Archive for the ‘جنایات جمهوری اسلامی’ Category

آدرس یک وبسایت خیلی جالب : حتما چک کنید

اوت 13, 2009

http://irangreenrevolution.wordpress.com/

الله اکبر گفتن در جمهوری جهنمی خامنه ای تبدیل به گناه کبیره شده است

اوت 11, 2009

به نقل از موج سبز آزادی :

یک روز پس از کودتای انتخاباتی 22 خرداد، شعار الله اکبر به یکی از شعارهای اصلی مردم معترض به کودتا تبدیل و روز به روز بر تعداد کسانی که بالای پشت بام‌ها، در اعتراض به تقلب گسترده در انتخابات و برخوردهای صورت گرفته با مردم شعار الله اکبر سر می‌دادند افزوده شد. چنین بود که گفتن الله اکبر به اقدام علیه امنیت ملی تبدیل شد. یکی از کسانی که به علت گفتن الله اکبر بازداشت شده بود، در روز از این جرم جدید گفته است. به او در زندان اوین و در بازجویی ها اتهام اقدام علیه امنیت ملی را تفهیم کرده‌اند. (more…)

عبدالعلی بازرگان : قلاده رها شدگان!؟ (مقاله ای در باره شکنجه های قرون وسطایی در زندانهای خامنه ای جلاد )

اوت 11, 2009

21 مردادماه ، عبدالعلی بازرگان ، در سایت راه سبز :

در کشورهائی که قانون حاکم است، کسانی که قلاده سگ خود را، با آنکه اغلب تربیت شده و اهلی هم هستند، عمداً یا سهواً رها کنند، به گونه‌ای که موجب ترس و وحشت عابرین و زخم و ضرری به آنها شود، شدیداً تحت تعقیب قرار می‌گیرند و جریمه سنگین و زندان سختی را باید تحمل کنند.

نیروهای سرکوب ِ سیستم‌های سلطه‌گر نیزاگر تربیت نشده وافسار گسیخته باشند، دَدمنشی و درنده خوئی بیشتری نشان می‌دهند. بنابراین مسئولیت کنترل و مهار آنها بر کسانی که قلاده تقلیدشان را در دست دارند، به مراتب سنگین‌تراست و جرم و جنایت اربابانشان، که عالماً عامداً یا سهل انگارانه آنها را به جان مردم می‌اندازند، نزد خدا و خلق او عاقبت سوزتراست.

این روزها که طبل رسوائی شکنجه گران در کشتارگاه‌های کهریزک و اوین و… به صدا درآمده و دندان سگ‌های هار، وابستگان هواداران حاکمیت را هم گاز گرفته و سوزش درد به خودی‌ها هم رسیده است، «ندا» های نوشدارو پس از مرگ «سهراب» و فرافکنی‌های همچون همیشه آغاز شده است؛ رئیس سابق ستاد مشترک سپاه شکنجه شدن شهید روح الامین را علنی میکند، دادستان کل کشورچنین جنایت‌هائی را «غیر قابل دفاع» می‌شمارد و دبیر شورای امنیت ملی دستور رهبری را برای تعطیلی زندان غیر استاندارد ابلاغ میکند و سربسته اعلام می شود چند مامورمتخلف توبیخ شده‌اند!؟ بدون آن که اسم و رسم و مقام و موقعیت آنهائی که چنین جنایاتی را مرتکب شده‌اند روشن گردد و قصاص خون‌های ریخته شده و نقص عضوهای وارد شده برجگرگوشگان ملت انجام گردد. نه دادگاهی برپا می‌شود و نه دادی ستانده می‌شود. (more…)

قاضی مرتضوی و جنایات جنسی در زندانهای خامنه ای جلاد

اوت 11, 2009

از سایتhttp://www.mowjcamp.com

«مسیح علی نژاد» :

«كروبی سیاستمدار، فیلسوف و روشنفكر نیست. او سیاستمداری است كه اگر سیاستش را به پیش نبرد، شب خوابش نمی‌برد.»این را عباس عبدی در روزهای انتخابات ریاست جمهوری دهم در وصف شیخ مهدی کروبی گفت..

«من نفهمیدم آن شب از چه کسی این خبر را شنیده بود، کدام خانواده پیش او(کروبی) بوده، اما مادرم گفت آقاجانت خوابش نبرد.»

و این جمله را حسین، فرزند شیخ مهدی کروبی در وصف احوال شیخ گفت آنگاه که پس از وقایع خونین انتخابات، نامه معروف کروبی به هاشمی رفسنجانی در مورد اخبار مربوط به تجاوزات جنسی به زندانیان منتشر شد.

انگار کروبی و واژه خواب دو گزینه گره خورده به هم در ادبیات سیاسی وانتخاباتی سالهای پس از اصلاحات شده‌اند تا بیداری را مفهوم بخشند. هرجا که نام از کروبی و حضورش در انتخابات می‌آید، کدی هم از آن خواب معروف‌اش که خود شیخ آن را به خواب اصحاب کهف تعبیر کرده بود، نیز داده می‌شود. تیتر نخست بسیاری از سیاستمداران و صاحبنظران و تحلیل گران وبلاگ نویسان و مردم کوچه و بازار در روزهای انتخابات این بود: برای مراقبت از آرا و جلوگیری از تقلب، تا خود صبح بیدار می مانیم. مردم به همراه سیاستمداران و رهبران خود تا خود صبح هم اگر بیدار می ماندند آنچه که باید از صندوق های انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران بیرون می‌آمد پیش از این برنامه ‌ریزی شده بود. حال صرف نظر از تقلب و تخلف بی‌سابقه ای که نامش را جز کودتا نتوان گذاشت، وقایع بعد از انتخابات، خود قصه تلخ تر از همه آن آرای به تاراج رفته بود که باز کروبی و قصه بی خوابی‌اش اخبار مهمی از این وقایع تلخ را به خود اختصاص داد. (more…)

انتقاد شدید احمد توکلی از بازداشت‌های غیر قانونی: هيچ چيز به اندازه ظلم زودتر حكومت را ساقط نمي‌كند

اوت 11, 2009

احمد توکلی نماینده اصولگرای تهران در نطق خود در جلسه امروز مجلس، از ضایع شدن حقوق بازداشت شدگان، محدودیت رسانه ها و بازداشت اساتید دانشگاه به شدت انتقاد کرد.

به گزارش خبرگزاری ها، توکلی در بخشی از سخنان خود گفت: موردي كه بنده شنيدم و بسيار تاسف برانگيز است بازداشت غيرمنطقي برخي از استادان دانشگاه شريف است كه جاي تاسف دارد، بنده به نحوه رفتار اعتراض دارم و نه به محتواي كار؛ چرا كه در رابطه با محتواي كار تا هنگامي كه پرونده ديده نشود، نمي‌توان قضاوت كرد و بايد قاضي رسيدگي كند. (more…)

تازه به اعتراف خودشان بیش از 4000 نفر در جریان کودتا دستگیر شده اند

اوت 11, 2009
سه شنبه 20 مرداد ماه :
سخنگوي قوه قضائيه از بازداشت 4000 نفر در ناآرامي‌هاي پس از انتخابات خبر داد.
به گزارش ايلنا، تاكنون آمارهاي متفاوتي درباره تعداد بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات اعلام شده كه رقم جديد سخنگو، بالاترين رقم اعلام شده تاكنون است.
جمشيدي تاكيد كرده است كه از اين تعداد، 3700 نفر در هفته نخست آزاد شده‌اند.
به گزارش خبرنگار مهر، دکتر علیرضا جمشیدی سه شنبه در آخرین نشست خبری در دوره مدیریت آیت الله هاشمی شاهرودی در جمع خبرنگاران به ارائه توضیحاتی در مورد عملکرد دستگاه قضایی در ده سال گذشته حوادث اخیر و نحوه اطلاع رسانی قوه قضائیه و انتقادات و گلایه هایی که در این خصوص مطرح است پرداخت.
سخنگوی قوه قضائیه تصریح کرد: برخی خیال کرده اند که قوه قضائیه در ارتباط با حوادث اخیر سکوت کرده و پیگیریهای لازم را انجام نداده است اما باید گفت اقدامات بسیاری در این مدت انجام شده و شخص آیت الله هاشمی شاهرودی همواره پیگیریهای لازم را داشته و دستوراتی نیز صادر کرده است.
اقدامات انجام شده از سوی دستگاه قضایی در ارتباط با حوادث اخیر
وی به برخی اقدامات انجام شده از سوی دستگاه قضایی در ارتباط با حوادث اخیر اشاره کرد و گفت: بازدیدهای لازم از سوی مسئولان قوه قضائیه و هیئت های تعیین شده از زندانها صورت گرفت. همچنین در ارتباط با بازداشتگاه کهریزک نیز دستور قاطع رئیس قوه قضائیه درباره برخورد با عاملان و مقصران آن صادر و پرونده هایی برای آنان در سازمان قضایی نیروهای مسلح تشکیل شد.
جمشیدی به جلسات رئیس قوه قضائیه با مسئولان قضایی در ارتباط با حوادث اخیر اشاره کرد و گفت: یکی از دغدغه های اصلی رئیس قوه قضائیه رعایت حقوق بازداشت شدگان بود که در این ارتباط دستورات و تاکیداتی از سوی وی صادر شد.
سخنگوی قوه قضائیه خاطرنشان کرد: اگر انتقادی وارد است به طور حتم در دستگاه قضایی قابل رسیدگی است و اگر به کسی ظلمی شده باید طبق فرمایش آیت الله هاشمی شاهرودی مورد رسیدگی قرار گیرد.
وی همچنین در ارتباط با پرونده عاملان کوی دانشگاه نیز گفت: پرونده ای در این ارتباط در سازمان قضایی نیروهای مسلح تشکیل شده است و درخواستمان از مسئولان دانشگاه این است که به عنوان شکات همکاری لازم را برای مشخص شدن زوایای این پرونده داشته باشند.
زیدآبادی و تاج زاده قطعا در زندان هستند
جمشیدی در پاسخ به سئوال خبرنگاری درباره وضعیت زید آبادی و تاج زاده نیز گفت: این دو نفر قطعا در زندان به سر می برند.

سند تجاوز در بیدادگاههای خامنه ای

اوت 11, 2009

والله حتی در آشویتس و داخائو ی هیتلر هم این کار نمیکرد ند که این چماقداران خامنه ای بر سر هموطنان خود می آورند. شرمت باد خامنه ای ، ننگت باد احمدی نژاد .

مقاله ای از بابک داد ، به نقل از وبسایت او (سه شنبه 20 مرداد )

http://www.babakdad.blogspot.com/

در هفته اول مردادماه، سي و چند روز بعد از كوچ اجباري از خانه و اختفاء و زندگي مخفي، پسرم دچار «گوش درد» شديدي شد و نيمه هاي شب، مجبور شدم او را به درمانگاه شهرستاني كه آن روزها در يكي از خانه هاي آن مخفي شده بوديم ببرم.

داخل درمانگاه، پيرمرد رنجوري را ديدم كه زير دستان پسرك نوجوانش را گرفته و نرم نرمك او را از درمانگاه بيرون مي آورد. كمكش كردم. پسرش نمي توانست راه برود و خودش هم جاني نداشت كوله اش كند. من زير بغلش را گرفتم و تقريبا» از زمين بلندش كردم و با خودم كشاندم. چند تاكسي ايستاده بودند اما رقمهايي گفتند كه لابد براي پيرمرد زياد بود و داشت پا به پا ميشد. خواستم پولي به او بدهم اما ديدم پسرم از داروخانه درمانگاه بيرون آمد و داروهايش را كه خريده بود، نشانم داد كه يعني برويم. دكتر به او گفته بود گوشش عفوني شده و با آنتي بيوتيك خوب مي شود و چيز خطرناكي نيست. (more…)

بابک داد: آرزو کنيد با «انقلاب مخملين» برکنار شويد!

اوت 11, 2009

مقاله اخیر بابک داد ، سه شنبه 20 مرداد ماه :

کودتای اخير نشان داد سال ها تلاش اصلاح طلبان برای «اصلاح نظام از درون» بی ثمر بوده و اين نظام «اصلاح پذير» نيست و جز از طريق يک انقلاب مردمی، مقامات نظام حاضر نيستند قدرت را رها کنند و در يک انتخابات سالم، قدرت را به ديگران بسپارند. اين نظام هر «تغييری» را حتی اگر در چارچوب قوانين فعلی باشد، «براندازی» و «انقلاب مخملی» می داند

برای حاکمان انحصار طلب نظام اسلامی، وجود معضل بزرگی به نام «انتخابات» باعث دست و پاگيری های بسياری شده و با وجود بی قانونی های فراوانی که در دوره های مختلف انتخابات کرده اند، اما نمی توانند«اصل انتخابات» را کاملا» تعطيل کنند وگرنه در انجام اين کار هم کمترين درنگی نمی کردند و مثل خيلی از اصول قانون اساسی، «اصل انتخابات» را هم معطل و حذف می کردند. از ديدگاه آنها، انتخابات يک مصيبت بزرگ(!) است که در قانون اساسی گنجانده شده و رأی مردم و انتخابات برای مستبدان و انحصارطلبان و ديکتاتورها، يک بدبختی بزرگ است! (more…)

اسامی 69 شهید و 220 اسیر جنبش سبز از سوی هیات منتخب موسوی-کروبی به مجلس اعلام شد

اوت 10, 2009

به نقل از جنبش راه سبز :

علیرضا حسینی بهشتی نماینده ميرحسين موسوي درهيات منتخب موسوی-کروبی برای حمایت از آسيب‌ديدگان حوادث اخير،از ارائه فهرست اسامی 69 نفر از شهدای جنبش سبز به همراه فهرست نزدیک به 220 نفر از بازداشت شدگان پس از انتخابات،به کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی خبر داد.

به گفته علیرضا حسینی بهشتی فهرست شهدا و اسرای جنبش سبز روز دوشنبه و در جریان جلسه هیات منتخب موسوی و کروبی برای حمایت از آسیب دیدگان حوادث اخیر با كميته ويژه مجلس شوراي اسلامي به این کمیته ارائه شد.
وی همچنین گفت که در این جلسه در خصوص پيگيري وضعيت‌بازداشت شدگان پس از انتخابات مذاکراتی صورت گرفت و به كميته ويژه مجلس پيشنهاد شد كه در صورت صلاحديد، فراخواني داده شود تا خانواده ها از اتفاقات رخ داده براي عزيزان‌شان، به كميته ویژه مجلس گزارش دهند. (more…)

نامه سرگشاده ابراهیم نبوی به محمود احمدی نژاد ، حتما بخوانید ، شاهکار است

اوت 10, 2009

با اجازه از ابراهیم نبوی عزیز ، برگرفته از جنبش راه سبز :

دوشنبه 19 مرداد ماه :

آقای محمود احمدی نژاد!

می گویند در روزگار قدیم که دستگاههای ماشین حروفچینی فلزی بود، حروف م. و ل. در روسیه کمونیستی معمولا زودتر از سایر حروف سائیده می شد، علتش این بود که نوشتن واژه مارکسیسم لنینیسم(م.ل.) آنقدر رایج بود که دولت و نویسندگان و مخالفان از حروف م.ل. به جای واژه مارکسیسم لنینیسم استفاده می کردند و کثرت استعمال م.ل. باعث خرابی ماشین های تحریری می شد که دائما این واژه منحوس را تکرار می کردند. می گویم واژه منحوس و این ناشی از هیستری ضد چپ من نیست، چون من به سوسیال دموکراسی اعتقاد دارم و آنچه مرا به خشم می آورد، سویه دیکتاتوری لنینیستی است، نه سویه سوسیالیستی. مردم شوروی هرچه بدبختی می کشیدند از همین میم و لام بود، از آن فقر ملی که همه جا بود تا آن نکبت سازمان امنیت کمونیستی تا آن حزب لعنتی کمونیست شوروی تا آن ارتش سرخ لعنتی و به همین دلیل بود که میم و لام برای بخش وسیعی از مردم نفرت انگیز بود.

وقتی چهار سال قبل شروع کردم به طنزنوشتن درباره تو، دائما مجبور بودم کلمه احمدی نژاد را تکرار کنم، به همین دلیل ناخودآگاه تو را خلاصه کردم. وقتی می نوشتم ا.ن. همه می فهمیدند که منظور توئی کعبه و بتخانه بهانه است، اما در این میان برخی خرده گرفتند که چرا به او توهین می کنی؟ نوشتم کوتوله سیاسی، بعضی از دوستان خوشبین نوشتند چرا از قدش ایراد می گیری؟
بالاخره من و خوانندگان مودب به همان واژه ها قناعت کردیم و در این حد چهار سال را گذراندیم، اما حالا جالب است. همان مودب ترین ها چنان از تو خشمگین و عصبانی اند که با ا.ن. هم رضایت نمی دهند و در بهترین حالت مشنگ خطابت می کنند. سابقه ندارد این حجم صمیمانه جوک ساختن و شعارهای مفرح توهین آمیز به مثلا رئیس جمهور یک کشور که مردم در خیابان و بیابان و کوچه و داخل و خارج نثار یک مقام رسمی کنند. خودت فکر کردی که چه شده است که این ملت اینقدر از تو عصبانی و خشمگین هستند؟ فکر کرده ای چرا این مردمی که اگر یک ماشین نیروی انتظامی می دیدند، همه از ترس فرار می کردند، اینقدر عصبانی و پرانگیزه اند که حتی وقتی می دانند دستور تیر صادر شده، سه میلون نفرشان در تهران به خیابان می آیند و بعد از کشته شدن 360 نفر و زندانی شدن دو هزار نفر و کتک خوردن دهها هزار نفر از مردم کشور، حاضرند با همان انگیزه ای که در مقابل دشمنی مثل صدام حسین جنگیدند، در مقابل تو و دولت ات بایستند و تا ته دعوا بروند؟

می دانی چنین انرژی و انگیزه ای در ایران بی سابقه است؟ یک کودتای 28 مرداد شد، ساعت نه صبح کودتا کردند، یک روز بعد تمام شد. نه تعداد کشته ها به اندازه حالا بود، نه شعبان بی مخ ها و فاطمه اره هایی که طرفداران مصدق را می زدند، به اندازه شعبان بی مخ های تو و نیروی انتظامی و پلیس ضد شورش بودند. حتی کودتای رضا شاه هم یک روز با مقاومت روبرو نشد. صد تا را گرفتند و تمام شد. نه چنین بیرحمی کردند و نه مردم عین خیال شان بود. بگذار برایت بگویم که حتی در روز سی خرداد هم رجوی خائن وقتی فاز نظامی را اعلام کرد، هوادارانش یک هفته هم نتوانستند مقاومت کنند و اصلا قضیه یک موج عمیق اجتماعی نبود. تو چه کردی که این ملت حاضر نیست به هیچ قیمتی باور کند که چهار سال باید وجود تو را تحمل کند؟

آقای خامنه ای گفته بود که جنبش سبز کاریکاتور انقلاب است، به نظرم ایشان چون کسی جرات ندارد کاریکاتورشان را بکشد، مدتی است کاریکاتور ندیده، یا انقلاب را فراموش کرده یا نمی داند کاریکاتور چیست. من هر دو را خوب می شناسم، اولا که متاسفانه از مرداد 1356 که انقلابیون به سیب زمینی می گفتند » دیب دمینی» من نوزده ساله وسط خیابان های شهر ولو بودم و درگیر انقلاب و ثانیا مهم ترین کار تحقیقی زندگی ام در مورد انقلاب ایران است. باور کن اگر این انرژی که جنبش سبز علیه تو و حامیانت دارند، در مردم انقلابی سال 1357 بود، انقلابی که دی ماه 56 جدی شده بود، تا خرداد 57 کلک شاه را کنده بود. یک سال طول کشید تا ماشین این ملت به راه افتاد و وقتی راه افتاد، دیگر راه افتاده بود. شما چه می دانید انقلاب و خشم مردم چه کوفتی است؟ نه آقای خامنه ای انقلاب دیده است، نه تو. ملت هم البته اکثرا انقلاب ندیدند، وگرنه شاید اینقدر میل به نزدیک شدن به انقلاب و انقلابیگری را نداشتند. انقلاب، حاصل نادانی رهبران یک کشور است و به علت موقع نشناسی و سهل انگاری آنان رخ می دهد. و اتفاقا تو و آقای خامنه ای و سیستم امنیتی و پلیسی تان دارید تابع النعل بالنعل همان راهی را می روید که شاه رفت.

انقلاب وقتی توده ای می شود که شعارش از » زندانی سیاسی آزاد باید گردد» تبدیل می شود به » مجتبی بمیری رهبری رو نبینی» لابد فکر می کنی این شعار دست ساز است، یعنی مثلا یک گروه روشنفکر و تحلیل گر آن را ساخته اند، نه، اصلا این طور نیست. مردم خونی شده اند. مردم فرزندشان را از دست داده اند، وگرنه شعاری مثل » می کشم آنکه برادرم کشت» شعار جنبش سبز نیست، این یک واکنش عصبی و انقلابی است که توسط مردمی که جلوی چشم شان قتل صورت می گیرد داده می شود. محمود احمدی نژاد! تو از خط قرمز رد شدی. آقای خامنه ای و تو مسوول خون حداقل 360 نفری هستید که یا با گلوله و یا با شکنجه کشته شده اند. به همین دلیل است که می خواهم بگویم که بدانی سر گنده زیر لحاف است. و این قصه سر دراز دارد.

این نامه را به این امید دارم می نویسم که با جدیت بخوانی. مطمئنم می خوانی. حرفم را جدی بگیر، بیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد. نامه دیگری برای مجلس و آقای لاریجانی نوشته ام، او و هاشمی هنوز یک پلی را برای خراب نشدن باقی گذاشته اند و علیرغم رفتار غیرمنطقی آقای خامنه ای خوشبختانه علی لاریجانی مجلس را و خودش را هنوز نابود نکرده است و امیدوارم حداقل برای جلوگیری از فروپاشی کامل یا انقلاب کامل که هر دو به زیان منافع ملی ماست، آن راه را برود. تو اگر عقل بخرج بدهی باید قضیه را تمام کنی و یا استعفا کنی یا در مقابل مجلس درگیر نشوی، بگذار قضیه تمام شود. این طوری می توانی یک جوری لایی رد کنی و در یک معامله آینده با گذشته جلوی ادامه خشونت را بگیری. استعفا هم کار سختی نیست، فقط تصور کن که اگر بنا باشد مردم در مقابل تو بایستند، دیوانگی بشود، یا فقط دو روز کنترل از دست برود، خاندانت برباد می رود.

من مطمئنم که تو آدم شجاعی نیستی، ممکن است قبلا فکر می کردی بلدی نقش پسر شجاع بابا را بازی کنی، ولی این مال وقتی بود که در دوره گذشته به آقای خاتمی گفته بودی، کاش شما هم بدون محافظ از خیابان های تهران رد می شدید و مردم را می دیدید، و وقتی انتخاب شدی، گفتی که با همان پژوی قدیمی ات سر کار خواهی رفت و از محافظ استفاده نخواهی کرد. در حالی که برای اولین بار یک رئیس جمهور در جمهوری اسلامی جرات نکرد فاصله کاخ ریاست جمهوری تا بهارستان را با وجود یکصد هزار نیروی پلیس و لباس شخصی و ضد شورش طی کند. دوستانت گفته اند که در گذشته هم هرگز نه یک بار جبهه رفته ای و نه در هیچ موقعیت خطرناکی قرار گرفتی. بزرگترین کربلایی که رفتی دانشگاه کلمبیا در نیویورک بود و بزرگترین جبهه ای که رفتی در سوئیس بود که مطمئنم به ماموران امنیتی آنها بیشتر اطمینان داشتی تا ماموران امنیتی خودت.

آقای احمدی نژاد!
روزی که گفتند احمدی نژاد با هلی کوپتر برای تحلیف رفته است، فهمیدم که تو دیگر حاضر نیستی خودت را در معرض خطر قرار بدهی. و اتفاقا مشکل هم از همین جا همیشه شروع می شود. افتخار بزرگ تو این بود که در منطقه سبز آمریکایی ها پیاده راه رفته ای و از تروریست ها و نیروهای آمریکایی نترسیدی، حالا پسر شجاع ما جرات ندارد در منطقه سبزی به اسم تهران با ده تا ماشین محافظ و صد هزار نیروی ضد شورش راه برود. این را بگیر و حساب چهار سال را بکن. حتما دلت را به این خوش کرده ای که این خس و خاشاک خسته می شوند و می روند و خانه می نشینند، اما، راه را اشتباه می روی. تو گربه را انداختی زیر شیروانی داغ و انتظار داری که پنجه به صورتت نکشد. در ساده ترین صورت دو هزار زندانی دست پلیس و قوه قضائیه است. تا وقتی اینها در زندان و دادگاهند، تو روی آرامش نخواهی دید، و با این صورتی که مرتضوی محاکمه می کند، فقط هشت سال دادگاه های صد نفری طول می کشد. می خواهی چه کنی؟ ول شان کنی یک مشکل داری و اگر ول شان نکنی هزار مشکل.

آقای احمدی نژاد!
تو یک پاسخ بزرگ را به همه ایرانیان و جهانیان بدهکاری، اگر واقعا مردم ایران تو را با 24 میلیون رای انتخاب کرده اند، دلیل این که مملکت دو ماه است حکومت نظامی است چیست؟ و چرا با گذشت دو ماه از انتخابات و کشته شدن 360 نفر و زندانی شدن قریب دو هزار نفر، هنوز اعتراض مردم ادامه دارد؟ چرا اگر واقعا انتخابات بدون تقلب برگزار شده، از میان هشت رئیس مجلس و هفت رئیس جمهور، فقط حداد عادل و آقای خامنه ای انتخابات را صحیح می دانند و سه رئیس جمهور سابق، نخست وزیر سابق و همه روسای شش مجلس گذشته انتخابات را مخدوش و دولت تو را نامشروع می دانند؟ چرا تمام خانواده رهبر سابق و بنیانگذار جمهوری اسلامی، تمام مراجع تقلید، بجز یکی از آنان، دولت دهم را نامشروع می دانند؟ اگر واقعا تو نماینده 24 میلیون ایرانی هستی، چرا یک تظاهرات آزاد برگزار نمی کنی و اجازه نمی دهی بدون حضور نیروی امنیتی و نیروی ضد شورش طرفداران تو و طرفداران میرحسین موسوی در همه کشور در دو مکان مجزا تظاهراتی در حمایت از کسی که به او رای داده اند، برگزار کنند؟ این چه ریاست جمهور 24 میلیونی است که جرات نمی کند به خیابان برود؟ اگر واقعا طرفداران تو فقط نیروهای ضدشورش و باتوم به دست ها و کلت به کمرهای لباس شخصی هستند، که با این وضع نمی توانی چهار سال حکومت کنی.

آقای احمدی نژاد!
حالا دیگر مردم جهان هم چهره دیگری از احمدی نژاد می شناسند، انقلابی را که می خواستی به جهان صادر کنی، با اجازه ات ما به گند کشیدیم، ایرانیانی بسیاری در سراسر جهان زندگی می کنند که تنها کلمه ای که به فارسی نوشته اند، نام میرحسین موسوی است. نسل اول و دوم و سوم مهاجرین ایرانی در سراسر جهان حالا دیگر به این افتخار می کنند که ملت ایران با شجاعت در مقابل دیکتاتوری به اسم محمود احمدی نژاد و رهبرش ایستاده اند. حالا دیگر در تمام جهان احمدی نژاد و حامیانش نه به عنوان دشمنان آمریکا و اسرائیل، بلکه به عنوان قاتلین مردم ایران شناخته می شوند. تعداد فیلمهایی که از کشتگان مظلوم ایرانی در جهان پخش شده از تصاویر بیست سال کشتگان لبنان و فلسطین هم بیشتر است. تو دیگر در هیچ کشوری که زیر سلطه نظامی و دیکتاتوری نباشد، امنیت نداری. حالا دیگر نه می توانی در نیویورک مهمانی بدهی، نه می توانی با مسلمانان هند و مالزی و اندونزی دیدار کنی، حتی آنها هم تو را به عنوان قاتل مسلمانان می شناسند. تنها دولتی که ممکن است با تو نزدیک شود، آمریکاست. تمام مسلمانان جهان لعن و نفرینت خواهند کرد. اگر طرف آمریکا نروی یک بدبختی داری و اگر با آمریکا کنار بیایی هزار بدبختی.

آقای احمدی نژاد!
سالی که در پیش رو داری سال سختی است. نه می توانی به سفر بروی، نه می توانی پا به دانشگاه بگذاری، نه می توانی به سفر استانی بروی و خودت هم می دانی که بدون نفت صد و پنجاه دلاری و بدون وجود بوش در کاخ سفید، دیگر نه می توانی پول به طرفداران نامه نویس بدهی و نه باج به حماس و حزب الله. از سوی دیگر مجلس نیز دستت را خوانده است، اگر در دولت قبلی دوازده وزیرت برکنار شد، در همین سال بزحمت بتوانی دولتی همراه پیدا کنی که بتواند رای اعتماد همین مجلس را بگیرد. بالاخره این مجلس هم وکلایش باید به میان مردم بروند. موجودات حقیر و خودفروشی مثل کوچک زاده که اگر به عنوان لباس شخصی ویژه در مجلس سایر نمایندگان را کتک نزند، فقط به درد مشاورت خودت می خورد، را کنار بگذار. کابینه تو از این مجلس هم رای اعتماد نخواهد گرفت و بعید نمی دانم که مجلس هشتم افتخار تصویب لایحه عدم کفایت سیاسی تو را از دست بدهد. اگر بنا باشد یک مصداق روشن و مشخص برای عدم کفایت سیاسی پیدا شود، توئی. دور قبل که با شکلات و شیرینی شروع کردی و با وعده نفت و سفره و مدیریت جهان آمدی، چنان شد که مردم وقتی دوره ات تمام می شد، همه جشن گرفته بودند، حالا که در دو ماه 360 کشته مخالفت های سیاسی، 160 کشته سوانح هوایی و 115 اعدام در دو ماه، فقط آغاز بهار تست، با این بهار، می خواهی زمستان را چه کنی؟

محمود خان!
دولت تو، و نه قوه قضائیه، مسوول کشتن مردم است. رهبری فرمان تیر داد و نیروی انتظامی تحت امر تو آدمهایی را با شکنجه به شهادت رساندند. مجلس رسما اعلام کرده که فرمانده پلیس تو مسوول جنایات کهریزک است. حالا می خواهی چه شعاری بدهی؟ می خواهی به جهانیان چه بگوئی؟ می خواهی از کشتار در کجا انتقاد کنی؟ می خواهی از آزادی در کجا دفاع کنی؟ می خواهی بگویی پیرو کدام خمینی هستی که همه نورچشمی هایش را آواره و زندانی کرده ای؟ می خواهی بگویی طرفدار کدام پابرهنه ای هستی که فقیر تر و بدبخت تر نشده است؟ کدام دولت مستکبر در دو ماه گذشته بیش از دولت تو آدم کشته است؟ اسرائیل؟ آمریکا؟ سودان؟ چین؟ ذهنت را خسته نکن. هیچ دولتی و هیچ گروه جنایتکاری چنین نکرده است که شما در این دو ماه کردید. ولی می دانی مساله چیست؟ بسیار تر از بسیار ایرانیانی را می شناسم که تا پیش از این فکر می کردند اگر تو بیایی از کشور بیرون خواهند آمد یا هرگز به ایران بازنخواهند گشت، اما هر روز یکی شان از من خداحافظی می کند و خبر رسیدنش به ایران را می دهد یا از ایران یکی تماس می گیرد و می گوید به هیچ رو حاضر نیست، حضورش را در این لحظه های تاریخی جنبش سبز و بزرگ ایران از دست بدهد. ایرانیان امروز نترس و شجاع و بی باک ایستاده اند تا نگذارند چهار سال دیگر از تاریخ را با حضور احمدی نژاد بنویسند.

آقای احمدی نژاد!
جوان تر که بودم پیری از پیران قوم، فلسفه تاریخ را برایم چنین می گفت که نادرشاه دو هفت سال حکومت کرد، هفت سالی را به مردم داری و مردم دوستی و هفت سالی را به جنایت و مردم کشی، به نظر می رسد هفت سال دوم نادر را آغاز کرده ای. گفتن این کلام دشوار است و دیدنش دشوارتر که مردمان کشورم در ترس و وحشت روزگار می گذرانند و جز تن شان هیچ سلاحی برای جنگیدن ندارند، اما این وضعی است که تو و آقای خامنه ای انتخاب کردید. تو حاضر نشدی بپذیری که مردم تو را نمی خواهند، و رهبر نظام حاضر نشد بپذیرد که رئیس جمهوری که مردم می خواهند، و او نمی خواهد، بر صندلی قدرت بنشیند. فاجعه همیشه از همین جا آغاز می شود.

محمود!
تو یک راه برای بازگشت داری. هنوز این راه بسته نیست. کسی نمی تواند تو را مجبور کند که رئیس جمهور باشی. از میان شورش و کشتار، یا فروپاشی حکومت، که سرنوشت محتوم وضع کنونی است، راه سومی را انتخاب کن. این راه به صلاح همه است، اگر تا یک ماه قبل فکر می کردی با کشته شدن بیست نفر و زندانی شدن پنجاه نفر و اعدام ده نفر همه چیز تمام می شود و چهار سال دیگر می توانی به بازی کودکانه ات ادامه دهی، حالا دیگر آن سبو بشکسته و آن پیمانه ریخته است. کشته ها بسیار شدند و مردم ناآرام تر. مردم خشمگین تر و پر انگیزه ترند، راستش را بخواهی هیچ راهی برای بازگشت و تعادل باقی نگذاشتی و کسی که بحران می سازد، عاقبت در همان بحران می سوزد.

واقعا چه ارزشی دارد که یک دولت دیکتاتور را اداره کنی؟ چه منزلتی دارد که مردم تصویر یک جنایتکار از تو داشته باشند؟ اگر فکر می کنی که این دولت به دولت امام زمان وصل می شود، اشتباه می کنی، لابد مراجع تقلید بهتر از تو می دانند آقای تو و آنها کی ظهور می کند. یادت نرود که جای هیچ افتخار و بزرگی برای خودت باقی نگذاشتی، نبودی، بی دلیل به جایی آمدی که بزرگتر از خودت بود و حالا می توانی بروی و ننگ بزرگتری را با یک انتخاب بهتر از بین ببری. نمی خواهم تصور کنم که تو در فاصله ای کوتاه با نابودی خودت و یک کشور و کشته شدن مردمی بسیار، نیاز به یک مشورت نداشته باشی. سالی دیگر خواهد رسید و همه ما این روزها را چون خاطره و خطری غریب خواهیم دید و تو بی هیچ افتخار و خدمتی خواهی رفت. هنوز یک راه باقی است. انتخابش کن.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

چرا تجاوز میکنند؟ چطور توجیه میکنند؟

اوت 10, 2009

به نقل از سایت ملا حسنی :

اگرچه تجاوز جنسی به زندانیان و بازداشت شدگان موضوع تازه‌ای نیست ولی اینکه از آن بعنوان خرد کردن شخصیت زندانی و اعتراف گیری استفاده شود و تبدیل به یک شیوه و راهکار مقابله با مخالفین گردد واقعا یک مصیبت است.
من همیشه این نکته را گفته‌ام که قتل و جرم و جنایت در همه جا هست و ممکن است از هر آدم عادی و معمولی سر بزند ولی تاریخ گواه آن است که قتل و جرم و جنایتی که به نام مذهب و برای خشنودی خدا صورت میگیرد بسیار هولناکتر و وحشیانه‌تر است. این است که در نامه آقای کروبی به این نکته اشاره شده که به زندانیان چه مرد و چه زن٬ بصورت جمعی آنچنان تچاوز میشود بطوریکه پارگی اندام تحتانی آنها را در پی داشته است.
فکر نکنید آن موجودات انسان‌نمایی که مرتکب چنین جنایت‌هایی میشوند از کره مریخ آمده‌اند و یا مثلا اعضای حزب‌الله لبنان و حماس و یا سربازان روسی هستند که اینچنین وحشیانه با هموطنان ما رفتار میکنند. خیر اینها همان برادران پاسدار خودمان هستند. همان‌هایی که یک من ریش دارند و شبهای جمعه دعای کمیل‌شان ترک نمیشود و روزهای جمعه در دعای ندبه آنچنان در فراغ «آقا» گریه میکنند که صورتشان از شدت اشک خیس میشود. اینها همان کسانی هستند که موقع مواجهه با یک خانم بدحجاب که مثلا روسری‌اش کمی از حد استاندارد عقب‌تر رفته فورا سرشان را به زیر می‌اندازند و استغفرالله و اتوبو الیه میگویند. کسانی مرتکب این تجاوز شده‌اند که در ماه رمضان روزه میگیرند و در شبهای احیا به درگاه خدا ضجه میزنند. البته نمی‌خواهم بگویم هرکس روزه بگیرد حتما دست به چنین جنایاتی میزند . نه منظورم این است که آنگاه که مذهب و شرع و رضای خدا و نماینده خدا پشت یک جنایت قرار میگیرد٬ شدت جنایت هولناکتر و وحشیانه‌تر است.
اینها از شگفتی تاریخ و اعجاز تداخل دین در سیاست و قدرت است. بدون شک بزرگان و رهبران این جنایت پیشه‌ها به آنها چراغ سبز میدهند که اگرچه زنا و لواط و قتل از گناهان کبیره اند ولی آنجا که پای حفظ نظام اسلام و ولایت فقیه به میان می‌آید همه این کارها بر شما حلال و بلکه واجب هم میشود. لابد به اینها گفته‌اند: بگیرید این فلان فلان شده‌ها را چنان ترتیب شان را بدهید که از خجالت نتوانند از خانه بیرون بیایند و دیگر هوس تظاهرات و اعتراض به مقام شامخ ولایت را نکنند. حسابی بزنید٬ بکنید٬ بکشید تا نظام پایدار بماند

گزارشی در مورد تجاوز به زندانیان درزندانهای خامنه ای خونخوار

اوت 10, 2009

به نقل از روز آنلاین :

شکنجه زندانیان و تجاوز به آنان در زندان، همواره یکی از اصلی ترین اتهامات گردانندگان زندان های جمهوری اسلامی در30 سال گذشته بوده است.بیشتر کسانی هم که بعد از بازجویی ها و یا حبس های طولانی آزاد شده اند، هر یک بخش هایی از شکنجه و تجاوز را مطرح کرده اند؛این مسئله اما در 30 ساله گذشته همواره مسکوت مانده و مسولان جمهوری اسلامی حداکثر به تکذیب آن مبادرت ورزیده اند. روزاین روند 30 ساله را با بررسی اخبار و گزارش ها و همچنین گفت و گو با مهرانگیز کار، حقوقدان، علی افشاری و احمد باطبی، فعالان دانشجویی و یک عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی بازخوانی کرده است. (more…)

عکس: گریه نازک افشار،وابسته فرهنگی سفارت فرانسه در دادگاه اخیر

اوت 10, 2009

لاريجاني: نامه كروبي بايد بررسي شود

اوت 10, 2009

به نقل از سایت عصر ایران ، دوشنبه 19 مرداد ماه :
علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي با اشاره به نامه مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي به اكبر هاشمي رفسنجاني رييس مجلس خبرگان رهبري و طرح برخي مسائل رخ داده در بازداشتگاهها گفت: كميته ويژه مجلس پس از اغتشاشات مسائل را بررسي كرده است و بايد صحت و سقم مسائل مطرح شده را ديد.

به گزارش جام جم آنلاين، لاريجاني صبح امروز دوشنبه در نشستي با خبرنگاران پارلماني به مناسب روز خبرنگار پس از استماع نظرات آنان در باره مسائل روز جامعه از جمله نامه كروبي به هاشمي رفسنجاني در باره نحوه رفتار با متهمان در بازداشتگاهها افزود: كميته ويژه مجلس كه پس از قضاياي اخير در مجلس تشكيل شد كه بررسي هاي لازم را در باره وضعيت بازداشتگاهها و نحوه رفتار با متهمان انجام داده است و صحت و سقم مسايلي كه مطرح شده است نيز بايد توسط اين كميته مشخص شود. (more…)

نطق شجاعانه یک نماینده اصلاح طلب: سوگند می‌خورم به مرام پرندگان، در عرف ما سزای پریدن تفنگ نیست

اوت 10, 2009

دوشنبه 19 مرداد ماه :

امروز یک عضو فراکسیون خط امام مجلس در یکی از صریح‌ترین نطق‌های ایراد شده در مجلس بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری، با طرح سئوالاتی در خصوص حوادث بعد از انتخابات و نیز قرائت این بیت که «پرسشی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس، توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند؟» خواستار رسیدگی به تخلفات مسئولان در این حوادث شد.

به گزارش «پارلمان‌نیوز»، نصرالله ترابی قهفرخی با تبریک میلاد فرخنده حضرت مهدی (عج) گفت:« چرا مهدی جان نمی‌آیی تا ببینی برخی كه امام(ره) و انقلاب را مانع ظهورت می‌دانستند، امروز انقلابی شده و مقربین امام(ره) را هم درخط امام(ره) نمی‌دانند.» (more…)

دانلود کنید : یک آهنگ بسیار زیبا در مورد اعترافات سبک استالینی در دادگاههای نمایشی خامنه ای

اوت 10, 2009

این آهنگ بسیار موثر است . آهنگ را میتوانید از اینجا دانلود یا تماشا کنید .

http://www.4shared.com/file/124101438/24eb50d0/man_eteraf_mikonam.html

چرا به هرچه میخواهند بگویی اعتراف میکنی : ابراهیم نبوی و دیگران که در زندان خامنه ای بوده اند دلائل اعترافات ساختگی را میگویند

اوت 9, 2009

به نقل از سایت  روز آنلاین :

زنداني که مجبور به اعتراف شده است تلاش مي کند با چشمانش حرف بزند، تا به کساني که او را در حال اعتراف به گناهاني که هر گز نکرده است، مي بینند بگوید که او بر اثر روزهاي تنهایي در زندان انفرادي و اینکه بازجو خانواده و کساني که دوستشان دارد را تهدید کرده  است، دست به اعتراف زده است.

ابراهیم نبوي، طنز پرداز مشهور ایراني که بعد از گذراندن سه ماه زندان در سال 2000 به دلیل نوشتن طنز گزنده علیه روحانیون حکومتي اعترافات تلویزیوني اش پخش شد، مي گوید که این تنها راه براي آزاد شدن است.

نبوي بعد از دیدن اعترافات تلویزیوني دو سیاستمدار اصلاح طلب دربزرگترین دادگاه سیاسي ایران در هفته گذشته، معتقد است که مي دانسته چنین اتفاقي خواهد افتاد.

اعترافات محمدعلي ابطحي و محمد عطریانفر نمایشي ترین اعترافات در میان صد شخصیت سیاسي مخالف بود که در جریان سرکوب اعتراضات بعد از 12 ژوئن دستگیر شده بودند. (more…)

مرگ مشکوک علیرضا داوودی، فعال جنبش چپ دانشجویی

اوت 9, 2009

علیرضا داوودی سخنگوی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اصفهان، سردبیر نشریه دانشجویی راه خاکي در دانشگاه اصفهان، سخنران و سازمانده مراسم هشت مارس 86 در اصفهان، سخنران و سازمانده مراسم 13 آذر سال 86 در اصفهان، سخنران مراسم اول مه سال 87 در کامیاران ، فعال و سازماندهنده‌ی اعتراضات کارگری در اصفهان بود.
مادر علیرضا داوودی در این دیدار به آسیب های شدید روحی که در مدت زندان به پسرش وارد شده اشاره نمود و گفت شدت این شکنجه های روحی به حدی بوده است که علیرضا پس از آزادی از زندان ، هر شب کابوس‌های زیادی داشت؛ وعلیرضا هیچگاه از شکنجه‌های جسمی که در زندان شده بوده برایشان چیزی نگفته است اما آثار شکنجه و سوختگی با سیگار به روی دستان پسرم تا زمان مرگ بوضوح مشخص بود. (more…)

گزارشی تکاندهنده از جنایات رژیم در اردوگاه مرگ کهریزک

اوت 9, 2009

برگرفته از سایت عصر نو :

گزارشی که در زیر مطالعه خواهید کرد بخشی از جنایتهای که در چند سال اخیر بصورت روزانه علیه زندانیان بی دفاع در زندان کهریزک روا داشته می شد.
زندان کهریزک در جنوب تهران واقع شده است. گفته می شود قبل از این،این اردوگاه محل نگهداری اسرای عراقی بوده است.از سال 1385 جوانان و کسانی که در دادگاهها برای احقاق حقوق خود اعتراض می کردند به عنوان تنبیهی به آنجا فرستاده می شدند همچنین افرادی که دست به سرقت و یا با ارگانهای رژیم درگیر بودن و برای حذف آنها به اینجا فرستاده می شدند. اردوگاه کهریزک از بازداشتگاههای نیروی انتظامی و تحت نظارت مستقیم احمدرضا رادان رئیس پلیس تهران بوده رادان بطور مستمر با هلیکوپتر به آنجا در تردد بوده است. (more…)