Posts Tagged ‘روحانیون’

مطلب پر معنای امروز در سایت هاشمی رفسنجانی سه شنبه 30 تیرماه

ژوئیه 21, 2009

http://www.hashemirafsanjani.ir/?type=dynamic&lang=1&id=1236

نکته پر معنای امروز30 تیرماه که در صفحه اول وبسایت هاشمی رفسنجانی درج شده است . این نکته که سخنان او در نماز هفتم اسفند 1348 را بیان میدارد در واقع در مورد خطبه نماز جمعه 26 تیرماه اوست و خطاب به سایر علمایی که هنوز جرات موضعگیری و ابراز نظر در مورد احمدی نژاد و خامنه ای را نیافته اند  .

بخشی از خطبه هاشمی رفسنجانی هفتم اسفند ماه 1348:   «از هیچ چیز در دنیا نباید ترسید ، هر گاه مسئله امتحانی در پیش آید داشتن نیت خوب و ادعاهای پوچ و خالی قابل قبول نیست ، برای هر نسل یک نوع امتحان پیش می آید ولی چه امتحانی بالاتر از آن که در مسائل اجتماع و مرتبط با مردم از زن و فرزند و پول به خاطر علاقه به خدا در گذریم ، فداکاری قلبی سودی ندارد ، قدری شجاع باشید»

Advertisements

چه باید کرد: بیانیه شوراهای مردمی در مورد راهکارها و تکنیکهای جنبش ضد کودتا

ژوئیه 6, 2009

اولین  بیانیه شوراهای مردمی در مورد راهکارها و تکنیکهای جنبش ضد کودتا

جنبش ضد کودتا در پیچی تاریخی از تکامل خود قرار دارد . آنچه در کشور ما رخ داده به دور از هرگونه پرده پوشی و تعبیرات دیگر یک کودتا بر علیه رای مردم بود ه است . دولتی دیکتاتور و خود کامه حتی اجازه انتخاب یکی از کاندیداهایی را که خود برای انتخابات تایید کرده بوده به مردم نداد ه و جرزنی آغازیده که فقط یک نفر و بس . بی هیچ تردیدی ملت ایران اکنون در برابر یک کودتا ی آشکار بر علیه رای و خواست خود قرار دارد . انتظار رحم و شفقت از کودتاچیان بیهوده است که اشک کباب باعث طغیان آتش است و ملت چاره ای جز آن ندارد که آنان را زیر مشت قدرتمند خود له کند .

رهبران جنبش موسوی و کروبی بر سر جنبش ایستاده اند و بر خلاف افرادی همچون خاتمی و هاشمی عقب نشینی نکرده اند . ولی این رهبران نیز ظرفیتی دارند و بیش از آن نمیتوان از ایشان انتظار داشت . موسوی و کروبی بارها و بارها با اعلامیه ها و سخنان و اعمال خود نشان داده اند که تنها توانایی حرکت در داخل محدوده نظام را دارند و به هر دلیل جرئت خروج از خطی را که نظام به دور ایشان کشیده ندارند . آنها هنوز منتظر «اجازه» دولت کودتا برای تظاهرات و اقدامات دیگر اعتراضی هستند . این به آن میماند که مصدق بعد از کودتای 28 مرداد یا آلنده بعد از کودتای شیلی منتظر اجازه از شاه و پینوشه برای مبارزه با کودتا و کودتاچیان باشند . آنها به دنبال ایجاد انجمنهای کوچک محفلی برای حرکت از پشت پرده هستند همان که در سی سال اخیر به آن عادت کرده اند. آنها به احتمال زیاد از اعتراضات گسترده بیم دارند چون اگر مردم به خیابانها بیایند خواستهای بسیار رادیکالتری مطرح خواهد شد که در محدوده جمهوری اسلامی محدود نخواهد ماند . کنترل و اداره این خواستها از توان رهبران کنونی جنبش خارج است و آنان را به تفکری دوباره در مورد ادامه اعتراضات خیابانی مستقل وامیدارد و دچار تزلزلی میسازد که شاهد هستیم .

هرچه هست ، باید به آنچه اکنون در دست ماست دلخوش داریم که سیاست ،میدان کار با آنچه واقعا داریم است و نه تبعیت از خواب و خیال . به این سبب مبرمترین نیاز جنبش ضد کودتا در لحظه فعلی آن است که در عین تکیه بر رهبری موسوی و کروبی به عنوان نماد جنبش هر چه زودتر اقدام به تشکیل شوراها و کمیته های مردمی مستقل کنیم . هیچ جنبش مردمی و انقلابی در طی تاریخ بدون استخوانبندی و ستون فقرات شوراهای مردمی به پیروزی نرسیده است .

جنبش مقدس ملت ایران هنوز بسیار جوان است و زود است انتظار دویدن از کودکی که تازه دوهفته است به دنیا آمده . ولی در همین مدت کوتاه جنبش بسیار رشد کرده و مردم در خیابانها هم تکنیکهای جدید مبارزه را فرا گرفته اند و هم به تدریج به شرایط سخت یک جنبش کودتا عادت میکنند. واقعیت این است که اکنون ترس مردم و به خصوص نیروهای فعال ضد کودتا وجوانان از سرکوب و چماق ریخته است . اکنون باید هدف اصلی رهبران مستقل مردمی ، که به سرعت از درون جنبش سر بر می آورند، برقرار کردن ارتباط با دیگر رهبران و نمایندگان مستقل باشد . ، جنبش بدون رهبری و اتحاد سرانجامی جز شکست نخواهد داشت . بدون شوراهای مستقل جنبش مانند غولی است بدون سر و بدون مغز که هر چند قوی ولی نیروی عظیم آن هدر خواهد رفت . بدون رهبری و هدایت شوراها شور عظیم توده مردم در پروژه های محلی بی هدف تحلیل میرود . در یک کلام شوراها آن اسکلتی است که عضلات قوی انقلاب به دور آن آویخته و مغزی است که بدن انقلاب به هدایت آن به پیروزی میرسد .

به خصوص در شرایط خاص این جنبش ، که رهبری ناتوان و عاجز و ترسان است از هزینه کردن و به خیابان کشاندن مردم برای تظاهرات و اعتصابات ، و مذاکرات پشت پرده را بر تکیه بر جنبش مردمی ترجیح میدهد ، ما باید شوراهای مستقل را هرچه زودتر تشکیل و گسترش دهیم . رهبران باید با یکدیگر متحد شوند و به سرعت شوراهای رهبری جنبش را تشکیل دهند . شوراها باید در سطح محلات مختلف شهر و در محلهای کار و هرجا که مردم به دلیلی گرد هم آمد ه اند ایجاد شوند . رهبران نمادین شوراها البته موسوی و کروبی هستند و هدف فعلی شوراها بسیار روشن است تا مردم سرگردان و حیران نباشند .باید به خاطر داشت که هیچ جنبشی بدون یک هدف مشخص روشن به نتیجه نمیرسد . هدف فعلی ما خیلی ساده و روشن است : » ابطال انتخابات و برگزاری یک انتخابات سالم قانونی با نظارت بین المللی » . باید در لحظه فعلی مردم ایران را به دور این پرچم گرد آورد . در زمان نبرد تبریز در انقلاب مشروطه نیز هدف بسیار روشن بود : سرنگونی محمد علیشاه و برقراری دوباره مجلس شورای ملی. در انقلاب سال 57 هدف سقوط شاه بود ، بسیار ساده و روشن و بسیار آسان برای اتحاد مردم به دور پرچم انقلاب . اکنون هم هدف ابطال انتخابات خواهد بود . لااقل در لحظه کنونی و تار سیدن به آن هدف هیچ مقصد دیگری را نباید فراروی جنبش قرار داد و مردم را سردرگم کرد. وقت بسیار داریم پس از احراز آن هدف تا به افقهای دوردست تر نیز بنگریم ولی باید بدانیم که رهبری فعلی جنبش ظرفیتی بیش از این ندارد و در صورت اتخاذ هدفهای رادیکالتر عقب خواهد کشید و جنبش را بدون نماد و سمبل خواهد گذاشت .

وقتی هدف مشخص شد اتخاذ تاکتیکها و روشهای مبارزه آسان است . در واقع هم اکنون مردم مبارز و دلیر ما این تاکتیکها را در خیابانها و به صور ت عملی آموخته اند و هر روز روشهای جدیدتری نیز به لیست روشهای مبارزه می افزایند . توده عظیم مردم ، وقتی همه مغزهایشان را روی هم بگذارند کم از یک نابغه ندارند که هر لحظه روشهای بهتر مبارزه را می آموزد و خلق میکند . همینجا چند تکنیک را که ما خود از جنبش فعلی ، انقلاب 57 و سایر جنبشهای مردمی فرا گرفته ایم ذکر میکنیم :

–             جنبش باید آماده خون دادن و هزنیه کردن باشد . انقلاب یک بازی بی خطر نیست . هیچ انقلابی بدون فداکاری و خون دادن به پیروزی نرسیده است . بر خلاف موسوی و کروبی که میخواهند خون از دماغ کسی نریزد باید به مردم حقیقت را گفت و آنان را برای خون دادن و فداکاری آماده کرد . خوشبختانه ملت دلیر ایران بارها در طی تاریخ ثابت کرده اند که آمادگی فداکاریهای عظیم برای پیروزی انقلاب را دارند . از تبریز زمان ستارخان گرفته تا انقلاب سال 57 مردم ایران هیچگاه از قربانی دادن برای پیروزی انقلاب نهراسیده اند . البته شوراهای مردمی سعی خواهند کرد این هزینه حداقل باشد و تکنیکهایی را اتخاذ خواهند کرد که کمترین آسیب به نیروهای مردمی وارد شود ولی در عین حال باید واقعیت را به مردم گفت که این یک کارناوال شهری نیست بلکه یک انقلاب است و همه باید آماده فداکاری باشند .نباید گذاشت ترسوهایی که با دیدن جاری شدن خون از دماغ کسی دستور بازگشت به خانه ها را میدهند رهبری جنبش را در دست گیرند

–                تظاهرات خیابانی موضعی فرسایشی . در این مورد میتوان به سخنان سازگارا و دیگران استناد کرد که تاکتیکهای تظاهرت خیابانی را به خوبی توضیح داده اند . رهبرای فعلی جنبش ، موسوی و کروبی ، به دلیلی که ما نمیدانیم جرات کشاندن مردم به خیابانها را ندارند . ولی هیچ انقلابی فقط با شعار از پشت بامها به پیروزی نرسیده است . باید مردم ، با آمادگی برای قربانی دادن ، به خیابانها بیایند تا کودتا شکست بخورد . اگر به شعار بر پشت بامها اکتفا کنیم جنبش به تدریج سرد میشود و میمیرد . انقلاب فقط با به خیابان کشاندن  مردم است که زنده میماند و رشد میکند. مانند انقلاب سال 57 تظاهرات باید فرسایشی باشد و روزها و روزها ادامه یابد تا نیروی نظامی و سرکوبگر رژیم به تدریج فروپاشد . هیچ جای دنیا یک نیروی سرکوبگر و یک کودتا با یکی دو روز تظاهرات مسالمت آمیز سقوط نکرده است ، باید تظاهرات را ادامه داد . برای کاستن از هزینه ، تظاهرات باید سریع ، موضعی و متحرک باشد . رهبران جنبش و شوراها باید برنامه ریزی هر روزه داشته باشند و طرفداران خود را هدایت کنند که هر روز در کجا های شهرگرد آیند . به محض فرارسیدن نیروهای سرکوب تظاهرات باید متفرق شود و همجون جیوه مواج در نقطه دیگری از شهر فرم بگیرد . به علت حمایت مردم از تظاهر کنندگان هر گروه کوچک تظاهر کننده میتوانند به سرعت تظاهرات موضعی را گسترش دهند و آنرا تبدیل به یک تظاهرات عظیم کنند و سپس با فرارسیدن نیروهای سرکوبگر مردم را متفرق کرده و خود به سرعت در میان جمعیت حل شده و از جای دیگر سر در آورند . از مردم باید خواست با شعار دادن و بوق زدن و سایر روشها از هسته های تظاهر کننده حمایت کنند . محلهای تظاهرات باید نقاط مرکزی و حساس شهر ، میادین مهم ، در برابر ساختمانهای مهم دولتی ومردمی و غیره باشد . کودتاچیان از هیچ چیز بیش از تظاهرات مداوم نمیترسند و نیروهای انتظامی آنان سرانجام سرسام گرفته و خسته شده و از هم خواهد پاشید .

–               ارتباط با مردم . شوراها بدون ارتباط با مردم دوام نخواهند داشت . مغز بدون شبکه اعصابی که رابط بین بدن و مغز است نمیتواند بدنه جنبش را هدایت کند . تکنولوژی مدرن روشهای بسیار نیرومندی برای گسترش سریع ارتباطات فراهم آورده ولی فراموش نکنیم که همه مردم ، توده مردم ، هنوز به اینترنت و حتی تلفنهای موبایل دسترسی ندارند . روشهای موثر و امتحان پس داده انقلابهای سابق را از یاد نبریم . شبنامه ها و بیانیه های کوتاه چاپی که به حجم زیاد بین مردم تو زیع میشود باید یکی از روشهای اساسی ارتباط با مردم باشد . نقش دیوار نوشته ها را نیز از یاد نبریم . دیوارها را با شعارهای ضد کودتا باید پوشاند . یادمان نرود مبارزه فرساینده و خنده دار نیروهای شاه را با شعار های دیواری و شعار » ننگ با رنگ پاک نمیشود» . به جای تلوزیون ماهواره به فکر رادیوهای موج کوتاه باشیم حتی رادیوهایی که از داخل کشور با مردم تماس بگیرند . گروههای آکسیون تظاهرات و اعتصابات را باید تا حد امکان به وسائل مخابراتی مستقل از شبکه های مخابراتی دولتی مجهز کنیم .

–           هر جنبش مردمی در کنار فداکاریها ی داوطلبانه مردم احتیاج به صرف هزینه های مالی دارد . چاپ شبنامه ها ، برقراری ارتباطات ، نقل و انتقال رزمندگان ، همه و همه به پول احتیاج دارند و شوراهای مردمی باید خیلی سریع بیاموزند چگونه کمکهای مالی توده ها را سامان دهند . شوراها باید بهترین روشها برای دریافت کمکهای مالی و هزینه آن را مورد استفاده قرار دهند .

–             تحصن های توده ای و تحصنهای نخبگان . یکی از روشهای موفق انقلاب مشروطه و انقلاب سال 57 اتخاذ تاکتیک تحصنهای توده ای و تحصنهای نخبگان در مکانهایی بود که حکومتهای زور و سرکوب جرئت حمله به آن مکانها را نداشتند . شوراها باید مکانهایی برای تحصنها را فراهم کنند . تحصنها توان جنبش را بسیار بالا میبرند چون تبدیل به مراکز اعصاب و تصمیم گیری جنبش میشوند و شوراهای مرکزی جنبش را به وجود می آورند . تشکل مردم برای حمایت از تحصنها نطفه های نیروهای دفاعی مستقل مردم بر علیه نیروهای کودتا را فراهم می آورد . تحصنها مکان تبادل نظرات نخبگان ، تصمیم گیریها ، و خبر گیری مردم از قدمهای بعدی جنبش خواهند بود .

–            تشکیل آرام نیروهای مقاومت و دفاع مردمی . چون سرانجام زمان رودررویی اساسی فرا خواهد رسید . همه دیکتاتوریها و کودتاهایی که گرفتار مبارزات مردمی شده اند سرانجا م در یک رعشه نهایی سعی خواهند کرد جنبش را در خون غرق کنند . وقتی آن لحظه فرا رسید ، نیروهای دفاعی خلقی که در کوره مبارزات خیابانی و دفاع از تظاهرات مسالمت آمیز مردم آبدیده شده و تجربه آموخته به میدان خواهد آمد و در کنار مردم خون را با خون پاسخ خواهد داد و از قتل عام عمومی جلوگیری خواهد کرد .

–            و سرانجام اعتصاب و اعتصاب و اعتصاب که پیروزی جنبش ضد کودتا بدون آن سخت خواهد بود . راه انداختن و شروع کردن اعتصاب آسان نیست و روزها و هفته ها و شاید ماهها وقت بگیرد ولی آن هنگام که سرانجام کمیته های اعتصاب در ادارات و کارخانجات بزرگتر شکل بگیرند دیگر باید فاتحه دولت کودتا را خواند چون اعتصاب کنترل ارگانهای اجرایی و تولیدی را از دست دولت به در آورده و در اختیار کمیته ها و شوراهای اعتصابی و از آن طریق در اختبیار رهبری جنبش قرار خواهد داد .

–             یاری گرفتن از جناحهای مخالف حکومت که هنوز در بدنه حکومت جای دارند و اخراج نشده اند . کودتای فعلی در ایران با این ضعف عمده روبروست که بخش قابل توجهی از حکومتگران با رهبر کودتا مخالفند و از او دل خوشی ندارند . وقتی رضایی آشکارا گفته است که احمدی نژاد کشور را به لبه پرتگاه سقوط کشانده است آشکار است که مخالفت با او درون حکومتگران بسیار وسیع است . باید از این شکاف استفاده کرد و با تماس با جناحهای مخالف با احمدی نژاد از آنان خواست هرچه وسیعتر در جنبش ضد کودتا شرکت کنند .

در انتها بگوییم که مردم ایران دو گزینه پیش روی دارند . یا شکست کودتا و ابطال انتخابات و برگزاری انتخاباتی آزاد و یا فاجعه ای تلخ با ادامه حکومت ناپلئون کوتوله کودتای 22 خرداد . این ناپلئون که اکنون انتقامجو و خشمگین نیز شده است کشور را بی تردید به سوی نابودی سوق خواهد داد . این ناپلئون دیگر از قدرت جدا نخواهد شد و اگر بر جنبش مردمی فعلی پیروز شود با حمایت نیروهای ارتشی که حامی اصلی او هستند حکومت خود را دائمی کرده و همچون استالین و هیتلر فاجعه ای تاریخی برای ملت ایران به ارمغان خواهد آورد .

رستاخيز ملّی: ضعف ها و ضرورت ها (بخش نخست)،علی ميرفطروس

ژوئیه 3, 2009

گاه اشتباهات کوچکِ خودکامگان، پيامدهای بسيار بزرگ و سرنوشت ساز دارند… اينک مبارزات و اعتراضات مردم از يک دعوای حقوقی (تقلّب در انتخابات) به نبردی حقيقی برای به زير کشاندن رئيس جمهورِ دست نشاندة آيت الله خامنه ای تبديل شده است!

۴ سال پيش، بهنگام «انتخابات» نهمين دورة رياست جمهوری در ايران، در مطلب کوتاهی بنام «برای ثبت در تاريخ» يادآور شده بودم که «انتخاب محمود احمدی نژاد به رياست جمهوری، يک انتحار سياسی برای رژيم اسلامی است چرا که آغاز رياست جمهوری وی، پايان حکومت مُلاّها خواهد بود» ۱
عملکردهای ۴ سالة آقای احمدی نژاد در سطح ملّی و بين المللی نشانة همين انتحار سياسی و «آغازِ پايانِ حکومت اسلامی» می تواند باشد. اين امر باعث گرديد تا «عقلای مصلحت بينِ نظام اسلامی» برای حفظ و بقای رژيم، «انتخابات» دهمين دورة رياست جمهوری را به کارزاری سرنوشت ساز بَدَل سازند و در اين راه توانستند بخش های بزرگی از جامعة مدنی ايران و خصوصاً زنان، جوانان، دانشجويان، معلمان، هنرمندان و نويسندگان ايران را بسوی خود جلب کنند.

(more…)

بیانیه 12 تیر آیت الله صانعی در مورد سرکوبهای کودتا و ادامه مقاومت

ژوئیه 3, 2009

بسمه تعالي

«وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ»

ملت عزيز و شريف ايران اسلامي
در روزهاي گذشته همگان شاهد حمله به دانشگاهها و خوابگاه دانشجويان و ضرب و جرح، قتل و به زندان افکندن عده  زيادي از فرزندان اين مرز و بوم بوده ايم تا جائيکه در آمار رسمي خبر از کشته شدن حدود بيست نفر و زنداني شدن بيش از هزار نفر داده شده است و همچنين شاهد پخش اعترافات برخي از زندانيان در رسانه هاي انحصاري بوده ايم که بر همه واضح است  اين اعترافات حداقل به علت زنداني بودن متهمين و شرايط خاص آنها از نظر شرعي، قانوني و عقلائي هيچ گونه ارزشي نداشته و ندارد؛ لکن نبايد اينگونه ظلمها، آزار و اذيت ها، ترفندها، مکرها؛ دروغها و … موجب يأس و نا اميدي در راه احقاق حق شرعي و قانوني و حاکميت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا اميدي از رحمت خداوند خود از معاصي و گناهان کبيره است؛ خلاف وعده نصر و پيروزي قرآن به مسلمانان نيز مي باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».

و چگونه چنين نباشد حال آنکه علي رغم تمام سانسورهاي خبري، از محدوديت سايت هاي خبري گرفته تا تعطيلي روزنامه ها و دستگيري فعالين رسانه اي و سياسي و حتي قطع پيام هاي کوتاه، آگاهي عمومي و جهاني از وقايع اخير  روز به روز در حال افزايش است، که خود نتيجه حرکت آگاهانه و همراه با متانت ملت بزرگ ايران است. اميد آنکه راه دفاع از حقوق مردم و حفظ عقايد ديني آنها مخصوصاً جوانان و حفظ جمهوري اسلامي همراه با درايت، متانت، آگاهي بخشي و آرامش و امنيت و استفاده از قانون اساسي به معناي واقعيش و بهانه ندادن به دست ستمکاران، ادامه يابد که استقامت شرط موفقيت است و چگونه چنين نباشد حال آنکه کانديدهاي معترض به مسئولين انتخابات و روند و نتيجه آن و نظر شوراي نگهبان همانگونه که در نامه حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي کروبي (دامت افاضاته و برکاته) و يا در بيانيه دوست مکرم، مؤمن و يار باوفاي امام امت (سلام الله عليه) جناب آقاي مهندس موسوي (دام عزه و توفيقه) آمده است؛ از نظر سياسي و قانوني مشروعيت دولت را مورد سوال قرار داده و آنرا نفي مي نمايند که نشانگر عدم اقناع آنان و توده زيادي از مردم از شبهات پيش آمده در انتخابات است که خود بواسطه کاهش پشتوانه و حمايت هاي مردمي، مي تواند موجب ناکارآمدي دولت گردد و ممکن است ادامه اش موجب مشکلات حقوقي و مدني شود.

در پايان به تمام نيروهايي که بايد حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند  تذکر مي دهم که هيچ فرمان و دستوري نمي تواند مجوّز و عذري براي تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصيت و ذنب لايغفر است ـ گردد که لاطاعة لمخلوق في معصية الخالق چه رسد به آنکه  موجب ضرب و جرح و يا قتل گردد که مستوجب خذلان دنيوي و عذاب اخروي است.

يوسف صانعي
12/4/1388
10رجب المرجب1430

نابودی نهایی استقلال و محبوبیت تاریخی روحانیت شیعه در جریان کودتای 22 خرداد ماه 1388

ژوئیه 3, 2009

روحانيت در گذرگاه تاريخ، محمد برقعی

برای فهم نقش روحانيت در صحنه سياست کنونی ايران لازم است نخست شناختی اوليه از عملکرد آن داشته باشيم. بسياری از مردم بر آن هستند که کار روحانيت محدود به هدايت و آموزش و اجرای امور دينی مردم است. در حالی که روحانيت نقش بسيار وسيع تری داشته و دارد و روحانيت شيعه به دلايل تاريخی و نظری عملکردهای ويژه ای دارد که در روحانيت ساير مذاهب اسلامی و اديان ديگر ديده نمی شود.
(more…)

چگونه می توان به شکل قانونی رهبر نظام را تغيير داد؟ پيمان روشن ضمير

ژوئیه 3, 2009

مقدمه
بعد از انتخابات رياست جمهوری و اعتراض اصلاح طلبان نسبت به تقلب در انتخابات و مخالفت آيت الله خامنه ای با خواست معترضين ، انتقادات رسمی و غير رسمی بسياری از سوی اصلاح طلبان در مورد آيت الله خامنه ای شنيده شد . از طرفی همين اصلاح طلبان همچنان بر پای بندی خود به نظام جمهوری اسلامی تاکيد می کنند و دغدغه فعلی خود را حفظ جمهوريت نظام می دانند . اصلاح طلبان در حال حاضر خود را پيروز انتخابات و اکثريت ملت را حامی خود می دانند .
اين مقاله به همين بهانه به اين مسئله می پردازد که اگر زمانی اکثريت مردم خواهان تغيير آيت الله خامنه ای از سمت رهبری نظام جمهوری اسلامی بودند به چه طريق قانونی در چارچوب نظام جمهوری اسلامی می توانند اين خواست خود را مطرح و اعمال کنند . مسلم اينکه تا زمانی که راه های قانونی آزمايش نشده است ، دست زدن به هر تلاش ديگری برای اعمال نظر ملت منطقی و صحيح نيست .

*** (more…)

انقلاب ایران، تازه آغاز شده است

ژوئیه 3, 2009

به نقل از روزنامه دی ولت 28 ژوئن :

جنبش اعتراضی مردم ایران هر روز در رسانه‌های آلمانی انعکاس می‌یابد و کارشناسان و روزنامه‌نگاران از زوایای گوناگون به بررسی آن می‌نشینند. کلمنس ورگین، در روزنامه‌ی «دی‌‌ولت» روز 28 ژوئن مقاله‌ای به چاپ رسانده است که ترجمه‌ی آن در زیر می‌آید.

کلمنس ورگین اعتقاد دارد که نباید جنبش دمکراتیک را رونویسی کرد. شرایط سقوط به هرحال فراهم شده است، اما ممکن است طول بکشد.

(more…)

جانشین نماینده خامنه ای در سپاه پاسداران ضمن حمله شدید به رفسنجانی: تنها بهزاد نبوي از اعتراف خودداري كرده

ژوئیه 2, 2009

خبرگزاري فارس
جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه گفت: دانشگاه‌هاي آزاد‌ به ستادهاي ‌ميرحسين موسوي مبدل شده بودند.

به گزارش خبرگزاري فارس، حجت‌الاسلام مجتبي ذالنور ظهر امروز در همايش روحانيان استان زنجان با بيان اينكه كميته صيانت از آرا حامي اصلي اغتشاشگران است و برنامه‌ريزي‌هاي معاندانه در آنجا تصميم‌گيري مي‌شد، اظهار داشت: اين كميته كه شامل هاشمي رفسنجاني، مهدي كروبي، محمد خاتمي و مير‌حسن موسوي بود، حامي اصلي اغتشاشات اخير تهران و برخي شهرهاي كشور بودند.
وي با انتقاد شديد از اعضاي اين كميته گفت: هاشمي رفسنجاني با حمايت‌هايي كه از ميرحسن موسوي انجام مي‌داد، سنگ تمام گذاشته بود.
جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي همچنين اضافه كرد: تمام دانشگاه‌هاي آزاد كشور به ستادهاي بي‌نام مسير حسين موسوي مبدل شده بودند و پاي جبهه دوم خردادي‌ها نيز براي تخريب دولت احمدي‌نژاد به دانشگاه آزاد باز شده بود.
ذالنور با اشاره به سفارشات 200 هزار مانتوي فيروزه‌اي در انتخابات دهم رياست جهموري توسط فائزه هاشمي و پخش آن در بين مردم گفت: اين سفارشات توسط دختر هاشمي رفسنجاني و با هزينه 4 ميليارد تومان انجام شد.
وي در انتقادي ديگر از هاشمي رفسنجاني افزود: نامه سرگشاده وي به مقام معظم رهبري نشان از دور زدن قانون، استيضاح سياسي رهبر و دخالت در امر رهبري بود.
جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اظهار داشت: هاشمي رفسنجاني با پرسيدن اين سئوال در مقابل چندين دوربين و خبرنگار داخلي و خارجي كه كد انتخاباتي مير‌حسن موسوي چند است، حمايت‌هاي خود را از اين كانديدا اعلام مي‌كرد.
ذالنور مطرح شدن مباحثي از قبيل شوراي فقهي و شوراي رهبري را از ديگر برنامه‌هاي شوم مقابله با ولايت فقيه و مقام معظم رهبري عنوان كرد و افزود: اين مباحث نشان از مخالفت اين عده با ولايت فقيه و مقام معظم رهبري بود كه به ياري خدا در حوزه بررسي و نقض شد.
وي به اعترافات بسياري از دستگيرشدگان اغتشاشات اخير اشاره كرد و گفت: تنها، بهزاد نبوي از اعتراف خودداري كرده و به گفته خود، چريك بوده و تا سقوط ولايت فقيه تلاش خواهد كرد.
جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با ابراز تاسف از برخي كانديداها و حاميانشان گفت: بعد از گذشت 30 سال از عمر انقلاب اسلامي ايران و برگزاري 10 دوره انتخابات رياست جمهوري، اين دوره تنها دوره‌اي بود كه بهائيان ستاد حمايت از موسوي را تشكيل داده بودند.
ذالنور همچنين از محسن رضايي نيز به عنوان كسي كه به دستور هاشمي رفسنجاني به گود انتخابات آمده بود، نام برد و گفت: وي را با كمك مالي 5 ميليارد توماني محمد هاشمي، برادر هاشمي رفسنجاني به انتخابات فرستادند تا آراي احمدي‌نژاد را كم كنند.

آقای موسوی ترا به خدا اگر نجنبید به سرنوشت بنی صدر دچار خواهید شد

ژوئیه 2, 2009

آقای موسوی اگر نجنبید به سرنوشت بنی صدردچار خواهید شد . شما گفته اید دولت کودتا را قبول ندارید و این دولت مشروعیت قانونی ندارد . آیا میدانید بنی صدر هم همین را میگوید و مشروعیت همه دولتهای بعد از خودش را قبول ندارد و هنوز خود را رییس جمهور قانونی ایران میداند؟ ولی که به حرفش گوش میدهد؟ آقای موسوی وقت اقدام اکنون است . اگر دست به دست کنید و بخواهید هنوز از کانالهای قانونی به اعتراض خود ادامه دهید به زودی شما هم از پاریس همان را خواهید گفت که بنی صدر میگوید ولی چه سود ؟ جنبش اکنون ملیونی است و هنوز توان سرنگونی کودتا را دارد ولی اگر چند هفته بگذرد مردم دلسرد میشوند و به خانه هایشان بر میگردند . مردم را باید با تظاهرات و اعتصابات داغ و آماده عمل نگاه داشت .  اگر آنان ببینند شما ساکتید و کاری نمیکنید چه انتظاری از آنان دارید که همچنان  آماده حرکت و گوش به فرمان شما باشند ؟ فکر نکنید که فعلا همه راههای قانونی را خواهید آزمود و آنگاه که کار از کار گذشت و به سراغتان آمدند تا به زندانتان بیندازند آنگاه میتوانید دستور تظاهرات دهید و باز همان تعداد مردم به خیابان می آیند که هفته های پیش آمدند . زهی خیال باطل . کودتاچیان خیلی وقت دارند و زمان به نفعشان کار میکند چون شما مردم را به آرامش دعوت می کنید . این شما هستید که فرصتی تاریخی را از دست مینهید . ترا به خدا دستور اعتصاب یا تظاهرات صادر کنید وگرنه فرصت از دست خواهد رفت . بگذارید مردم کاری کنند .

«دوراندیش»

ویدئوی سخنان وزیر اطلاعات در تلوزیون در مورد خیانت موسوی د

ژوئیه 1, 2009

http://irannegah.com/Video.aspx?id=1262

سخنان خاتمی 10 تیر : آش چقدر شور بود که دیگه حتی صدای خاتمی هم در اومد

ژوئیه 1, 2009

سید محمد خاتمی در دیدار با خانواده های دستگیر شدگان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: علاقمند بودم امروز می توانستم همه خانواده هایی که در سراسر کشور عزیزانشان در بند هستند و هیچ فریادرسی ندارند را از نزدیک در یک جمع ببینم و ضمن تشکر از نجابت و صبوری آنها و تلاشهای عزیزانشان که به طور قطع در جهت آرمانهای انقلاب و ارزش های تحریف نشده نظام بوده به یکایک آنها عرض ادب و احترام کنم و مراتب همدلی خود را با آنها ابزار کنم. همانطور که وظیفه داشتم با خانواده هایی که عزیزانشان در جریان اعتراضات آرام مردمی بی رحمانه به شهادت رسیدند و حتی از برگزاری مجلس بزرگداشت هم محروم شدند دیدار کنم و حضورا تسلیت بگویم. تعداد این عزیزان کم نیست، این را آمارهای رسمی و غیررسمی می گویند.

(more…)

نوار سخنرانی بی مهابای هادی غفاری و حمله مسقیم به خامنه ای

ژوئن 28, 2009

http://www.peiknet.com/1388/09tir/07/PAGE/hadi-ghafari-speech.wma

مقاله بسیار جالب و تحلیلی محسن کدیور در باره اشتباه تاریخی خامنه ای

ژوئن 28, 2009

آدرس اين صفحه با فيلترشکن:

https://newsecul.ipower.com/2009/06/28.Sunday/062809-Mohsen-Kadivar-Khamenei-Move.htm

حرکت اخیر آقای خامنه ای به کیش و مات شدن او منجر می شود

محسن کدیور

آقای خامنه ای با حرکت اخیرش در شطرنج سیاسی ایران کاری کرده است که در نظر اول به نفع او باید تمام شود اما در واقع امر خدمتی بزرگ به همهء ماست و اگر در تصحیح آن نکوشد بی تردید به کیش و مات شدن خود او منجر خواهد شد. به بیان دیگر، وضع حاضر وضع برنده برای همه ماست چه او به همین حرکت ادامه دهد و چه به ناچار به تصحیح آن تصمیم بگیرد.

مدل سادهء ماجرا این است: برای درگیر کردن بیشترین مردم با مساله خودکامگی در نظام رهبری ایران چندین سال است که روشنفکران و فعالان مختلف تلاش کرده اند. موفقیت نظام در مشی پنهانکارانه اش بوده است و حفظ ظاهر. یعنی با همهء قوا تلاش کرده است چهره اش تخریب نشود. در این سال ها تمام  ترورها و اعدام ها و زندان ها انجام شده اما باعث بی آبرویی برای نظام در یک سطح فراگیر داخلی نشده است. حتی ماجرای میکونوس در خارج و یا بر ملا شدن قتل های زنجیره ای در داخل نتوانست نگاه عموم مردم را متوجه کانون اصلی یعنی آقای خامنه ای کند. زندانی شدن اکبر گنجی، مشهورترین و صریح ‌اللهجه‌ترین منتقد آقای خامنه ای، و نوشته های جسورانهء او در نقد نظام سلطانی هم نتوانست همدردی و همفکری وسیعی در داخل برانگیزد. ماجرای ترور سعید حجاریان هم طوری مدیریت شد که به جایی نرسید و به قول داخلی ها جمع شد. در این سال ها تنها ماجرای 18 تیر بود که به نوعی همدردی عمومی را با خود داشت. اما آن هم در شکل محدود در تهران و یکی چند شهر دیگر و در محیط های دانشجویی.

حرکت اخیر آقای خامنه ای اما، همزمان، بزرگترین حرکت او در بیست سال اخیر و پردامنه ترین آن از نظر تاثیر و حساس کردن مردم بوده است. این شکل و محتوای کاملاً تازه ای ایجاد کرده است که محاسبهء پیامدهای آن بی تردید از عهدهء او و طراحان سیاست هایش خارج است. این حساس شدن عمومی به رفتار آقای خامنه ای بزرگترین خدمت حرکت اخیر او به همهء منتقدان و مخالفان او به عنوان رهبر یک نظام شبه سلطانی است.

در خبرهایی که این روزها خبرگزاری های سپاه و دولت می نویسند نکته های باریکی هست. یکی از آنها این است که دیدم نوشته اند دیگر کسی نمی تواند به اسم پیروی از امام خمینی آرای ضد نظام بیاورد و این رابطه با انتخابات اخیر قطع شده است. از نظر من معنای این حرف خیلی روشن است: آقای خامنه ای اکنون، پس از بیست سال، احساس می کند به آن اعتماد به نفسی که لازم داشته رسیده است. او تمام این بیست سال را زیر سایهء آیت الله خمینی زندگی کرده است و باید از زیر آن سایه در می آمده است. به همین ترتیب او باید خود را از شر کسانی که در دستگاه آیت الله خمینی محبوب و مقرب بودند نجات می داد. هم آن سایهء سنگین و هم این مقربان رهبر پیشین مانع حرکت آزادانه و دلبخواه او بوده اند. بیست سال طول کشید تا او توانست با انواع طراحی ها و حیله ها جایگاه مقربان دورهء اول انقلاب را تضعیف کند یا آنها را بکلی از صحنه خارج کند و، به هر حال، به آنها بفهماند که حرف اصلی و نهایی را او می زند.

آقای خامنه ای نسل تازه ای از مدیران دست دوم و میانی را تربیت کرد که در چند سال اخیر به پست های مهم رسیدند. گرایش اصلی بین آنها هم این است که معمم و روحانی نباشند تا هیچیک نتوانند با او در سیاست و مدیریت و رهبری دست به تنافس بزنند. آقای خامنه ای، که از روز اول رهبری اش، به دلیل مرجع نبودن و آیت الله نبودن، دارای ضعف بود تلاش کرده است در این بیست سال آدم های خود را تربیت کند. به نظر من حتی گرایش او به مداحان به جای عالمان اسلامی هم ناشی از همین ضعف است. او رهبر مطلق مداحان است که فرسنگ ها از نظر سواد با او فاصله دارند؛ اما با عالمان اسلامی که بسیاری همسطح او یا از او برترند طبعاً نمی تواند دم از برتری و رهبری بزند.

به همین دلیل، آقای خامنه ای که خود زمانی به طبقهء روشنفکر و اهل قلم تعلق داشت ناچار شد گروه های کم سوادتر و عوام تر و مطیع تری را دور خود جمع کند و به آنها بها بدهد. گرچه دور و بر او آدم های با هوش و تیز هم هستند اما بدنهء مدیران او چیزی در ردیف آقای احمدی نژادند. سبب علاقهء او به احمدی نژاد هم همین است. در واقع باید گفت او احمدی-نژادگرا ست. برای همین، در نظام او می توان احمدی-نژادیسم را همچون اصل فکری و گزینشی تشخیص داد. به بیان دیگر، هم از نظر شعور اجتماعی، هم از نظر عقاید دینی و هم از باب گفتار سیاسی احمدی نژاد نمونه تیپیک این گرایش است.

آقای خامنه ای حتماً خواب های عجیبی دیده است. خود را در حصن حصین یک رهبری بیست ساله می بیند که ظاهراً هیچ گزندی متوجه آن نیست… اما او، درست در همین زمان، در حالی که همهء مهره های خود را چیده است و همهء آنها را زیر فرمان دارد و خود را برای بازی بزرگ آماده کرده است، بزرگترین خطای خود را می کند که بزرگترین خدمت است به همهء ما که نظام سلطانی-احمدی-نژادیستی او را بر نمی‌تابیم.

او که می توانست باز هم در پس پرده بماند و با برگ شورای نگهبان و وزارت کشور و حتی مجمع تشخیص مصلحت نظام بازی کند، یکباره بی پروا، و با اتکاء به آن اعتماد به نفس بازیافته از پس سال ها، به میدان آمد و با تمام قوا پشت سر احمدی نژاد و محصولی و تقلب بزرگ ایستاد تا، به خیال خود، کار را تمام کند یا امتیاز تمام شدن کار را به خود اختصاص دهد و برای اولین بار این وسوسه را بیازماید که وقتی او می گوید نه همه بگویند تسلیم هستیم.

اما این وسوسه کار دست او داده است. او مردم را، همهء مردمی را که به نظام اعتماد کردند، مساله دار کرده است. حجم باور نکردنی بالای 80 درصد مشارکت به معنای تایید نظام نیست به معنای آلوده شدن 80 درصد از مردم به بی اعتمادی به نظام است. الان همه مردم، حتی بیشتر کسانی که رای شان احمدی نژاد بوده است، بسادگی حس می کنند که خطای آشکاری اتفاق افتاده است و انگشت اتهام را متوجه دولت می کنند و، از همه بدتر، برای اولین بار انگشت اتهام را متوجه رهبری می کنند که بی آنکه اجازه دهد روال قانونی طی شود تمام قد پشت احمدی نژاد ایستاد و انتخابات را تایید کرد.

فرستادن پلیس ضد شورش هم برای ساکت کردن مردم حساس-شده و مساله-دار-شده خطای بعدی اوست که باز هم خدمت است به ما. مردمی که دیدید وقتی پلیس را دستگیر می کنند با او مهربان می شوند – که او هم فرزندی از فرزندان ما و برادری از برادران ما است. این رفتار، پلیس را خلع سلاح می کند. وانگهی «مگر ما چه خواستیم؟» مردم می پرسند؛ «ما خواستیم رای مان با امانت خوانده شود و به نتایج اش گردن گذاشته شود. در واقع در داخل یک پیمان اجتماعی که مورد قبول نظام هم بود عمل کردیم. جواب ما از طرف رهبر عادل و ولی امر مسلمین چه بود؟ تقلب و نقض عهد و پیمان و فرستادن پلیس به خیابان و دستگیری آدم های صالح مملکت مان و، در یک کلام، تلاش برای کودتا»؛ برای راندن همین مردمی که از بام تا شام از او دم می زند؛ مردمی که مشارکت 40 میلیونی آنها را می خواهد اما رای آنها را بر نمی تابد.

خیلی خیلی طبیعی است که مردم حساس شوند. ذهن عمومی بسیار ساده توانسته است بین دو حرکت رای دادن و تقلب کردن به نتیجه برسد که «پس نظام دروغ می گوید، نظام خودکامه است، نظام مردم فریب است». همین ها کافی است که چیزی بر بساط آقای خامنه ای نگذارد.

این علم حضوری اکنون همه گیر شده است. کاری که هزاران روشنفکر و فعال سیاسی سال ها تلاش می کردند انجام دهند حال انجام شده است. من تردید ندارم که در چنین وضعی پیروزی از مردم است. آقای خامنه ای ناچار به عقب نشینی و پیدا کردن راه حل میانی است. ناچار است اعتبار از دست رفتهء خود را به نحوی به دست آورد و گرنه این پایان کار او ست. او تمام این سال ها کوشید با مردم روبرو نشود. حالا شده است.

خودکرده را تدبیر چیست؟

https://newsecul.ipower.com

آدرس وبسایت و ای میل مراجع تقلید – لطفا تماس بگیرید

ژوئن 24, 2009

لیست زیر که در یک وبسایت دیگر گذاشته شده آدرس وبسایتها و ای میلهای مراجع تقلید را نشان میدهد . گرچه روحانیت تصمیم گرفته اند از این انقلاب کنار بنشینند و عافیت طلبی پیشه کرده اند ولی بد نیست با آنان تماس گرفته و نظرات خود را به گوششان برسانید .لطفا برای باز کردن صفحه آدرس روی لینک زیر کلیک کنید :

آدرس مراجع تقلید