفاعی مستقل مردم بر علیه نیروهای کودتا را فراهم می آورد . تحصنها مکان تبادل نظرات نخبگان ، تصمیم گیریها ، و خبر گیری مردم از قدمهای بعدی جنبش خواهند بود .

–            تشکیل آرام نیروهای مقاومت و دفاع مردمی . چون سرانجام زمان رودررویی اساسی فرا خواهد رسید . همه دیکتاتوریها و کودتاهایی که گرفتار مبارزات مردمی شده اند سرانجا م در یک رعشه نهایی سعی خواهند کرد جنبش را در خون غرق کنند . وقتی آن لحظه فرا رسید ، نیروهای دفاعی خلقی که در کوره مبارزات خیابانی و دفاع از تظاهرات مسالمت آمیز مردم آبدیده شده و تجربه آموخته به میدان خواهد آمد و در کنار مردم خون را با خون پاسخ خواهد داد و از قتل عام عمومی جلوگیری خواهد کرد .

–            و سرانجام اعتصاب و اعتصاب و اعتصاب که پیروزی جنبش ضد کودتا بدون آن سخت خواهد بود . راه انداختن و شروع کردن اعتصاب آسان نیست و روزها و هفته ها و شاید ماهها وقت بگیرد ولی آن هنگام که سرانجام کمیته های اعتصاب در ادارات و کارخانجات بزرگتر شکل بگیرند دیگر باید فاتحه دولت کودتا را خواند چون اعتصاب کنترل ارگانهای اجرایی و تولیدی را از دست دولت به در آورده و در اختیار کمیته ها و شوراهای اعتصابی و از آن طریق در اختبیار رهبری جنبش قرار خواهد داد .

–             یاری گرفتن از جناحهای مخالف حکومت که هنوز در بدنه حکومت جای دارند و اخراج نشده اند . کودتای فعلی در ایران با این ضعف عمده روبروست که بخش قابل توجهی از حکومتگران با رهبر کودتا مخالفند و از او دل خوشی ندارند . وقتی رضایی آشکارا گفته است که احمدی نژاد کشور را به لبه پرتگاه سقوط کشانده است آشکار است که مخالفت با او درون حکومتگران بسیار وسیع است . باید از این شکاف استفاده کرد و با تماس با جناحهای مخالف با احمدی نژاد از آنان خواست هرچه وسیعتر در جنبش ضد کودتا شرکت کنند .

در انتها بگوییم که مردم ایران دو گزینه پیش روی دارند . یا شکست کودتا و ابطال انتخابات و برگزاری انتخاباتی آزاد و یا فاجعه ای تلخ با ادامه حکومت ناپلئون کوتوله کودتای 22 خرداد . این ناپلئون که اکنون انتقامجو و خشمگین نیز شده است کشور را بی تردید به سوی نابودی سوق خواهد داد . این ناپلئون دیگر از قدرت جدا نخواهد شد و اگر بر جنبش مردمی فعلی پیروز شود با حمایت نیروهای ارتشی که حامی اصلی او هستند حکومت خود را دائمی کرده و همچون استالین و هیتلر فاجعه ای تاریخی برای ملت ایران به ارمغان خواهد آورد .

متن پیاده شده صحبت شنبه ۱۳ تیر محسن سازگارا

ژوئیه 5, 2009

سلام
امروز شنبه 5/11 صبح سیزدهم تیر ماه سال 1388، چهارم جولای سال 2009 میلادیه.
می بخشید که دیروز جمعه هیچ برنامه ای نداشتیم، برای اینکه با دوستانی که کمیته فکر هستند؛ دوتا استاد دانشگاه ایرانی در اینجا یک ارزیابی بیست روزه داشتیم که در این 20 روز ما چه کردیم؟ مجموع تاکتیکها، مبارزات به کجاها رسیده؟ چندتاش اجرا شده؟ چه نقطه ضعف هایی داشته؟ حکومت چه کارهایی کرده و چه کارهایی رو اونها کردند؟ که امروز فکر می کنم این ارزیابی و جمع بندی نهایی بشه به شکل یک مقاله منتشر میشه و روی اون خط انشاالله حرکت خواهیم کرد. بنابراین فکر می کنم لازم هم بود که یک ارزیابی 20 روزه داشته باشیم تا بتونیم مجموع حرفها رو به شمال منتقل کنیم. شاید هزاران ایمیلی هم که اومده دسته بندیش کردیم، بررسیش کردیم، اشتراکاتش حذف شده، دوباره بیشتر از 200 تا پیشنهادات جدید و سوالات مختلف بود که اونها رو هم دسته بندی کردیم و توی همین ارزیابی برای آینده میاد و استفاده میشه. من خواهشم این است که باز هم هرگونه سوالی، هر نکته ای هستش در میون بگذارید تا روش کار بکنیم و پاسخ در بیاریم.
اما قبل از اینکه وارد بحث های امروز بشم دو سه تا سوال رو جواب بدم:
اول اینکه از پاره ای از شهرستانها پرسیدند که ما امکان اینترنت کم داریم؛ امکان ارتباط کمه؛ مشکل تلفن داریم؛ چجوری خبر رسانی بکنیم؟ در تهران و شاید شهرهای بزرگ هم همین مشکل باشه. پاسخ این است که ما نباید توی سد اینترنت گیر کنیم. اونهایی که می تونن اطلاعات خوب بگیرن باید دانلود کنن، پرینت کنن، به دیگران برسونن. در واقع یک پله ناچار میشیم تکنولوژی رو بریم عقب تر؛ به شکل اعلامیه، شب نامه، یه سریش که پشت یک کاغذ بچسبونیم به یک دیواری بچسبونیم مثل پدرهای ما توی مشروطه که هم کندنش بعداً خیلی سخته و هم ممکنه خیلی ها بخونن و یا توی خونه ها انداختن و یا به دست دیگران رسوندن یا از بالای یک ساختمون پخش کردن و پایین انداختن و هکذا. روش هایی که به هر حال برمی گرده به یک روش قدیمی تر که اونهم هاردکپی و پرینت و کاغذ و چاپ کردنه که خوشبختانه در مورد چاپ کردن و پرینت کردن یا دستگاههای کپی الان مشکلی نیست.
نکته دیگر اینه که حتی مطمئن باشید اگه این مسیر رو هم از ما بگیرند، این رو هم اگر فرض کنید که ممانعت بشه ؛ رسانه؛ میریم سر بعدیش یعنی گوش به گوش و دهن به دهن هم حتی میشه اطلاع رسانی کرد. لذا برای ارتباط گرفتن که سلسله اعصاب جنبش ماست، از همه ابزار ها استفاده می کنیم و هر کجاش که جلوی تکنولوژی رو گرفتند می تونیم از وسایل ابتدایی تر استفاده کنیم.
سوال دوم این بود که شهرستانها بعضی ها تصمیم می گیرن بلند شن بیان تهران؛ به بچه ها در تهران کمک بکنند. الان تو این مقطع جنبش بهترین کمکی که بچه های تهران میشه کرد، اینست که در همون شهرستان اگر میشه راهپیمایی و تظاهرات، اگر نمیشه تظاهرات برق آسا و سریع در چند نقطه و متفرق شدن. حتی اگر نمیشه در حد شعار نویسی به دیوار و الله اکبر گفتن و آکسیون های مشغول کننده مثل بادکنک و امثالهم. مهم اینست که در شهرستانها حرکت باشه که نیروهایی که بردند تهران ناچار شن برگردونند یک مقدارشو به شهرستانها و فشار رو بچه های تهران کم شه، اونها بتونن بیشتر حرکت بکنن. بنابراین هرکس در هر شهرستانی است ، کمیته های محلی که بچه ها در تهران درست کردند و با هم همکاری می کنند، اونها هم باید بکنند و کار رو در سطح کشور گسترده بکنند. این یکی از اون کلیدهای موفقیت ماست.
سوال دیگه این بوده که آیا «اعتکاف=اعتصاب» که از دوشنبه، سه شنبه، چهارشنبه اعلام شده، سر قبر آقای خمینی باید بریم یا جای دیگه؟ البته من هم شنیده ام که حسن آقا خمینی نوه آقای خمینی خواسته که اونجا این سه روز رو اعتکاف بذارن، بنابراین هرکس که علاقه داره خیلی خوبه که بره اونجا و جمعیتی باشه ولی مهم نیست. اگر مسجدی، جایی می خواهید برید هم در هر منطقه و هر محلی هم میشه رفت ولی مهمترش این است که هرکسی بگه من میخوام اعتکاف بکنم. بنابراین نمیتونم بیام سر کار. البته هنوز با اعتصابات فاصله داریم ما؛ این درواقع یک نمایش قدرته و درواقع ذیل این سرفصلی قرار داره که آکسیون هایی که حکومت رو فرسایش میده. ما باید از این به بعد چیزی که روز 7 تیر در تهران تمرین شد، مراسمی که دولت خودش اجازه داده بود بچه ها هم رفتند داخلش و گفتند خوب ما هم اومدیم مراسم رسمی به مناسبت شهدای هفت تیر ولی شعار خودمونو داریم: «یاحسین میرحسین» و «رأی مار پس بده» و سایر شعارها. این خیلی مهمه؛ از اینجا به بعد هر مراسمی که حکومتیها، کودتاچی ها اونجا میخوان جمع شن و خودشونو بازسازی کنن ( چون اونها هم احتیاج دارن یه جاهایی تجمع کنن، روحیه بدن به افرادشون) هر مراسمی مذهبی، غیر مذهبی، انقلابی، غیر انقلابی که رسمیت داره و مشکلی نداره باید ما حاضر باشیم. جمعیتمون بیشتره؛ تعدادمون بیشتره؛ خیلی راحت، معصومانه و قانونی باید اونجا هم باشید و اونوقت حرف خودمونو بزنیم و حضورمون ممکنه فقطه با یه دونه یا سه تا «یاحسین میرحسین» کشیدن آخر مراسم کافی باشه ولی مهم اینست که هیچ کجا نباید امنیت داشته باشد برای کودتاچی ها که فکر کنن اونجا یه پناهگاهیست دور هم جمع میشن، مراسمی دارن واسه خودشون مثلاً دوربین تلویزیونی میذارن و یه چیزایی نشون میدن. ما باید بتونیم که در مراسم اونها درواقع حرف خودمون رو بزنیم، به همین دلیل اعتکاف از این زاویه هم بسیار مهمه برای اینکه با مراسمی که هست باید نشون بدیم که ما هم مشکلی نداریم و میتونیم استفاده کنیم. این بزرگترین استفاده فرسایشی است که میشه کرد. خیلی ها پیشنهاد کردند که بچه هایی که اهل نمازند به خصوص بچه های پایین شهر که کمتر دیده شدند می تونن از فضای مساجد استفاده کنن، به خصوص از نمازهای مغرب و عشاء؛ برن در مساجد و جمعیت یک مرتبه زیاد تر میشه که احساس نکنن اونجا فقط متعلق به بسیجه، اونهم بسیجیهایی که ممکنه دوست مردم هم نباشن و سرکوب بکنن. اونجا هم بتونن بعد از نماز یه «یاحسین میرحسین» بکشن و یک چیزی بگن یا چیزی هم نگن ولی حضور داشته باشن. چون به هر حال این تحرک «اعتکاف=اعتصاب» در این چهارچوب آکسیونهای فرسایشی واجبه، مثل بقیه ی چیزهایی که هستش.
نکته دیگه اینکه راجع به راهپیمایی های تظاهرات سریع یا برق آسا که فیلمهاش رسیده خارج و داره منتقل میشه اینست که الان به احتمال زیاد در تهران، متروی تهران رو حکومت ناچار شده که توی ایستگاهها چند تا مأمور بگذاره که بچه ها رو شناسایی کنه بنابراین اگر هرجایی که احساس می کنن بچه ها که ایستگاه مترو دیگه امن نیست، فقط از مترو باید برای جابجایی سریع در سطح شهر استفاده بشه که کودتاچی ها روی زمین و تو ترافیک گیر می کنن و از مترو بیان بیرون و توی یک منطقه پر جمعیت مثل دهنه بازار( بازار چندتا دهنه داره) تظاهرات سریعشونو بکنن و برگردن برن دوباره توی مترو جابجا شن برن یک جای دیگه شهر. بنابراین این هشدارو میخواستم بدم که الان حکومت به احتمال زیاد هوشیار شده، کودتا چی ها و ایستگاههای مترو رو شروع می کنن به مأمور گذاشتن و کنترل کردن. یادتون هم باشه کل وزرات اطلاعات پنجهزار نفر پرسنل بیشتر نداره و حداکثر بیست هزار تا هم خبرچین در سطح کشور داره و کل سپاه هم صدوبیست هزار تاست و کل بسیج هم با راست و دروغش و اینها به پونصد هزار تا نمیرسه که هر سه تا ارگان بیش از هشتاد درصدش با ما هستند، فقط باید فضایی پیدا بشه که بتونن نفس بکشند و به ملت بپیوندند. بنابراین اونها نیرو ندارند که فکر کنید هرجایی که ما حاضر میشیم بتونن آدم بکارن، نمیدونم سرکوبگر بگذارن ،اسلحه بگذارن، خبرچین بگذارن و امثالهم.
اما نکته آخر که فردا بهش بیشتر می پردازیم، مسأله راهپیمایی روز هیجده تیره که الان اعلام شده و پنج تا مسیر گفته شده که به سمت میدان انقلاب و تاکتیکهایی که باید اتخاذ بشه. این راهپیمایی از یه جهت کلاً خوبه برای اینکه راهپیمایی می تواند که در واقع حضورمونو به شکل یک حضور همگانی مثل مسأله الله اکبر سر پشت بوم همبستگی و قدرتنمایی بشه. اما چگونه اینو انجام بدیم که صلح آمیز باشه، حداقل تلفاتو داشته باشیم، درگیری نباشه، آسیب به کسی نرسه ، موضوع بحث بعدیمون فردا خواهد بود و احتمالاً پس فردا و اون ارزیابیها و اینها. تا فردای دیگه و پیروزی بر کودتا چی ها خداحافظ همه شما (انگشتانشون رو به شکل V گرفتند)

محسن سازگارا : ویدئوی سخنان چهارشنبه دهم تیر در باره اعتصاب 15، 16 و 17 تیر

ژوئیه 1, 2009

تاکتیکها و تکنیکهای مبارزه – دوشنبه 8 تیر – کلیپ سازگارا

ژوئن 29, 2009

سخنان امروز محسن سازگارا در یو تیوب

ژوئن 26, 2009

اولین کلیپ ویدئویی محسن سازگارا در یو تیوب – لطفا عضو شوید

ژوئن 25, 2009

آدرس وبسایت این کلیپ :

http://www.youtube.com/watch?v=ZXRhAiIMm0A