Posts Tagged ‘انقلاب 57’

چشم انداز انقلاب سبز پس از 60 روز و دلایل قوت و ضعف جنبش

اوت 9, 2009

این مقاله را یکی از دوستان برای ما فرستاده است که با تشکر از ایشان  برای استفاده دیگران در سایت میگذاریم . ماهم معتقدیم که به دلائل متعدد سقوط این دولت کودتایی قطعی است :

1. یک دلیل اساسی  شکاف اساسی در نیروهای حاکمیت است که به مخالفان اجازه ادامه حرکتهای اعتراضی را خواهد داد به خصوص که یک طرف شکاف حمایت خود را از این حرکات اعلام داشته است .

2. شکاف در درون جناح کودتا بین نیروهای اصولگرا و جناح احمدی نژاد که دولت او را ضعیفتر از آنجه که هست میکند .

3. بی سیاستی و حماقت حیرت آور احمدی نژاد که نمونه های چندی ازآنرا در ماه اخیر شاهد بودیم از جمله گماشتن مشایی بر پستهای مهم با وجود مخالفت رهبر و جناح اصولگرا . اگر رهبر کودتا فردی با هوش و فراست بود کار بر انقلابیان سخت تر میشد . خوشبختانه چنین نیست .

4. نیروی عظیم نسل جوان که در این انقلاب همه بر علیه کودتاچیان به پا خواسته اند .

و اما ضعف اساسی جنبش نبودن یک رهبری قاطع و مرکزی است . اگر این جنبش مانند سال 57 از رهبری مانند خمینی برخوردار بود شاید تا به حال حساب کودتاچیان رسیده بود . متاسفانه نبود یک رهبری قاطع باعث شده که از این نیروی عظیم خلقی داخل خیابانها استفاده شایسته به عمل نیاید . راه حل این نقصان اتکا به رهبری شوراهای مردمی و خلقی است که سرانجام از درون اجتماع در حال انقلاب سر برخواهد کشید . باید هرچه سریعتر این شوراها را با هدف ایجاد یک رهبری قاطع و منسجم خلقی تشکیل داده و بر ارتبا ط آنها با توده ها افزود .زمانی که این شوراها تشکیل شود برنامه ریزی حرکتهای اعتراضی از حالت خودجوش و بی برنامه فعلی در آمده و نظام خواهد یافت . وقتی برنامه ها در یک مرکز شورایی تهیه شود اجرای آنها ساده تر خواهد بود و مشت عظیم توده ها در انقلاب نیز متمرکزتر بر پیکر لرزان کودتاچیان فرو خواهد آمد .

ضعف دیگر جنبش عدم وجود هسته های قوی دفاع مردمی است . هسته های مخفی دفاع مردمی که بتوانند شدت ضربه نیروهای سرکوب را بگیرند و آنان را خنثی کنند تا مردم بتوانند حرکتهای اعتراضی خود را با امنیت بیشتری انجام دهند . تشکیل این هسته ها مانند زمان انقلاب مشروطه بر عهده شوراهای مردمی است .

ضعف اساسی دیگر این جنبش به نظر ما عدم شروع اعتصابهای سراسری و خلقی است . کوتاهی در این مورد را متوجه رهبران جنبش سبز میدانیم نه مردم . رهبران نباید تنها بر حرکتهای خیابانی تکیه کنند . ما بارها گفته ایم آنچه سرانجام کمر این دولت را خواهد شکست ، و راه سریعتر و کم هزینه تر سرنگونی این دولت ، اعتصاب سراسری است . باید کمیته های مخفی  اعتصاب را در سراسر ایران در همه جا تشکیل داد . ادارات ، بازار، کارخانه ها ، شرکتهای بزرگ خصوصی و دولتی و کارگاهها باید تاکنون کمیته های اعتصابی مخفی خود را تشکیل داده باشند . حتی اگر اعتصابها شروع نشود با رهبری این کمیته ها میتوان از سایر روشهای مبارزه همچون کم کاری ، پخش اعلامیه  ها ، آگاهی دادن به کارگران و کارمندان استفاده کرد.

مقاله ارسالی: (more…)

Advertisements

ویدئو کلیپ سی سال پیش رضایی در توجیه جنایت بزرگ خودش در کشتار سران ترکمن

اوت 4, 2009

آقای رضایی اینها را کی فراموش میکند؟

http://www.youtube.com/watch?v=fSLeWwWb4HU

مقاله ای جالب در مورد تشکیل و اقدامات انقلابی هسته های مخفی دفاع مردمی در انقلاب 57

اوت 1, 2009

مقاله جالبی است در مورد تشکیل و اقدامات هسته های مخفی  دفاع مردمی :

http://azadi4iran1388.blogspot.com/

تجربیات ارزشمند انقلاب 57 در ایران می‌تواند در انقلاب 88 نیز مورد استفاده قرار گیرد. برای حکومت حاکم آسانترین کار پراکنده کردن توده تظاهرکنندگان است، آنها با تجهیزات کامل و آمادگی لازم به هدف مشخصی که روبروی آنها است حمله کرده و با توجه به بافت مردمی تظاهرکنندگان که از هر قشر و سنی هستند بطور طبیعی آنها در مقابل حمله عقب نشینی می‌کنند.
برای این نیروهای مجهز و مسلح و بظاهر قدرتمند، سخت‌ترین کار حمله به هدفی است که نامعلوم باشد. توانایی آنها برای حمله به چنین هدفی صفر است. هدف نامعلوم همان هسته‌های مقاومت هستند.
در انقلاب 57 نیز در هر تظاهراتی وقتی که گارد حمله می‌کرد همه فرار می‌کردند. اما آنچه گارد را از پا درآورد فعالیت گسترده و فراگیر هسته‌های مقاومت بود. هسته‌های مقاومت سبب شدند که هزینه سرکوب مردم برای رژیم بسیار زیاد شده و همچنین باعث پراکندگی شدید نیروهای سرکوب و خسته شدن آنها گردیدند. هسته‌های مقاوت سلسله اعصاب حکومت را هدف قرار داده و آنچنان فشاری به آنها وارد آوردند که تظاهرات و اجتماعات آرام مردمی را بناچار تحمل نموده و همین سبب گسترش و تداوم انقلاب گردید. پس از مدتی نیروهای گارد حتی از تظاهرات بسیار آرام و معمولی هم فاصله خود را حفظ نموده و کمتر به توده مردم نزدیک شده و یا اقدام به سرکوب می‌کردند. آنها از هسته‌های مقاومت وحشت داشتند و می‌ترسیدند که افراد مقاومت در درون صفوف تظاهرکنندگان نیز باشند و بیکباره به آنها حمله کنند. (more…)

توصیه های نهایی برای نماز جمعه و تظاهرات 26 تیر ، برگرفته از صدها سایت ، لطفا در این فرصت کوتاه به اطلاع همه برسانید تا با آمادگی کامل در مراسم فردا حاضر شویم

ژوئیه 16, 2009

فردا ، 26  تیر ، روز نماز جمعه در تهران روزی تاریخی خواهد بود. ما مطئنیم که سالها بعد نسلهای آینده ایران و  کتابهای تاریخ از این نماز جمعه یاد خواهند کرد همانگونه که از سایر روزهای تاریخی در ایران همچون فتح تهران در مشروطه  و سی تیر31  و 22 بهمن یاد میکنند . کاری نکنیم که این یاد به تلخی باشد البته از هم اکنون میدانیم و اطمینان داریم که این یادی سبز و غرور انگیز خواهد بود و ملت قهرمان ایران در این روز نیز حماسه دیگری را رقم خواهد زد  .

فردا همه به نماز جمعه خواهیم رفت تا مشت محکمی بر دهان کودتاچیان بکوبیم . پس ،از امروز باید خود و دوستان خود و مردم را آماده حضو ر ملیونی و کوبنده جنبش سبز در نماز جمعه تهران کنیم . در راستای این وظیفه مهم میهنی نکاتی را که در روزهای اخیر از مجموعه توصیه ها و آموزه های دوستان مختلف گرد آورده ایم در اینجا ذکر میکنیم باشد که خدمت کوچکی کرده باشیم به موفقیت هرچه بیشتر تظاهرات ملیونی فردا. جادارد همینجا از دوستانی که آموزه های آنان را گرد آورده ایم تشکرکنیم  . از همه دوستان خواهشمندیم تا حد امکان در پخش و توزیع این بیانیه کوشا باشند :

  • سعی کنیم در فرصتی که باقیمانده تا میتوانیم به آنهایی  که در جریان نیستند اطلاع دهیم و توسط اعلامیه های چاپی و شعارهای دیواری و تلفن و پیغامک و ای میل و غیره خبر شرکت در نماز جمعه تاریخی تهران  را به اطلاع همه برسانیم . سعی کنیم با دوستان خود در زمینه شرکت در نماز هماهنگی کنیم . اعلامیه ها را بخوانیم . اگر به اینترنت دسترسی داریم راهنماییهایی را که در آن میبنیم پرینت کرده و در اختیار دیگران قرار دهیم .
  • دولت همیشه بسیج میکند و از همه شهرستانها نیرو به تهران می آورد و چلو کباب میدهد و  غیره . اینبار از همه دوستان شهرستانی میخواهیم هر طور شده خود را به تهران برسانند و مهمان ما تهرانیها باشند به خصوص آنها که در شهرستانهای نزدیک تهران هستند . به دوستان شهرستانی خود بگوییم بیایند و برای فردا مهمان ما باشند .
  • با هم و در صفوف فشرده به نماز جمعه فردا برویم نه جدا از هم و تک تک . در کنار هم بنشینیم تا قادر به اقدام جمعی و دفاع از خود در صورت هجوم اوباشان باشیم . قدرت مردم در اتحاد و باهم بودن است .
  • از سرکوب خشن بیم به دل راه ندهیم . به دلیل ماهیت این نماز که جلوی دوربینها برگزار میشود و خبرگزاریهای جهانی نیز به سبب حضور هاشمی آنرا رله و مونیتور میکنند کودتاچیان جرات سرکوب بیرحمانه و خشن نخواهند داشت . در روزهای اخیر هم با توجه به حوادث پیش آمده در خیابانها در یافته ایم که دستور از بالا صادر شده که شهید سازی نکنند و در نتیجه احتمال برخوردهای شدید و بسیار سبعانه از قبیل تیراندازی بسیار کم است و در نتیجه امنیت بیشتری برای مردم وجود خواهد داشت . گروههای فاشیست تر بسیج خامنه ای /احمدی نژاد هنوز ممکن است افسار پاره کنند و هجوم بیاورند ولی اینها گروهای کوچکی هستند و بسیار راحت از طرف صف عظیم و جوان جنبش فردا مهار خواهند شد .
  • فردا چشم دنیا به ماست . تهیه فیلم و عکس و آپلود سریع آن به اینترنت و خبردهی با موبایل و توییتر بسیار مهم است .  باید تیم های فیلم برداری و عکاسی تشکیل شود و با استقرار در مکان های مناسب تصاویر با کیفیت و خوبی تهیه کنند.. اگر کسی را می شناسید که محل سکونت یا کارش در خیابان های محل برگزاری نماز باشد، کمک زیادی برای گرفتن تصویر مناسب از پشت بام و طبقات بالا خواهد بود. عکاسی و فیلم برداری باید به صورت تیمی باشد تا یکی دو نفر بتونند از عکاس یا فیلم بردار حمایت کنند.
  • از حالا خود را آماده کنیم که سخنان هاشمی را جدی نگیریم و روحیه انقلابی خود را به سبب سخنان او از دست ندهیم. ما خیلی بعید میدانیم که هاشمی کاملا به جبهه مردم بیاید . او در طول زندگی سیاسی خود ثابت کرده اصولا چنین آدمی نیست و شاید به غیر نامه سرگشاده اخیرش به خامنه ای پس از مباحثات تلوزیونی هزگز اقدامی قاطع از او ندیده ایم . خود را آماده کنیم که هم  به نعل بکوبد و هم  به میخ . بدانیم که ما برای حمایت از سخنان او به آنجا نیامده ایم بلکه برای حمایت از رییس جمهور سبز خویش در نماز جمعه هستیم و مقصود و هدف اصلی ما چیز دیگری غیر از سخنان اوست . اگر دیگر خیلی خواست به راست بپیچد میتوانیم با شعارهای خود نشان دهیم که تایید کننده موضعش نیستیم و اگر بر خلاف انتظار همه به چپ غلطید و به صورتهایی از موسوی و جنبش سبز حمایت کرد باید با شعارهای کوبنده حمایتش کنیم . ولی هرگز از یاد نبریم ما برای موسوی آنجا هستیم و نه برای هاشمی و هاشمی فقط بهانه است.
  • بعضیها گفته اند صبح زودتر حاضر شوید تا مکانهای مهمتر را اشغال کنید . ما زیاد نگران ساعت حضور نیستیم چون فکر میکنیم که صحن را به هر حال اینها فقط از کارت دارها و افراد خودشان پر میکنند و محوطه جلوی دوربین که همان زمین چمن قدیم دانشگاه تهران است  تمام توسط جیره خواران خودشان پر میشود. التبه خوب  است سعی خود را بکنیم که وارد دانشگاه هم بشویم ولی  مسئله اصلی و مهم ما اینست که بتوانیم به صورت یک جمعیت ملیونی به خیابانهای اطراف نماز جمعه بیاییم و «آنها» را با صفوف خود «محاصره» کنیم . اینطوری هم از نظارت شدیدی که در صحن اصلی حتما خواهد بود دور هستیم و آزادی بیشتری برای عملیات هماهنگ  و گروهی خواهیم داشت و هم اینکه احتمال درگیریها کمتر  خواهد بود . کمبود پوشش خبری را هم که البته و احمدالله با اینهمه موبایل و دوربین که داریم جبران خواهیم کرد . باز هم تکرار میکنیم که توجه کنید که حکومت دستش بند است . آنها میخواهند محوطه زمین چمن و توی دانشگاه را پر کنند و در نتیجه نیروهای سرکوبشان را باید توی دانشگاه پر کنند و خیابانهای اطراف دانشگاه به این ترتیب در اختیار و تسلط کامل جنبش سبز خواهد بود . مادر خیابانهای اطراف دانشگاه تهران جمع خواهیم بود به سمت شمال دانشگاه تا بلوار و به سمت شرق و غرب (جنوب که نیست چون جلوی امام نماز جمعه است ) . باید برای آن محوطه ها فکر کرد و غصه جلوی دوربین صدا و سیما را نخورد . ضمنا به علت حضور در خیابانها و نه دانشگاه ، به محض خاتمه نماز میتوانیم تظاهرات آرام خود را آغاز کنیم.  اگر هم برنامه نماز را عوض کردند تا مردم را غافلگیر کنند مثلا در لحظه آخر اعلام کنند که هاشمی نتوانسته به نماز بیاید جمعیت میتواند همانجا صف خود را جدا کرده و تظاهرات را شروع کند و آنها هم که توی دانشگاه مشغول نماز هستند نمیتوانند جلوی تظاهرات را بگیرند . اگر هم هاشمی واقعا خیانت کنه و چرند بگه همونجا وسط نماز هم جمعیت میتوا نند بلند شوند و شعار بدهند و نماز را ترک کنند و کافه را به هم بزنند طوری که حکومت درمانده شود . اگر کار به آنجا بکشد افتضاحی برای حکومت پیش خواهد آمد که نگو . یادمان  نرود تظاهرات جلوی چائوشسکو را در میدان اصلی شهر بخارست که مردمی که مثلا برای حمایت او  آورده بودند به میدان همان جا بر علیه او شعار دادند طوری که مردک همان ساعت با هلکوپتر از پایتخت فرار کرد.
  • پس مسئله اصلی  اینست که خیابانهای اطراف را تا محدوده های وسیع پرکنیم تا کودتاچیان از شمار افراد بترسند . آنها خیلی راحت میدانند تعداد معمولی افرادی را که در سایر نماز جمعه ها جمع میشوند و بهتر از من و شما میتوانند مقایسه کنند و همین باعث ترسشان میشود . این شاید همان تظاهرات ملیونی دی ماه 57 باشد که سرانجام حکومت را از لحاظ روانی به زیر کشید چون حتی سر سخت ترین طرفداران حکومت دریافتند که امیدی نیست و دیگر طرفداری برایشان نمانده و اکثریت مردم به جبهه انقلاب پیوسته اند و مطمئن هستیم حضور ملیونی مردم حتی اگر ساکت باشند و هیچ کار دیگری هم نکنند اتمام حجتی خواهد بود با احمدی نژاد و خامنه ای . چوب را که برداری  گربه دزده حساب کار را خواهد کرد . حالا اگر به این حضور ملیونی انواع اکسیونهای انقلابی از قبیل شعار دادنها ، انواع شعارهای سبز و غیره را هم اضافه کنید خواهید دید که دم آقایان لای پایشان خواهد رفت و چمدانها را آماده خواهند کرد برای فرار .
  • تظاهرات پس از اختتام نماز : هنوز هم به اعتقاد ما مسئله اصلی تظاهراتی است که بلافاصله  پس از ختم نماز جمعه حتی به صورت خودجوش (البته هدف اینست که سازمان یافته باشد) برپا خواهد شد . البته بسیار بسیار مهم است که همه بر سر نماز حاضر باشیم ولی حضور واقعا مستقل خود را در تظاهرات پس از آن نشان خواهیم داد . با این تظاهرات  تهران را یکپارچه سبز خواهیم کرد در حمایت از موسوی . حکومت هم فعلا بیشتر ترسش از این تظاهرات است و نه از خود نماز. پس از نماز جمعه از فرصت پیش آمده برای راهپیمایی جداگانه و تظاهرات در نقاط مختلف شهر و به خصوص مناطق اطراف دانشگاه تهران استفاده کنیم . سعی کنیم تظاهرات تا حد امکان مسالمت آمیز باشد . اگر در روزهای دیگر درگیری پیش می آید و گریزی از آن نیست به دلیل سفاهت و قساوت اوباشان کودتا ولی در اینروز بهتر است به هر صورت شده از درگیری احتراز کنیم.
  • اگر نمیخواهید در نماز حاضر باشید حتما حتما اندکی قبل از پایان نماز خود را به تجمع ملیونی برسانید تا در تظاهرات پس از اختتام نماز شرکت کنید (نماز حدود ساعت 2 بعد ازظهرتمام می شود). مردمی که به هر دلیل نمی خواهند در نماز باشند (نمازنخوانان، اقلیتهای مذهبی، مخالفان هاشمی و …) می توانند در پارک لاله یا منزل یا کوچه های اطراف دانشگاه تهران تا پایان نماز بمانند و بعد از پایان نماز به جمعیت نمازگزار در محدوده دانشگاه برای راهپیمایی انتهایی مراسم بپیوندند
  • رادیو با خود بیاوریم تا سخنان هاشمی و شعارهای زمین چمن را بشنویم و بتوانیم عکس العمل به موقع نشان دهیم .
  • سعی کنیم از فرصت امروز برای آگاهی سایر نمازگزاران  استفاده کنیم .نمازگزاران همیشگی را که از قشرهای بی اطلاع و کم اطلاع هستند و امروز با تجهیز کامل دولت به تعداد زیاد به نماز جمعه خواهند آمد به هر وسیله آگاه کنیم. با آنها بحث و صحبت کنیم . جزوات و اعلامیه هایی را که به همین منظور آماده کرده ایم در اختیارشان قرار دهیم . در انقلاب سال 57 کاستهای صحبت خمینی و سایر نطقها خیلی موثر بود اکنون میتوان از سی دی و دی وی دی برای این منظور و توجیه انقلاب سبز استفاده کرد و آن را بین نمازگزاران توزیع نمود .

  • شعارها را آگاهانه انتخاب کنیم تا مایه جدال با اوباش کودتاچی نشود ولی در عین حال نشان دهد که قشر عظیم این مردمی که در نماز شرکت کرده اند برای حمایت از موسوی به آنجا آمده اند و نه حمایت از نماز جمعه دولتی چون اگر ساکت بنشینیم و تفاوتهای خود را نشان ندهیم دولت کودتا در صدا و سیمای مزدورش اینرا به حساب حمایت از خود خواهد گذاشت .  شعارها را با هم و هماهنگی شده بدهیم و سعی کنیم فقط پیرو شعارهای از پیش طراحی شده ستاد نماز جمعه نشویم . شعار تند ندهیم ولی با شعار های خود نشان دهیم با جمعه روهای حرفه ای تفاوت داریم و به منظور حمایت از موسوی به اینجا آمده ایم.

اینهم چند شعار برگرفته از توصیه های دوستان :

حواستان به تله مرگ بر ضد ولایت فقیه باشد . به هیچوجه در دادن این شعار شرکت نکنید و شعارهای دیگری را جایگزین آن سازید یا حد اکثر سکوت کنید . هیچ شعاری در دفاع از احمدی نژاد یا خامنه ای را تکرار نکنید–
شعارها در نماز جمعه طبق عادت ، شعارشرکت کنندگان، مرگ بر آمریکا،اسرائیل و انگلیس هست ، اما این بار شعار مرگ بر چین و روسیه  هم به این شعار اضافه میکنیم و یا اصولا جایگزین آن میکنیم  .از همه تقاضا میکنیم شعار مرگ بر چین و روسیه  فراموش نشود( کاش عبرت میگرفتند: یادمان هست که اوائل انقلاب شعار مرگ بر شوروی بعد از آمریکا می آمد . حالا شد مرگ بر روسیه . وقتی یک دولت دیکتاتور با آن همه قدرت و عظمت و شوکت  نتوانست دوام آورد و توسط مردم سرنگون شد، اینها که انگشت کوچیکه آنها نمیشوند که خیلی راحتتر است سرنگونیشان )

الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، مرگ بر روسیه، مرگ بر چین، مرگ بر چاوز

الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر استبداد

الله اکبر الله اکبر مرگ بر دیکتاتور چه شاه باشه چه دکتر مرگ بر دولت کودتا

الله اکبر، الله اکبر ، یا حسین میرحسین

میرحسین می رزمد، سازش نمی پذیرد

موسوی کروبی، رای مارو پس بگیر

هموطن شهیدم، رایتو پس می گیرم

زندانی سیاسی ، آزاد باید گردد

هاشمی بت شکن.بت کوچیک رو بشکن

هاشمی باغیرت.برس به داد ملت

ما اهل کوفه نیستیم پول بگیریم بایستیم

یا حسین……..میرحسین

هاشمي زنده باد موسوي پاينده باد.

حسين حسين شعار ماست موسوي افتخار ماست.

ما اهل کوفه نیستیم حسین(میرحسین )تنها بماند

هاشمی هاشمی سید رو تنها نگذار

  • عکس و شعار های کاغذ نوشته  با خود ببریم . میتوانیم عکسهای زندانیان در بند یا شهدا را با خود داشته باشیم . بعضیها پیشنهاد کرده اند عکس آیت الله طالقانی که اولین نمازهای ملیونی جمعه را برگزار میکرد بی خطر است و در ضمن صفوف ما را از آنها جدا میکند . پارچه نوشته های مختلف با خود ببریم و در موقع مساعد آنها را بر افرازیم.
  • پارچه نوشته و پارچه های سبز با خود ببریم و زمین و زمان را سبز کنیم .
  • جا نمازهای سبز همراه داشته باشیم .
  • شعار نویسی سریع روی دیوارها فراموش نشود .
  • اعلامیه های چاپی ببریم برای آگاه کردن مردم در مورد رژیم کودتا  و همچنین  برنامه های آینده جنبش ضد کودتا .
  • یک علامت مشخصه که مارا به خوبی از آنها متمایز میکند علامت پیروزی یا V  دادن با انگشتان است . جلوی دوربینها و در هنگام خطبه ها و هنگام شعار دادنها و البته موقع تظاهرات .
  • اگر میخواهیم علامتها و تن پوشهای سبز داشته باشیم آنها را زیر لباسهایمان بپوشیم و پس از استقرار در محل آشکار کنیم و نه در هنگام آمدن و مستقر شدن در محل نماز چون اگر سبز ببینند شلوغ میکنند و جلویمان را میگیرند .

چند توصیه از دوستان  دیگر :

با توجه به تعصبات مذهبی موجود در برخی مردم و بسیجیان و مغز شسته ها ، برای جلوگیری از تشنج و درگیری از مسخره کردن نماز،خندیدن هنگام نماز،وانجام هر عملی که نماز و فضای مذهبی را به هم میزند «هر کجای خیابان که هستید»خودداری کنید، فراموش نکنید کسی جرات حمله به نماز گذار را نمیکند اما اینها حمله به کسی که نماز و اعتقادات دینی را مسخره میکند واجب و وظیفه(نهی از منکر) میدانند و اگر این اتفاق بیافتد بهانه اذیت وآزار خود را به دست آنها داده ایم.

سعی کنید لباس و ظاهری ساده داشته باشید تاجنبش را در رسانه هایشان متهم به مسخره بازی وسوسولبازی نکنند.»توجه کنید که در زمان و مکان خاصی هستید»بنابر این یک روز را به خاطر هدفتان تحمل کنید

بزرگ سالان را با خود همراه کرده حضورشان را پررنگ کنید

با طرفداران طرف مقابل تا زمانی که به شما توهین نکرده اند مهربان باشید و سعی کنید آنها را به خود جذب کنید،تصور آنها را از طرفداران جنبش»که توسط صدا و سیما تبلیغ میشود»را با ادب،متانت و بردباری تغییر دهید.شاید جمعه تنها فرصت برای جذب غافلان و نا آگاهان باشد،بنابر این با رفتارهای احساسی این فرصت را نسوزانید . از یاد نبرید که در صورت بهانه دادن تبلیغات وسیعی بر پایه ی ضد دین و ضد خدا بودن ِ همه ی معترضان خواهد شد و فریاد وا اسلاما از سوی روحانیان جیره خوار جهان را پر خواهد کرد و این جنبش را محدود خواهد کرد به روشنفکران جامعه

اگر کسی واقعا مایل به مشارکت در حرکت عظیم روز جمعه است و مصمم است که بیاید باید قبل از شروع نماز خود را به محل دانشگاه تهران برساند و خود را در میان نمازگزاران جای دهد. نیروهای سرکوبگر بعد از پایان نماز، اجازه اضافه شدن جمعیت از خیابانها و کوچه های اطراف دانشگاه و رفتن آنها به سمت دانشگاه را نخواهند داد. دوستان مستقر در بلوار کشاورز و پارک لاله هم باید حداقل خود را به صفوف آخر نماز مستقر در بلوار کشاورز بچسبانند و گرنه ممکن است بعد از اتمام نماز خروجیهای پارک لاله را به سمت بلوارکشاورز و خیابان ولیعصر و کارگر ببندند و مردم را در پارک محبوس کنند. بنابراین تمام کسانی که روز جمعه می آیند باید خود را قبل ازشروع نماز در بین نمازگزاران جای دهند. اینطوری احتمال حضور موثر سبزها بیشتر می شود. همچنین در هنگام شعار های احتمالی، وحدت و کوبندگی بیشتری خواهیم

توصیه ای از یک هموطن دیگر:

جهت آگاه سازی نمازگزاران سنتی تهرانی از وقایع اخیر و نیز دست به دست شدن سی دی «ایران سبز» در میان مردم عادی تهران، که اکثرا از مناطق جنوبی و حاشیه شهر به نماز جمعه می آیند، پیشنهاد می کنم سی دی ایران سبز به طور رایگان در نماز جمعه توزیع گردد. برای جلوگیری از جلب توجه توسط ماموران می توان روی آن برچسبهایی از عکس خامنه ای یا «سعید حدادیان، یا «حاج منصور ارضی چسیاند. و رویشان نوشت: «گلچین دعاهای اسلامی » یا «نوحه های حدادیان: شبهای رمضان «87، «نوحه های حاج منصور ارضی: شبهای رمضان87. یا «تذکرات اخلاقی استاد اخلاق حضرت آیت الله ..» و چیزهایی شبیه این. البته در فایل ابتدایی فیلم توضیح دهید که به دلیل ترس از ماموران حکومت مجبور به چنین پلیتیکی شده اید و عذر خواهی کنید.
چون من سابق بر این در همین فازها بود ه ام! بخوبی می دانم که خرید و فروش این گونه سی دی ها در مقابل نماز جمعه و مهدیه تهران در روزهای نزدیک به ماه رمضان شدت می گیرد. برای چاپ ارزان قیمت جلد سی دی هم می توانید به مغازه های پاساژ مهستان در خیابان کارگر جنوبی، نرسیده به میدان انقلاب مراجعه کنید. در هنگام توزیع سی دی ها نیز می توانید از نوجوانان دستفروش در اطراف نمازجمعه با دادن چند هزارتومان استفاده کنید و خودتان چند متز آنطرفتر بر کارش نظارت نمایید. این کار را می توان در همه هفته های در نمازجمعه استفاده کرد. برای جلوگیری از ظنین شدن مردم حتی می توانید قیمت ناچیزی در حدود 100 یا 200 توامن هم برای هر سی دی بگیرید.

بسیجیهای لباس شخصی را چگونه شناسایی کنیم :

۱- پیراهنشان روی شلوار است تا ابزار مخابراتی و چماق و  غیره را بپوشاند. ۲- ریش دارند بطوری که زیر حلق را می زنند. ۳- در انگشتانشان همیشه یک انگشتر نقره با علامت ستاره ای برجسته میباشد. ۴- از عطرهای مرسوم در شاه عبدالعظیم استفاده می کنند. ۵-اکثرشان یک تسبیح و یک دعا همراهشان است. ۶- نسل جدیدشان از موبایلهای صا ایران استفاده می کنند. ۷- پیراهنهای یغه آخوندی و آستین بلند بسته شده دارند

اینهم در مورد آداب نماز جمعه

– نماز جمعه دو رکعت است (مانند نماز صبح) و دو قنوت مستحبي دارد؛ يکي در رکعت اول، قبل از رکوع و ديگري در رکعت دوم، پس از رکوع. 2- نماز جمعه، اول ظهر روز جمعه و به جاي نماز ظهر خوانده مي شود. 3- خواندن دو خطبه، توسط امام جمعه، قبل از نماز، واجب است. 4- وقتي که امام جمعه، خطبه هاي نماز جمعه را مي خواند، بر شرکت کنندگان واجب است، به خطبه ها گوش دهند، و سخن گفتن به هنگام ايراد خطبه ها مکروه است، بلکه اگر به سبب سخن گفتن، نتواند به خطبه ها گوش دهد، سکوت لازم است. همچنين هنگام ايراد خطبه ها، خواندن نماز مستحبي يا کتاب و روزنامه و انجام دادن کارهايي که مانع گوش دادن به خطبه ها است، خلاف است. 5- اگر کسي به خطبه اول يا هر دو خطبه نرسد، بازهم، شرکت در نماز جمعه فضيلت دارد و جايگزين نماز ظهر مي شود.(پس اگر دیر رسیدید نگران نباشید و به صف بپیوندید تا آماده تظاهرات پس از اختتام نماز باشید )

آداب نماز جمعه از یک سایت دیگر و مسائلی که باید رعایت شود :

– همراه خودتون مهر و تسبیح ببرین. خانم ها حتما یا با چادر بیان یا سر نماز چادر سرشون کنن. بهتره که جانماز هم همراهشون باشه.
2- حتما به صفهای نماز متصل باشید. نباید در جایی قرار بگیرید که از بقیه افراد حاضر در نماز دور باشد.
3- در نماز جمعه بعد از اذان ظهر دو خطبه خوانده می شود.
4- بعد از خطبه ها دو رکعت نماز جمعه خونده میشه.
5- موقعی که الله اکبر اول نماز رو میگن اول صبر کنین که صفی که جلوی شماس الله اکبر بگه بعد شما بگین.
6- این نماز یه کم با نمازای معمولی فرق داره: فرق اولش اینه که بعد از حمد در رکعت اول سوره جمعه و در رکعت دوم سوره منافقین خونده میشه. (این دوتا سوره یه کم طولانین صبر داشته باشین) فرق دومش هم اینه که هر دو تا رکعت نماز قنوت داره. در رکعت اول قبل از رکوع و رکعت دوم هم بعد از رکوع قنوت داره.
7- حمد و سوره رو لازم نیست بخونین. ولی ذکر قنوت، رکوع و سجده رو حتما بگین.
8- در حین خوندن خطبه – یعنی همون سخنرانی هاشمی رفسنجانی- باید صاف و ساکت نشست و با کسی صحبت نکرد.
9- بعد از نماز جمعه همونجا چهار رکعتم نماز عصر می خونن.
10- بعد از نماز جهت عادی جلوه دادن خودتون با بقل دستی دست بدین و تقبل الله بگین. بهتره که مهر رو ببوسین و بچسبونین به پیشونیتون. بعد از دست دادن با بقلی هم همینکارو با دست خودتون بکنید.
11- اگر حوصلشو داشتید به خصوص اگر دیدین فضای دور و برتون بسیجی و حزب اللهی هست تسبیحتون و در بیارین و تند تند زیر لب ذکر بگین. این کارو با بندای انگشتتون هم می تونید انجام بدید.
12- حواستون باشه که چرت زدن وضو رو باطل می کنه!
13- خانم ها حتما دقت کنن که آرایش و به خصوص لاک رو دست و پاشون نباشه.
14- چون تو اون فضا هوا گرمه بادبزن یا یه چیزی شبیه اون رو با خودتون بیارین.
15- بطری آب حتما همراتون باشه. چون هم هوا گرمه هم نمی شه از جاتون بلند شین.
اگر اونجا کسی در مورد مسائل شرعی نماز جمعه سوال پیچتون کرد به چندتا نکته توجه کنید:
1- نماز جمعه در عصر غیبت امام زمان اجب تخییری است. یعنی اینکه واجبه ولی در اینکه بهش عمل نکنید مختارید.
2- این واجب بودن فقط مختص مردای ساکن اون شهر می شه. یعنی برای خانم ها و مسافرین و بیماران و از کارافتادگان واجب نیست.

با آرزوی موفقیت برای همه دوستان

پیروزی نزدیک است

«دوراندیش»

یادی از انقلاب 57 : نماز عید فطر در تپه های قیطریه جرقه ای بر باروت انقلاب

ژوئیه 15, 2009

به نقل  از سایت http://tondar59.tebyan.net

با برنامه‌های منسجم آیت‌الله مفتح در دوره فعالیت در مسجد قبا، عید‌فطر سال ۱۳۵۷ نیز به یک روز تاریخی در تاریخ انقلاب اسلامی تبدیل شد. از آنجا که ایشان توانسته بود در طول ماه رمضان در مسجد قبا به‌خوبی توده‌های مردم را در مقیاسی بسیار وسیع در راستای اهداف مدنظر هدایت کند، نماز عید‌فطر و راهپیمایی بعد از آن، حرکت نهضت علیه رژیم پهلوی را وارد مرحله‌ای تازه کرد.
شهید مفتح به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین شاگردان حضرت امام خمینی(ره) و یکی از نزدیکترین یاران ایشان، آشنایی بسیار نزدیکی با افکار و دیدگاه امام(ره) داشت. وی به نقش معجزه‌آسای حضور مردم در صحنه انقلاب کاملا واقف بود و علیرغم برخی تحلیلهای شبه‌انقلابی آن زمان که حرکتهای مردمی را چندان مقوم پیروزی انقلاب نمی‌دانستند، شهید مفتح همواره تلاش می‌کرد مردم را در برابر رژیم طاغوتی پهلوی به صحنه بکشاند. بر این مبنا ایشان در رمضان ۱۳۵۷ در مسجد قبا، برنامه‌های وسیعی را برای روز عید‌فطر تدارک دید که برای اجرای موفق آن، تمهیدات مختلفی اندیشیده بود. (more…)

قیام 18 تیر پیروز بود . اکنون چه باید کرد؟ بیانیه گروهی از مبارزان راه دموکراسی

ژوئیه 10, 2009

آفرین بر خلق قهرمان ایران و به خصوص  تهرانیان دلیر و باشهامت. باید بر دست و بازوی جوانان ایران بوسه زد که امروز در خیابانهای تهران و سایر شهرهای ایران این چنین جانانه در برابر دولت کودتا ایستادند . امروز کلید انقلاب زده شد . امروز به دنیا و مهمتر از همه به خود ثابت کردیم که این قیام خاموشی پذیر نیست و این جوانان تازه وارد کار شده اند و به این زودیها خسته نخواهند شد . امروز ثابت کردیم که این آغاز کار است نه پایان خط .

اکنون که قیام 18 تیر مشتی محکم بر دهان کودتاگران کوفته و آنان را گیج و سرگردان ساخته است ، اکنون که با این قیام نیروهای ضد انقلاب عقب نشینی کرده اند و مشغول لیسیدن زخمهای خود هستند وظیفه ماچیست ؟ وظیفه اصلی و اساسی ما زنده نگاه داشتن این شور و نشاط انقلابی است . در درجه اول باید تظاهرات را ادامه داد . باید مسیرها و مصداقهای جدیدی برای تظاهرات و نافرمانیهای جدید بیابیم . ما  باید هرروز به خیابانها بیاییم تا به خود و دیگران ثابت کنیم که هستیم، که بر سر پیمان خود ایستاده ایم و تا اخر خواهیم ایستاد. اگر در خانه بمانیم جنبش فرو خواهد مرد . هر تظاهراتی که بر گزار کرده ایم از دفعه پیش بزرگتر بودو مردم بیشتر ی را به میدان کشید و مانند تظاهرات سالهای 57 افراد بیطرف بیشتر ی را «باطرف » و هوادار جنبش کرد . زیرا مردم کور نیستند ، با هر شهیدی که به جمع شهدای ما اضافه میشود تعداد بیشتری از بیطرفها متوجه میشوند که با چه دولتی روبرو هستند و به صف ما میپیوندند.  سیل بنیان کن انقلاب مانند رودی است که هر چه بیشتر به خیابان میریزد بزرگتر و جاریتر میشود و بستر خود را عمیقتر میکند و جریانهای بیشتری به آن میپیوندند . حتی طرفداران ساده لوح احمدی نژاد که از روی سادگی به او رای داده بودند با دیدن خیل شهدا و با دیدن رفتار خشن نیروهای انتظامی ، آگاه میشوند و صف خود را از او و خامنه ای جدا میکنند و در نهایت علی آقا میماند و حوض احمدی نژاد جانش و  تعدادی اوباش چماق به دست شعبان بی مخ لباس شخصی . با هر شهیدی که اینان به جمع شهیدان اضافه میکنند هزاران نفر از طرفداران صادق خود را از دست میدهند و در عوض چیزی نمیخرند جز نفرت مردم . با هر تظاهر کننده ای که دستگیر میکنند تا به خیال خود از نیروی انقلاب بکاهند هزاران نیروی تازه نفس که تا کنون کنار گود ایستاده بودند و تنها نظاره گر بودند به جمع تظاهر کنندگان اضافه میشوند . این همیشه پل بزنگاه دیکتاتورها و کودتاچیان در لحظه سرکوب یک جنبش تازه نفس است . هر چه بیشتر میکشند و دستگیر میکنند غول انقلاب نه تنها ضعیفتر نمیشود بلکه عظیمتر و با هیبت تر گشته و نیروی بیشتری مییابد . هرچه بیشتر از سرهای اژدهای انقلاب (البته اژدها به زعم آنان ) میزنند این اژدها سرهای بیشتری میرویاند و رهبران مصممتر و با استقامتتر و هوشیارتری می یابد.    ولی برای زنده ماندن انقلاب همانطور که در آغاز این نکته گفتیم باید آنرا در خیابان و در عمل نگاهداشت . حال که خشم مردم بر انگیخته شده و مستقیم رهبر و دست نشانده او را هدف گرفته اند باید بر آتش دمید که اگر کوتاهی کنیم آتش خواهد فسرد و کودتاچیان پیش خواهند برد . قیام 18 تیر مشتی بود بر دهانشان و اکنون در صبحگاه 19 تیر  گیج و سردر گم و کوفته هستند . باید بر تعداد مشتها و ضرباتمان بیافزاییم و رقیب را بر زمین اندازیم و گرنه دوباره خود را جمع و جور میکند و سر بر میدارد . و چیست این ضربات :

1.تظاهرات بیشتر و به بهانه های بیشتر . اعلام روزهای مختلف در آینده برای تظاهرات . نباید رهایشان کرد ، باید کاری کرد که دائم نوک پا و عصبی و منتظر ضربه های بیشتر بمانند. تنها به این صورت است که نیروهایشان  به تدریج خسته و ترسوده و فرسان خواهند شد و سرانجام از هم خواهند پاشید همانطور که نسل قبل از ما در انقلاب سال 57 این کار را کرد . باید شهر را آشفته و جوشان نگاه داشت . باید به تظاهرات موضعی فرسایشی در تمام نقاط شهر ادامه داد و نیروهای سرکوبگر را پراکنده ساخت تا نتوانند با تمرکز بر یک نقطه بر شدت ضربات خود بیفزایند. تظاهرات فرسایشی احتیاجی به گروههای بزرگ ندارد . حتی گروههای بسیار کوچک ، مجهز و سیار ده تا بیست نفری کافی است . هر گروه کوچک عملیاتی  فقط جرقه تظاهرات  را میزند و به زودی مردم در محل تظاهرات به آنان میپیوندند  و آنان را در شعار دادن همراهی میکنند و بوق میزنند و غیره ، همانطور که تا کنون شاهد بودیم. اینکار نیروهای سرکوبگر را واقعا درمانده و فرسوده خواهد کرد . این تکنیکی است که در بسیاری از انقلابها با موفقیت بسیار به کار گرفته شده  و هر بار نتیجه مثبت داده است .

2.وظیفه دیگر ما در این لحظه ، که دائم بر آن تاکید داریم ، تشکیل شوراهای مستقل و دموکراتیک و «مخفی» مردمی از تمام نیروهای دست در کار انقلاب است تا مشکل اساسی جنبش را که ضعف رهبری است از پیش پا برداریم . اکنون باید هرچه زودتر شوراهای مستقل و مخفی خلقی را تشکیل دهیم . همان شوراهایی که در زمان جنبش مشروطه معروف به «کمیته های غیبی» بود . روشنفکران و رهبران انقلابی  ما صد سال پیش هنگامی که شهرها بس کوچکتر و مردم تقریبا همگی بیسواد بودند با تشکیل کمیته های غیبی توانستند یک انقلاب عظیم به راه اندازند و آن را به پیروزی برسانند . صد البته در میان توده های عظیم شهری در لحظه حاضر و با جمعیتی جوان و باسواد تشکیل این کمیته ها و پیش بردن انقلاب بسیار آسانتر است .   جنبش عظیم است وقوی و تازه نفس و جوان ولی بدون رهبری خواهد افسرد . رهبری جنبش باید در دست کمیته های غیبی قرار گیرد . کمیته هایی که به تدریج جای خالی رهبری متزلزل اصلاح طلبان را پر خواهند کرد . باز تاکید کنیم که با اصلاح طلبان بد نیستیم و با آنان همراهیم ولی در عین حال این امر باعث نمیشود که از این امر غافل باشیم که اصلاح طلبان فقط تا بخشی از راه با ما خواهند بو دو اگر این جنبش دموکراسی طلبی وارد مرحله درخواستهای اساسی دموکراسی گردد آنان ناتوان از همراهی جنبش به کنار راه خواهند افتاد و آنجاست که ما کمیته های غیبی را لازم داریم ، همان کمبته هایی که بدون هدایت و کنترل آنان امکان پیروزی جنبش مشروطه وجود نداشت . پیش به سوی تشکیل اتحاد های مخفی شوراها در محلات ، شهرها ، ادارات ، کارخانه ها ، کارگاهها ، دانشگاه ها و هر جا که گروهی از مردم ایران جمعند .

3. ضمنا نبا ید از سایر جنبه های نافرمانی مدنی غافل ماند و تنها به تظاهرات اکتفا کرد . تظاهرات نقطه و موتور شروع انقلاب است و تا لحظه پیروزی هم از مهمترین شیوه های مبارزه خواهد بود ولی در کنار آن باید اکسیونهای دیگر مبارزاتی  آغاز شود . مردم ما خود نشان داده اند که در این زمینه کم از با سابقه ترین انقلابیها ندارند و خود بهترین روشهای دیگر مبارزه را می یابند ولی بگذاریدم مجددا یاد آوری کنیم که آنچه انقلاب را به پیروزی میرساند اعتصاب است اعتصاب است اعتصاب . اکنون که مردم ثابت کرده اند آماده فداکاری در راه آرمانهای خود هستند باید کمیته های مخفی اعتصابات را تشکیل دهیم . باید همه دست در دست بر این مهم همت گماریم و اعتصابات سراسری را آغاز کنیم تا همبستگی خود با جنبش ضد کودتا و با انقلاب نوپای ایران را  نشان دهیم .

4.از دیگر اقدامات لازم : باید چاپخانه های مخفی برای تکثیر شبنامه ها و اعلامیه ها به راه انداخت. باید گروههای دیوار نویسی تشکیل داد . باید بانگ الله اکبر را از فراز بامها بلندتر کرد . باید کمیته های دفاع مردمی را تشکیل داد تا در مواقع لزوم و آنگاه که سرکوب از حد میگذرد گاه با نیروهای سرکوب درگیر شد و از ضربت مشت آنان کاست.

مقصودمان در یک کلام اینست که : قیام 18 تیر نقطه آغاز انقلاب ضد دیکتاتوری بود . اکنون باید این نوزاد نوپا را دریافت و این جوانه نو رسته را آب داد . باید در خیابانها ماند و به خانه ها باز نگشت . باید هسته ها ، کمیته ها و شوراهای مخفی رهبری انقلاب را تشکیل داد . باید اعتصابها و تحصنها را آغازید . و مهمتر از هر چیز  باید به این  مردم قهرمان  گوش داد و فروتنانه از آنان و ابتکارهای بدیعشان برای پیشبرد انقلاب درس آموخت .

امروز دست در دست سرمار کودتارا برسنگ خواهیم کوفت – راهپیمایی و تظاهرات 18 تیرماه

ژوئیه 8, 2009

مردم دلیر ایران اینک روز سرنوشت از راه میرسد . روزی که شاید سرنوشت ملت در یک سو و کودتاچیان در سوی دیگر را رقم زند . برخیزید که اینک نه جای نشستن و سکوت است ، اینک وقت خیزش و نبرد است . اگر یک روز ، آری فقط یک روز در زندگی باید خطر کرد آن روز اکنون است . به تاسی از پیشینیانمان در جنبش مشروطه ، جنبش ملی کردن نفت و انقلاب 57 به پا میخیزیم و نشان میدهیم که کم از آن دلیر مردان و دلیر زنان نداریم . اگر امروز 18 تیر به خیابان نیاییم جنبش دموکراسی ملت ایران ضربه ای خواهد خورد که کمر راست کردن از آن آسان نخواهد بود . نسل ما نشان خواهد داد که آماده فداکاری و جانفشانی برای نسلهای آینده ایران است . در 18 تیر دموکراسی را به نسلهای آینده میهنمان هدیه کنیم ، با خون و گوشت و پوست خود به میدان رویم که هیچ نیرویی و ارتشی قدرت سرکوب یک خلق یکپارچه و متحد را که آماده فداکاری در راه آزادی است ندارد . در 18 تیر همه با هم بر اهریمن کوردل کودتا هجوم خواهیم برد و آینده ملت ایران را برای همیشه رقم خواهیم زد.

نسل جوان ایران و رهبران کودتا : تفاوتها و امیدها، امید بسیار است

ژوئیه 7, 2009

داشتم فکر میکردم به شباهتها و تفاوتهای این دولت کودتا با سایر دولتهای سرکوبگر و کودتاچی در جهان . معمولا وقتی به دولتهای توتالیتر فکر میکنم در راس و سرلوحه همه آنان توتالیترترین دولت تاریخ جهان یعنی دولت استالین به خاطر م می آید . گاه که مقایسه میکنم میهراسم که این دولت کم از دولت استالین ندارد ولی بعد تفاوتها به خاطرم می آید . دولت استالین را روشنفکرانی رهبری میکردند که خود در انقلاب دست داشتند و روشهای مبارزه انقلابی را سالها آزموده بودند و به همین سبب هم میدانستند چگونه با این روشها مبارزه کنند ولی این دولت را بیشتر نسل دوم رهبران انقلاب رهبری میکنند یعنی نسل سپاه که در جبهه های جنگ پرورده شدند . اینان در سالهای پیش از 57 یا به دنیا نیامده بودند و یا بسیار خردسال بودند . در مبارزه انقلابی شرکت نداشتند و خاطره دست اولی  از آن دوران ندارند که بر مبنای آن بدانند چگونه میتوان با یک انقلاب مبارزه کرد . ثانیا بدنه و کادر رهبری این دولت بیشتر از لمپنهای بیسواد قماش شعبان بی مخ و دار و دسته های او تشکیل شده است و نه از افراد باسواد و تحصیلکرده و درس خوانده که بهتر میدانند چطور باید با جنبشهای انقلابی مبارزه کرد . اینان فقط زبان خشونت برهنه و خام را میفهمند و بس و بلد نیستند با پنبه سر ببرند . مبارزه با اینان شاید خونینتر باشد ولی در نهایت آسانتر از روبرویی با یک مشت تحصیلکرده بهترین دانشگاه های آمریکاست که روشهای مبارزه ضد انقلابی را از بهترین استادان آموخته اند .

تفاوت عظیم دیگر در جنبش ما و بسی جنبشهای دیگر این است که مردم تازه نفسند . اولا که بیش از نصف جمعیت ایران نسل جوان زیر سی سال هستند و سرشار از امید و شور و نیروی جوانی و از پس اینهمه نیروی جوان قدرتمند خواهان دموکراسی بر آمدن آسان نیست . ثانیا وقتی با نسل انقلاب 57 مقایسه میکنیم یک تفاوت بسیار آشکار میبینم . نسل انقلاب 57 در جریان انقلاب و سپس سرکوبها و آشوبهای خونین بعد از آن و بعد در جریان یک جنگ خونین هشت ساله آنچنان خسته و مجروح و زخم خورده شد که دیگر توان و یارا و اراده مبارزه بیشتری برایش نماند . آن نسل میگفت یکبار انقلاب کردیم برای هفت پشتمان بس است و به هیچ عنوان دیگر اشتباه قبلی را تکرار نمیکنمیم و به خیابان نمیرویم . آن نسل واقعا سرخورده شده بود . اما این نسل جوان خاطره ای از آن روزها ، آن سرکوبها ، آن اعدامهای دسته جمعی که گاه به دویست و سیصد در روز میرسید ، بمبارانها و کشتارگاههای جنگ ندارد . این نسل تازه نفس است . این نسل سرخورده نیست . نسلی نیست که بگوید یکبار به خیابان آمدم و بس است . نسلی نیست که در طی ده سال پس از انقلاب آنقدر خون ریخت که دیگر خونی در تنش نماند . این نسل اولین بار است که به خیابان می آید ، شاداب و قدرتمند است ، هیچ جا و هیچکس تاکنون  خونی از او نریخته  در نتیجه نیرومند و سرزنده است . این نسل هنوز آماده سالها مبارزه در خیابانهاست و نه خسته از آن . مثل نسل جوان پس از کودتای 28 مرداد که سرانجام انقلاب سال 57 را به ثمر رساند و نسل جوانی که در آرامش (گورستانی) دوران رضا خان رشد کرد و پس از شهریور 20 صنعت نفت را ملی کرد .

«دوراندیش»

فرق طرفداران احمدی نژاد و موسوی و پیش بینی آینده دولت کودتا

ژوئیه 6, 2009

از وقتی  این وبلاگ برای دفاع از انقلاب و خیزش مردمی ضد کودتا به راه افتاد دو نوع پیغام دریافت میکنیم . یکی از طرفداران موسوی و جنبش ضد کودتاست و یکی از طرفداران احمدی نژاد. ای میلها و پیغامهایی که از طرفداران موسوی میرسد معقول و منطقی است و استدلالی و روشن . ولی وای به پیغامهای طرفداران احمدی نژاد . محض دلخوشی حتی یک پیغام این آدمها از چند کلمه بیشتر نبوده است و این چند کلمه مختصر میشود به ذکر اعضا و جوارح زیر شکم و حواله آنها به مادر و خواهر و نوامیس آدم .  «چه کند بینوا ندارد زین بیش». حتی یک نگاه ساده به تفاوت این پیغامها کافی است تفاوت جنبش ضد کودتا را با کودتاچیان و  طرفداران احمدی نژاد  روشن کند . آیا اینها هستند آن ملیونها ملیون طرفداری که به این آقا رای داده اند ؟ اینها تازه باسوادهایش هستند که میتوانند از اینترنت استفاده کنند ، وای به دیگران .

به نظر من حتی همین پیغامها میتواند یک آمارگیری ساده باشد در مورد وضعیت فعلی طرفداران احمدی نژاد و باقی ملت . به خوبی میتوان از فحوای این پیامها یک موضوع را دریافت . دولت احمدی نژاد/خامنه ای کاملا منزوی شده و طرفداران آن محدود شده اند به قشری شعبان بی مخ چاقو کش بسیجی و یک گروه درون سپاه پاسداران ( بر این اعتقادم که تمام بدنه سپاه یکدست طرفدار ایشان نیست) . اگر احمدی نژاد اندکی شعور داشت باید از ماهیت طرفداران خود واهمه میکرد . وضعیت او وضع شاه پس از کودتای 28 مرداد را به یاد می آورد که به کمک شعبان تاج بخش و پولهای آمریکا و ارتش جنبش مردمی را سرکوب کرد . درست است که جنبش را سرکوب کرد ولی از آن پس در ایران یک طرفدار باسواد و  فهمیده برای شاه نماند و تمامی طرفداران و دست اندرکاران دولتش انسانهای خودفروخته ای از زمره کارکنان ساواک و هویدا و  غیره بودند . مردم و روشنفکران ایرانی از آن پس با او قهر کردند و هرگز او را نبخشیدند و به تدریج طی خیزشهای مختلف که سرانجام منجر به انقلاب سال 57 شد او را سرنگون کردند . اکنون گردونه تاریخ یک دور کامل گردیده و پس از کودتای 22 خرداد 1388 همان وضع را در مورد دولت کودتا شاهدیم . این دولت به کلی حمایت مردمی را از دست داده است و فقط بر مشتی رجاله و چاقوکش تکیه دارد . چنین دولتهایی مستعجل اند و دوامی نخواهند داشت چه آنچه باعث دوام یک دولت است حمایت مردم است و عقل و دانش و هوش طرفداران آن که آقای احمدی نژاد اکنون هر دو را از کف  داده است .              «دوراندیش»

چه باید کرد: بیانیه شوراهای مردمی در مورد راهکارها و تکنیکهای جنبش ضد کودتا

ژوئیه 6, 2009

اولین  بیانیه شوراهای مردمی در مورد راهکارها و تکنیکهای جنبش ضد کودتا

جنبش ضد کودتا در پیچی تاریخی از تکامل خود قرار دارد . آنچه در کشور ما رخ داده به دور از هرگونه پرده پوشی و تعبیرات دیگر یک کودتا بر علیه رای مردم بود ه است . دولتی دیکتاتور و خود کامه حتی اجازه انتخاب یکی از کاندیداهایی را که خود برای انتخابات تایید کرده بوده به مردم نداد ه و جرزنی آغازیده که فقط یک نفر و بس . بی هیچ تردیدی ملت ایران اکنون در برابر یک کودتا ی آشکار بر علیه رای و خواست خود قرار دارد . انتظار رحم و شفقت از کودتاچیان بیهوده است که اشک کباب باعث طغیان آتش است و ملت چاره ای جز آن ندارد که آنان را زیر مشت قدرتمند خود له کند .

رهبران جنبش موسوی و کروبی بر سر جنبش ایستاده اند و بر خلاف افرادی همچون خاتمی و هاشمی عقب نشینی نکرده اند . ولی این رهبران نیز ظرفیتی دارند و بیش از آن نمیتوان از ایشان انتظار داشت . موسوی و کروبی بارها و بارها با اعلامیه ها و سخنان و اعمال خود نشان داده اند که تنها توانایی حرکت در داخل محدوده نظام را دارند و به هر دلیل جرئت خروج از خطی را که نظام به دور ایشان کشیده ندارند . آنها هنوز منتظر «اجازه» دولت کودتا برای تظاهرات و اقدامات دیگر اعتراضی هستند . این به آن میماند که مصدق بعد از کودتای 28 مرداد یا آلنده بعد از کودتای شیلی منتظر اجازه از شاه و پینوشه برای مبارزه با کودتا و کودتاچیان باشند . آنها به دنبال ایجاد انجمنهای کوچک محفلی برای حرکت از پشت پرده هستند همان که در سی سال اخیر به آن عادت کرده اند. آنها به احتمال زیاد از اعتراضات گسترده بیم دارند چون اگر مردم به خیابانها بیایند خواستهای بسیار رادیکالتری مطرح خواهد شد که در محدوده جمهوری اسلامی محدود نخواهد ماند . کنترل و اداره این خواستها از توان رهبران کنونی جنبش خارج است و آنان را به تفکری دوباره در مورد ادامه اعتراضات خیابانی مستقل وامیدارد و دچار تزلزلی میسازد که شاهد هستیم .

هرچه هست ، باید به آنچه اکنون در دست ماست دلخوش داریم که سیاست ،میدان کار با آنچه واقعا داریم است و نه تبعیت از خواب و خیال . به این سبب مبرمترین نیاز جنبش ضد کودتا در لحظه فعلی آن است که در عین تکیه بر رهبری موسوی و کروبی به عنوان نماد جنبش هر چه زودتر اقدام به تشکیل شوراها و کمیته های مردمی مستقل کنیم . هیچ جنبش مردمی و انقلابی در طی تاریخ بدون استخوانبندی و ستون فقرات شوراهای مردمی به پیروزی نرسیده است .

جنبش مقدس ملت ایران هنوز بسیار جوان است و زود است انتظار دویدن از کودکی که تازه دوهفته است به دنیا آمده . ولی در همین مدت کوتاه جنبش بسیار رشد کرده و مردم در خیابانها هم تکنیکهای جدید مبارزه را فرا گرفته اند و هم به تدریج به شرایط سخت یک جنبش کودتا عادت میکنند. واقعیت این است که اکنون ترس مردم و به خصوص نیروهای فعال ضد کودتا وجوانان از سرکوب و چماق ریخته است . اکنون باید هدف اصلی رهبران مستقل مردمی ، که به سرعت از درون جنبش سر بر می آورند، برقرار کردن ارتباط با دیگر رهبران و نمایندگان مستقل باشد . ، جنبش بدون رهبری و اتحاد سرانجامی جز شکست نخواهد داشت . بدون شوراهای مستقل جنبش مانند غولی است بدون سر و بدون مغز که هر چند قوی ولی نیروی عظیم آن هدر خواهد رفت . بدون رهبری و هدایت شوراها شور عظیم توده مردم در پروژه های محلی بی هدف تحلیل میرود . در یک کلام شوراها آن اسکلتی است که عضلات قوی انقلاب به دور آن آویخته و مغزی است که بدن انقلاب به هدایت آن به پیروزی میرسد .

به خصوص در شرایط خاص این جنبش ، که رهبری ناتوان و عاجز و ترسان است از هزینه کردن و به خیابان کشاندن مردم برای تظاهرات و اعتصابات ، و مذاکرات پشت پرده را بر تکیه بر جنبش مردمی ترجیح میدهد ، ما باید شوراهای مستقل را هرچه زودتر تشکیل و گسترش دهیم . رهبران باید با یکدیگر متحد شوند و به سرعت شوراهای رهبری جنبش را تشکیل دهند . شوراها باید در سطح محلات مختلف شهر و در محلهای کار و هرجا که مردم به دلیلی گرد هم آمد ه اند ایجاد شوند . رهبران نمادین شوراها البته موسوی و کروبی هستند و هدف فعلی شوراها بسیار روشن است تا مردم سرگردان و حیران نباشند .باید به خاطر داشت که هیچ جنبشی بدون یک هدف مشخص روشن به نتیجه نمیرسد . هدف فعلی ما خیلی ساده و روشن است : » ابطال انتخابات و برگزاری یک انتخابات سالم قانونی با نظارت بین المللی » . باید در لحظه فعلی مردم ایران را به دور این پرچم گرد آورد . در زمان نبرد تبریز در انقلاب مشروطه نیز هدف بسیار روشن بود : سرنگونی محمد علیشاه و برقراری دوباره مجلس شورای ملی. در انقلاب سال 57 هدف سقوط شاه بود ، بسیار ساده و روشن و بسیار آسان برای اتحاد مردم به دور پرچم انقلاب . اکنون هم هدف ابطال انتخابات خواهد بود . لااقل در لحظه کنونی و تار سیدن به آن هدف هیچ مقصد دیگری را نباید فراروی جنبش قرار داد و مردم را سردرگم کرد. وقت بسیار داریم پس از احراز آن هدف تا به افقهای دوردست تر نیز بنگریم ولی باید بدانیم که رهبری فعلی جنبش ظرفیتی بیش از این ندارد و در صورت اتخاذ هدفهای رادیکالتر عقب خواهد کشید و جنبش را بدون نماد و سمبل خواهد گذاشت .

وقتی هدف مشخص شد اتخاذ تاکتیکها و روشهای مبارزه آسان است . در واقع هم اکنون مردم مبارز و دلیر ما این تاکتیکها را در خیابانها و به صور ت عملی آموخته اند و هر روز روشهای جدیدتری نیز به لیست روشهای مبارزه می افزایند . توده عظیم مردم ، وقتی همه مغزهایشان را روی هم بگذارند کم از یک نابغه ندارند که هر لحظه روشهای بهتر مبارزه را می آموزد و خلق میکند . همینجا چند تکنیک را که ما خود از جنبش فعلی ، انقلاب 57 و سایر جنبشهای مردمی فرا گرفته ایم ذکر میکنیم :

–             جنبش باید آماده خون دادن و هزنیه کردن باشد . انقلاب یک بازی بی خطر نیست . هیچ انقلابی بدون فداکاری و خون دادن به پیروزی نرسیده است . بر خلاف موسوی و کروبی که میخواهند خون از دماغ کسی نریزد باید به مردم حقیقت را گفت و آنان را برای خون دادن و فداکاری آماده کرد . خوشبختانه ملت دلیر ایران بارها در طی تاریخ ثابت کرده اند که آمادگی فداکاریهای عظیم برای پیروزی انقلاب را دارند . از تبریز زمان ستارخان گرفته تا انقلاب سال 57 مردم ایران هیچگاه از قربانی دادن برای پیروزی انقلاب نهراسیده اند . البته شوراهای مردمی سعی خواهند کرد این هزینه حداقل باشد و تکنیکهایی را اتخاذ خواهند کرد که کمترین آسیب به نیروهای مردمی وارد شود ولی در عین حال باید واقعیت را به مردم گفت که این یک کارناوال شهری نیست بلکه یک انقلاب است و همه باید آماده فداکاری باشند .نباید گذاشت ترسوهایی که با دیدن جاری شدن خون از دماغ کسی دستور بازگشت به خانه ها را میدهند رهبری جنبش را در دست گیرند

–                تظاهرات خیابانی موضعی فرسایشی . در این مورد میتوان به سخنان سازگارا و دیگران استناد کرد که تاکتیکهای تظاهرت خیابانی را به خوبی توضیح داده اند . رهبرای فعلی جنبش ، موسوی و کروبی ، به دلیلی که ما نمیدانیم جرات کشاندن مردم به خیابانها را ندارند . ولی هیچ انقلابی فقط با شعار از پشت بامها به پیروزی نرسیده است . باید مردم ، با آمادگی برای قربانی دادن ، به خیابانها بیایند تا کودتا شکست بخورد . اگر به شعار بر پشت بامها اکتفا کنیم جنبش به تدریج سرد میشود و میمیرد . انقلاب فقط با به خیابان کشاندن  مردم است که زنده میماند و رشد میکند. مانند انقلاب سال 57 تظاهرات باید فرسایشی باشد و روزها و روزها ادامه یابد تا نیروی نظامی و سرکوبگر رژیم به تدریج فروپاشد . هیچ جای دنیا یک نیروی سرکوبگر و یک کودتا با یکی دو روز تظاهرات مسالمت آمیز سقوط نکرده است ، باید تظاهرات را ادامه داد . برای کاستن از هزینه ، تظاهرات باید سریع ، موضعی و متحرک باشد . رهبران جنبش و شوراها باید برنامه ریزی هر روزه داشته باشند و طرفداران خود را هدایت کنند که هر روز در کجا های شهرگرد آیند . به محض فرارسیدن نیروهای سرکوب تظاهرات باید متفرق شود و همجون جیوه مواج در نقطه دیگری از شهر فرم بگیرد . به علت حمایت مردم از تظاهر کنندگان هر گروه کوچک تظاهر کننده میتوانند به سرعت تظاهرات موضعی را گسترش دهند و آنرا تبدیل به یک تظاهرات عظیم کنند و سپس با فرارسیدن نیروهای سرکوبگر مردم را متفرق کرده و خود به سرعت در میان جمعیت حل شده و از جای دیگر سر در آورند . از مردم باید خواست با شعار دادن و بوق زدن و سایر روشها از هسته های تظاهر کننده حمایت کنند . محلهای تظاهرات باید نقاط مرکزی و حساس شهر ، میادین مهم ، در برابر ساختمانهای مهم دولتی ومردمی و غیره باشد . کودتاچیان از هیچ چیز بیش از تظاهرات مداوم نمیترسند و نیروهای انتظامی آنان سرانجام سرسام گرفته و خسته شده و از هم خواهد پاشید .

–               ارتباط با مردم . شوراها بدون ارتباط با مردم دوام نخواهند داشت . مغز بدون شبکه اعصابی که رابط بین بدن و مغز است نمیتواند بدنه جنبش را هدایت کند . تکنولوژی مدرن روشهای بسیار نیرومندی برای گسترش سریع ارتباطات فراهم آورده ولی فراموش نکنیم که همه مردم ، توده مردم ، هنوز به اینترنت و حتی تلفنهای موبایل دسترسی ندارند . روشهای موثر و امتحان پس داده انقلابهای سابق را از یاد نبریم . شبنامه ها و بیانیه های کوتاه چاپی که به حجم زیاد بین مردم تو زیع میشود باید یکی از روشهای اساسی ارتباط با مردم باشد . نقش دیوار نوشته ها را نیز از یاد نبریم . دیوارها را با شعارهای ضد کودتا باید پوشاند . یادمان نرود مبارزه فرساینده و خنده دار نیروهای شاه را با شعار های دیواری و شعار » ننگ با رنگ پاک نمیشود» . به جای تلوزیون ماهواره به فکر رادیوهای موج کوتاه باشیم حتی رادیوهایی که از داخل کشور با مردم تماس بگیرند . گروههای آکسیون تظاهرات و اعتصابات را باید تا حد امکان به وسائل مخابراتی مستقل از شبکه های مخابراتی دولتی مجهز کنیم .

–           هر جنبش مردمی در کنار فداکاریها ی داوطلبانه مردم احتیاج به صرف هزینه های مالی دارد . چاپ شبنامه ها ، برقراری ارتباطات ، نقل و انتقال رزمندگان ، همه و همه به پول احتیاج دارند و شوراهای مردمی باید خیلی سریع بیاموزند چگونه کمکهای مالی توده ها را سامان دهند . شوراها باید بهترین روشها برای دریافت کمکهای مالی و هزینه آن را مورد استفاده قرار دهند .

–             تحصن های توده ای و تحصنهای نخبگان . یکی از روشهای موفق انقلاب مشروطه و انقلاب سال 57 اتخاذ تاکتیک تحصنهای توده ای و تحصنهای نخبگان در مکانهایی بود که حکومتهای زور و سرکوب جرئت حمله به آن مکانها را نداشتند . شوراها باید مکانهایی برای تحصنها را فراهم کنند . تحصنها توان جنبش را بسیار بالا میبرند چون تبدیل به مراکز اعصاب و تصمیم گیری جنبش میشوند و شوراهای مرکزی جنبش را به وجود می آورند . تشکل مردم برای حمایت از تحصنها نطفه های نیروهای دفاعی مستقل مردم بر علیه نیروهای کودتا را فراهم می آورد . تحصنها مکان تبادل نظرات نخبگان ، تصمیم گیریها ، و خبر گیری مردم از قدمهای بعدی جنبش خواهند بود .

–            تشکیل آرام نیروهای مقاومت و دفاع مردمی . چون سرانجام زمان رودررویی اساسی فرا خواهد رسید . همه دیکتاتوریها و کودتاهایی که گرفتار مبارزات مردمی شده اند سرانجا م در یک رعشه نهایی سعی خواهند کرد جنبش را در خون غرق کنند . وقتی آن لحظه فرا رسید ، نیروهای دفاعی خلقی که در کوره مبارزات خیابانی و دفاع از تظاهرات مسالمت آمیز مردم آبدیده شده و تجربه آموخته به میدان خواهد آمد و در کنار مردم خون را با خون پاسخ خواهد داد و از قتل عام عمومی جلوگیری خواهد کرد .

–            و سرانجام اعتصاب و اعتصاب و اعتصاب که پیروزی جنبش ضد کودتا بدون آن سخت خواهد بود . راه انداختن و شروع کردن اعتصاب آسان نیست و روزها و هفته ها و شاید ماهها وقت بگیرد ولی آن هنگام که سرانجام کمیته های اعتصاب در ادارات و کارخانجات بزرگتر شکل بگیرند دیگر باید فاتحه دولت کودتا را خواند چون اعتصاب کنترل ارگانهای اجرایی و تولیدی را از دست دولت به در آورده و در اختیار کمیته ها و شوراهای اعتصابی و از آن طریق در اختبیار رهبری جنبش قرار خواهد داد .

–             یاری گرفتن از جناحهای مخالف حکومت که هنوز در بدنه حکومت جای دارند و اخراج نشده اند . کودتای فعلی در ایران با این ضعف عمده روبروست که بخش قابل توجهی از حکومتگران با رهبر کودتا مخالفند و از او دل خوشی ندارند . وقتی رضایی آشکارا گفته است که احمدی نژاد کشور را به لبه پرتگاه سقوط کشانده است آشکار است که مخالفت با او درون حکومتگران بسیار وسیع است . باید از این شکاف استفاده کرد و با تماس با جناحهای مخالف با احمدی نژاد از آنان خواست هرچه وسیعتر در جنبش ضد کودتا شرکت کنند .

در انتها بگوییم که مردم ایران دو گزینه پیش روی دارند . یا شکست کودتا و ابطال انتخابات و برگزاری انتخاباتی آزاد و یا فاجعه ای تلخ با ادامه حکومت ناپلئون کوتوله کودتای 22 خرداد . این ناپلئون که اکنون انتقامجو و خشمگین نیز شده است کشور را بی تردید به سوی نابودی سوق خواهد داد . این ناپلئون دیگر از قدرت جدا نخواهد شد و اگر بر جنبش مردمی فعلی پیروز شود با حمایت نیروهای ارتشی که حامی اصلی او هستند حکومت خود را دائمی کرده و همچون استالین و هیتلر فاجعه ای تاریخی برای ملت ایران به ارمغان خواهد آورد .

رستاخيز ملّی: ضعف ها و ضرورت ها (بخش نخست)،علی ميرفطروس

ژوئیه 3, 2009

گاه اشتباهات کوچکِ خودکامگان، پيامدهای بسيار بزرگ و سرنوشت ساز دارند… اينک مبارزات و اعتراضات مردم از يک دعوای حقوقی (تقلّب در انتخابات) به نبردی حقيقی برای به زير کشاندن رئيس جمهورِ دست نشاندة آيت الله خامنه ای تبديل شده است!

۴ سال پيش، بهنگام «انتخابات» نهمين دورة رياست جمهوری در ايران، در مطلب کوتاهی بنام «برای ثبت در تاريخ» يادآور شده بودم که «انتخاب محمود احمدی نژاد به رياست جمهوری، يک انتحار سياسی برای رژيم اسلامی است چرا که آغاز رياست جمهوری وی، پايان حکومت مُلاّها خواهد بود» ۱
عملکردهای ۴ سالة آقای احمدی نژاد در سطح ملّی و بين المللی نشانة همين انتحار سياسی و «آغازِ پايانِ حکومت اسلامی» می تواند باشد. اين امر باعث گرديد تا «عقلای مصلحت بينِ نظام اسلامی» برای حفظ و بقای رژيم، «انتخابات» دهمين دورة رياست جمهوری را به کارزاری سرنوشت ساز بَدَل سازند و در اين راه توانستند بخش های بزرگی از جامعة مدنی ايران و خصوصاً زنان، جوانان، دانشجويان، معلمان، هنرمندان و نويسندگان ايران را بسوی خود جلب کنند.

(more…)

انقلاب ایران، تازه آغاز شده است

ژوئیه 3, 2009

به نقل از روزنامه دی ولت 28 ژوئن :

جنبش اعتراضی مردم ایران هر روز در رسانه‌های آلمانی انعکاس می‌یابد و کارشناسان و روزنامه‌نگاران از زوایای گوناگون به بررسی آن می‌نشینند. کلمنس ورگین، در روزنامه‌ی «دی‌‌ولت» روز 28 ژوئن مقاله‌ای به چاپ رسانده است که ترجمه‌ی آن در زیر می‌آید.

کلمنس ورگین اعتقاد دارد که نباید جنبش دمکراتیک را رونویسی کرد. شرایط سقوط به هرحال فراهم شده است، اما ممکن است طول بکشد.

(more…)

سیر مراحل مختلف انقلاب سال 57 با شروع از آبان 56

ژوئن 25, 2009

بد نیست سیر وقایع انقلاب سال 57 را مرور کنیم تا دریابیم که تا همینجا هم جنبش ضد کودتا و انقلابی ما بسیار سریعتر از انقلاب سال 57 پیش رفته است . پس غرغر و شکایت نکنیم و عجول نباشیم . این نهال جوان تازه سر از خاک بر  آورده و بسیار رنج و خون و عرق جبین میخواهد تا به بار بنشیند و هنوز بالا و پایینهای بسیار در پی است . هنر در آن است که امید را از دست ننهیم و بدانیم که سرانجام پیروزیم چون حاکمیت از درون شکاف خورده و حتی مانند حاکمیت زمان شاه یکپارچه نیست و با جمعیت جوان قدرتمندی پنجه در انداخته که پر از شور جوانی و بسیار تحصیلکرده تر و فهمیده تر از همگنان سی سال پیش خود هستند .

سیر وقایع انقلاب سال 57

در اول آبان سال ۱۳۵۶ فرزند خمینی (مصطفی خمینی) به شکل مشکوک و غیر منتظره‌ای درگذشت که منجر به برگزاری جلسات سوگواری معترضانه در قم، تهران، یزد، مشهد، شیراز و تبریز شد و مرگ او به‌طور گسترده‌ای به ساواک نسبت داده شد.

تا اواخر آبان ۱۳۵۶ مخالفان حکومت، به فعالیتهای محصور به پشت درهای بسته، نوشتن بیانیه، تشکیل گروهای جدید، احیای گروه‌های قدیم، صدور نامه و انتشار نشریات اقدام می‌کردند، اما پس از آن تاریخ، مرحله جدیدی در روند انقلاب رخ داد و فعالیت مخالفان به صورت تظاهرات خیابانی خود را نشان داد. نقطه عطف در ۲۵ آبان رخ داد که پس از نه شب جلسات شعرخوانی آرام با مضمون سیاسی که توسط کانون نویسندگان در انجمن فرهنگی ایران و آلمان و در دانشگاه آریامهر در آبان ماه سال ۱۳۵۶ تشکیل شده بود، پلیس برای برهم زدن جلسه دهم و متفرق کردن حدود ده هزار دانشجوی شنونده در آن، اقدام کرد که تظاهرات خشمگینانه دانشجویان و سرازیر شدن آنان در خیابانها با دادن شعارهای ضد حکومتی را به دنبال داشت. در این درگیری یک دانشجو کشته، هفتاد تن مجروح و یکصد تن بازداشت شدند. در ده روز پس از آن تظاهرات‌های دانشجویی افزایش یافت و دانشگاه‌های اصلی تهران در اعتراض به درگیری ۲۵ آبان تعطیل شدند. در طول یک هفته بعد، دانشگاههای بزرگ کشور به یادبود ۱۶ آذر (روز غیر رسمی دانشجو) دست به اعتصاب زدند. تظاهر کنندگان دستگیر شده در ناآرامیهای پیشین، پس از محاکمه‌های کوتاهی در دادگاه‌های مدنی تبرئه شدند و اینگونه محاکمات به روشنی نشان داد که ساواک دیگر توان استفاده از دادگاه‌های نظامی را برای سرکوب مخالفان ندارد.[۸]

در دی ماه همان سال اتفاق دیگری به تظاهرات خیابانی شدت بخشید. در تاریخ ۱۷ دی، روزنامه اطلاعات به قلم فردی با اسم مستعار احمدی رشیدی مطلق مقاله نیشداری برضد روحانیت مخالف نوشت و ضمن نامیدن آنان با عنوان «ارتجاع سیاه»، آنان را به همکاری پنهان با کمونیسم بین‌الملل برای محو دستاوردهای انقلاب سفید متهم ساخت. این مقاله همچنین خمینی را به بیگانه بودن و جاسوسی برای بریتانیا در دوران جوانی متهم کرد و همچنین او را بی بندوبار و نویسنده اشعار شهوت‌انگیز صوفیانه نامید. این مقاله شهر قم را به خشم آورد. حوزه‌های علمیه و بازار تعطیل و خواستار عذرخواهی علنی حکومت شدند. حدود ۴۰۰۰ نفر از طلاب و هواداران آنان در روز ۱۹ ماه دی در تظاهرات به دادن شعار پرداخته و با پلیس درگیر شدند. در این درگیریها بنا به اعلام حکومت دوتن و به گفته مخالفان هفتاد تن کشته و بیش از پانصد نفر زخمی شدند.[۹] روز بعد خمینی خواستار تظاهرات بیشتر شد و به شهر قم و آنچه «روحانیت مترقی» نامید، به خاطر ایستادگی در برابر حکومت تبریک گفت و شاه را به همکاری با آمریکا برای نابودی ایران متهم کرد. شریعتمداری نیز در مصاحبه‌ای نادر با خبرنگاران خارجی، از حکومت گلایه کرد و رفتار پلیس و حکومت با روحانیون را توهین‌آمیز خواند. شریعتمداری همچنین به همراه ۸۸ تن از روحانیون، بازاریان و دیگر مخالفان از ملت خواست که چهلم کشتار قم را با دست کشیدن از کار و حضور آرام در مساجد برگزار کنند.[۱۰] بعدها در جستجوی جرقه یا سرآغاز انقلاب ایران، روزنامه‌نگاران، چاپ مقاله اطلاعات و پیامدهای آن در قم را عنوان کردند.[۱۱] و برخی چون حامد الگار و هنری مانسون کشته شدن مصطفی خمینی را شروع زنجیره اتفاقاتی می‌دانند که منجر به انقلاب ایران شد[۳]؛[۱۲]اما ارواند آبراهامیان تاریخ‌نگار معاصر بر این باور است که درواقع نقطه آغازین انقلاب پیچیده تر از این بوده و نخستین جرقه را می‌توان به پیشتر از چاپ مقاله و وقایع پیامد آن و به جلسات شعرخوانی و ناآرامیهای دانشگاه آریامهر نسبت داد. در مجموع این دو حادثه، تجلی دو نیروی حاضر در جنبش انقلابی محسوب می‌شود که یکی طبقه متوسط حقوق بگیر و جایگاه اعتراض سیاسی آن یعنی دانشگاه‌های مدرن و دیگری طبقه متوسط متمول و مراکز سازمانهای اجتماعی-سیاسی آن یعنی مدارس علوم دینی سنتی (حوزه‌های علمیه) و بازارهای سنتی بود.[۱۳]

(more…)