Archive for the ‘تحلیل’ Category

آدرس یک وبسایت خیلی جالب : حتما چک کنید

اوت 13, 2009

http://irangreenrevolution.wordpress.com/

مصباح یزدی کفر میگوید: اطاعت از رییس جمهور (ا.ن.) اطاعت از خداست و هاله نور خامنه ای بر او نیز تابیده است

اوت 12, 2009

چهارشنبه 21 مرداد ، به نقل از سابت خبر آنلاین :

ولایت فقیه به عنوان رکن اساسی حکومت اسلامی است که هیچ یک از کشورها و ملل اسلامی نیز نظیر آن را ندارند و این امر باعث علاقه و جلب توجه بسیاری ملت‌های دنیا به کشور اسلامی ما شده است.

به گزارش رجانیوز، آیت‌الله «محمدتقی مصباح یزدی» گفت: جریانات اخیرکه در کشور رخ داد، ولایت فقیه را هدف قرار داده بود.

این استا برجسته حوزه علمیه قم  روز چهارشنبه در جمع گروهی از هنرمندان بسیجی از سراسر کشور در موسسه آموزشی امام خمینی(ره) در قم  ولایت فقیه را روح انقلاب و مشخصه این حکومت ذکر کرد و گفت: دشمنان می خواستند یا این رکن اساسی را حذف و یا تضعیف و کمرنگ کنند که در این جریان برخی آگاهانه و برخی فریب خورده اقدام به این امر نمودند.

وی ادامه داد: ولایت فقیه به دلیل آنکه دارای پرتویی از انوار امام زمان(عج) است و مردم نیز بدلیل این که او را جانشین به حق ولیعصر(عج) می دانند اطاعت از او را همچون اطاعت از امام عصر بر خود لازم می دانند.

آیت الله مصباح یزدی بر اساس خطبه ای از حضرت علی(ع) حقوق والی و سرپرست جامعه بر مردم را بزرگترین حق مردم بر مردم ذکر کرد و گفت: رهبر وقتی قانون را تایید می کند بنابراین همه مصوبات قانونی همچون نماز و روزه بر مردم واجب می شود که این از حقوق والی بر مردم است.

وی اظهار داشت: عموم مردم لزوم و اهمیت ولایت فقیه را درک می کنند ولی برخی خواص مسوولیت پذیری رهبری را مانند رییس جمهوری یک شخصیت سیاسی و نفر اول در کشور می دانند در حالی که این دو تعریف تفاوت ماهوی با یکدیگر دارد.

وی بااشاره به این که ولی فقیه جانشین امام زمان(عج) بوده ولی رییس جمهوری را مردم انتخاب می کنند، یادآور شد: وقتی رییس جمهوری از جانب رهبری نصب و تایید می شود به عامل او تبدیل شده و از این پرتو نور ((مقصودشان همان هاله نور است ))بر او نیز تابیده می شود.

وی افزود: وقتی ریاست جمهوری حکم ولی فقیه را دریافت کرد اطاعت از او نیز چون اطاعت از خداست. ((مصباح جان اینجا را دیگر داری کفر میگویی، یعنی هرکه از آقای ا.ن. اطاعت نکرد کافر است؟؟؟ یعنی 70 ملیون ایرانی ، به غیر از آن چهل هزار چماقدار دست به شلوار تجاوزگر به فرمان رهبر، همه کافرند؟؟؟))

آیت الله مصباح یزدی خاطر نشان کرد: قبل از انقلاب به دلیل جدایی دین از سیاست علما در این عرصه وارد نمی شدند ((به خصوص من و اطرافیانم که انجمن حجتیه ای بودیم و با اینکار خود کفر خمینی را در آوردیم ))در حالی که دیانت عین سیاست است که این شعار از سوی شهید مدرس مطرح و توسط امام به آن جامه عمل پوشانده شد.

وی افزود: اکنون در فرهنگ دینی ما هر که دیندارتر است از ولایت فقیه حمایت می کند ولی هنوز بعد از 30 سال این اصل آنچنان که باید جا نیافتاده است.

الله اکبر گفتن در جمهوری جهنمی خامنه ای تبدیل به گناه کبیره شده است

اوت 11, 2009

به نقل از موج سبز آزادی :

یک روز پس از کودتای انتخاباتی 22 خرداد، شعار الله اکبر به یکی از شعارهای اصلی مردم معترض به کودتا تبدیل و روز به روز بر تعداد کسانی که بالای پشت بام‌ها، در اعتراض به تقلب گسترده در انتخابات و برخوردهای صورت گرفته با مردم شعار الله اکبر سر می‌دادند افزوده شد. چنین بود که گفتن الله اکبر به اقدام علیه امنیت ملی تبدیل شد. یکی از کسانی که به علت گفتن الله اکبر بازداشت شده بود، در روز از این جرم جدید گفته است. به او در زندان اوین و در بازجویی ها اتهام اقدام علیه امنیت ملی را تفهیم کرده‌اند. (more…)

قاضی مرتضوی و جنایات جنسی در زندانهای خامنه ای جلاد

اوت 11, 2009

از سایتhttp://www.mowjcamp.com

«مسیح علی نژاد» :

«كروبی سیاستمدار، فیلسوف و روشنفكر نیست. او سیاستمداری است كه اگر سیاستش را به پیش نبرد، شب خوابش نمی‌برد.»این را عباس عبدی در روزهای انتخابات ریاست جمهوری دهم در وصف شیخ مهدی کروبی گفت..

«من نفهمیدم آن شب از چه کسی این خبر را شنیده بود، کدام خانواده پیش او(کروبی) بوده، اما مادرم گفت آقاجانت خوابش نبرد.»

و این جمله را حسین، فرزند شیخ مهدی کروبی در وصف احوال شیخ گفت آنگاه که پس از وقایع خونین انتخابات، نامه معروف کروبی به هاشمی رفسنجانی در مورد اخبار مربوط به تجاوزات جنسی به زندانیان منتشر شد.

انگار کروبی و واژه خواب دو گزینه گره خورده به هم در ادبیات سیاسی وانتخاباتی سالهای پس از اصلاحات شده‌اند تا بیداری را مفهوم بخشند. هرجا که نام از کروبی و حضورش در انتخابات می‌آید، کدی هم از آن خواب معروف‌اش که خود شیخ آن را به خواب اصحاب کهف تعبیر کرده بود، نیز داده می‌شود. تیتر نخست بسیاری از سیاستمداران و صاحبنظران و تحلیل گران وبلاگ نویسان و مردم کوچه و بازار در روزهای انتخابات این بود: برای مراقبت از آرا و جلوگیری از تقلب، تا خود صبح بیدار می مانیم. مردم به همراه سیاستمداران و رهبران خود تا خود صبح هم اگر بیدار می ماندند آنچه که باید از صندوق های انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران بیرون می‌آمد پیش از این برنامه ‌ریزی شده بود. حال صرف نظر از تقلب و تخلف بی‌سابقه ای که نامش را جز کودتا نتوان گذاشت، وقایع بعد از انتخابات، خود قصه تلخ تر از همه آن آرای به تاراج رفته بود که باز کروبی و قصه بی خوابی‌اش اخبار مهمی از این وقایع تلخ را به خود اختصاص داد. (more…)

کدام مراجع موافقند و کدام مراجع مخالف .

اوت 11, 2009

20 مرداد ، ندا سلامیان ، به نقل از جنبش راه سبز :

پس از جریان انتخابات و حجم وسیع دستگیری ها، اکثریت مراجع عظام، با تشکیل جلسات محرمانه و گاه با صدور بیانیه ای کوشیدند، به اوضاع پس از انتخابات و رییس جمهور شدن دوباره احمدی نژاد، واکنش هایی نشان دهند. کوشش و تلاش مراجع با در نظر گرفتن نقش پر رنگ آنها در پیروزی انقلاب سال 57، و تاثیری که این روزها می توانند بر جنبش سبز ایران بگذارند، بسیار درخور توجه است.

تعداد مراجع عظام ساکن ایران که در قید حیات هستند مجموعا به 19 نفر می رسد که عده ی قابل توجهی از آن ها در انزوا و بایکوت خبری قرار داشتند که بخشی از آن ها با دیدن تقلب در انتخابات، اعتراضات وسیع مردمی، اقدامات تعجب برانگیز احمدی نژاد درمورد انتصاب رحیم مشایی، سرکوب شدید معترضان داخلی و در عوض سکوت کردن در مقابل جنایات چین، سوانح پی در پی هوایی که در نهایت علتش را \»عامل ناشناخته\» اعلام می کنند و برگزاری دادگاه های نمایشی و … همه و همه دست به دست هم دادند تا بخشی از مراجع، سکوت اجباری خود را بشکنند و در قالب پاسخ دادن به نامه ها و یا بیانه هایی نارضایتی خود را از وضع حاکم و جریان حاکم ابراز کنند. (more…)

بابک داد: آرزو کنيد با «انقلاب مخملين» برکنار شويد!

اوت 11, 2009

مقاله اخیر بابک داد ، سه شنبه 20 مرداد ماه :

کودتای اخير نشان داد سال ها تلاش اصلاح طلبان برای «اصلاح نظام از درون» بی ثمر بوده و اين نظام «اصلاح پذير» نيست و جز از طريق يک انقلاب مردمی، مقامات نظام حاضر نيستند قدرت را رها کنند و در يک انتخابات سالم، قدرت را به ديگران بسپارند. اين نظام هر «تغييری» را حتی اگر در چارچوب قوانين فعلی باشد، «براندازی» و «انقلاب مخملی» می داند

برای حاکمان انحصار طلب نظام اسلامی، وجود معضل بزرگی به نام «انتخابات» باعث دست و پاگيری های بسياری شده و با وجود بی قانونی های فراوانی که در دوره های مختلف انتخابات کرده اند، اما نمی توانند«اصل انتخابات» را کاملا» تعطيل کنند وگرنه در انجام اين کار هم کمترين درنگی نمی کردند و مثل خيلی از اصول قانون اساسی، «اصل انتخابات» را هم معطل و حذف می کردند. از ديدگاه آنها، انتخابات يک مصيبت بزرگ(!) است که در قانون اساسی گنجانده شده و رأی مردم و انتخابات برای مستبدان و انحصارطلبان و ديکتاتورها، يک بدبختی بزرگ است! (more…)

نامه سرگشاده ابراهیم نبوی به محمود احمدی نژاد ، حتما بخوانید ، شاهکار است

اوت 10, 2009

با اجازه از ابراهیم نبوی عزیز ، برگرفته از جنبش راه سبز :

دوشنبه 19 مرداد ماه :

آقای محمود احمدی نژاد!

می گویند در روزگار قدیم که دستگاههای ماشین حروفچینی فلزی بود، حروف م. و ل. در روسیه کمونیستی معمولا زودتر از سایر حروف سائیده می شد، علتش این بود که نوشتن واژه مارکسیسم لنینیسم(م.ل.) آنقدر رایج بود که دولت و نویسندگان و مخالفان از حروف م.ل. به جای واژه مارکسیسم لنینیسم استفاده می کردند و کثرت استعمال م.ل. باعث خرابی ماشین های تحریری می شد که دائما این واژه منحوس را تکرار می کردند. می گویم واژه منحوس و این ناشی از هیستری ضد چپ من نیست، چون من به سوسیال دموکراسی اعتقاد دارم و آنچه مرا به خشم می آورد، سویه دیکتاتوری لنینیستی است، نه سویه سوسیالیستی. مردم شوروی هرچه بدبختی می کشیدند از همین میم و لام بود، از آن فقر ملی که همه جا بود تا آن نکبت سازمان امنیت کمونیستی تا آن حزب لعنتی کمونیست شوروی تا آن ارتش سرخ لعنتی و به همین دلیل بود که میم و لام برای بخش وسیعی از مردم نفرت انگیز بود.

وقتی چهار سال قبل شروع کردم به طنزنوشتن درباره تو، دائما مجبور بودم کلمه احمدی نژاد را تکرار کنم، به همین دلیل ناخودآگاه تو را خلاصه کردم. وقتی می نوشتم ا.ن. همه می فهمیدند که منظور توئی کعبه و بتخانه بهانه است، اما در این میان برخی خرده گرفتند که چرا به او توهین می کنی؟ نوشتم کوتوله سیاسی، بعضی از دوستان خوشبین نوشتند چرا از قدش ایراد می گیری؟
بالاخره من و خوانندگان مودب به همان واژه ها قناعت کردیم و در این حد چهار سال را گذراندیم، اما حالا جالب است. همان مودب ترین ها چنان از تو خشمگین و عصبانی اند که با ا.ن. هم رضایت نمی دهند و در بهترین حالت مشنگ خطابت می کنند. سابقه ندارد این حجم صمیمانه جوک ساختن و شعارهای مفرح توهین آمیز به مثلا رئیس جمهور یک کشور که مردم در خیابان و بیابان و کوچه و داخل و خارج نثار یک مقام رسمی کنند. خودت فکر کردی که چه شده است که این ملت اینقدر از تو عصبانی و خشمگین هستند؟ فکر کرده ای چرا این مردمی که اگر یک ماشین نیروی انتظامی می دیدند، همه از ترس فرار می کردند، اینقدر عصبانی و پرانگیزه اند که حتی وقتی می دانند دستور تیر صادر شده، سه میلون نفرشان در تهران به خیابان می آیند و بعد از کشته شدن 360 نفر و زندانی شدن دو هزار نفر و کتک خوردن دهها هزار نفر از مردم کشور، حاضرند با همان انگیزه ای که در مقابل دشمنی مثل صدام حسین جنگیدند، در مقابل تو و دولت ات بایستند و تا ته دعوا بروند؟

می دانی چنین انرژی و انگیزه ای در ایران بی سابقه است؟ یک کودتای 28 مرداد شد، ساعت نه صبح کودتا کردند، یک روز بعد تمام شد. نه تعداد کشته ها به اندازه حالا بود، نه شعبان بی مخ ها و فاطمه اره هایی که طرفداران مصدق را می زدند، به اندازه شعبان بی مخ های تو و نیروی انتظامی و پلیس ضد شورش بودند. حتی کودتای رضا شاه هم یک روز با مقاومت روبرو نشد. صد تا را گرفتند و تمام شد. نه چنین بیرحمی کردند و نه مردم عین خیال شان بود. بگذار برایت بگویم که حتی در روز سی خرداد هم رجوی خائن وقتی فاز نظامی را اعلام کرد، هوادارانش یک هفته هم نتوانستند مقاومت کنند و اصلا قضیه یک موج عمیق اجتماعی نبود. تو چه کردی که این ملت حاضر نیست به هیچ قیمتی باور کند که چهار سال باید وجود تو را تحمل کند؟

آقای خامنه ای گفته بود که جنبش سبز کاریکاتور انقلاب است، به نظرم ایشان چون کسی جرات ندارد کاریکاتورشان را بکشد، مدتی است کاریکاتور ندیده، یا انقلاب را فراموش کرده یا نمی داند کاریکاتور چیست. من هر دو را خوب می شناسم، اولا که متاسفانه از مرداد 1356 که انقلابیون به سیب زمینی می گفتند » دیب دمینی» من نوزده ساله وسط خیابان های شهر ولو بودم و درگیر انقلاب و ثانیا مهم ترین کار تحقیقی زندگی ام در مورد انقلاب ایران است. باور کن اگر این انرژی که جنبش سبز علیه تو و حامیانت دارند، در مردم انقلابی سال 1357 بود، انقلابی که دی ماه 56 جدی شده بود، تا خرداد 57 کلک شاه را کنده بود. یک سال طول کشید تا ماشین این ملت به راه افتاد و وقتی راه افتاد، دیگر راه افتاده بود. شما چه می دانید انقلاب و خشم مردم چه کوفتی است؟ نه آقای خامنه ای انقلاب دیده است، نه تو. ملت هم البته اکثرا انقلاب ندیدند، وگرنه شاید اینقدر میل به نزدیک شدن به انقلاب و انقلابیگری را نداشتند. انقلاب، حاصل نادانی رهبران یک کشور است و به علت موقع نشناسی و سهل انگاری آنان رخ می دهد. و اتفاقا تو و آقای خامنه ای و سیستم امنیتی و پلیسی تان دارید تابع النعل بالنعل همان راهی را می روید که شاه رفت.

انقلاب وقتی توده ای می شود که شعارش از » زندانی سیاسی آزاد باید گردد» تبدیل می شود به » مجتبی بمیری رهبری رو نبینی» لابد فکر می کنی این شعار دست ساز است، یعنی مثلا یک گروه روشنفکر و تحلیل گر آن را ساخته اند، نه، اصلا این طور نیست. مردم خونی شده اند. مردم فرزندشان را از دست داده اند، وگرنه شعاری مثل » می کشم آنکه برادرم کشت» شعار جنبش سبز نیست، این یک واکنش عصبی و انقلابی است که توسط مردمی که جلوی چشم شان قتل صورت می گیرد داده می شود. محمود احمدی نژاد! تو از خط قرمز رد شدی. آقای خامنه ای و تو مسوول خون حداقل 360 نفری هستید که یا با گلوله و یا با شکنجه کشته شده اند. به همین دلیل است که می خواهم بگویم که بدانی سر گنده زیر لحاف است. و این قصه سر دراز دارد.

این نامه را به این امید دارم می نویسم که با جدیت بخوانی. مطمئنم می خوانی. حرفم را جدی بگیر، بیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد. نامه دیگری برای مجلس و آقای لاریجانی نوشته ام، او و هاشمی هنوز یک پلی را برای خراب نشدن باقی گذاشته اند و علیرغم رفتار غیرمنطقی آقای خامنه ای خوشبختانه علی لاریجانی مجلس را و خودش را هنوز نابود نکرده است و امیدوارم حداقل برای جلوگیری از فروپاشی کامل یا انقلاب کامل که هر دو به زیان منافع ملی ماست، آن راه را برود. تو اگر عقل بخرج بدهی باید قضیه را تمام کنی و یا استعفا کنی یا در مقابل مجلس درگیر نشوی، بگذار قضیه تمام شود. این طوری می توانی یک جوری لایی رد کنی و در یک معامله آینده با گذشته جلوی ادامه خشونت را بگیری. استعفا هم کار سختی نیست، فقط تصور کن که اگر بنا باشد مردم در مقابل تو بایستند، دیوانگی بشود، یا فقط دو روز کنترل از دست برود، خاندانت برباد می رود.

من مطمئنم که تو آدم شجاعی نیستی، ممکن است قبلا فکر می کردی بلدی نقش پسر شجاع بابا را بازی کنی، ولی این مال وقتی بود که در دوره گذشته به آقای خاتمی گفته بودی، کاش شما هم بدون محافظ از خیابان های تهران رد می شدید و مردم را می دیدید، و وقتی انتخاب شدی، گفتی که با همان پژوی قدیمی ات سر کار خواهی رفت و از محافظ استفاده نخواهی کرد. در حالی که برای اولین بار یک رئیس جمهور در جمهوری اسلامی جرات نکرد فاصله کاخ ریاست جمهوری تا بهارستان را با وجود یکصد هزار نیروی پلیس و لباس شخصی و ضد شورش طی کند. دوستانت گفته اند که در گذشته هم هرگز نه یک بار جبهه رفته ای و نه در هیچ موقعیت خطرناکی قرار گرفتی. بزرگترین کربلایی که رفتی دانشگاه کلمبیا در نیویورک بود و بزرگترین جبهه ای که رفتی در سوئیس بود که مطمئنم به ماموران امنیتی آنها بیشتر اطمینان داشتی تا ماموران امنیتی خودت.

آقای احمدی نژاد!
روزی که گفتند احمدی نژاد با هلی کوپتر برای تحلیف رفته است، فهمیدم که تو دیگر حاضر نیستی خودت را در معرض خطر قرار بدهی. و اتفاقا مشکل هم از همین جا همیشه شروع می شود. افتخار بزرگ تو این بود که در منطقه سبز آمریکایی ها پیاده راه رفته ای و از تروریست ها و نیروهای آمریکایی نترسیدی، حالا پسر شجاع ما جرات ندارد در منطقه سبزی به اسم تهران با ده تا ماشین محافظ و صد هزار نیروی ضد شورش راه برود. این را بگیر و حساب چهار سال را بکن. حتما دلت را به این خوش کرده ای که این خس و خاشاک خسته می شوند و می روند و خانه می نشینند، اما، راه را اشتباه می روی. تو گربه را انداختی زیر شیروانی داغ و انتظار داری که پنجه به صورتت نکشد. در ساده ترین صورت دو هزار زندانی دست پلیس و قوه قضائیه است. تا وقتی اینها در زندان و دادگاهند، تو روی آرامش نخواهی دید، و با این صورتی که مرتضوی محاکمه می کند، فقط هشت سال دادگاه های صد نفری طول می کشد. می خواهی چه کنی؟ ول شان کنی یک مشکل داری و اگر ول شان نکنی هزار مشکل.

آقای احمدی نژاد!
تو یک پاسخ بزرگ را به همه ایرانیان و جهانیان بدهکاری، اگر واقعا مردم ایران تو را با 24 میلیون رای انتخاب کرده اند، دلیل این که مملکت دو ماه است حکومت نظامی است چیست؟ و چرا با گذشت دو ماه از انتخابات و کشته شدن 360 نفر و زندانی شدن قریب دو هزار نفر، هنوز اعتراض مردم ادامه دارد؟ چرا اگر واقعا انتخابات بدون تقلب برگزار شده، از میان هشت رئیس مجلس و هفت رئیس جمهور، فقط حداد عادل و آقای خامنه ای انتخابات را صحیح می دانند و سه رئیس جمهور سابق، نخست وزیر سابق و همه روسای شش مجلس گذشته انتخابات را مخدوش و دولت تو را نامشروع می دانند؟ چرا تمام خانواده رهبر سابق و بنیانگذار جمهوری اسلامی، تمام مراجع تقلید، بجز یکی از آنان، دولت دهم را نامشروع می دانند؟ اگر واقعا تو نماینده 24 میلیون ایرانی هستی، چرا یک تظاهرات آزاد برگزار نمی کنی و اجازه نمی دهی بدون حضور نیروی امنیتی و نیروی ضد شورش طرفداران تو و طرفداران میرحسین موسوی در همه کشور در دو مکان مجزا تظاهراتی در حمایت از کسی که به او رای داده اند، برگزار کنند؟ این چه ریاست جمهور 24 میلیونی است که جرات نمی کند به خیابان برود؟ اگر واقعا طرفداران تو فقط نیروهای ضدشورش و باتوم به دست ها و کلت به کمرهای لباس شخصی هستند، که با این وضع نمی توانی چهار سال حکومت کنی.

آقای احمدی نژاد!
حالا دیگر مردم جهان هم چهره دیگری از احمدی نژاد می شناسند، انقلابی را که می خواستی به جهان صادر کنی، با اجازه ات ما به گند کشیدیم، ایرانیانی بسیاری در سراسر جهان زندگی می کنند که تنها کلمه ای که به فارسی نوشته اند، نام میرحسین موسوی است. نسل اول و دوم و سوم مهاجرین ایرانی در سراسر جهان حالا دیگر به این افتخار می کنند که ملت ایران با شجاعت در مقابل دیکتاتوری به اسم محمود احمدی نژاد و رهبرش ایستاده اند. حالا دیگر در تمام جهان احمدی نژاد و حامیانش نه به عنوان دشمنان آمریکا و اسرائیل، بلکه به عنوان قاتلین مردم ایران شناخته می شوند. تعداد فیلمهایی که از کشتگان مظلوم ایرانی در جهان پخش شده از تصاویر بیست سال کشتگان لبنان و فلسطین هم بیشتر است. تو دیگر در هیچ کشوری که زیر سلطه نظامی و دیکتاتوری نباشد، امنیت نداری. حالا دیگر نه می توانی در نیویورک مهمانی بدهی، نه می توانی با مسلمانان هند و مالزی و اندونزی دیدار کنی، حتی آنها هم تو را به عنوان قاتل مسلمانان می شناسند. تنها دولتی که ممکن است با تو نزدیک شود، آمریکاست. تمام مسلمانان جهان لعن و نفرینت خواهند کرد. اگر طرف آمریکا نروی یک بدبختی داری و اگر با آمریکا کنار بیایی هزار بدبختی.

آقای احمدی نژاد!
سالی که در پیش رو داری سال سختی است. نه می توانی به سفر بروی، نه می توانی پا به دانشگاه بگذاری، نه می توانی به سفر استانی بروی و خودت هم می دانی که بدون نفت صد و پنجاه دلاری و بدون وجود بوش در کاخ سفید، دیگر نه می توانی پول به طرفداران نامه نویس بدهی و نه باج به حماس و حزب الله. از سوی دیگر مجلس نیز دستت را خوانده است، اگر در دولت قبلی دوازده وزیرت برکنار شد، در همین سال بزحمت بتوانی دولتی همراه پیدا کنی که بتواند رای اعتماد همین مجلس را بگیرد. بالاخره این مجلس هم وکلایش باید به میان مردم بروند. موجودات حقیر و خودفروشی مثل کوچک زاده که اگر به عنوان لباس شخصی ویژه در مجلس سایر نمایندگان را کتک نزند، فقط به درد مشاورت خودت می خورد، را کنار بگذار. کابینه تو از این مجلس هم رای اعتماد نخواهد گرفت و بعید نمی دانم که مجلس هشتم افتخار تصویب لایحه عدم کفایت سیاسی تو را از دست بدهد. اگر بنا باشد یک مصداق روشن و مشخص برای عدم کفایت سیاسی پیدا شود، توئی. دور قبل که با شکلات و شیرینی شروع کردی و با وعده نفت و سفره و مدیریت جهان آمدی، چنان شد که مردم وقتی دوره ات تمام می شد، همه جشن گرفته بودند، حالا که در دو ماه 360 کشته مخالفت های سیاسی، 160 کشته سوانح هوایی و 115 اعدام در دو ماه، فقط آغاز بهار تست، با این بهار، می خواهی زمستان را چه کنی؟

محمود خان!
دولت تو، و نه قوه قضائیه، مسوول کشتن مردم است. رهبری فرمان تیر داد و نیروی انتظامی تحت امر تو آدمهایی را با شکنجه به شهادت رساندند. مجلس رسما اعلام کرده که فرمانده پلیس تو مسوول جنایات کهریزک است. حالا می خواهی چه شعاری بدهی؟ می خواهی به جهانیان چه بگوئی؟ می خواهی از کشتار در کجا انتقاد کنی؟ می خواهی از آزادی در کجا دفاع کنی؟ می خواهی بگویی پیرو کدام خمینی هستی که همه نورچشمی هایش را آواره و زندانی کرده ای؟ می خواهی بگویی طرفدار کدام پابرهنه ای هستی که فقیر تر و بدبخت تر نشده است؟ کدام دولت مستکبر در دو ماه گذشته بیش از دولت تو آدم کشته است؟ اسرائیل؟ آمریکا؟ سودان؟ چین؟ ذهنت را خسته نکن. هیچ دولتی و هیچ گروه جنایتکاری چنین نکرده است که شما در این دو ماه کردید. ولی می دانی مساله چیست؟ بسیار تر از بسیار ایرانیانی را می شناسم که تا پیش از این فکر می کردند اگر تو بیایی از کشور بیرون خواهند آمد یا هرگز به ایران بازنخواهند گشت، اما هر روز یکی شان از من خداحافظی می کند و خبر رسیدنش به ایران را می دهد یا از ایران یکی تماس می گیرد و می گوید به هیچ رو حاضر نیست، حضورش را در این لحظه های تاریخی جنبش سبز و بزرگ ایران از دست بدهد. ایرانیان امروز نترس و شجاع و بی باک ایستاده اند تا نگذارند چهار سال دیگر از تاریخ را با حضور احمدی نژاد بنویسند.

آقای احمدی نژاد!
جوان تر که بودم پیری از پیران قوم، فلسفه تاریخ را برایم چنین می گفت که نادرشاه دو هفت سال حکومت کرد، هفت سالی را به مردم داری و مردم دوستی و هفت سالی را به جنایت و مردم کشی، به نظر می رسد هفت سال دوم نادر را آغاز کرده ای. گفتن این کلام دشوار است و دیدنش دشوارتر که مردمان کشورم در ترس و وحشت روزگار می گذرانند و جز تن شان هیچ سلاحی برای جنگیدن ندارند، اما این وضعی است که تو و آقای خامنه ای انتخاب کردید. تو حاضر نشدی بپذیری که مردم تو را نمی خواهند، و رهبر نظام حاضر نشد بپذیرد که رئیس جمهوری که مردم می خواهند، و او نمی خواهد، بر صندلی قدرت بنشیند. فاجعه همیشه از همین جا آغاز می شود.

محمود!
تو یک راه برای بازگشت داری. هنوز این راه بسته نیست. کسی نمی تواند تو را مجبور کند که رئیس جمهور باشی. از میان شورش و کشتار، یا فروپاشی حکومت، که سرنوشت محتوم وضع کنونی است، راه سومی را انتخاب کن. این راه به صلاح همه است، اگر تا یک ماه قبل فکر می کردی با کشته شدن بیست نفر و زندانی شدن پنجاه نفر و اعدام ده نفر همه چیز تمام می شود و چهار سال دیگر می توانی به بازی کودکانه ات ادامه دهی، حالا دیگر آن سبو بشکسته و آن پیمانه ریخته است. کشته ها بسیار شدند و مردم ناآرام تر. مردم خشمگین تر و پر انگیزه ترند، راستش را بخواهی هیچ راهی برای بازگشت و تعادل باقی نگذاشتی و کسی که بحران می سازد، عاقبت در همان بحران می سوزد.

واقعا چه ارزشی دارد که یک دولت دیکتاتور را اداره کنی؟ چه منزلتی دارد که مردم تصویر یک جنایتکار از تو داشته باشند؟ اگر فکر می کنی که این دولت به دولت امام زمان وصل می شود، اشتباه می کنی، لابد مراجع تقلید بهتر از تو می دانند آقای تو و آنها کی ظهور می کند. یادت نرود که جای هیچ افتخار و بزرگی برای خودت باقی نگذاشتی، نبودی، بی دلیل به جایی آمدی که بزرگتر از خودت بود و حالا می توانی بروی و ننگ بزرگتری را با یک انتخاب بهتر از بین ببری. نمی خواهم تصور کنم که تو در فاصله ای کوتاه با نابودی خودت و یک کشور و کشته شدن مردمی بسیار، نیاز به یک مشورت نداشته باشی. سالی دیگر خواهد رسید و همه ما این روزها را چون خاطره و خطری غریب خواهیم دید و تو بی هیچ افتخار و خدمتی خواهی رفت. هنوز یک راه باقی است. انتخابش کن.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

گزارشی در مورد تجاوز به زندانیان درزندانهای خامنه ای خونخوار

اوت 10, 2009

به نقل از روز آنلاین :

شکنجه زندانیان و تجاوز به آنان در زندان، همواره یکی از اصلی ترین اتهامات گردانندگان زندان های جمهوری اسلامی در30 سال گذشته بوده است.بیشتر کسانی هم که بعد از بازجویی ها و یا حبس های طولانی آزاد شده اند، هر یک بخش هایی از شکنجه و تجاوز را مطرح کرده اند؛این مسئله اما در 30 ساله گذشته همواره مسکوت مانده و مسولان جمهوری اسلامی حداکثر به تکذیب آن مبادرت ورزیده اند. روزاین روند 30 ساله را با بررسی اخبار و گزارش ها و همچنین گفت و گو با مهرانگیز کار، حقوقدان، علی افشاری و احمد باطبی، فعالان دانشجویی و یک عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی بازخوانی کرده است. (more…)

مسیح علی نژاد : دستگیری خاتمی، کروبی، موسوی؛ اعلام رسمی جنگ است

اوت 10, 2009

دوشنبه 19 مرداد :

اگر چه نامه کروبی به هاشمی، که رنجنامه بسیاری از دربندان این روزهای ایران بود، بعد از ده روز منتشر شده است، اما از همان روزی که هاشمی این نامه مهر و موم شده را در دفتر کار خود دریافت کرد پیشتر و بیشتر از شیخ می دانست که چه می گذرد بر اهالی اوین و کهریزک و بازداشتگاه زیرزمین وزارت کشور و باقی زندان هایی که حاکمیت آن را «غیراستاندارد» می داند و ملت آن را «تجاوزخانه های مخوف».

زندانیان وقتی از کهریزک رسوا، رها می شوند راه خانه بزرگان در پیش می گیرند و ناله و نامه به در خانه کسانی می برند که گمان می برند دست آنها به زندان بان ها نزدیک تر است و شاید کاری بکنند. شیخ مهدی کروبی ، میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی این روزها سنگ صبور کسانی شده اند که خالصانه به میدان آمده بودند رای خود در صندوق های مورد تایید همین نظام انداختند و در مقابل از زندان های همین نظام جنازه از جنایت کاران تحویل گرفته اند. (more…)

چرا به هرچه میخواهند بگویی اعتراف میکنی : ابراهیم نبوی و دیگران که در زندان خامنه ای بوده اند دلائل اعترافات ساختگی را میگویند

اوت 9, 2009

به نقل از سایت  روز آنلاین :

زنداني که مجبور به اعتراف شده است تلاش مي کند با چشمانش حرف بزند، تا به کساني که او را در حال اعتراف به گناهاني که هر گز نکرده است، مي بینند بگوید که او بر اثر روزهاي تنهایي در زندان انفرادي و اینکه بازجو خانواده و کساني که دوستشان دارد را تهدید کرده  است، دست به اعتراف زده است.

ابراهیم نبوي، طنز پرداز مشهور ایراني که بعد از گذراندن سه ماه زندان در سال 2000 به دلیل نوشتن طنز گزنده علیه روحانیون حکومتي اعترافات تلویزیوني اش پخش شد، مي گوید که این تنها راه براي آزاد شدن است.

نبوي بعد از دیدن اعترافات تلویزیوني دو سیاستمدار اصلاح طلب دربزرگترین دادگاه سیاسي ایران در هفته گذشته، معتقد است که مي دانسته چنین اتفاقي خواهد افتاد.

اعترافات محمدعلي ابطحي و محمد عطریانفر نمایشي ترین اعترافات در میان صد شخصیت سیاسي مخالف بود که در جریان سرکوب اعتراضات بعد از 12 ژوئن دستگیر شده بودند. (more…)

نامه هشدار لاریجانی و 200 نماینده مجلس به ا.ن.

اوت 9, 2009

به نقل از سایت انتخاب نیوز:

علي لاريجاني سرانجام پس از اينکه ملاقات «محرمانه اش» با محمود احمدي نژاد براي انتخاب برخي از وزرا به نتيجه نرسيد، ديروز يک نامه تهديدآميز آماده کرد و با امضاي 200 نماينده به پاستور فرستاد تا آخرين خط و نشان ها را کشيده باشد. محمود احمدي نژاد هم بلافاصله پس از رسيدن نامه به دستش عقب نشيني کرد و اصولگراهاي بهارستان را دعوت کرد به پاستور بروند و آنها را قانع کند روايت هاي لاريجاني از «خودمحوري» او و مشاورانش حقيقت ندارد.

به گزارش خبرگزاری انتخاب به نقل از اعتماد، مجلسي ها دو هفته است از ايما و اشاره گرفته تا مصاحبه صريح از پاستورنشين ها گلايه مي کنند که چرا براي انتخاب کابينه با آنها مشورت نمي شود. احمدي نژاد و مردان حلقه اولش هم تا ديروز به روي خود نمي آوردند اما پس از اينکه نامه يي با 200 امضا دريافت کردند که متن آن به صراحت براي احمدي نژاد پيغام «دردسرهاي جديد» در بهارستان داشت، رايحه خوش خدمتي ها به راهروهاي مجلس آمده و از يک طرف لاريجاني را به سهم خواهي متهم کردند و از طرف ديگر از سوي احمدي نژاد پيغام آوردند سوءتفاهم شده و او قصد داشته «خيلي زود» با آنها مشورت کند. البته تاريخ «خيلي زود» درست چند ساعت پس از امضاي نامه جالب مجلسي ها به آدرس دفتر احمدي نژاد تعيين شد تا «اصولگراها»يي که کابينه احمدي نژاد را تحريم نکردند زحمت کشيده به پاستور بروند و نظر بدهند که با فلان وزير موافق هستند و با فلان وزير مخالف. البته ديروز راهروها صحنه هاي جالبي داشت. (more…)

چشم انداز انقلاب سبز پس از 60 روز و دلایل قوت و ضعف جنبش

اوت 9, 2009

این مقاله را یکی از دوستان برای ما فرستاده است که با تشکر از ایشان  برای استفاده دیگران در سایت میگذاریم . ماهم معتقدیم که به دلائل متعدد سقوط این دولت کودتایی قطعی است :

1. یک دلیل اساسی  شکاف اساسی در نیروهای حاکمیت است که به مخالفان اجازه ادامه حرکتهای اعتراضی را خواهد داد به خصوص که یک طرف شکاف حمایت خود را از این حرکات اعلام داشته است .

2. شکاف در درون جناح کودتا بین نیروهای اصولگرا و جناح احمدی نژاد که دولت او را ضعیفتر از آنجه که هست میکند .

3. بی سیاستی و حماقت حیرت آور احمدی نژاد که نمونه های چندی ازآنرا در ماه اخیر شاهد بودیم از جمله گماشتن مشایی بر پستهای مهم با وجود مخالفت رهبر و جناح اصولگرا . اگر رهبر کودتا فردی با هوش و فراست بود کار بر انقلابیان سخت تر میشد . خوشبختانه چنین نیست .

4. نیروی عظیم نسل جوان که در این انقلاب همه بر علیه کودتاچیان به پا خواسته اند .

و اما ضعف اساسی جنبش نبودن یک رهبری قاطع و مرکزی است . اگر این جنبش مانند سال 57 از رهبری مانند خمینی برخوردار بود شاید تا به حال حساب کودتاچیان رسیده بود . متاسفانه نبود یک رهبری قاطع باعث شده که از این نیروی عظیم خلقی داخل خیابانها استفاده شایسته به عمل نیاید . راه حل این نقصان اتکا به رهبری شوراهای مردمی و خلقی است که سرانجام از درون اجتماع در حال انقلاب سر برخواهد کشید . باید هرچه سریعتر این شوراها را با هدف ایجاد یک رهبری قاطع و منسجم خلقی تشکیل داده و بر ارتبا ط آنها با توده ها افزود .زمانی که این شوراها تشکیل شود برنامه ریزی حرکتهای اعتراضی از حالت خودجوش و بی برنامه فعلی در آمده و نظام خواهد یافت . وقتی برنامه ها در یک مرکز شورایی تهیه شود اجرای آنها ساده تر خواهد بود و مشت عظیم توده ها در انقلاب نیز متمرکزتر بر پیکر لرزان کودتاچیان فرو خواهد آمد .

ضعف دیگر جنبش عدم وجود هسته های قوی دفاع مردمی است . هسته های مخفی دفاع مردمی که بتوانند شدت ضربه نیروهای سرکوب را بگیرند و آنان را خنثی کنند تا مردم بتوانند حرکتهای اعتراضی خود را با امنیت بیشتری انجام دهند . تشکیل این هسته ها مانند زمان انقلاب مشروطه بر عهده شوراهای مردمی است .

ضعف اساسی دیگر این جنبش به نظر ما عدم شروع اعتصابهای سراسری و خلقی است . کوتاهی در این مورد را متوجه رهبران جنبش سبز میدانیم نه مردم . رهبران نباید تنها بر حرکتهای خیابانی تکیه کنند . ما بارها گفته ایم آنچه سرانجام کمر این دولت را خواهد شکست ، و راه سریعتر و کم هزینه تر سرنگونی این دولت ، اعتصاب سراسری است . باید کمیته های مخفی  اعتصاب را در سراسر ایران در همه جا تشکیل داد . ادارات ، بازار، کارخانه ها ، شرکتهای بزرگ خصوصی و دولتی و کارگاهها باید تاکنون کمیته های اعتصابی مخفی خود را تشکیل داده باشند . حتی اگر اعتصابها شروع نشود با رهبری این کمیته ها میتوان از سایر روشهای مبارزه همچون کم کاری ، پخش اعلامیه  ها ، آگاهی دادن به کارگران و کارمندان استفاده کرد.

مقاله ارسالی: (more…)

شتر کودتا، برای زانو زدن به در خانه عسگراولادی رسیده!

اوت 9, 2009

به نقل از وبسایت : http://w.peiknet.com/

روز گذشته بیانیه جبهه موتلفه اسلامی، بنیاد رسالت، انجمن اسلامی بازار و جامعه اسلامی مهندسان که تحت عنوان «پیروان خط رهبری» فعالیت می کنند، درتهران منتشر شد. دبیرکلی این جبهه را حاج حبیب الله عسگراولادی پدرخوانده موتلفه اسلامی برعهده دارد که اکنون عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز هست و یکی از بزرگترین بنیادهای مالی جمهوری اسلامی، یعنی «کمیته امداد» را دراختیار دارد. بیانیه جبهه پیروان رهبری نوعی هشدار به احمدی نژاد است که در خط رهبر باقی مانده و به رهنمودهای او توجه کند.

مضمون بیانیه این جبهه هر چه باشد، انگیزه تدوین و انتشار آن چیز دیگری است. یعنی مشکل آنها با احمدی نژاد این نیست که او پیرو علی خامنه ای هست یا نیست و کابینه اش را در همآهنگی با وی تشکیل میدهد یا نمی دهد. مسائل چیز دیگری است:

1- این جبهه نگران است که شتر کودتا مقابل خانه رهبران آن نیز زانو بزند. به همین دلیل پشت رهبر سنگر گرفته اند.

2- این جبهه، بویژه موتلفه اسلامی تاکنون پیوسته ادعایش این بوده که پیرو مراجع است و حالا 80- 90 درصد مراجع در جبهه احمدی نژاد نیستند و جبهه یاد شده، از پشتوانه 30 ساله خود جدا افتاده است. اگر نظامی ها گریبان آنها را هم بگیرند، آنوقت دستشان به کجا می رسد؟ تکلیف بنیادهای عظیم مالی و ثروتی که جمع کرده اند چه می شود؟ همه را باید تقدیم سرداران نوکیسه کنند؟

3- عسگراولادی و دو چهره مهم جبهه پیروان رهبری، یعنی محمد رضا باهنر و مرتضی نبوی، ( به شمول احمد توکلی و محسن رفیقدوست) نه تنها از زانو زدن شتر کودتا در برابر خانه شان وحشت زده شده اند، بلکه بیم دارند کار مقاومت مردم چنان بالا بگیرد که سنگ روی سنگ در حاکمیت بند نشود. آنها که اکنون جرات نمی کنند با صراحت از هاشمی و ناطق نوری حمایت کنند، فردای حادثه چه انتظاری می توانند از امثال آنها داشته باشند؟

بنابراین، بیانیه دیروز پیش درآمدی است برای جبهه بندی های جدید، نه داشتن یکی یا دوتا وزیر در کابینه احمدی نژاد. مجلس آینده هم اگر به سبک انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود، باهنر و بادامچیان هم باید لحاف تشکشان را جمع کرده و به جای مجلس، بروند در مسجد بخوابند.