Posts Tagged ‘خمینی’

آیت الله منتظری: مشروعيت ولايت فقيه، موقوف به انتخاب صحيح او توسط‏ ‏مردم است

اوت 11, 2009

سه شنبه 23 مرداد ، از پایگاه اینترنتی آیت الله منتظری :

متن پاسخ آيت الله العظمي منتظري به پرسش هاي مهندس لطف الله ميثمي درباره قانون اساسي و نقش شوراي نگهبان در تفسير آن، ‏پس از درج در نشريه «چشم انداز ايران» توسط دفتر آيت الله العظمي منتظري بدین شرح منتشر شده است:

‏برادر گرامي جناب آقاي آيت الله العظمي حسينعلي منتظري
‏سلام عليكم بما صبرتم فنعم موسي عقبي الدار.

‏همان طور كه مي‎دانيد انقلاب شكوهمند توحيدي اسلامي و مردمي ملت‏ ‏ايران در بهمن 1357 به ثمر رسيد. مرحوم امام خميني ، رهبر اين انقلاب و‏ ‏بنيانگذار جمهوري اسلامي سعي بليغي داشتند تا قانون اساسي جمهوري‏ ‏اسلامي هرچه زودتر تدوين و به آراي عمومي ملت براي تصويب نهايي‏ ‏گذارده شود. با اين كه مجلس خبرگان قانون اساسي ثمره انتخابات طبيعي و‏ ‏دموكراتيك بود و ملت ايران با بسيج فوق العاده در اين انتخابات شركت‏ ‏كردند، با وجود اين مرحوم امام اصرار داشتند كه ثمره اين تلاش ارزشمند و‏ ‏انديشه ورزي سازمان يافته براي تصويب نهايي به رأي مردم گذاشته‏ ‏شود.(1) (more…)

Advertisements

من اگر موسوی بودم …………….

ژوئیه 26, 2009

من اگر موسوی بودم :

  1. به رهبرمعنویم خمینی اقتدا میکردم. او محکم در مقابل حکام ظالم جائر می ایستاد و کوتاه نمی آمد و نمیترسید و من من نمیکرد . اگر او امروز زنده بود صد در صد در مقابل خامنه ای محکم می ایستاد و تا آخر میرفت .
  2. موقع شناس میبودم و مثل خاتمی فرصت سوزی نمیکردم . از قدیم گفته اند : تا تنورداغ است نان را باید چسباند. به سرنوشت خاتمی مینگریستم و از او عبرت میگرفتم که با تاخیر و تعلل چگونه یک فرصت هشت ساله را که آسان هم به دست نیامده بود بر باد داد و با خود عهد میکردم که اشتباه او را تکرار نکنم. من گوش به توصیه های عافیت جویانه خاتمی ترسو نمیدادم . اگر خاتمی رهبر بود الان به رهبر اقتدا کرده و تسلیم شده بود و از پیش به احمدی هم تبریک گفته بود مثل بعد از سی خرداد که در اعلامیه شتاب زده ای که نوشت به مردم توصیه کرده بود به خانه هایشان بروند( خوب شد که کسی آن بیانیه را به گوش نگرفت) . از مردم میخواستم هر روز در خیابانها باشند تا شور انقلابیشان فروکش نکند و دست دست نمیکردم و منتظر اجازه از وزارت کشور نمیماندم که هر روز که بدون اقدام سپری شود آتش انقلاب مردم یک مرحله فروکش خواهد کرد.
  3. میپذیرفتم که این انقلابی است برای دموکراسی و خواستهای آن اکنون بسی بیشتر از ابطال انتخابات است . به جای تاخیر و تعلل و تردید درمورد اهداف این انقلاب و بیم از بر باد رفتن جمهوری اسلامی و نظام یکبار برای همیشه تصمیم میگرفتم برای درخواست دموکراسی به مردم میهنم بپیوندم و نام نیکی در تاریخ ایران از خود برجا ی گذارم .
  4. مردم را آماده شهادت و جانفشانی میکردم. صریح و مستقیم به مردم میگفتم که انقلابی که درآن خون از دماغ کسی نیاید فقط توی قصه ها اتفاق می افتد و بس. هم خودم غسل شهادت میکردم و کفن میپوشیدم و خود را برای هر فداکاری آماده میکردم و هم به مردم میگفتم که برای شهادت و زندان رفتن و کتک خوردن و فحش شنیدن و بیکار شدن و از نان خوردن و غیره آماده شوند . به مردم میگفتم که هیچ انقلابی بدون قربانی به دست نمی آید و درخت انقلاب فقط با خون آبیاری میشود و لی در نهایت خون بر شمشیر پیروز است و جانب مظلوم سرانجام خواهد برد . به مردم میگفتم که ما با یک دولت دموکرات طرف نیستیم که بتوان بدون هزینه با آن مبارزه کرد بلکه برای مقابله با این دولت باید آماده خون دادن باشیم . خلاصه اش اینکه «از ترس اینکه سیلی توی گوش کسی نخورد مردم را خانه نشین نمیکردم» .
  5. هرروز با مردم در تماس میبودم و آنها را برای روزها بدون هیچ خبری تنها نمیگذاشتم . مرتبا با سخنرانی ، اعلامیه و بیانیه و نامه و حضور در گردهماییها مردم را تشجیع و تشویق به ادامه مبارزه میکردم .
  6. از مردم مستقیما و نه در لفافه میخواستم که تظاهرات روزمره خود را در همه نقاط تهران و شهرستانها تا به دست آمدن پیروزی ادامه دهند.
  7. اعلام اعتصاب عمومی میکردم و از همه کارگران و زحمتکشان و کارمندان میخواستم که کمیته های اعتصابی خود را تشکیل دهند و اداره محلهای کار را به دست گیرند. به خصوص از کارگران و کارمندان صنعت نفت ، حمل و نقل ، رادیو و تلوزیون ، مطبوعات و چاپخانه ها ، مخابرات ،برق و توانیر میخواستم که هرچه سریعتر به صف اعتصابیان بپیوندند.
  8. در مکانهای مختلف کشور اعلام محلهایی برای تحصن عمومی میکردم تا تجمعاتی عام و دائمی از مردم به وجود آید. این تجمعات بهترین محل برای تشکیل شوراهای مردمی و تشکیل یک دولت موازی است .
  9. از نیروهای نظامی اعم از بسیج و سپاه و ارتش میخواستم به صف مردم بپیوندند و از شلیک به مردم و سرکوب حرکتهای اعتراضی خودداری کنند . از آنان میخواستم کمیته های مخفی انقلابی تشکیل دهند و سعی کنند کنترل نیروهای نظامی را از دست ولایت فقیه خارج سازند .
  10. از احمدی نژاد جان تقلید میکردم و به سفرهای استانی به شهرهای عمده کشور میرفتم تا مردم شهرستانهارا با حضور خود تشجیع کنم که حصار ترس را بشکنند و در اعتراض به حکومت کودتا به مردم تهران بپیوندند.
  11. از سخنرانان مشهور دعوت میکردم تا به جنبش مردمی بپیوندند و با سخنرانیهای پر شور خود در نقاط مختلف شهر و در مناسبتهای مختلف بر شور و حدت انقلاب بیفزایند . آنان را به نمایندگی از خود به شهرهای مختلف کشور میفرستادم تا آتش انقلاب را شعله ورتر سازند (هیچ متوجه شده اید که ما از این حیث خیلی کم داریم هنوز)
  12. به سرعت پایگاهی از افراد سرشناس و تایید شده در خارج کشور تشکیل میدادم تا در صورت یک کودتای خونین آن پایگاه هدایت و رهبری جنبش خلق را در دست گیرد .
  13. سریعا برای ایجاد یک ایستگاه رادیویی موج کوتاه برای تماس با مردم در همه نقاط کشور اقدام میکردم . همه مردم ماهواره و کامپیوتر ندارند ولی در هر دهکوره کشور هم رادیوی موج کوتاه پیدا میشود . در عین حال یک کانال تلوزیونی ماهواره ای نیز به راه می انداختم .
  14. ستادها و هسته های رهبری تظاهرات و حرکتهای اعتراضی تشکیل میدادم . این هسته ها با شرکت در همه تظاهرات و اعتصابات هدایت آنها را به عهده گرفته و اعتراض را هدفدار میکنند .
  15. در کنار برنامه های اصلی خود برای تظاهرات و اعتراضات مسالمت آمیز مردم را برای مقابله با یک کودتای خونین نیز آماده میکردم . برای مبارزه قهر آمیز با نیروهای خشن سرکوبگر آماده میشدم و کمیته های مخفی دفاع خلقی را تشکیل میدادم تا هم از مبارزات مسالمت آمیز مردم دفاع کنند و هم در صورت حرکت کودتاچیان برای به خون کشیدن انقلاب با آنان در گیر شوند .
  16. در انتها با پیروی از خمینی ، آنجا که گفت : «من توی دهان این دولت میزنم . من دولت تشکیل میدهم» ، یک دولت موازی تشکیل میدادم . وزرای خود را برای هر وزارتخانه تعیین میکردم و با اتکا به حمایت مردمی از ادارات میخواستم که تنها دولت مرا به رسمیت بشناسند و از پیروی از دولت کودتا خودداری کنند .

این لیست در حکم منشوری است برای انقلاب و خواستهای حداقل آن و آنچه در آن ذکر شده اقداماتی است که برای موفقیت در هر انقلابی باید انجام شوند.

«پیروزی نزدیک است «

«دوراندیش»

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

صدرحمت به خانواده خمینی : نوه خمینی امروز گفت حکومت اسلامی فقط با معصوم امکان دارد و پدربزرگ من در مورد ولایت فقیه اشتباه کرده بود

ژوئیه 24, 2009

مصاحبه حسین خمینی نوه خمینی در خارج از ایران :

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

شرم آور است شرم آور – دریغ از یک اعلامیه یک خطی در حمایت از فداکاریهای مردم در قیام امروز

ژوئیه 9, 2009

شرم آور است شرم آور. زبان نمی ایستد از تکرار این دو حرف. شرم آور است . صبح قیام به شب رسید ، جوانان قربانی دادند ، مردم در خیابانها خون دادند و دولت کودتا را مبهوت مبارزه قهرمانانه خود کردند ، یک روز تا شب خیابانها از گاز اشک آور پر بود و ضربات باتوم لباس شخصیها بیرحمانه استخوان مبارزان را میشکست و صدای شعارها در شهر میپیچید ولی آقایان اصلاح طلبان خاموش ماندند . مردم تا شب منتظر شدند ولی دریغ از یک خط اعلامیه . آیا سوراخهایی که برای خود کنده اند آنچنان عمیق است که از آنجا نمیتوان صدای خلق قهرمان ایران را شنید؟؟؟

دیگر با چه زبانی از شما بخواهیم که به مردم بپیوندید ؟ این جوانان با خون خود به بیعت شما آمدند و رهبری این جنبش را ارزان نثارتان کردند ، لااقل برای احترام به این مردم هم که شده یک اعلامیه در حمایت از جنبش بدهید  و به آنان ثابت کنید که لیاقت رهبری این جنبش عظیم خلقی را دارید . به که شکایت بریم از این همه بی التفاتی و تذبذب و فرصت سوزی ؟ لااقل از رهبری که همه خود را پیرو او میشمارید ، از خمینی بیاموزید که بی تردید در چنین روزی دلیرانه به مردم میپیوست.                                               «دوراندیش»