خائنان به ملت را شناسایی کنیم : غلامحسین الهام شوهر فاطمه رجبی

برگرفته از سایت اعتماد :

«نام اصلي اش غلامحسين عصا به دست است. پوشش دوران دانشجويي اش خيلي با اسم و رسم حالايش فرق مي کرد. يک جور ديگري بود. يادم هست آن سال ها ازدواجش با فاطمه رجبي خيلي براي ما عجيب بود.»

اين روايت يکي از همکلاسي هاي «غلامحسين الهام» از روزهايي است که بزرگ ترين عنوان او پس از ازدواج برايش به ارمغان آمد که دانشجوي عادي رشته حقوق را داماد مورخ صاحب نام حوزه، مرحوم علي دواني معرفي مي کرد. اما گردش روزگار او را چنان به وادي شهرت کشاند که او نه تنها از لواي داماد علي دواني بودن خارج شد بلکه توانست به يمن پيروزي محمود احمدي نژاد ليستي از مسووليت ها و مشاغل رسمي را به نام خود سنجاق کرده و تنها 9 سال پس از ورود به عرصه سياست خود را به بالاترين مسووليت هاي اجرايي کشور برساند. چه ورود رسمي او به مسووليت هاي سياسي به سال 1379 بازمي گشت آن هنگام که الهام در آستانه 40سالگي پس از سال ها تدريس در دانشگاه، رياست مرکز تحقيقات استراتژيک شوراي نگهبان را عهده دار شد تا اولين پست سياسي اش را از دستان احمد جنتي دريافت کرده باشد. آشنايي الهام با جنتي به کار با مصباح يزدي انجاميد و مجموع همکاري هاي وي با دو روحاني پرنفوذ جناح راست توانست راه را براي او هموارتر کند. هنوز چند ماهي از تکيه زدن او به کرسي رياست بر مرکز تحقيقات استراتژيک شوراي نگهبان نگذشته بود که او همسو با دبير شوراي نگهبان زبان به انتقاد از سيدمحمد خاتمي گشود و از رهگذر اين اعتراض ها نام خود را به رسانه ها کشاند. اندکي بعد وي به موسسه پژوهشي امام خميني(ره) که زير نظر آيت الله مصباح يزدي اداره مي شد، رفت تا به عنوان مدرس و مدير گروه حقوق کارهاي موسسه را سر و سامان بدهد. اوايل مجلس ششم بود که غلامحسين الهام قدم به صحن علني مجلس گذاشت تا در کسوت کانديدا شانس خود را براي عضويت در شوراي نگهبان محک بزند. اما مجلس ششمي ها که اکثريت کرسي هاي آن از سوي اصلاح طلبان فتح شده بود به او روي خوش نشان ندادند و نامزدي که از سوي رئيس قوه قضائيه براي عضويت در گروه حقوقدانان شوراي نگهبان معرفي شده بود، توانست از مجموع 238 نماينده تنها اعتماد 26 نفر را به خود جلب کند. اما پس از مدتي آيت الله هاشمي شاهرودي عقب ننشست و بار ديگر او را به بهارستان فرستاد تا جانشين «عباسي فرد» شود اما حرف مجلسي ها همان بود که بار اول گفتند و البته اين بار براي آنکه نظرشان را واضح تر بيان کرده باشند از مجموع 184 نفر تنها چهار نماينده به او راي دادند.

همزمان با روزهايي که مجلس ششمي ها ايام را براي الهام تلخ کرده بودند، اتفاق ديگري افتاد و همسر او که همانند الهام زبان تند و تيزي در انتقاد از خاتمي داشت از مدرسه محل تدريس اش اخراج شد. اين ايام هر آن گونه که بود سپري شد تا روزي که الهام پس از دو بار ماندن پشت درهاي شوراي نگهبان به کام خود رسيد. با پايان مجلس ششم و انتخابات پر اما و اگر مجلس هفتم که به مدد احمد جنتي به حذف مجلس ششمي ها و ورود خودي ها منجر شده بود، شاهد اقبال او را در آغوش گرفت و الهام که براي سومين بار به مجلس معرفي شده بود توانست با 184 راي موافق بالاخره بر کرسي يکي از حقوقدانان شوراي نگهبان تکيه بزند. اندکي بعد براي آنکه تلخي دو دوره ناکامي براي هميشه از دلش بيرون بيايد هاشمي شاهرودي باز هم برايش دست به قلم شد تا پس از خداحافظي «ميرمحمد صادقي» سخنگوي اين قوه او را معرفي کند. اگرچه رئيس قوه قضائيه با قدرت خود و بي احتياج به راي مجلسي ها حکم وي را ابلاغ کرد اما به محض رسانه يي شدن انتصاب موجي از اعتراض ها برآمد و براي نخستين بار انگ دوشغله بودن گريبان الهام را گرفت تا جايي که وي ناچار شد عطاي سخنگويي قوه قضائيه را به لقاي عضويت در شوراي نگهبان ببخشد و از سخنگويي کنار برود. اما اين بار نوبت به احمد جنتي رسيد تا حالا که او را نيک آزموده و شناخته بود به سمت سخنگويي شوراي نگهبان منصوب کند.

از اين به بعد بود که سير صعودي پيشرفت او شدت گرفت و با پيروزي محمود احمدي نژاد و فتح پاستور ايام به کام الهام و همسرش شد. فاطمه رجبي بلافاصله به عنوان نخستين کسي که در وصف احمدي نژاد کتاب مي نويسد دست به قلم شد و احمدي نژاد را «معجزه خداوند» توصيف کرد و انتخاباتي را که به روي کار آمدن او منجر شده بود، «معجزه هزاره سوم» ناميد و خشنودي خود از اين «معجزه» را در کتابي به همين نام منتشر ساخت. الهام نيز پس از بحث هاي طولاني به عنوان رئيس دفتر رياست جمهوري و سخنگويي هيات دولت منصوب شد تا پس از سخنگويي در قوه قضائيه و شوراي نگهبان اين تجربه را نيز در کارنامه خود ثبت کند؛ انتصابي که به واسطه حضور همزمان او در شوراي نگهبان بار ديگر آتش دوشغله بودن براي وي را دامن زد اما اين بار الهام قافيه را واگذار نکرد و محمود احمدي نژاد نيز هر ازچندگاهي مسووليتي جديد به وي پيشکش کرد. اما نخستين کنفرانس او در کسوت سخنگوي دولت به خاطر طرح سوالي درباره فيلمي منتسب به محمود احمدي نژاد جنجالي شد. اين جلسه همزمان با انتشار فيلمي در سايت هاي اينترنتي همراه شد که نشان مي داد احمدي نژاد پس از بازگشت از نخستين سفر خود به امريکا در محضر آيت الله جوادي آملي حضور يافته است و از «هاله نور»ي که هنگام سخنراني در سازمان ملل او را دربرگرفته بود، سخن مي گويد. سخنگوي دولت صحت اين فيلم را مورد ترديد قرار داد و منتشرکنندگان را به پيگرد قضايي تهديد کرد؛ تهديدي که اگرچه هيچ گاه عملي نشد اما بحث «هاله نور» را تا انتخابات دوره بعدي کشاند که البته بين تکذيب احمدي نژاد و تاييد آيت الله جوادي آملي تا امروز سرگردان مانده است.

اگرچه طرح موضوعاتي چون نسبت دادن گراني به روزنامه ها از الهام چهره يي جنجالي ساخت اما راه انداختن وبلاگ از سوي فاطمه رجبي همسر سخنگوي دولت پازل جنجال هاي دولت را کامل کرد. وي که حالا به سبب نام همسرش از مصونيتي نسبي برخوردار بود، يادداشت هاي تند و تيزي عليه مسوولان نظام منتشر کرد و تمام غيراحمدي نژادي ها را از هر دسته و رسته يي به چوب اعتراض راند. انتقاد از شخصيت هايي چون سيدمحمد خاتمي، آيت الله هاشمي رفسنجاني، غلامعلي حدادعادل، محمدباقر قاليباف و… در شرايطي سرلوحه يادداشت هاي او قرار گرفت که پدرش بارها به صورت شفاهي و حضوري او را از تخريب چهره مسوولان نظام برحذر داشته بود اما گوش فاطمه رجبي به اين حرف ها بدهکار نبود تا جايي که مرحوم علي دواني با انتشار نامه يي از اقدامات دخترش تبري جست. يک سال نيز به اين منوال گذشت تا اينکه سانحه يي براي يکي از وزراي دولت نهم سبب ساز مسووليتي براي همسر فاطمه رجبي شد. زمستان سال 85 بود که جمال کريمي راد وزير دادگستري در يک سانحه رانندگي جان خود را از دست داد و غلامحسين الهام در نخستين جلسه از جلسات سخنگويي از سرپرستي خود بر وزارت دادگستري خبر داد. بهمن ماه همان سال احمدي نژاد پس از رايزني ها با هاشمي شاهرودي، غلامحسين الهام سخنگوي دولت و عضو حقوقدان شوراي نگهبان را به عنوان وزير پيشنهادي دادگستري به بهارستان فرستاد. اگرچه الهام کوشيد با گفتن جملاتي از اين قبيل که وزير دادگستري تنها «حماله اللوايح» است و او علاقه يي به اين دو شغل ندارد و «همسرش را از وزارت بيشتر دوست دارد» جو سنگين مجلس را عليه خود تلطيف کند اما جلسه راي اعتماد به او به يکي از جنجالي ترين جلسات در انتقاد از عزل و نصب هاي دولت با شاه بيت غلامحسين الهام تبديل شد.

وزير پيشنهادي اما به رغم تمام جار و جنجال ها توانست با رايي شکننده که يکي از پايين ترين آرا به شمار مي آمد، رداي وزارت را نيز به دوش خود بيندازد. از فرداي آن روز بود که اس ام اس هايي در اعتراض به اين انتصاب رد و بدل شد. به محض اينکه هر تغييري در هر حوزه يي حتي در ورزش رخ مي داد پيامک مي شد که احمدي نژاد الهام را معرفي کرده است. واکنش الهام به تمام اينها جمله يي بود که در مراسم افطار سال گذشته در دانشگاه امام صادق مطرح کرد؛ «از اينکه اين پيامک ها موجب خوشحالي مي شود من هم خوشحالم. لااقل اگر اين مشاغل براي ما نان نداشته باشد براي شما آب داشته است که با اين پيامک ها شاد باشيد.» به اعتقاد الهام چون او بابت اين مسووليت ها پولي دريافت نمي کند پس تعريفش از دايره شغل خارج مي شود. «بابت مشاغلم پولي نمي گيرم. استاديار پايه 9 يا 10 دانشگاه حقوق تهران هستم و ماهانه نزديک يک ميليون تومان دريافتي دارم. وضع زندگي بحمدالله خوب است و فکر مي کنم بي نيازم. البته اين مربوط است به مديريت اقتصادي خانواده که در دست همسرم است.» اگرچه الهام کوشيد با شوخي هايي نظير اينکه «اگر خانم رجبي وزير اقتصاد شود قطعاً وضع همه بهتر مي شود.» نظر همه را به جنبه اقتصادي مشاغلش جلب کند که به گفته خودش ريالي از رهگذر آن نمي گيرد اما اعتراض ها ادامه يافت؛ اعتراض هايي که تيرماه 86 و در پي يک مسووليت ديگر براي الهام به اوج رسيد. احمدي نژاد پس از کناره گيري سردار نقدي،الهام را به رياست ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز منصوب کرد تا الهام از کاخ مرواريد مقر شوراي نگهبان، به پاستور مقر سخنگويي و از ساختمان وزارت دادگستري به «سئول» مرکز ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز در آمد و شد باشد. اين در حالي بود که او استاد دانشگاه و عضو چندين هيات مديره با حفظ سمت هاي يادشده بود. هرچند هفته شمار جلسات سخنگويي دولت از کار افتاد و الهام يک روز در هتل المپيک در حال رتق و فتق امور ستاد و يک روز در ساختمان اجلاس سران در کسوت وزير دادگستري خبرنگاران را به دنبال خود مي کشيد و جلسات سخنگويي را در هر تالاري که دستش مي رسيد، برگزار مي کرد، دير مي آمد و زود جلسه را ترک مي کرد و گاهي ماه ها به پاستور سر نمي زد. البته اين اتفاق زماني مي افتاد که دولت درگير جنجالي تازه شده و لزوم پاسخگويي بيش از پيش حس مي شد. اما اعتراض ها به جايي نرسيد و الهام سالي نيز به اين منوال سپري کرد تا نوبت به جنجالي ترين جلسه رسيد. 17 فروردين سال گذشته، نخستين روز پس از تعطيلات طولاني نوروز بود که غلامحسين الهام اصحاب رسانه را به ساختمان شيشه يي پاستور دعوت کرد تا در شرايطي که اخبار ضد و نقيضي از برکناري چند وزير از جمله وزير کشور و اقتصاد به گوش مي رسيد، پاسخگوي سوالاتي از اين دست باشد؛ «خاصيت تعطيلات طولاني مدت براي رسانه ها پيدا کردن سوژه هاي داغ پس از تعطيلات است و به نظر مي رسد اين اخبار شباهت بيشتري با سناريوي سيزده بدر دارد که در روز 17 فروردين منتشر شده است چراکه تغييري در دولت مطرح نيست.»

اما درست چهار روز پس از سخنان الهام احمدي نژاد اظهارات او را تکذيب کرد و از تغييرات گسترده در کابينه خبر داد. رد اظهارات سخنگوي دولت که تريبون رسمي نهاد اجرايي محسوب مي شد، به صف آرايي منتقدان و محافل سياسي منجر شد. اين محافل با انتقاد از شيوه پاسخگويي الهام خواستار اصلاح تيم رسانه يي رئيس جمهور شدند. البته الهام ساکت ننشست و در مقام دفاع از خويش گفت تا فرداي نشست مطبوعاتي اش از تغييرات کابينه اطلاعي نداشته است. اما در پي اين اظهارات، رسانه ملي هم به صف منتقدان پيوست و با بازپخش چندباره نشست مطبوعاتي الهام در هفدهم فروردين ماه تعدد مشاغل او را دليل بي اطلاعي سخنگوي دولت توصيف کرد. در همين حيص و بيص بود که مجلس نيز ممنوعيت عضويت همزمان در شوراي نگهبان و مشاغل دولتي را تصويب کرد که اين بار الهام طي نامه يي اعترض آميز لب به شکوه گشود و براي کناره گيري از مشاغل متعددش اعلام آمادگي کرد. اگرچه محمود احمدي نژاد در نامه يي به صورت مکتوب از وي دلجويي کرد و شوراي نگهبان نيز مصوبه مجلس را که به ضرر الهام بود به مجلس پس فرستاد اما دامنه اين بحث به پس از انتخابات هم کشيده شد و در واپسين روزهاي عمر دولت نهم مجمع تشخيص مصلحت نظام در پي اصرار مجلس بر مصوبه ممنوعيت مشاغل رسمي براي اعضاي شوراي نگهبان به الهام و ساير اعضاي دوشغله شوراي نگهبان اولتيماتوم داد ظرف دو ماه تکليف را روشن کنند، يا مشاغل رسمي را رها کنند يا از شوراي نگهبان بروند.

اگرچه حفظ موقعيت استراتژيک الهام در شوراي نگهبان که در انتخابات اخير بسيار به کار محمود احمدي نژاد آمد، از سوي او محتمل تر به نظر مي رسيد اما برخي رويدادها در روزهاي پاياني دولت در کابينه اين گمانه را که ابوالمشاغل دولت، احمدي نژاد را تنها بگذارد، تقويت کرد؛ پس از انتخاب مشايي به عنوان معاون اول سايت رجانيوز که تحت مديريت همسر الهام اداره مي شود، مقالات تند و تيزي در نقد احمدي نژاد منتشر کرده است؛ مقالاتي که گويا الهام هم نسبت به انتشار آن بي ميل نيست. اين سايت همچنين در حمايت از محمدحسين صفارهرندي آخرين مغضوب احمدي نژاد هم بسيار قلم فرسايي کرد و اين پالس را به برخي محافل ارسال کرد که ماه عسل ارتباط «مريدي و مرادي» احمدي نژاد و الهام رو به پايان است.

Advertisements

برچسب‌ها: , ,

2 پاسخ to “خائنان به ملت را شناسایی کنیم : غلامحسین الهام شوهر فاطمه رجبی”

  1. بت شکن Says:

    حیف وقت و جای وبلاگتان نیست که به این اراذل آدمکش اختصاص می دهید ؟

  2. جی جی Says:

    همه میدونیم که الهام یه اشغال به تمام معناست.خودش ومراد ومریدانش.مرگ بر چابلوسان .مرگ بر دیکتاتوران.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: