Posts Tagged ‘اعتصاب عمومی’

آقای موسوی ، آقای کروبی ، دو کلمه : اعتصاب + تعیین دولت

اوت 4, 2009

آقایان موسوی و کروبی ، مردم و جوانان ایران نشان داده اند که در راه آزادی و دموکراسی از فدا کردن جان خویش نیز دریغ ندارند و در این راه کوتاه نخواهند آمد . از شما تشکرمیکنیم که با حرکت مردم ایران همراه بوده اید و از همه تظاهرات و گردهماییها دفاع میکنید . ولی فقط تظاهرات کافی نیست . از شما میخواهیم که با دو اقدام دیگر جنبش را یک مرحله دیگر به سرنگونی دولت کودتا نزدیک کنید :

1. از همه کارمندان ، کارگران و بازاریان بخواهید دست به  اعتصاب بزنند . بدون یک اعتصاب سراسری سرنگونی این دولت آسان نخواهد بود .

2. دولت تعیین کنید . یک دولت موازی تعیین کنید . همزمان با احمدی نژاد شما هم اعضای کابینه مشترک خود را اعلام دارید و از ادارات دولتی و مردم بخواهید فقط به رهنمودها ی دولت شما گوش فرادارند و از اجرای دستورات دولت کودتا سرپیچی کنند .

Advertisements

من اگر موسوی بودم …………….

ژوئیه 26, 2009

من اگر موسوی بودم :

  1. به رهبرمعنویم خمینی اقتدا میکردم. او محکم در مقابل حکام ظالم جائر می ایستاد و کوتاه نمی آمد و نمیترسید و من من نمیکرد . اگر او امروز زنده بود صد در صد در مقابل خامنه ای محکم می ایستاد و تا آخر میرفت .
  2. موقع شناس میبودم و مثل خاتمی فرصت سوزی نمیکردم . از قدیم گفته اند : تا تنورداغ است نان را باید چسباند. به سرنوشت خاتمی مینگریستم و از او عبرت میگرفتم که با تاخیر و تعلل چگونه یک فرصت هشت ساله را که آسان هم به دست نیامده بود بر باد داد و با خود عهد میکردم که اشتباه او را تکرار نکنم. من گوش به توصیه های عافیت جویانه خاتمی ترسو نمیدادم . اگر خاتمی رهبر بود الان به رهبر اقتدا کرده و تسلیم شده بود و از پیش به احمدی هم تبریک گفته بود مثل بعد از سی خرداد که در اعلامیه شتاب زده ای که نوشت به مردم توصیه کرده بود به خانه هایشان بروند( خوب شد که کسی آن بیانیه را به گوش نگرفت) . از مردم میخواستم هر روز در خیابانها باشند تا شور انقلابیشان فروکش نکند و دست دست نمیکردم و منتظر اجازه از وزارت کشور نمیماندم که هر روز که بدون اقدام سپری شود آتش انقلاب مردم یک مرحله فروکش خواهد کرد.
  3. میپذیرفتم که این انقلابی است برای دموکراسی و خواستهای آن اکنون بسی بیشتر از ابطال انتخابات است . به جای تاخیر و تعلل و تردید درمورد اهداف این انقلاب و بیم از بر باد رفتن جمهوری اسلامی و نظام یکبار برای همیشه تصمیم میگرفتم برای درخواست دموکراسی به مردم میهنم بپیوندم و نام نیکی در تاریخ ایران از خود برجا ی گذارم .
  4. مردم را آماده شهادت و جانفشانی میکردم. صریح و مستقیم به مردم میگفتم که انقلابی که درآن خون از دماغ کسی نیاید فقط توی قصه ها اتفاق می افتد و بس. هم خودم غسل شهادت میکردم و کفن میپوشیدم و خود را برای هر فداکاری آماده میکردم و هم به مردم میگفتم که برای شهادت و زندان رفتن و کتک خوردن و فحش شنیدن و بیکار شدن و از نان خوردن و غیره آماده شوند . به مردم میگفتم که هیچ انقلابی بدون قربانی به دست نمی آید و درخت انقلاب فقط با خون آبیاری میشود و لی در نهایت خون بر شمشیر پیروز است و جانب مظلوم سرانجام خواهد برد . به مردم میگفتم که ما با یک دولت دموکرات طرف نیستیم که بتوان بدون هزینه با آن مبارزه کرد بلکه برای مقابله با این دولت باید آماده خون دادن باشیم . خلاصه اش اینکه «از ترس اینکه سیلی توی گوش کسی نخورد مردم را خانه نشین نمیکردم» .
  5. هرروز با مردم در تماس میبودم و آنها را برای روزها بدون هیچ خبری تنها نمیگذاشتم . مرتبا با سخنرانی ، اعلامیه و بیانیه و نامه و حضور در گردهماییها مردم را تشجیع و تشویق به ادامه مبارزه میکردم .
  6. از مردم مستقیما و نه در لفافه میخواستم که تظاهرات روزمره خود را در همه نقاط تهران و شهرستانها تا به دست آمدن پیروزی ادامه دهند.
  7. اعلام اعتصاب عمومی میکردم و از همه کارگران و زحمتکشان و کارمندان میخواستم که کمیته های اعتصابی خود را تشکیل دهند و اداره محلهای کار را به دست گیرند. به خصوص از کارگران و کارمندان صنعت نفت ، حمل و نقل ، رادیو و تلوزیون ، مطبوعات و چاپخانه ها ، مخابرات ،برق و توانیر میخواستم که هرچه سریعتر به صف اعتصابیان بپیوندند.
  8. در مکانهای مختلف کشور اعلام محلهایی برای تحصن عمومی میکردم تا تجمعاتی عام و دائمی از مردم به وجود آید. این تجمعات بهترین محل برای تشکیل شوراهای مردمی و تشکیل یک دولت موازی است .
  9. از نیروهای نظامی اعم از بسیج و سپاه و ارتش میخواستم به صف مردم بپیوندند و از شلیک به مردم و سرکوب حرکتهای اعتراضی خودداری کنند . از آنان میخواستم کمیته های مخفی انقلابی تشکیل دهند و سعی کنند کنترل نیروهای نظامی را از دست ولایت فقیه خارج سازند .
  10. از احمدی نژاد جان تقلید میکردم و به سفرهای استانی به شهرهای عمده کشور میرفتم تا مردم شهرستانهارا با حضور خود تشجیع کنم که حصار ترس را بشکنند و در اعتراض به حکومت کودتا به مردم تهران بپیوندند.
  11. از سخنرانان مشهور دعوت میکردم تا به جنبش مردمی بپیوندند و با سخنرانیهای پر شور خود در نقاط مختلف شهر و در مناسبتهای مختلف بر شور و حدت انقلاب بیفزایند . آنان را به نمایندگی از خود به شهرهای مختلف کشور میفرستادم تا آتش انقلاب را شعله ورتر سازند (هیچ متوجه شده اید که ما از این حیث خیلی کم داریم هنوز)
  12. به سرعت پایگاهی از افراد سرشناس و تایید شده در خارج کشور تشکیل میدادم تا در صورت یک کودتای خونین آن پایگاه هدایت و رهبری جنبش خلق را در دست گیرد .
  13. سریعا برای ایجاد یک ایستگاه رادیویی موج کوتاه برای تماس با مردم در همه نقاط کشور اقدام میکردم . همه مردم ماهواره و کامپیوتر ندارند ولی در هر دهکوره کشور هم رادیوی موج کوتاه پیدا میشود . در عین حال یک کانال تلوزیونی ماهواره ای نیز به راه می انداختم .
  14. ستادها و هسته های رهبری تظاهرات و حرکتهای اعتراضی تشکیل میدادم . این هسته ها با شرکت در همه تظاهرات و اعتصابات هدایت آنها را به عهده گرفته و اعتراض را هدفدار میکنند .
  15. در کنار برنامه های اصلی خود برای تظاهرات و اعتراضات مسالمت آمیز مردم را برای مقابله با یک کودتای خونین نیز آماده میکردم . برای مبارزه قهر آمیز با نیروهای خشن سرکوبگر آماده میشدم و کمیته های مخفی دفاع خلقی را تشکیل میدادم تا هم از مبارزات مسالمت آمیز مردم دفاع کنند و هم در صورت حرکت کودتاچیان برای به خون کشیدن انقلاب با آنان در گیر شوند .
  16. در انتها با پیروی از خمینی ، آنجا که گفت : «من توی دهان این دولت میزنم . من دولت تشکیل میدهم» ، یک دولت موازی تشکیل میدادم . وزرای خود را برای هر وزارتخانه تعیین میکردم و با اتکا به حمایت مردمی از ادارات میخواستم که تنها دولت مرا به رسمیت بشناسند و از پیروی از دولت کودتا خودداری کنند .

این لیست در حکم منشوری است برای انقلاب و خواستهای حداقل آن و آنچه در آن ذکر شده اقداماتی است که برای موفقیت در هر انقلابی باید انجام شوند.

«پیروزی نزدیک است «

«دوراندیش»

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پیش به سوی تشکیل کمیته ها و شوراهای رهبری انقلاب سبز ، کمیته های اعتصاب ، هسته های دفاع خلقی

ژوئیه 24, 2009

این نظر آقای سازگارا در مقاله ای که می آید  بسیار شبیه نظری است که ما قبلا در این وبلاگ ابراز کرده ایم در مورد تشکیل کمبته های مخفی (غیبی در زمان مشروطه ) در محلات و کارخانه ها و کارگاهها و  ادارات و بازار و هرجا که گروهی از مردم به دلیلی جمع هستند . با رهبری این کمیته ها جنبش ادامه خواهد یافت . مرحله بعد از تشکیل این کمبته ها پیوستن آنها به هم و تشکیل شورایی ملی و مستقل از دولت و متحد و قوی است که جنبش را در سراسر کشور سازماندهی خواهد کرد . ما براین نظر می افزاییم که از دید  ما آنچه سر انجام کمر دولت کودتا را خواهد شکست اعتصابهای سراسری به رهبری کمبته های مخفی کارمندان و کارگران و  تجار و بازاریان خواهد بود . نطفه های جنینی این کمیته ها در حال شکل گرفتن است و به تدریج رشد خواهد کرد .

همچنین باید از هم اکنون به فکر تشکیل هسته های پنهای دفاع خلقی بود چه ما در برابر دولتی خونخوار ایستاده ایم که اجازه مبارزه کاملا مسالمت آمیز را نمیدهد وبعید نیست سر انجام بکوشد که جنبش را در یک کودتای خونین نابود کند . ما مانند گاندی یا مارتین لوتر کینگ با حکومتهای دموکرات انگلیس و آمریکا طرف نیستیم بلکه با دولتی پنجه در انداخته ایم که تا کنون ثابت کرده برای نجات خود از هیچ جنایتی کوتاه نخواهد آمد . اگر کار به کودتای خونین دسته های سپاه و بسیج کشد و در آن زمان هسته های دفاعی هنوز تشکیل نشده باشند و با هم ارتباط برقرار نکرده باشند جنبش در خون غرق خواهد شد . بر ماست که اکنون که هنوز وقت داریم این هسته های دفاع مردمی را از جوانان غیور و شجاع تشکیل دهیم . این جوانان باید در خفا راهکارهای مبارزات قهر آمیز خلقی را بیاموزند و تمرین کنند و آماده شوند ، وسایل لازم را تهیه کنند و گرد آورند ، به دیگران نیز روشهای مبارزه قهر آمیز را بیاموزند و توده ها ی خلق را آماده مبارزه ای کنند که ممکن است پیش آید ، همانطور که کمیته غیبی تبریز مردم تبریز را آماده جنگ با دولت محمد علیشاه کرده بود و آنگاه که زمان لازم فرا رسید خیزش مردم که آماده مبارزه قهر آمیز بودند سرانجام باعث سقوط دولت کودتایی محمد علیشاه شد .                      
«پیروزی نزدیک است »                

«دوراندیش»

مقاله سازگارا به نقل از سایت او : (more…)

زنده باد هموطنان کرد : امروز 22 تیر اعتصاب عمومی در کردستان با موفقیت کامل برگزار شد، جا دارد از آنان بیاموزیم

ژوئیه 13, 2009

به موجب آخرین اخباری که از نقاط مختلف کردستان و همچنین خبرگزاریهای جهانی به ما رسیده است اعتصاب عمومی امروز دوشنبه 22 تیرماه در کردستان با موفقیت کامل انجام شده است . جا دارد بدین وسیله به برادران و خواهران شجاع کردمان که تحت بیرحمانه ترین سرکوبها توانستند اعتصاب خود را برگزار کنند از طرف تمامی ملت قهرمان ایران تبریک بگوییم . ما باید  از شما روشهای اعتصاب عمومی را بیاموزیم . امید که این اعتصاب سر آغاز پیوستن کردهای شجاع به جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران باشد . ما به شما احتیاج داریم برادران و خواهران کرد. همه باید دست در دست هم برای سرنگونی دولت کودتا و برقراری دموکراسی در ایران قیام کنیم . ما از شما میخواهیم در این لحظه حساس تاریخ که مشت کودتا تمامی ملت ما و از جمله خلق کرد را هدف گرفته است به ما بپیوندید و ما را در تجربیات طولانی مبارزات حماسی خود سهیم سازید. اگر در این نبرد جدا باشیم کودتاگران به راحتی مارا سرکوب خواهند کرد ، اگر به هم بپیوندیم پیروزی قطعی است .

خواهشمند است این سپاس سراسری ملت ایران را به هر وسیله به گوش هموطنان کرد برسانید و همچنین در سایر نقاط ایران نیز توزیع کنید.

زنده باد کردستان : اعتصاب عمومی در سالروز ترور قاسمی توسط دولت جمهوری اسلام

ژوئیه 12, 2009
http://www.hra-news.org/news/1685.aspx
خبرگزاری هرانا : در آستانه 22 تیرماه بیستمین سالگرد ترور دکتر قاسملو از رهبران کرد، به سنت هر ساله مردم بعضی از شهرهای کردستان خود را برای یک اعتصاب آماده می کنند.

بنابه اخبار دریافتی از شهرهای مریوان، سقز، مهاباد نیروهای اطلاعات و اداره اماکن با احضار بعضی از کسبه به انها اعلام کرده اند که حق ندارند روز دوشنبه 22 تیرماه مغازه خود را تعطیل کنند و در صورت تخلف از این موضوع مغازه آنها از سوی نهادهای ذیربط تعطیل خواهد شد.

همچنین بنا به گزارشهای دریافتی از منابع غیررسمی در شهر سقز در روز شنبه نیروهای امنیتی با یورش به منازل فعالین سیاسی این شهر و بازرسی منازل، تعداد 32 شهروند و فعال سیاسی سابق کرد را در این شهر دستگیر کرده اند. این موضوع کماکان از سوی مجموعه در حال پیگیری است.

قیام 18 تیر پیروز بود . اکنون چه باید کرد؟ بیانیه گروهی از مبارزان راه دموکراسی

ژوئیه 10, 2009

آفرین بر خلق قهرمان ایران و به خصوص  تهرانیان دلیر و باشهامت. باید بر دست و بازوی جوانان ایران بوسه زد که امروز در خیابانهای تهران و سایر شهرهای ایران این چنین جانانه در برابر دولت کودتا ایستادند . امروز کلید انقلاب زده شد . امروز به دنیا و مهمتر از همه به خود ثابت کردیم که این قیام خاموشی پذیر نیست و این جوانان تازه وارد کار شده اند و به این زودیها خسته نخواهند شد . امروز ثابت کردیم که این آغاز کار است نه پایان خط .

اکنون که قیام 18 تیر مشتی محکم بر دهان کودتاگران کوفته و آنان را گیج و سرگردان ساخته است ، اکنون که با این قیام نیروهای ضد انقلاب عقب نشینی کرده اند و مشغول لیسیدن زخمهای خود هستند وظیفه ماچیست ؟ وظیفه اصلی و اساسی ما زنده نگاه داشتن این شور و نشاط انقلابی است . در درجه اول باید تظاهرات را ادامه داد . باید مسیرها و مصداقهای جدیدی برای تظاهرات و نافرمانیهای جدید بیابیم . ما  باید هرروز به خیابانها بیاییم تا به خود و دیگران ثابت کنیم که هستیم، که بر سر پیمان خود ایستاده ایم و تا اخر خواهیم ایستاد. اگر در خانه بمانیم جنبش فرو خواهد مرد . هر تظاهراتی که بر گزار کرده ایم از دفعه پیش بزرگتر بودو مردم بیشتر ی را به میدان کشید و مانند تظاهرات سالهای 57 افراد بیطرف بیشتر ی را «باطرف » و هوادار جنبش کرد . زیرا مردم کور نیستند ، با هر شهیدی که به جمع شهدای ما اضافه میشود تعداد بیشتری از بیطرفها متوجه میشوند که با چه دولتی روبرو هستند و به صف ما میپیوندند.  سیل بنیان کن انقلاب مانند رودی است که هر چه بیشتر به خیابان میریزد بزرگتر و جاریتر میشود و بستر خود را عمیقتر میکند و جریانهای بیشتری به آن میپیوندند . حتی طرفداران ساده لوح احمدی نژاد که از روی سادگی به او رای داده بودند با دیدن خیل شهدا و با دیدن رفتار خشن نیروهای انتظامی ، آگاه میشوند و صف خود را از او و خامنه ای جدا میکنند و در نهایت علی آقا میماند و حوض احمدی نژاد جانش و  تعدادی اوباش چماق به دست شعبان بی مخ لباس شخصی . با هر شهیدی که اینان به جمع شهیدان اضافه میکنند هزاران نفر از طرفداران صادق خود را از دست میدهند و در عوض چیزی نمیخرند جز نفرت مردم . با هر تظاهر کننده ای که دستگیر میکنند تا به خیال خود از نیروی انقلاب بکاهند هزاران نیروی تازه نفس که تا کنون کنار گود ایستاده بودند و تنها نظاره گر بودند به جمع تظاهر کنندگان اضافه میشوند . این همیشه پل بزنگاه دیکتاتورها و کودتاچیان در لحظه سرکوب یک جنبش تازه نفس است . هر چه بیشتر میکشند و دستگیر میکنند غول انقلاب نه تنها ضعیفتر نمیشود بلکه عظیمتر و با هیبت تر گشته و نیروی بیشتری مییابد . هرچه بیشتر از سرهای اژدهای انقلاب (البته اژدها به زعم آنان ) میزنند این اژدها سرهای بیشتری میرویاند و رهبران مصممتر و با استقامتتر و هوشیارتری می یابد.    ولی برای زنده ماندن انقلاب همانطور که در آغاز این نکته گفتیم باید آنرا در خیابان و در عمل نگاهداشت . حال که خشم مردم بر انگیخته شده و مستقیم رهبر و دست نشانده او را هدف گرفته اند باید بر آتش دمید که اگر کوتاهی کنیم آتش خواهد فسرد و کودتاچیان پیش خواهند برد . قیام 18 تیر مشتی بود بر دهانشان و اکنون در صبحگاه 19 تیر  گیج و سردر گم و کوفته هستند . باید بر تعداد مشتها و ضرباتمان بیافزاییم و رقیب را بر زمین اندازیم و گرنه دوباره خود را جمع و جور میکند و سر بر میدارد . و چیست این ضربات :

1.تظاهرات بیشتر و به بهانه های بیشتر . اعلام روزهای مختلف در آینده برای تظاهرات . نباید رهایشان کرد ، باید کاری کرد که دائم نوک پا و عصبی و منتظر ضربه های بیشتر بمانند. تنها به این صورت است که نیروهایشان  به تدریج خسته و ترسوده و فرسان خواهند شد و سرانجام از هم خواهند پاشید همانطور که نسل قبل از ما در انقلاب سال 57 این کار را کرد . باید شهر را آشفته و جوشان نگاه داشت . باید به تظاهرات موضعی فرسایشی در تمام نقاط شهر ادامه داد و نیروهای سرکوبگر را پراکنده ساخت تا نتوانند با تمرکز بر یک نقطه بر شدت ضربات خود بیفزایند. تظاهرات فرسایشی احتیاجی به گروههای بزرگ ندارد . حتی گروههای بسیار کوچک ، مجهز و سیار ده تا بیست نفری کافی است . هر گروه کوچک عملیاتی  فقط جرقه تظاهرات  را میزند و به زودی مردم در محل تظاهرات به آنان میپیوندند  و آنان را در شعار دادن همراهی میکنند و بوق میزنند و غیره ، همانطور که تا کنون شاهد بودیم. اینکار نیروهای سرکوبگر را واقعا درمانده و فرسوده خواهد کرد . این تکنیکی است که در بسیاری از انقلابها با موفقیت بسیار به کار گرفته شده  و هر بار نتیجه مثبت داده است .

2.وظیفه دیگر ما در این لحظه ، که دائم بر آن تاکید داریم ، تشکیل شوراهای مستقل و دموکراتیک و «مخفی» مردمی از تمام نیروهای دست در کار انقلاب است تا مشکل اساسی جنبش را که ضعف رهبری است از پیش پا برداریم . اکنون باید هرچه زودتر شوراهای مستقل و مخفی خلقی را تشکیل دهیم . همان شوراهایی که در زمان جنبش مشروطه معروف به «کمیته های غیبی» بود . روشنفکران و رهبران انقلابی  ما صد سال پیش هنگامی که شهرها بس کوچکتر و مردم تقریبا همگی بیسواد بودند با تشکیل کمیته های غیبی توانستند یک انقلاب عظیم به راه اندازند و آن را به پیروزی برسانند . صد البته در میان توده های عظیم شهری در لحظه حاضر و با جمعیتی جوان و باسواد تشکیل این کمیته ها و پیش بردن انقلاب بسیار آسانتر است .   جنبش عظیم است وقوی و تازه نفس و جوان ولی بدون رهبری خواهد افسرد . رهبری جنبش باید در دست کمیته های غیبی قرار گیرد . کمیته هایی که به تدریج جای خالی رهبری متزلزل اصلاح طلبان را پر خواهند کرد . باز تاکید کنیم که با اصلاح طلبان بد نیستیم و با آنان همراهیم ولی در عین حال این امر باعث نمیشود که از این امر غافل باشیم که اصلاح طلبان فقط تا بخشی از راه با ما خواهند بو دو اگر این جنبش دموکراسی طلبی وارد مرحله درخواستهای اساسی دموکراسی گردد آنان ناتوان از همراهی جنبش به کنار راه خواهند افتاد و آنجاست که ما کمیته های غیبی را لازم داریم ، همان کمبته هایی که بدون هدایت و کنترل آنان امکان پیروزی جنبش مشروطه وجود نداشت . پیش به سوی تشکیل اتحاد های مخفی شوراها در محلات ، شهرها ، ادارات ، کارخانه ها ، کارگاهها ، دانشگاه ها و هر جا که گروهی از مردم ایران جمعند .

3. ضمنا نبا ید از سایر جنبه های نافرمانی مدنی غافل ماند و تنها به تظاهرات اکتفا کرد . تظاهرات نقطه و موتور شروع انقلاب است و تا لحظه پیروزی هم از مهمترین شیوه های مبارزه خواهد بود ولی در کنار آن باید اکسیونهای دیگر مبارزاتی  آغاز شود . مردم ما خود نشان داده اند که در این زمینه کم از با سابقه ترین انقلابیها ندارند و خود بهترین روشهای دیگر مبارزه را می یابند ولی بگذاریدم مجددا یاد آوری کنیم که آنچه انقلاب را به پیروزی میرساند اعتصاب است اعتصاب است اعتصاب . اکنون که مردم ثابت کرده اند آماده فداکاری در راه آرمانهای خود هستند باید کمیته های مخفی اعتصابات را تشکیل دهیم . باید همه دست در دست بر این مهم همت گماریم و اعتصابات سراسری را آغاز کنیم تا همبستگی خود با جنبش ضد کودتا و با انقلاب نوپای ایران را  نشان دهیم .

4.از دیگر اقدامات لازم : باید چاپخانه های مخفی برای تکثیر شبنامه ها و اعلامیه ها به راه انداخت. باید گروههای دیوار نویسی تشکیل داد . باید بانگ الله اکبر را از فراز بامها بلندتر کرد . باید کمیته های دفاع مردمی را تشکیل داد تا در مواقع لزوم و آنگاه که سرکوب از حد میگذرد گاه با نیروهای سرکوب درگیر شد و از ضربت مشت آنان کاست.

مقصودمان در یک کلام اینست که : قیام 18 تیر نقطه آغاز انقلاب ضد دیکتاتوری بود . اکنون باید این نوزاد نوپا را دریافت و این جوانه نو رسته را آب داد . باید در خیابانها ماند و به خانه ها باز نگشت . باید هسته ها ، کمیته ها و شوراهای مخفی رهبری انقلاب را تشکیل داد . باید اعتصابها و تحصنها را آغازید . و مهمتر از هر چیز  باید به این  مردم قهرمان  گوش داد و فروتنانه از آنان و ابتکارهای بدیعشان برای پیشبرد انقلاب درس آموخت .

عکس اعلامیه های تظاهرات 15/17 تیر در نقاط مختلف بندرعباس

ژوئیه 6, 2009

نگوییم که شهرستانها خاموشند :

http://gs178.photobucket.com/groups/w260/JRRKTWR6QW/

دولت غمخوار احمدی نژاد از ترس اعتصاب عمومی تهران را دوروز تعطیل کرد

ژوئیه 6, 2009

اینها واقعا از جنبش مردم هراس دارند و با وجود همه هل من مزیدهایشان میدانند که زیر پایشان خالی است و خانه بر آب بنا کرده اند . «دوراندیش »

با تصويب كميته اضطرار آلودگي هواي تهران مراكز آموزشي و اداري استان تهران 24 ساعت و صنايع استان تهران به مدت 48 ساعت تعطيل شدند.
به گزارش فارس، با تصويب كميته اضطرار آلودگي هواي استان تهران، همه فعاليتهاي اداري و مراكز آموزشي در روز سه‌شنبه 16 تير تعطيل مي‌شوند و همه صنايع اين استان نيز از فردا به مدت 48 ساعت تعطيل هستند.
بر اساس مصوبه اين كميته طي 24 ساعت آينده بايد تمام فعاليت‌هاي ورزشي و تردد خودروهاي شخصي در استان تهران تحت شرايط ويژه و با اعمال محدوديت‌هاي خاص انجام شود.
بر اساس مصوبه اين كميته جلسه بعدي كميته اضطرار آلودگي هواي استان تهران چهارشنبه تشكيل مي‌شود.
در اين جلسه همچنين اعلام شد كه با وجود تعطيلات اعلام شده، امتحان‌هاي دانشگاه‌هاي استان تهران در موعد مقرر برگزار مي‌شود

چه باید کرد: بیانیه شوراهای مردمی در مورد راهکارها و تکنیکهای جنبش ضد کودتا

ژوئیه 6, 2009

اولین  بیانیه شوراهای مردمی در مورد راهکارها و تکنیکهای جنبش ضد کودتا

جنبش ضد کودتا در پیچی تاریخی از تکامل خود قرار دارد . آنچه در کشور ما رخ داده به دور از هرگونه پرده پوشی و تعبیرات دیگر یک کودتا بر علیه رای مردم بود ه است . دولتی دیکتاتور و خود کامه حتی اجازه انتخاب یکی از کاندیداهایی را که خود برای انتخابات تایید کرده بوده به مردم نداد ه و جرزنی آغازیده که فقط یک نفر و بس . بی هیچ تردیدی ملت ایران اکنون در برابر یک کودتا ی آشکار بر علیه رای و خواست خود قرار دارد . انتظار رحم و شفقت از کودتاچیان بیهوده است که اشک کباب باعث طغیان آتش است و ملت چاره ای جز آن ندارد که آنان را زیر مشت قدرتمند خود له کند .

رهبران جنبش موسوی و کروبی بر سر جنبش ایستاده اند و بر خلاف افرادی همچون خاتمی و هاشمی عقب نشینی نکرده اند . ولی این رهبران نیز ظرفیتی دارند و بیش از آن نمیتوان از ایشان انتظار داشت . موسوی و کروبی بارها و بارها با اعلامیه ها و سخنان و اعمال خود نشان داده اند که تنها توانایی حرکت در داخل محدوده نظام را دارند و به هر دلیل جرئت خروج از خطی را که نظام به دور ایشان کشیده ندارند . آنها هنوز منتظر «اجازه» دولت کودتا برای تظاهرات و اقدامات دیگر اعتراضی هستند . این به آن میماند که مصدق بعد از کودتای 28 مرداد یا آلنده بعد از کودتای شیلی منتظر اجازه از شاه و پینوشه برای مبارزه با کودتا و کودتاچیان باشند . آنها به دنبال ایجاد انجمنهای کوچک محفلی برای حرکت از پشت پرده هستند همان که در سی سال اخیر به آن عادت کرده اند. آنها به احتمال زیاد از اعتراضات گسترده بیم دارند چون اگر مردم به خیابانها بیایند خواستهای بسیار رادیکالتری مطرح خواهد شد که در محدوده جمهوری اسلامی محدود نخواهد ماند . کنترل و اداره این خواستها از توان رهبران کنونی جنبش خارج است و آنان را به تفکری دوباره در مورد ادامه اعتراضات خیابانی مستقل وامیدارد و دچار تزلزلی میسازد که شاهد هستیم .

هرچه هست ، باید به آنچه اکنون در دست ماست دلخوش داریم که سیاست ،میدان کار با آنچه واقعا داریم است و نه تبعیت از خواب و خیال . به این سبب مبرمترین نیاز جنبش ضد کودتا در لحظه فعلی آن است که در عین تکیه بر رهبری موسوی و کروبی به عنوان نماد جنبش هر چه زودتر اقدام به تشکیل شوراها و کمیته های مردمی مستقل کنیم . هیچ جنبش مردمی و انقلابی در طی تاریخ بدون استخوانبندی و ستون فقرات شوراهای مردمی به پیروزی نرسیده است .

جنبش مقدس ملت ایران هنوز بسیار جوان است و زود است انتظار دویدن از کودکی که تازه دوهفته است به دنیا آمده . ولی در همین مدت کوتاه جنبش بسیار رشد کرده و مردم در خیابانها هم تکنیکهای جدید مبارزه را فرا گرفته اند و هم به تدریج به شرایط سخت یک جنبش کودتا عادت میکنند. واقعیت این است که اکنون ترس مردم و به خصوص نیروهای فعال ضد کودتا وجوانان از سرکوب و چماق ریخته است . اکنون باید هدف اصلی رهبران مستقل مردمی ، که به سرعت از درون جنبش سر بر می آورند، برقرار کردن ارتباط با دیگر رهبران و نمایندگان مستقل باشد . ، جنبش بدون رهبری و اتحاد سرانجامی جز شکست نخواهد داشت . بدون شوراهای مستقل جنبش مانند غولی است بدون سر و بدون مغز که هر چند قوی ولی نیروی عظیم آن هدر خواهد رفت . بدون رهبری و هدایت شوراها شور عظیم توده مردم در پروژه های محلی بی هدف تحلیل میرود . در یک کلام شوراها آن اسکلتی است که عضلات قوی انقلاب به دور آن آویخته و مغزی است که بدن انقلاب به هدایت آن به پیروزی میرسد .

به خصوص در شرایط خاص این جنبش ، که رهبری ناتوان و عاجز و ترسان است از هزینه کردن و به خیابان کشاندن مردم برای تظاهرات و اعتصابات ، و مذاکرات پشت پرده را بر تکیه بر جنبش مردمی ترجیح میدهد ، ما باید شوراهای مستقل را هرچه زودتر تشکیل و گسترش دهیم . رهبران باید با یکدیگر متحد شوند و به سرعت شوراهای رهبری جنبش را تشکیل دهند . شوراها باید در سطح محلات مختلف شهر و در محلهای کار و هرجا که مردم به دلیلی گرد هم آمد ه اند ایجاد شوند . رهبران نمادین شوراها البته موسوی و کروبی هستند و هدف فعلی شوراها بسیار روشن است تا مردم سرگردان و حیران نباشند .باید به خاطر داشت که هیچ جنبشی بدون یک هدف مشخص روشن به نتیجه نمیرسد . هدف فعلی ما خیلی ساده و روشن است : » ابطال انتخابات و برگزاری یک انتخابات سالم قانونی با نظارت بین المللی » . باید در لحظه فعلی مردم ایران را به دور این پرچم گرد آورد . در زمان نبرد تبریز در انقلاب مشروطه نیز هدف بسیار روشن بود : سرنگونی محمد علیشاه و برقراری دوباره مجلس شورای ملی. در انقلاب سال 57 هدف سقوط شاه بود ، بسیار ساده و روشن و بسیار آسان برای اتحاد مردم به دور پرچم انقلاب . اکنون هم هدف ابطال انتخابات خواهد بود . لااقل در لحظه کنونی و تار سیدن به آن هدف هیچ مقصد دیگری را نباید فراروی جنبش قرار داد و مردم را سردرگم کرد. وقت بسیار داریم پس از احراز آن هدف تا به افقهای دوردست تر نیز بنگریم ولی باید بدانیم که رهبری فعلی جنبش ظرفیتی بیش از این ندارد و در صورت اتخاذ هدفهای رادیکالتر عقب خواهد کشید و جنبش را بدون نماد و سمبل خواهد گذاشت .

وقتی هدف مشخص شد اتخاذ تاکتیکها و روشهای مبارزه آسان است . در واقع هم اکنون مردم مبارز و دلیر ما این تاکتیکها را در خیابانها و به صور ت عملی آموخته اند و هر روز روشهای جدیدتری نیز به لیست روشهای مبارزه می افزایند . توده عظیم مردم ، وقتی همه مغزهایشان را روی هم بگذارند کم از یک نابغه ندارند که هر لحظه روشهای بهتر مبارزه را می آموزد و خلق میکند . همینجا چند تکنیک را که ما خود از جنبش فعلی ، انقلاب 57 و سایر جنبشهای مردمی فرا گرفته ایم ذکر میکنیم :

–             جنبش باید آماده خون دادن و هزنیه کردن باشد . انقلاب یک بازی بی خطر نیست . هیچ انقلابی بدون فداکاری و خون دادن به پیروزی نرسیده است . بر خلاف موسوی و کروبی که میخواهند خون از دماغ کسی نریزد باید به مردم حقیقت را گفت و آنان را برای خون دادن و فداکاری آماده کرد . خوشبختانه ملت دلیر ایران بارها در طی تاریخ ثابت کرده اند که آمادگی فداکاریهای عظیم برای پیروزی انقلاب را دارند . از تبریز زمان ستارخان گرفته تا انقلاب سال 57 مردم ایران هیچگاه از قربانی دادن برای پیروزی انقلاب نهراسیده اند . البته شوراهای مردمی سعی خواهند کرد این هزینه حداقل باشد و تکنیکهایی را اتخاذ خواهند کرد که کمترین آسیب به نیروهای مردمی وارد شود ولی در عین حال باید واقعیت را به مردم گفت که این یک کارناوال شهری نیست بلکه یک انقلاب است و همه باید آماده فداکاری باشند .نباید گذاشت ترسوهایی که با دیدن جاری شدن خون از دماغ کسی دستور بازگشت به خانه ها را میدهند رهبری جنبش را در دست گیرند

–                تظاهرات خیابانی موضعی فرسایشی . در این مورد میتوان به سخنان سازگارا و دیگران استناد کرد که تاکتیکهای تظاهرت خیابانی را به خوبی توضیح داده اند . رهبرای فعلی جنبش ، موسوی و کروبی ، به دلیلی که ما نمیدانیم جرات کشاندن مردم به خیابانها را ندارند . ولی هیچ انقلابی فقط با شعار از پشت بامها به پیروزی نرسیده است . باید مردم ، با آمادگی برای قربانی دادن ، به خیابانها بیایند تا کودتا شکست بخورد . اگر به شعار بر پشت بامها اکتفا کنیم جنبش به تدریج سرد میشود و میمیرد . انقلاب فقط با به خیابان کشاندن  مردم است که زنده میماند و رشد میکند. مانند انقلاب سال 57 تظاهرات باید فرسایشی باشد و روزها و روزها ادامه یابد تا نیروی نظامی و سرکوبگر رژیم به تدریج فروپاشد . هیچ جای دنیا یک نیروی سرکوبگر و یک کودتا با یکی دو روز تظاهرات مسالمت آمیز سقوط نکرده است ، باید تظاهرات را ادامه داد . برای کاستن از هزینه ، تظاهرات باید سریع ، موضعی و متحرک باشد . رهبران جنبش و شوراها باید برنامه ریزی هر روزه داشته باشند و طرفداران خود را هدایت کنند که هر روز در کجا های شهرگرد آیند . به محض فرارسیدن نیروهای سرکوب تظاهرات باید متفرق شود و همجون جیوه مواج در نقطه دیگری از شهر فرم بگیرد . به علت حمایت مردم از تظاهر کنندگان هر گروه کوچک تظاهر کننده میتوانند به سرعت تظاهرات موضعی را گسترش دهند و آنرا تبدیل به یک تظاهرات عظیم کنند و سپس با فرارسیدن نیروهای سرکوبگر مردم را متفرق کرده و خود به سرعت در میان جمعیت حل شده و از جای دیگر سر در آورند . از مردم باید خواست با شعار دادن و بوق زدن و سایر روشها از هسته های تظاهر کننده حمایت کنند . محلهای تظاهرات باید نقاط مرکزی و حساس شهر ، میادین مهم ، در برابر ساختمانهای مهم دولتی ومردمی و غیره باشد . کودتاچیان از هیچ چیز بیش از تظاهرات مداوم نمیترسند و نیروهای انتظامی آنان سرانجام سرسام گرفته و خسته شده و از هم خواهد پاشید .

–               ارتباط با مردم . شوراها بدون ارتباط با مردم دوام نخواهند داشت . مغز بدون شبکه اعصابی که رابط بین بدن و مغز است نمیتواند بدنه جنبش را هدایت کند . تکنولوژی مدرن روشهای بسیار نیرومندی برای گسترش سریع ارتباطات فراهم آورده ولی فراموش نکنیم که همه مردم ، توده مردم ، هنوز به اینترنت و حتی تلفنهای موبایل دسترسی ندارند . روشهای موثر و امتحان پس داده انقلابهای سابق را از یاد نبریم . شبنامه ها و بیانیه های کوتاه چاپی که به حجم زیاد بین مردم تو زیع میشود باید یکی از روشهای اساسی ارتباط با مردم باشد . نقش دیوار نوشته ها را نیز از یاد نبریم . دیوارها را با شعارهای ضد کودتا باید پوشاند . یادمان نرود مبارزه فرساینده و خنده دار نیروهای شاه را با شعار های دیواری و شعار » ننگ با رنگ پاک نمیشود» . به جای تلوزیون ماهواره به فکر رادیوهای موج کوتاه باشیم حتی رادیوهایی که از داخل کشور با مردم تماس بگیرند . گروههای آکسیون تظاهرات و اعتصابات را باید تا حد امکان به وسائل مخابراتی مستقل از شبکه های مخابراتی دولتی مجهز کنیم .

–           هر جنبش مردمی در کنار فداکاریها ی داوطلبانه مردم احتیاج به صرف هزینه های مالی دارد . چاپ شبنامه ها ، برقراری ارتباطات ، نقل و انتقال رزمندگان ، همه و همه به پول احتیاج دارند و شوراهای مردمی باید خیلی سریع بیاموزند چگونه کمکهای مالی توده ها را سامان دهند . شوراها باید بهترین روشها برای دریافت کمکهای مالی و هزینه آن را مورد استفاده قرار دهند .

–             تحصن های توده ای و تحصنهای نخبگان . یکی از روشهای موفق انقلاب مشروطه و انقلاب سال 57 اتخاذ تاکتیک تحصنهای توده ای و تحصنهای نخبگان در مکانهایی بود که حکومتهای زور و سرکوب جرئت حمله به آن مکانها را نداشتند . شوراها باید مکانهایی برای تحصنها را فراهم کنند . تحصنها توان جنبش را بسیار بالا میبرند چون تبدیل به مراکز اعصاب و تصمیم گیری جنبش میشوند و شوراهای مرکزی جنبش را به وجود می آورند . تشکل مردم برای حمایت از تحصنها نطفه های نیروهای دفاعی مستقل مردم بر علیه نیروهای کودتا را فراهم می آورد . تحصنها مکان تبادل نظرات نخبگان ، تصمیم گیریها ، و خبر گیری مردم از قدمهای بعدی جنبش خواهند بود .

–            تشکیل آرام نیروهای مقاومت و دفاع مردمی . چون سرانجام زمان رودررویی اساسی فرا خواهد رسید . همه دیکتاتوریها و کودتاهایی که گرفتار مبارزات مردمی شده اند سرانجا م در یک رعشه نهایی سعی خواهند کرد جنبش را در خون غرق کنند . وقتی آن لحظه فرا رسید ، نیروهای دفاعی خلقی که در کوره مبارزات خیابانی و دفاع از تظاهرات مسالمت آمیز مردم آبدیده شده و تجربه آموخته به میدان خواهد آمد و در کنار مردم خون را با خون پاسخ خواهد داد و از قتل عام عمومی جلوگیری خواهد کرد .

–            و سرانجام اعتصاب و اعتصاب و اعتصاب که پیروزی جنبش ضد کودتا بدون آن سخت خواهد بود . راه انداختن و شروع کردن اعتصاب آسان نیست و روزها و هفته ها و شاید ماهها وقت بگیرد ولی آن هنگام که سرانجام کمیته های اعتصاب در ادارات و کارخانجات بزرگتر شکل بگیرند دیگر باید فاتحه دولت کودتا را خواند چون اعتصاب کنترل ارگانهای اجرایی و تولیدی را از دست دولت به در آورده و در اختیار کمیته ها و شوراهای اعتصابی و از آن طریق در اختبیار رهبری جنبش قرار خواهد داد .

–             یاری گرفتن از جناحهای مخالف حکومت که هنوز در بدنه حکومت جای دارند و اخراج نشده اند . کودتای فعلی در ایران با این ضعف عمده روبروست که بخش قابل توجهی از حکومتگران با رهبر کودتا مخالفند و از او دل خوشی ندارند . وقتی رضایی آشکارا گفته است که احمدی نژاد کشور را به لبه پرتگاه سقوط کشانده است آشکار است که مخالفت با او درون حکومتگران بسیار وسیع است . باید از این شکاف استفاده کرد و با تماس با جناحهای مخالف با احمدی نژاد از آنان خواست هرچه وسیعتر در جنبش ضد کودتا شرکت کنند .

در انتها بگوییم که مردم ایران دو گزینه پیش روی دارند . یا شکست کودتا و ابطال انتخابات و برگزاری انتخاباتی آزاد و یا فاجعه ای تلخ با ادامه حکومت ناپلئون کوتوله کودتای 22 خرداد . این ناپلئون که اکنون انتقامجو و خشمگین نیز شده است کشور را بی تردید به سوی نابودی سوق خواهد داد . این ناپلئون دیگر از قدرت جدا نخواهد شد و اگر بر جنبش مردمی فعلی پیروز شود با حمایت نیروهای ارتشی که حامی اصلی او هستند حکومت خود را دائمی کرده و همچون استالین و هیتلر فاجعه ای تاریخی برای ملت ایران به ارمغان خواهد آورد .

یادآوری مجدد به ملت ایران : اعتصاب ضد کودتای 15و16 و 17 تیر و تظاهرات 18تیر را فراموش نکنیم

ژوئیه 4, 2009

در این مقطع بسیار مهم در جنبش ضد کودتا باید هر طور شده اعتصاب و تظاهرات برنامه ریزی شده را انجام دهیم . نمیگوییم کامل باشد ، نمیگوییم همه به صورت قاطع شرکت کنند ولی تا آنجا که از دستتان بر می آید در این اعتصاب و در این تظاهرات شرکت کنید تا به دولت کودتا و جهانیان نشان دهید که ایرانیان تسلیم نشده اند . موسوی و کروبی نمیتوانند و در موقعیتی نیستند که مستقیما دستور به اعتصاب و تظاهرات دهند ولی با بیانیه های خود به صورت غیر مستقیم از هرگونه ابتکار خلقی برای اعتراض حمایت کرده اند و این یعنی مهر تایید آنان بر اعتصاب و تظاهرات .

مردم شجاع ایران ، هسته ها و کمیته ها و شوراهای مستقل و مخفی اعتصاب و تظاهرات را هر چه زودتر تشکیل دهید و از طریق این شوراها جنبش را ادامه دهید . ما به رهبران مستقلی نیاز داریم که از درون این هسته ها و شوراها متولد خواهند شد و جنبش را به مرحله بعدی رهنمایی خواهند کرد .

پیشنهاد مبارزه از طریق ارسال نامه های سبز

ژوئیه 4, 2009

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/article/2009/july/04//-71533846de.html

18تير در پيش است‏، دعوت به عمل مشترک، جمعی از دانشجويان داخل کشور‏

ژوئیه 3, 2009

آزاده ايرانی
‏«اگر با مسببين جنايت کوی دانشگاه در ۱۸ تير ۱۳۷۸ به گونه‌ای مناسب و‏‎ ‎قانونی برخورد می‌شد، امروز شاهد تکرار ‏آن فجايع در ابعادی وسيع‌تر و‎ ‎وارونه جلوه دادن واقعيت‌ها به گونه‌ای جسورانه‌تر نبوديم‎.‎‏» ‏
ميرحسين موسوی، بيانيه شماره ۸، پنج‌شنبه ۴ تير ۱۳۸۸‏

آنچه در هفته‌های پس از انتخابات ۲۲ خرداد گذشت، خون‌هايی که بر زمين ريختند، و جان‌های پاکی که به زندان و ‏زير شکنجه بردند، هرگز از خاطر ما پاک نخواهند شد. اين جنايت‌ها خود بزرگ‌ترين دليل بر دروغ‌گويی حاکمانی ‏است که، با دزديدن رای مردم، می‌خواستند برای جهانيان نمايشی از مشروعيت و قدرت خود برپا کنند. حيله‌های ‏دروغ‌گويان اما هميشه کارگر نيست.‏

ده سال پيش، جنايتی به وقوع پيوست که به درستی می‌توان آن را سرآغاز همه جنايت‌های امروز ناميد. حمله ‏لباس‌شخصی‌ها و نيروی انتظامی به خوابگاه دانشجويان در ۱۸ تير ۱۳۷۸ نخستين يورش آشکار و قدرت‌نمايی ‏جنايت‌بار در برابر خواست‌های قانونی مردم پس از آغاز دوران اصلاحات بود. جانيانی که پيش از آن نويسندگان و ‏روشنفکران را در خفا به قتل رسانده بودند تا ترس افکنند، اين‌بار درصدد برآمدند تا دهشت‌افکنی خود را با يورش ‏وحشيانه به خوابگاه دانشجويان تکميل کنند. دانشجويانی که تنها به بسته شدن غير قانونی روزنامه سلام اعتراض ‏کرده بودند.‏
به راستی اگر آن روزها برخوردی جدی با يورش‌گران صورت می‌گرفت، امروز شاهد کودتا و جنايت‌های خون‌بار ‏پس از آن نبوديم.‏
روز ۱۸ تير را بايد به روز فرياد عليه کودتاگران و جنايت‌کاران تبديل کنيم. تا آن روز مسلماً برنامه‌های مردمی ‏فراوانی پيش‌نهاد خواهد شد، و اميدواريم موسوی هم در شرايطی باشد که بتواند در حرکت اعتراضی مردم حاضر ‏شود. بر ما است که به همه در پيش بودن روز ۱۸ تير را يادآوری کنيم، برای سازمان دادن اعتراضات آمادگی خود ‏را حفظ کنيم، و خلاقيت خود را برای پيوسته نگاه داشتن صدای آزادی‌خواهی و قانون‌طلبی تا آن روز و پس از آن ‏به کار گيريم.‏
در هر کجای ايران باشيد، حتی اگر نتوانيد به برنامه‌های اعلام شده بپيونديد، کم‌ترين کاری که می‌توانيد در روز ۱۸ ‏تير بکنيد اين است که از ساعت ۷ تا ۸ عصر به همراه خانواده‌تان به خيابان‌ها و ميدان‌های نزديک به محل خود ‏بياييد، از نمادهای عزاداری استفاده کنيد، و با سلام کردن به ديگر شهروندانی که به اعتراض بيرون آمده‌اند، ‏همبستگی خود را نشان دهيد.‏

به اميد پيروزی بر ديکتاتوری

چگونه می توان به شکل قانونی رهبر نظام را تغيير داد؟ پيمان روشن ضمير

ژوئیه 3, 2009

مقدمه
بعد از انتخابات رياست جمهوری و اعتراض اصلاح طلبان نسبت به تقلب در انتخابات و مخالفت آيت الله خامنه ای با خواست معترضين ، انتقادات رسمی و غير رسمی بسياری از سوی اصلاح طلبان در مورد آيت الله خامنه ای شنيده شد . از طرفی همين اصلاح طلبان همچنان بر پای بندی خود به نظام جمهوری اسلامی تاکيد می کنند و دغدغه فعلی خود را حفظ جمهوريت نظام می دانند . اصلاح طلبان در حال حاضر خود را پيروز انتخابات و اکثريت ملت را حامی خود می دانند .
اين مقاله به همين بهانه به اين مسئله می پردازد که اگر زمانی اکثريت مردم خواهان تغيير آيت الله خامنه ای از سمت رهبری نظام جمهوری اسلامی بودند به چه طريق قانونی در چارچوب نظام جمهوری اسلامی می توانند اين خواست خود را مطرح و اعمال کنند . مسلم اينکه تا زمانی که راه های قانونی آزمايش نشده است ، دست زدن به هر تلاش ديگری برای اعمال نظر ملت منطقی و صحيح نيست .

*** (more…)

انقلاب ایران، تازه آغاز شده است

ژوئیه 3, 2009

به نقل از روزنامه دی ولت 28 ژوئن :

جنبش اعتراضی مردم ایران هر روز در رسانه‌های آلمانی انعکاس می‌یابد و کارشناسان و روزنامه‌نگاران از زوایای گوناگون به بررسی آن می‌نشینند. کلمنس ورگین، در روزنامه‌ی «دی‌‌ولت» روز 28 ژوئن مقاله‌ای به چاپ رسانده است که ترجمه‌ی آن در زیر می‌آید.

کلمنس ورگین اعتقاد دارد که نباید جنبش دمکراتیک را رونویسی کرد. شرایط سقوط به هرحال فراهم شده است، اما ممکن است طول بکشد.

(more…)

تیر اندازی به مردم در مقابل مرکز پلیس تهران

ژوئیه 3, 2009

http://www.vidoosh.tv/play.php?vid=4872

مسیرهای پیشنهادی راهپیمایی 18 تیر یزد به مقصد میدان میرچخماق

ژوئیه 3, 2009

http://sarbazemihan.wordpress.com/2009/07/03/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-18-%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%DB%8C%D8%B2%D8%AF-%D8%A8%D9%87/

– چهارراه یزدباف – چهارراه فرهنگیان – میدان بعثت – میدان امیرچخماق
2- نصر آباد – چهارراه دولت آباد – میدان بعثت – میدان امیرچخماق
3- میدان باغ ملی – میدان بهشتی – میدان امیرچخماق
4- میدان خاتمی – خیابان مهدی – خیابان امام – میدان امیرچخماق
5- میدان مارکار – بلوار بسیج – خیابان سلمان فارسی – میدان امیرچخماق

جانشین نماینده خامنه ای در سپاه پاسداران ضمن حمله شدید به رفسنجانی: تنها بهزاد نبوي از اعتراف خودداري كرده

ژوئیه 2, 2009

خبرگزاري فارس
جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه گفت: دانشگاه‌هاي آزاد‌ به ستادهاي ‌ميرحسين موسوي مبدل شده بودند.

به گزارش خبرگزاري فارس، حجت‌الاسلام مجتبي ذالنور ظهر امروز در همايش روحانيان استان زنجان با بيان اينكه كميته صيانت از آرا حامي اصلي اغتشاشگران است و برنامه‌ريزي‌هاي معاندانه در آنجا تصميم‌گيري مي‌شد، اظهار داشت: اين كميته كه شامل هاشمي رفسنجاني، مهدي كروبي، محمد خاتمي و مير‌حسن موسوي بود، حامي اصلي اغتشاشات اخير تهران و برخي شهرهاي كشور بودند.
وي با انتقاد شديد از اعضاي اين كميته گفت: هاشمي رفسنجاني با حمايت‌هايي كه از ميرحسن موسوي انجام مي‌داد، سنگ تمام گذاشته بود.
جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي همچنين اضافه كرد: تمام دانشگاه‌هاي آزاد كشور به ستادهاي بي‌نام مسير حسين موسوي مبدل شده بودند و پاي جبهه دوم خردادي‌ها نيز براي تخريب دولت احمدي‌نژاد به دانشگاه آزاد باز شده بود.
ذالنور با اشاره به سفارشات 200 هزار مانتوي فيروزه‌اي در انتخابات دهم رياست جهموري توسط فائزه هاشمي و پخش آن در بين مردم گفت: اين سفارشات توسط دختر هاشمي رفسنجاني و با هزينه 4 ميليارد تومان انجام شد.
وي در انتقادي ديگر از هاشمي رفسنجاني افزود: نامه سرگشاده وي به مقام معظم رهبري نشان از دور زدن قانون، استيضاح سياسي رهبر و دخالت در امر رهبري بود.
جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اظهار داشت: هاشمي رفسنجاني با پرسيدن اين سئوال در مقابل چندين دوربين و خبرنگار داخلي و خارجي كه كد انتخاباتي مير‌حسن موسوي چند است، حمايت‌هاي خود را از اين كانديدا اعلام مي‌كرد.
ذالنور مطرح شدن مباحثي از قبيل شوراي فقهي و شوراي رهبري را از ديگر برنامه‌هاي شوم مقابله با ولايت فقيه و مقام معظم رهبري عنوان كرد و افزود: اين مباحث نشان از مخالفت اين عده با ولايت فقيه و مقام معظم رهبري بود كه به ياري خدا در حوزه بررسي و نقض شد.
وي به اعترافات بسياري از دستگيرشدگان اغتشاشات اخير اشاره كرد و گفت: تنها، بهزاد نبوي از اعتراف خودداري كرده و به گفته خود، چريك بوده و تا سقوط ولايت فقيه تلاش خواهد كرد.
جانشين نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با ابراز تاسف از برخي كانديداها و حاميانشان گفت: بعد از گذشت 30 سال از عمر انقلاب اسلامي ايران و برگزاري 10 دوره انتخابات رياست جمهوري، اين دوره تنها دوره‌اي بود كه بهائيان ستاد حمايت از موسوي را تشكيل داده بودند.
ذالنور همچنين از محسن رضايي نيز به عنوان كسي كه به دستور هاشمي رفسنجاني به گود انتخابات آمده بود، نام برد و گفت: وي را با كمك مالي 5 ميليارد توماني محمد هاشمي، برادر هاشمي رفسنجاني به انتخابات فرستادند تا آراي احمدي‌نژاد را كم كنند.

آقای موسوی ترا به خدا اگر نجنبید به سرنوشت بنی صدر دچار خواهید شد

ژوئیه 2, 2009

آقای موسوی اگر نجنبید به سرنوشت بنی صدردچار خواهید شد . شما گفته اید دولت کودتا را قبول ندارید و این دولت مشروعیت قانونی ندارد . آیا میدانید بنی صدر هم همین را میگوید و مشروعیت همه دولتهای بعد از خودش را قبول ندارد و هنوز خود را رییس جمهور قانونی ایران میداند؟ ولی که به حرفش گوش میدهد؟ آقای موسوی وقت اقدام اکنون است . اگر دست به دست کنید و بخواهید هنوز از کانالهای قانونی به اعتراض خود ادامه دهید به زودی شما هم از پاریس همان را خواهید گفت که بنی صدر میگوید ولی چه سود ؟ جنبش اکنون ملیونی است و هنوز توان سرنگونی کودتا را دارد ولی اگر چند هفته بگذرد مردم دلسرد میشوند و به خانه هایشان بر میگردند . مردم را باید با تظاهرات و اعتصابات داغ و آماده عمل نگاه داشت .  اگر آنان ببینند شما ساکتید و کاری نمیکنید چه انتظاری از آنان دارید که همچنان  آماده حرکت و گوش به فرمان شما باشند ؟ فکر نکنید که فعلا همه راههای قانونی را خواهید آزمود و آنگاه که کار از کار گذشت و به سراغتان آمدند تا به زندانتان بیندازند آنگاه میتوانید دستور تظاهرات دهید و باز همان تعداد مردم به خیابان می آیند که هفته های پیش آمدند . زهی خیال باطل . کودتاچیان خیلی وقت دارند و زمان به نفعشان کار میکند چون شما مردم را به آرامش دعوت می کنید . این شما هستید که فرصتی تاریخی را از دست مینهید . ترا به خدا دستور اعتصاب یا تظاهرات صادر کنید وگرنه فرصت از دست خواهد رفت . بگذارید مردم کاری کنند .

«دوراندیش»

محسن سازگارا : ویدئوی سخنان چهارشنبه دهم تیر در باره اعتصاب 15، 16 و 17 تیر

ژوئیه 1, 2009

آخرین خبر : یک نفر از مسئولان شرکت نفت به جرم توطئه برای آغاز اعتصاب در شرکت نفت دستگیر شد

ژوئیه 1, 2009

این خبر که در چند خبرگزاری دولت کودتا درج شده نشان از وحشت شدید کودتاچیان از شروع اعتصاب دارد . پاشنه آشیل دولت کودتا اعتصابهای سراسری است و خودشان خوب میدانند که در صورتی که کار به آنجا بکشد همچون شاه باید رخت سفر کشند و ایران را برای همیشه ترک گویند .

خانه موسوی در محاصره نیروهای انتظامی و امنیتی

ژوئیه 1, 2009

به نقل از «روز انلاین «

پس از انتشار بیانیه های میر حسین موسوی و مهدی کروبی در مورد لزوم ابطال انتخابات و ادامه اعتراض ها تا رسیدن به نتیحه، محل زندگی میرحسین موسوی در خیابان پاستور، بیش از قبل و عملا تحت محاصره قرار گرفته است. البته رفت و آمدها به خانه موسوی ادامه دارد ولی هر کس وارد خانه می شود این احتمال را می دهد که بعد از خروج، دستگیر شود. یکی از استادانی که هفته گذشته پس از دیدار با موسوی بازداشت شد، به روز می گوید: «وقتی همه ما را سوار اتوبوس کردند چند مامور نیروی انتظامی اعتراض کردند. آنها به ماموران وزارت اطلاعات گفتند اینجا حوزه کاری ما است و شما حق دخالت ندارید. اما نیروهای اطلاعاتی معتقد بودند به وظیفه خود عمل کرده اند و این مساله ربطی به نیروی انتظامی ندارد. بالاخره درگیری لفظی بین ماموران بالا گرفت. پلیس مخالف بازداشت ما بود و وزارت اطلاعات مصمم به بازداشت. در نهایت یک مقام امنیتی از طریق بی سیم یا تلفن همراه از نیروی انتظامی خواست مانع بازداشت ما نشود».

این استاد دانشگاه ادامه می دهد: «بعد مارا به محل نامعلومی بردند و در انجا ساعت ها در مورد ضد انقلاب بودن موسوی و خط گرفتن او از خارجی ها حرف زدند. بعد از مدتی هم لابد فکر کردند ما ارشاد شده ایم، برای همین اقدام به آزادی ما کردند.»

دم خرو س – صندوقهای رای در بازدید امام جمعه و استاندار شیراز از کتابخانه

ژوئیه 1, 2009
دم خروس صندوقهای رای

دم خروس صندوقهای رای

یکی از بهترین روشهای مبارزه – تظاهرات هفتگی و مداوم مادران زندانیان و شهدا

ژوئیه 1, 2009

سایت تغییر برای برابری: بنابر این بیانیه سوگواری خاموش و آرام مادران عزادار، عصر شنبه ششم تیرماه 88 در پارک لاله تهران، متاسفانه با هتک حرمت ، ضرب و شتم و دستگیری تعدادی از مادران و زنان جوان توسط نیروهای انتظامی و نظامی روبرو شد.
به رغم مما نعت نیروهای پلیس از ورود زنان به پارک لاله و متفرق کردن افراد در پارک، بالغ بر 500 تن از مادران توانستند در گوشه و کنار پارک بنشینند و سوگوار فرزندانی شوند که در راهپیمایی های مسالمت آمیز و اعتراضی پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کرده و شهید شده بودند.

در این بیانیه آمده است: «پیرو فراخوان اولیه مادران عزادار ما تا پایان دادن به خشونت ها و آزادی کلیه زندانیانی که برای اعتراض به تقلب های انتخاباتی دستگیر شده اند به ویژه مادران دستگیر شده در پارک لاله و مجازات قاتلان فرزندان مان شنبه های هر هفته از ساعت7 تا 8 بعدازظهر در پارک لاله و دیگر پارک ها به سوگ می نشینیم .»
پارک لاله – بلوار کشاورز، نبش کارگر، پارک اندیشه – شریعتی نرسیده به پل سیدخندان، پارک ملت – خیابان ولی عصر و پارک گفتگو- گیشا از دیگر امکانی هستند که از سوی مادران عزادار برای سوگواری اعلام شده‌اند.

(more…)

مبارزات در شهرستانها – اعتکاف در شرایط فعلی بی خطرتر است

ژوئیه 1, 2009

در شرایط فعلی در شهرستانهای کوچکتر که به علت شناخته بودن همگان بر همگان مبارزه به آسانی شهرهای بزرگ نیست میتوان تظاهرات و اعتصاب 15، 16 و 17 تیر را به صورت اعتکاف مذهبی برگزار کرد . در جریان اعتکاف گروهها و افراد مبارز با هم آشنا شده و پیوندها ی جدی و محکمی برای ادامه تظاهرات ، اعتصابات و اعتراضات برقرار خواهد شد .

ویدئوی سخنان وزیر اطلاعات در تلوزیون در مورد خیانت موسوی د

ژوئیه 1, 2009

http://irannegah.com/Video.aspx?id=1262

15، 16 ، 17 تیرماه اعتصاب عمومی در سراسر ایران برای سرنگونی دولت غیرقانونی کودتا

ژوئیه 1, 2009

با هماهنگی با یکدیگر اولین اعتصاب عمومی سراسری بر علیه کودتای احمدی نژاد/خامنه ای را آغاز کنیم . دوشنبه ، سه شنیه و چهارشنبه  15، 16 و 17 تیرماه در سراسر ایران اعتصا ب خواهیم کرد تا کمر کودتاگران را بشکنیم . برادران و خواهران ، در هر کجا که هستید ، در ادارات دولتی و غیر دولتی ، در بازارها ، کارگاهها و کارخانه ها کمیته های اعتصاب عمومی مردمی را تشکیل دهید و در اعتصاب برای نجات ایران شرکت کنید .     «دوراندیش»

محسن سازگارا: روشهای مبارزه خلقی در برابر رژیم کودتا – سخنان 9 تیر

ژوئیه 1, 2009

راهکارهای محسن سازگارا درگفتگوی روزانه سه شنبه ۹تیر ۱۳۸۸نویسنده : سارا شادان – ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸۸

دوستانی که تمایل به پیگیری این سلسله برنامه ها دارند میتوانند با ذخیره کردن این آدرس در مرورگرشان به صورت مرتب از این برنامه ها استفاده کنند .http://www.youtube.com/adminsazegara .از دوستان وبلاگ نویس که به این شیوه اطلاع رسانی اعتقاد دارند خواهش مندم روزانه این ویدیو ها را در وبلاگ ها و وبسایت هایشان قرار بدهند تا بیش از پیش مورد بازدید قرار بگیرد .از دوستان دیگر هم خواهش میکنم لینک این ویدیو را از طریق ایمیل منتشر کنند .

سلامامروز سه‌شنبه ۹ تیر ۱۳۸۸و ۳۰ ژوئن ۲۰۰۹ میلادیدومین روزیست که از این امکان نسبتاً حرفه‌ای تری که دوستان آمریکایی ما (چند تا از بچه‌هایی که یک مؤسسهٔ خیلی کوچیکی دارند) در اختیارمون گذاشتند، داریم استفاده می‌کنیم. امیدوارم که صدا بهتر شده باشه.من ابتدا از بین سؤالاتی که اومده یک سؤال رو جواب بدم. از من پرسیده بودند که اگر تظاهرات بلیتز (Blitz)، تظاهرات برق‌آسا، پنج دقیقه جمع بشیم و پراکنده بشیم، به‌خصوص توی مترو این خطر هست که دوربین داره و قیافه ها شناخته می‌شه؛ چیکار باید کرد؟ مترو از این حیث مشکل داره. چند تا راه‌حل برای این هست. یکی این‌که کافیست هر ایستگاهی رو می‌خواهید انتخاب بکنید، یک روز قبلش نگاه بکنید دوربین‌ها کجاست و سعی کنید جاهایی بایستید که دوربین نباشه. راه‌حل دوم این است که اگر خطری نداشته باشه، خیلی ساده با یک اسپری می‌شه یک رنگ روش بپاشی، جلوی دوربین رو مسدود کنی و از کار بندازیش. البته ساده‌ترینش این هست که از این ماسک‌های که برای آلودگی و جلوگیری از سرماخوردگی و … همه می‌زنند، توی جیب بچه‌هایی که می‌خوان این کار رو بکنند باشه؛ در لحظه‌ای که می‌خوان تظاهرات رو شروع بکنند، این ماسک رو روی صورتشون بزنند؛ در نتیجه فقط چشمشون معلومه و به فرض هم که دوربین مترو بگیره، شناسایی نمی‌شند. راه‌های دیگه هم هست، مثل یک روسری یا دستمال سبز و امثالهم و من مطمئنم که خود شما خیلی راه‌حل‌های بهتری رو پیدا می‌کنید.ضمناً تمام مزیت این تظاهرات برق‌آسا در چند نقطه این است که اون گروه و کمیته‌ای که این کار رو انجام می‌ده از همون مترو باید استفاده بکنه، جابجا بشه در سطح شهر، برای این‌که نیروهای سرکوب‌گر نمی‌تونن از طریق مترو جابجا بشند؛ اونها باید با ماشین و موتور و اینها در سطح ترافیک جابجا بشند. گروه بره یک نقطهٔ دیگه این کار رو بکنه. اگرهم بیاد بیرون از مترو اونجا تظاهراتش رو بکنه برگرده توی مترو، با مترو بره به جای دیگه و این تحرک هست که خیلی مهمه؛ برای این‌که این تحرک در سطح تهران و شهرستان‌ها می‌تواند که نیروهای سرکوب‌گر و نیروهای کودتاچی‌رو کاملاً فرسایش بده. اونها برای این‌که تعدادشون کمه، تعدادشون قطعاً یک‌پنجاهم و یک‌صدم شما هم نیست، فقط با ایجاد رعب و وحشت می‌خوان که ساکت بکنند و وقتی ناچار بشند دائماً جابجا شند، دائماً از این سر شهر برند اون سر شهر، از این شهر برند به اون شهر، مطمئن باشید فرسایش پیدا می‌کنند؛ به‌خصوص این‌که اگر دستشون به شما نرسه و مردم هم با تشویق شما و با هو کردن اونها و یا با ادامهٔ شعار، روحیه‌شون رو ضعیف بکنن.اما برگردیم به اعتصاب. نقطهٔ کلیدی که دوشنبه، سه‌شنبه، چهارشنبهٔ آینده برای اعتصاب عمومی در نظر گرفته شده. دوشنبه، خودش تولد حضرت علی هست و تعطیله. بنابراین به تعطیلی کمک می‌کنه. اما سه‌شنبه و چهارشنبه، بسیار بسیار واجبه که همه بهش بپیوندند. اصولاً کودتا و کودتاچی‌ها وقتی دستشون بالا می‌ره و تسلیم می‌شن که در کشور اعتصاب بشه و فلج بکنه؛ اعتصابات وقتی به کارخانجات برسه، به تولید کشور برسه، نقطهٔ پایانی نزدیک می‌شه. به نظر من این تمرین سه روزهٔ اعتصاب، هوشیاری رهبری جنبش رو هم نشون می‌ده که حادثه‌ای رو انتخاب کرده مثل اعتکاف و این رو وصل کرده به اعتصاب. در واقع به قول معروف یک آکسیون باخت-باخت جلوی پای حکومت گذاشته؛ چون حکومت اگر اعتکاف رو پس بگیره باخته، یک کار خلاف دین کرده، مشتش وا می‌شه و اگر اعتکاف رو رها کنه، باید تن به اعتصاب بده بازهم باخته. نشون می‌ده رهبری جنبش بسیار عاقلانه کار می‌کنه و مناسبت‌ها رو خیلی به‌موقع و درست انتخاب می‌کنه. ضمناً برای اونهایی هم که اعتقادات دینی دارند، فضای خوبی هست که با دعا و نیایش به جنبش کمک بکنند.اما راجع به کمیته‌های اعتصاب؛ اونهایی که فعالند، حاضرند وقت وقت بگذارند، از خودشون مایه بگذارند، مخفیانه بدون این‌که حکومت بفهمه، دو سه نفر در کارخانجات، در اداره‌ها، در اماکن عمومی کمیته تشکیل بدند و این کمیته حتماً باید دو سه نفر یدک داشته باشه، بدلیل این‌که اگر خدای‌نکرده بلایی سرشون اومد، بلافاصله فرداش اونها بتونند ادامه بدند، چون کودتاچی‌ها رو خیلی گیج می‌کنه. اما این کمیته تاکتیک‌ها مختلفی رو می‌تونه داشته باشه؛ مثلا کاری که بچه‌ها در اوکراین می‌کردند و کرده بودند. میاند نامهٔ رسمی حکومت رو، نامهٔ رسمی اون اداره رو انتخاب می‌کنند و توی سربرگ رسمی، متن اداری رو تایپ می‌کنند، امضا و مهر مسئول مربوطه رو هم زیرش جعل می‌کنند؛ این نامهٔ رسمی رو می‌زنند به دیوار که مثلاً هفتهٔ آینده، سه‌شنبه و چهارشنبه، اداره یا کارخونه به دلیل اعتکاف تعطیله. همه هم می‌دونند که این نامه ممکنه جعلی باشه؛ بچه‌های خود کارخونه و اداره هم می‌فهمند که بچه‌های مبارز این کار رو کردند و بعد از فاصلهٔ کوتاهی ممکنه بیان و از دیوار بکنندش. ولی این باز یک بهانهٔ خوبی می‌شه برای کسانی که نمی‌خوان بیان؛ که اگر به دلیلی فردا اومدند سراغشون و خواستند اذیتشون کنند، می‌تونند بگند «ما این اعلامیه رو به دیوار دیدیم، فکر کردیم راست‌راستکیه؛ ما از کجا می‌دونستیم که این جعلیه» یا تاکتیک‌های مشابه این.البته به نظرمن هیچ چیزی جای این رو نمی‌گیره که با توجه به موج حمایتی که هست، اگر خطری نداره، اگر فعالین در اون اداره، در اون کارخونه، آدم‌هایی رو در ریاست کارگزینی، در مدیریت‌عامل اونجا، در مدیریت اداری می‌شناسند؛ جداگانه، خصوصی ازش خواهش کنند که کمک برسونه و ولو نمی‌خواد اعلام بکنه، به همه بتونه اطمینان بده، به کمیتهٔ اعتصاب، به بچه‌هایی که هستند، که به گوش همه برسونند که اگه کسی نیاد کاریش ندارند؛ یا براحتی از مرخصیش کم می‌کنند و یا حتی بهتر از اون کم نمی‌کنند. ولی خلاصه، هیچ چیزی جای ارتباط و communication و ارتباط گرفتن رو نمی‌گیره. من این رو هم برای کارخانجات بگم، ممکن است بچه‌های کارخونه‌ها کمتر دسترسی به اینترنت و این‌جور خبررسانی و حتی تلویزیون ماهواره‌ای داشته باشند. این به عهدهٔ اون بچه‌هاییست که به این خبر دسترسی دارند که خبر رو به کارگرها کارخونه‌ها برسونند؛ که چقدر حیاتیه که اونها به این اعتصاب بپیوندند و در واقع اونها رو هم توجیه بکنند.من چند کلمه هم بیام سراغ دوستان سابق و فعلی خودم در بخش خصوصی صنعت. بخش خصوصی صنعت در این جور مواقع، مدیرانش، صاحبانش می‌توانند نقش بسیار بسیار کلیدی بازی کنند. مطمئنم که بسیاری از همدوره‌ای‌های من در دانشگاه، که الان مدیران ارشد در کارخونه‌ها هستند، کارخونه‌های خوبی هم دارند، در این سالیان زحمت کشیدند و سرمایهٔ کشورند؛ می‌دونم کارخونه‌شون زیر فشاره و همین جوری هم کُمیت مالیشون لنگه، ولی می‌توانند این بچه‌ها با همکاری که در بخش خصوصی بکنند و به راحتی اجازه بدند که در کارخانه در سه‌شنبه چهارشنبهٔ آینده اعتصاب بشه و تعطیل بشه؛ الگویی برای بچه‌ها در کارخانجات دولتی می‌شند و کارگرهای کارخونه‌شون می‌تونند به همکاراشون در کارخونه‌های دولتی بگند و فشار بگذارند.نکتهٔ آخرم رو هم عرض بکنم مدیرانی هم که در رأس کارخانجات دولتی هستند، من مطمئنم که خیلی‌هاشون دلشون با مردمه، خواهشم اینه که اگر می‌ترسند یا مشکلی دارند که مستقیم از اعتصاب پشتیبانی کنند، کمی چشمشون رو ببندند، پشت پرده، مدیر اداری یا کارگزینی رو آزاد بگذارند که بچه‌ها رو به اعتصاب تشویق کنه.عرضم تمامه. تا برنامهٔ دیگه شاد و موفق باشید [انگشتانشون رو به شکل V گرفتند] خداحافظ شما.

انتقاد مهاجرانی از بیانیه مجمع روحانیون مبارز

ژوئن 30, 2009

عطاءالله مهاجرانی وزیر سابق ارشاد اسلامی از آنچه تفاوت فاحش در بیانیه دو تشکل اصلاح طلب پس از تایید نتایج انتخابات توسط شورای نگهبان می داند ابراز شگفتی کرده و موضع گیری مجمع روحانیون مبارز را زیر سوال برده است.

درحالی که «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» در بیانیه ای بر ادامه مبارزه قانونی پس از انتخابات جنجال آفرین ریاست جمهوری تاکید کرده، «مجمع روحانیون مبارز» به نوعی خواستار پایان اعترضات خیابانی از سوی معترضان به نتایج انتخابات شده است.

آقای مهاجرانی وزیر ارشاد در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی روز سه شنبه در مصاحبه ای با تلویزیون فارسی بی بی سی گفت که به عقیده او بیانیه مجمع روحانیون یک بیانیه «اخلاقی» است که هیچ گونه راهکاری برای برون رفت از بحران ارائه نمی کند.

وی با دادن این احتمال که بیانیه مجمع روحانیون مبارز را آقای خاتمی نگاشته است گفت: «این بیانیه ای آرامبخش است و از موضع کسی نوشته شده که با دلسوزی به وضعیت جوان هایی که در خیابان ها بازداشت می شوند، کتک می خورند، زندان می روند و کشته می شوند نگاه می کند.»

آقای مهاجرانی اما این موضعگیری را در شرایط کنونی مناسب نمی داند چرا که به گفته وی جمهوریت نظام به خطر افتاده است و اگر این وضع ادامه یابد از این پس انتخابات در کشور معنی نخواهد داشت.

در بیانیه مجمع روحانیون مبارز آمده است: «ضمن محفوظ نگاه داشتن حق اعتراض (به نتیجه اعلام شده انتخابات) معتقدیم که مردم بزرگوار نباید بیش از این هزینه بپردازند و معتقدیم هیجانات فزاینده و اعتراضات خیابانی راه کار نیست».

آقای مهاجرانی می گوید به عقیده او بیانیه مجمع روحانیون مبارز نباید به گونه ای نوشته می شد که اینطور برداشت شود که «دوران اعتراض و دوران مقاومت تمام شده است.»

مجمع روحانیون مبارز در بیانیه اش معترضان را به «آرامش» فراخواند و از مسئولان خواست «زمینه عبور از فضای زشت امنیتی و نظامی را فراهم آورند، زندانیان را آزاد کنند و از تبلیغات یکجانبه و تحریک آمیز و تحریف کننده دست بردارند، حق بیان و اعتراض مدنی را به رسمیت بشناسند و نسبت به خون به ناحق ریخته شهیدان و جانباختگان و استمالت از خانواده های آنان اقدام کنند».

در انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد محمود احمدی نژاد با 63 درصد آرا برنده اعلام شد که اعترض شدید نامزدهای دیگر انتخابات به ویژه میرحسین موسوی و مهدی کروبی را به دنبال داشت و باعث خشم و تظاهرات خیابانی بسیاری از هواداران آنها برای چند روز شد که بالاخره این اعتراضات پس از حضور سنگین و برخورد شدید نیروهای امنیتی در چند روز اخیر فروکش کرده است.

اما سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که از دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی با صراحت بی سابقه ای به نهادهای محافظه کار تحت نظر رهبر جمهوری اسلامی حمله می کرد در بیانیه روز دوشنبه خود خواستار ادامه مبارزه شده است.

این گروه می نویسد: «دولت برآمده از انتخاباتی که ملت صحت آن را نپذیرفته و بر ابطال آن پای می فشارد، فاقد مشروعیت و وجاهت قانونی است».

سازمان مجاهدین افزود وظیفه خود می داند که «با استفاده از تمام ظرفیت های قانونی به مبارزه قانونی و مسالمت آمیز علیه دولت غیرقانونی پرداخته، تمام مساعی خود را برای بازگرداندن جمهوریت که ضامن اسلامیت نظام نیز هست، به کار بندد».

آقای مهاجرانی می گوید که بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در پی یافتن یک راه حل سیاسی برای بحران کنونی است.

او در توافق با این بیانیه می گوید: «یک وجه مقاومت مدنی همین است. ما باز هم می توانیم از راهپیمایی استفاده کنیم. انجام راهپیمایی در قانون اساسی ما به رسمیت شناخته شده و اتفاقا جزو اصولی از قانون اساسی است که قوانین عادی نمی توانند آن را محدود و مسدود کنند.»

براساس اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی، تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها بدون حمل سلاح و به شرط آنکه مخل مبانی اسلام نباشد آزاد است.

آقای مهاجرانی گفت گروه های اصلاح طلب حق دارند راهپیمایی دیگری از نوعی که در روز 25 خرداد برگزار شد انجام دهند و این یک حق مدنی و قانونی است. وی اقدامات وزارت کشور در رد درخواست های برگزاری تجمعات مسالمت آمیز را غیرقانونی دانست.

وزیر سابق ارشاد اسلامی می گوید با این تفسیر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی موافق است که وضع کنونی تلاشی برای پایان دادن به جمهوریت نظام است.

آقای مهاجرانی گفت که اکنون وقت رویارویی با آنچیزی است که او «وارونه کردن رای اکثریت مردم» می داند و می گوید: «از کجا معلوم است که این وضع در انتخابات های کوچکتر تکرار نشود. از کجا معلوم که از این پس در انتخابات ریاست جمهوری شاهد چنین وضعی نباشیم. به همین دلیل برای جلوگیری از این اتفاق، باید در این نقطه مقاومت کرد.»

وزارت کشور که مجری انتخابات است و شورای نگهبان که مسئول نظارت بر انتخابات است، اتهامات تخلف و تقلب در انتخابات را رد کرده اند.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مجمع روحانیون مبارز هر دو در بحران پس از انتخابات با فشار زیادی از سوی دولت روبرو بوده اند.

تعدادی از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از جمله بهزاد نبوی، مصطفی تاج زاده و محمد جواد امام، بازداشت شدند و هنوز در بازداشت به سر می برند.

محمد علی ابطحی از اعضای مجمع روحانیون مبارز نیز اکنون تحت بازداشت است.

بیانه شماره 15 کمیته صیانت از آراء مهندس میرحسین موسوی

ژوئن 30, 2009

اگر این بیانیه درست باشد که دیگر باید فاتحه رهبری جنبش ضد کودتا را خواند . اینها هنوز به تکدی دست جلوی کودتاچیان دراز کرده اند و از آنان میخواهند که رحم کنند و رایها را دوباره بشمرند. آقایان به خدا خیلی عقب افتاده اید . کجایید شما ؟ آیا شما داخل ایران هستید ؟ آیا نمیبنید و هنوز نشنیده اید که جنبش ضد کودتا خیلی دیگر از این حرفها جلو افتاده است . دوستان عزیز مگر نشنیده اید که     اشک کباب باعث طغیان آتش است    ؟  کار خیلی وقت است از این حرفها گذشته . به جای این بیانیه باید شما الان مردم را به خیابانها فرا خوانده باشید برای تظاهرات ، اعتصابات و تحصنها . شما هنوز انتظار تشکیل کمیته باز شماری آرا را دارید ؟ ای وای بر شما که چگونه بر خود و ملت مظلوم ایران ظلم روا میدارید.

ملت شریف ایران!

متأسفانه پس از سپری شدن فرصت‌های طلایی جهت دستیابی به راه‌حلی معقول و مشروع برای رفع ابهامات اساسی و مشکلات مربوط به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، شورای نگهبان گام دیگری در اثبات نقض بی‌طرفی خود و نیز عدم تمایل به بازگرداندن فضای اعتماد و آرامش، برداشت. اقدام اخیر شورای نگهبان در معرفی شش تن برای بازشماری ده درصد از صندوق‌ها، در همان وهله اول چند اشکال جدی را به ترتیب زیر نشان می‌دهد:

الف – از تخلفات اساسی در ا ین انتخابات که موجب ابطال آن می‌باشد نقض اصل بی‌طرفی مجریان و ناظران (وزیر کشور و اکثریت اعضای شورای نگهبان) است. بنابراین طبیعی است که کمیته 6 نفره منصوب این دستگاه نظارتی وجاهت قانونی و عرفی نداشته باشد ولو اشخاصی که نام آنها به عنوان این کمیته در رسانه‌ها توسط شورای نگهبان اعلام گردیده از افرادی محترم و دارای وجاهت در میان مردم باشند. و این همه در حالی است که هر روز یکی از اعضای شورای نگهبان در سخنرانی‌های عمومی و یا مصاحبه‌های رسانه‌ای درخصوص صحت انتخابات تأکیدات اعجاب‌آوری دارند.

(more…)

شوراها و کمیته های مردمی شکل میگیرند – زودتر از آنکه میپنداشتیم

ژوئن 28, 2009

اخبار روز: «کمیته ی کارگری دفاع از آرای مردم» که توسط فعالین کارگری در ایران تشکیل شده است، روز ششم تیرماه در بیانیه ی شماره ی یک، ده پیشنهاد را برای حضور موثرتر کارگران در جنبش آزادی خواهانه ی مردم ایران اعلام کرده است. این کمیته بیانیه ی اعلام موجودیت خود را در روز پنجم تیرماه منتشر کرده بود. متن کامل بیانیه ی شماره یک کمیته ی کارگری دفاع از آرای مردم را در زیر می خوانید:

کارگران آگاه ومبارز!
در این مرحله از جنبش حق طلبانه مردم برای استیفای آرای به غارت رفته و نفی استبداد حاکم، در راستای هم آوایی و اعتراض همگانی، پیشنهادهایی ارایه می شود. بکوشیم تا با اجرای مناسب این پیشنهادها و ارتقای آن ها در تحقق خواست های برحق مردم سهیم باشیم.

۱- قبل از هرچیز ضروری است که برای پیشبرد بهتر مبارزه و کاهش هزینه های احتمالی، روابط منظم و مداوم را با یکدیگر و سایرین (با حفظ هوشیاری و رعایت نکات لازم برای پرهیز از برخورد با عوامل استبداد) برقرار کنیم.
۲- پس از پایان کار همراه با سایر کارگران داوطلب، بطور دسته جمعی در اجتماعات اعتراضی مسالمت آمیز مردم در میادین و خیابان ها حضور یابیم.
٣- در انعکاس و پخش اخبار مبارزات مردم به هر روش ممکن بکوشیم.
۴- با خانواده های دستگیر و بازداشت شده به طور دسته جمعی دیدار کرده و کمک های خود را به آنان ارایه دهیم.
۵- همکاران فریب خورده ای را که تحت عنوان بسیج کارخانجات به سرکوب مردم وامی دارند از عواقب زیان بار آن آگاه سازیم.
۶- پس از تدارک نیرو، طی اولین هفته های پیش رو به هر شکل ممکن فضای محیط کار را به فضای اعتراضی تبدیل کنیم. اشکال اعتراضی می تواند تحصن و اعتصاب های کوتاه مدت و ساعتی، استفاده از نمادهای مبارزاتی از قبیل لباس و نوار در حین کار، نوشتن شعار و خواست های مردم در اماکن مختلف و بحث ها و گفتگوهای جمعی در جاهای مختلف باشد.
۷- در کارخانه ها و موسسات دولتی پیشنهاد می شود اعتصاب های جدی و هشدار دهنده ی کوتاه مدت و بلندمدت اعلام گردد.
٨- به کارکنان موسساتی که با ارباب رجوع سرو کار دارند پیشنهاد می شود از هر راه ممکن مراتب نارضایتی خود را از شرایط موجود اعلام کرده و همدلی آن ها را با مجروحین و مصدومین و خانواده های شهدای اخیر برانگیزانند.
۹- با آشنایان و بستگان خود در نیروهای نظامی و انتظامی گفتگو کرده و خواست واقعی مردم را به آنان گوشزد کنیم وآن ها را از رودرریی با مردم پرهیز دهیم.
۱۰- با رعایت نکات امنیتی با کارگاه ها و کارخانه های همجوار در چگونگی پیشبرد حرکات اعتراضی کارگری، همکاری کنیم.

پیروز باد مبارزات حق طلبانه مردم ایران
کمیته کارگری دفاع از آرای مردم
۶/۴/۱٣٨٨