سخنان محسن سازگارا دوشنبه 12 مرداد در مورد تظاهراتی که در پیش است 14 مرداد ماه روز تحلیف

بامداد دوشنبه ۱۲ امرداد ۱۳۸۸ و ۳ آگوست ۲۰۰۹ میلادی
چندتا سؤال رو سریع جواب بدم تا بریم سر اصل مطلبمون. سؤال اول یک کسی پرسیده «من پونزده تا ایمیل زدم، پیشنهاداتی کردم، نمی‌دونم می‌بینید یا نه؟» بله، حتماً همه رو می‌بینیم. بیش از دو هزار، سه هزار ایمیل روزانه، چند نفر بچه‌ها دارند کمک می‌کنند، همه رو نگاه می‌کنند، دسته‌بندی می‌کنیم؛ با اتاق فکری که اینجا درست کردیم مشورت می‌کنیم، پیشنهاداتتون رو مطمئناً نگاه می‌کنیم، به خودتون برمی‌گردونیم؛ ولی عذرخواهی می‌کنم از این که نمی‌تونیم به تک تک اونها جواب بدیم.
سؤال دوم این است که آیا Gmail، توی اون بخش گفتگوی Gmail، چت Gmail هم امنیتش بالاست؟ بله، به شرطی که Gmailتون رو https کرده باشید، به خصوص دو طرف اگر این کار رو کرده‌باشید. اون بخش گفتگو، به خصوص قسمت چتش Audio و صداش فوق‌العاده امنه. اون https کردن هم می‌روید به قسمت Settings کلیک که بکنید، روی General باید کلیک بکنید، بعد زیر Browser connection گزینهٔ Always use https رو هم که کلیک بکنید و Save بکنید، دیگه Gmailتون توی Google، اون Security Function توش فعال شده.
سؤال بعدی این است که «این اعترافات که پخش می‌شه، یک مقداری بعضی‌ها گیج شدند، چجوریه؟ چگونه‌ست؟» ببینید، آنچه که زندانی‌ها مادامی که در زندانند می‌گن، هیچ اعتباری نداره! برای اینکه مطمئناً براشون فضایی رو می‌سازند که اخبار واقعی ندارند، اخبار نادرست بهشون می‌دند، گاهی روزنامهٔ تقلبی چاپ کردند دادند، حداکثر فقط اگر روزنامه‌ای ببینند مثلاً کیهانه و اصلاً نمی‌دونند بیرون چه خبره. ای‌بسا فیلم تظاهرات میلیونی شما رو براشون بگذارن، بگن اینها مخالفین شمان دارن تظاهرات می‌کنند. اصلاً از این شور و حال چهل روز گذشته مطمئن باشید بی‌اطلاعند و صدها کار دیگه‌ای که با زندانی‌ها می‌کنند که حالا از حوصلهٔ بحث ما بیرونه؛ بنابراین مطلقاً ارزشی نداره.
دو تا اصل طلایی رو هم خدمتتون عرض کنم، هر کس به هر دلیلی در اینجور نظام‌ها پاش به زندان رسید، دو چیز رو یادتون نره؛ یک: مطلقاً به هیچ حرف بازجو، دادستان یا حتی نگهبان اعتماد نکنید. فرض رو بر این بگذارید که همه دروغ می‌گند. به‌خصوص نظام جمهوری اسلامی زندان‌هاش که واقعاً همه دروغ می‌گند. دو: اینکه وعدهٔ آزادی، شیرین‌ترین چیزیست که با زندانی معامله می‌کنند، به قول سولژنیتسین، اصل طلایی سولژنیتسین که می‌گه؛ لذا دندون این یکی رو بکشید که نتونند با این باهاتون معامله کنند و کلاه سرتون بگذارند. سایر شکنجه‌های جسمی و روحی که گاهی هم بزرگ جلوه می‌دند که وحشت ایجاد کنند، مطمئن باشید آدمیزاد قدرت تحمل و طاقت اون رو داره. تمام کسایی که با اعتقاد و ایمان برای هدفی رفتند، یادتون باشه که هیچ کس نمی‌تونه ببرونه شون ، استالین هم نمی‌تونست این کار رو بکنه؛ چه برسه اینهایی که نوچه‌های استالین هستند و شما می‌تونید که خودتون رو حفظ کنید. لذا یادتون هم باشه شما از اون بازجو هم باهوش‌ترید، هم هدفتون مقدس‌تره، هم آدم پاک‌تری هستید و هم مصمم‌تر هستید در هدفتون. بنابراین این دو اصل رو کسی رعایت بکنه، نگرانی از زندان نداشته باشید. دوستانی هم که الان در زندان هستند، قهرمانان ما هستند؛ صرف‌نظر از اینکه هرچی بگن. هر وقت آزاد شدند، می‌شه ازشون پرسید و مطمئن باشید تازه اون وقت می‌فهمند که بیرون چه خبرهایی بوده.
اما بیام سر بحث خودمون؛ امروز که دوشنبه‌ست، مراسم تنفیذ همون‌جوری که قبلاً هم عرض کردم از بیخ فاقد هرنوع مشروعیتیست؛ برای اینکه آیت‌الله منتظری صراحتاً اعلام کرده که این حکومت، حکومت جوره، ظلمه؛ حاکم درواقع پیشاپیش از عدالت ساقطه؛ بنابراین آقای خامنه‌ای «ذات نایافته از هستی ‌بخش / کی تواند که شود هستی‌بخش؟» خودش هیچ مشروعیتی به لحاظ شرعی نداره؛ بنابراین چیزی رو هم نداره که تنفیذ بکنه به یک عروسک دست‌نشونده‌ای مثل آقای احمدی‌نژاد. بنابراین تنفیذ چیزی نداره، الا اینکه امشب ما اگر مراسم بخواد از تلویزیون پخش شه، اخبار سراسری [ساعت] ۹ شب، داستان اتو کردنِ مراسم نباید یادمون بره؛ درنتیجه خاموشی برق تحمیل کنیم. الله‌اکبر اعتراض مهم و محکمیست که ما می‌تونیم بگیم. بچه‌هایی که در محلات می‌تونند بعد از الله‌اکبر، اونی که خودشون به شوخی می‌گن «رزم شبانه»، شعار نویسی و چرخش و شعاردادن‌های پراکنده و بوق زدن و ماشین و توی شهر چرخوندنِ سرکوب‌گرها؛ کار خوبیست که امشب می‌شه کرد.
اما اصل کار ما چهارشنبه‌ست که من برنامهٔ فردا رو هم به چهارشنبه اختصاص خواهم داد. البته دیگه چهارشنبه صبحِ زود دیره، برای اینکه [ساعت] ۹ صبحه مراسم. چهارشنبه [ساعت] ۹ صبح که قرار است سوگند خوردن در مجلس باشه، اولاً این است که ما واجبه در این روز اعلام بکنیم که مجلس اونجاست که ملت باشه و ملت یک‌صدا می‌گوید که رئیس‌جمهور منتخبش آقای موسویست و او رو رئیس‌جمهور می‌شناسه؛ ثانیاً اینکه آقای موسوی، ملت ازش درخواست می‌کنه کابینهٔ خودش رو داشته باشه و مردم با وزرای رئیس‌جمهور منتخبشون همکاری می‌کنند. چون ما از هفتهٔ آینده به آقای احمدی‌نژاد نشون خواهیم داد که امکان نداره بتونه به مملکتی که اکثریت مطلق مخالفشند، با زور و آدم‌کشی و دروغ و شکنجه بتونه که مسلط شه و وزارت‌خونه‌ها و دستگاه‌ها رو، ادارات رو به کار بکشه. در عوض ما با وزرایی که آقای موسوی خواهد داشت و رئیس‌جمهور منتخب ما هست همکاری خواهیم کرد.
لذا چهارشنبه اصل مراسم اینه؛ در تهران میدون بهارستان در نظر گرفته شده [ساعت] ۹ صبح که گفته شده. بهتره کسانی که می‌تونند با مترو به‌خصوص برن زودتر اشغال کنند مجموعه رو و بقیهٔ مردم هم کمک کنند با ماشین‌هاشون ترافیک رو در تمام چهارراه‌های دورتر و اطراف بند بیارن که سرکوب‌گرها نتونند نیرو اعزام کنند، جابجا شن. اما اگر به هر دلیلی میدان در اشغال نظامی‌ها بود؛ شاید اونها از شب برن اونجا نظامی‌هاشون رو پیاده کنن، سرکوب‌گرهاشون رو؛ ما قصد فتح میدون بهارستان رو نداریم، نمی‌خواهیم هم اونجا زخمی، کشته، دستگیری هم بدیم؛ میدون امام خمینی آلترناتیو بعدیمونه، جایگزین بعدیمونه؛ اونجا اعلام می‌کنیم موسوی رئیس‌جمهور ماست و او رو می‌خواهیم که دولت تشکیل بده، با دولتش همکاری کنیم. اگر هم به هر دلیلی میدون امام خمینی هم اشغال بود، بازار پایین‌تر از اونجا میعادگاه ماست؛ اگر حتی اونجا هم اشغال بود ما در تمام سطح شهر، به سبکِ روز پنجشنبه که پاسخ دندون‌شکن ما بود به حکومت و فوق‌العاده عالی بود، در تمام سطح شهر با حرکت درآوردن ماشین‌ها، کند کردن ترافیک که به بچه‌های پیاده آزادی عمل می‌ده شعار بدن، در بیش از ده میدون، بیست میدون شهر که دیگه حالا خودتون انتخاب می‌کنید تظاهرات خواهیم گذاشت؛ سوگند رو برای رئیس‌جمهور منتخب خودمون می‌خونیم و شهر رو درواقع در کنترل خودمون درمیاریم.
ولی بازار قرار است که نه [فقط] در تهران، در تمام شهرستان‌ها روز چهارشنبه تعطیل بشه. بنابراین در تمام شهرستان‌ها هم، شهرهای بزرگ و شهرهای کوچک، میعاد بچه‌هایی که ‌می‌خوان سوگند برای رئیس‌جمهور منتخب آقای موسوی بخورند، محل‌های بازار، جلوی بازارهای شهرها خواهد بود و اگر به هر دلیلی در شهرها باز مواجه شدید با سرکوب و درگیری، تاکتیک پراکنده، برق‌آسا رو استفاده می‌کنید و همین کار رو انجام می‌دید. بنابراین چهارشنبه که روز تحلیفه، مهم این است که ما نشون بدیم که ما رئیس‌جمهور منتخب خودمون رو به رسمیت می‌شناسیم، دولت رو قبول نداریم. در تهران میدون بهارستان با جایگزینِ میدون امام خمینی و بازار و اگر نشد در تمام سطح شهر و تا شب در واقع شهر در اختیار ماست و در تمام شهرستان‌ها هم جلوی بازار هر شهر میعادگاه ماست. چون بازارها قراره است که تعطیل باشه به نشونهٔ اعتراض به دولت غیرقانونی و زورگو و کودتایی که آقای خامنه‌ای و پسرش می‌خوان به مردم تحمیل بکنند.
من نکتهٔ آخری هم که برام جالب بود این است که دیدم ایران‌سل هم که مال سپاهه، از ترسشون در واقع سه روز تعطیل کردند مبادا بچه‌ها باهم تماس بگیرند وحشتشون رو نشون می‌ده. اما هیچ مشکلی نداره؛ ما ده‌ها راه دیگهٔ ارتباطی داریم و تلفن‌های زمینی، ارتباطاتی که خودتون طراحی می‌کنید، می‌تونید مشکلتون رو حل کنید.
تا فردای دیگه شاد و پیروز و موفق باشید؛ با آرزوی سلامتی همه‌تون.

Advertisements

برچسب‌ها: , , , , , ,

یک پاسخ to “سخنان محسن سازگارا دوشنبه 12 مرداد در مورد تظاهراتی که در پیش است 14 مرداد ماه روز تحلیف”

  1. mosa Says:

    عبدالعلی بازرگان: روزعزا و انتظار!؟ (راه سبز)
    تقارن مراسم تحلیف و تنفیذ حکم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد با مراسم نیمه شعبان که شیعیان قرنهاست به انتظار عدالت و برچیده شدن بساط ظلم و جوربرپا می‌کنند، نوعی دهن کجی به ملت واز طنزهای تلخ روزگارماست که چگونه پیام‌ها پوستین وارونه پوشانده می‌شوند!

    از آنجائی که قرار است دولتی به صلاحدید رهبری به اکثریت ملت تحمیل شود، مناسب دیدم دعائی را كه بیش از هزارسال است شیعیان در نیمه شعبان برای استقرار “دولت مطلوب” خود و به انتظارتحققش روزشماری می کنند یادآور شوم:

    “بارخدایا، ما مشتاق به سوی تو در “دولت کریمه”ای هستیم که در چنان دولتی، اسلام (تسلیم خدا نه خودخواهی‌ها شدن) وشایستگان آن سربلند، و نفاق (دو روئی و تظاهر به دین) و اهل آن خوارو ذلیل باشند….”

    تأکید روی صفت “کریمه” برای دولت مورد انتظار، بسیار جای تأمل دارد. کرامت واژه‌ای است که دلالت بر شرافت، سخاوت، نفاست و بزرگواری می‌کند . واژه مخالف آن ” لئامت” است. لئیم به کسی می‌گویند که بی شخصیت، متقلب، دروغگو، ریاکار و مردم فریب باشد. دولتی که شیعیان راستین می‌خواهند دولتی است که وزرایش از تقلب، جعل مدرک، تحقیر و توهین به مخالفان، خرافات، طمع‌ورزی و انباشت ثروت‌های افسانه‌ای و… پاک باشند.

    اگر از یارگیری‌های سیاسی و بند و بست‌های خطی و خانوادگی خود را آزاد کنند و به منشور حکومتی علوی، که این همه از ولایتش دم می‌زنند توجه کنند، این ضوابط درگزینش دولت وکارگزارانش از آن اُسوه عدالت آمده است:

    “آنها را از میان شایستگان دارای تجربه و حیاء در میان خانواده‌های صالح و پیشگام در اسلام پیشرو(نه فاقد سابقه قابل ذکر اسلامی و انقلابی و متحجر و قشری) برگزین. آنها اخلاقی کریمانه‌تر،آبروئی پاک‌تر، طمع ورزی کمتر و عاقبت اندیشی بیشتری در امور خواهند داشت”( نهج البلاغه، نامه ۵۳).

    از آن گذشته، به چه جرأتی کسانی که دستشان به خون بیگناهان آغشته است به خود اجازه می دهند در سالروز”انتظار عدالت وامنیت” جشن تحلیف و تنفیذ برپاکنند؟ نیمه شعبان هیچ ربطی به جلادان کهریزک و شکنجه‌گران اوین و ایران بزرگ ندارد!

    همچنان که فقط گرسنگان طعم غذا و تشنگان طعم آب را می‌فهمند، تنها مادران داغدیده که جنازه تیر خورده و شکنجه شده جوانانشان را از سردخانه ستمکاران تحویل می‌گیرند و ملتی که در سایه سُرب و سرنیزه زندگی میکند معنای انتظار برای عدالت و امنیت را می‌فهمد، کسانی که چراغ عمر نوجوانان را با بی رحمی خاموش می کنند حق چراغانی برای “عدل منتظر” ندارند.

    آن دانشجوئی معنای انتظار برای امنیت را می‌فهمد که در خوابگاهش به خاک و خون کشیده شده و از بام به بیرون پرتاب شده است! نه آن لباس شخصی که با قساوت لباس شرارت و جنایت به تن کرده است. برحسب روایاتی که به آن معتقدند، آن که باید بیاید، ابتدا گردن آنانرا خواهد زد! اگر نمیدانند بروند بخوانند!

    اعتقاد به مصلح جهانی شایسته کسانی است که درد و غم محرومان و شفقت به مردم را دارند، نه دشمنان انسان و آزادی که درزندان‌های غیررسمی کاری کرده اند که شکنجه گران اسرائیلی هم با دشمنانشان نکرده‌اند.

    “مشروعیت” حکومت، برحسب کتاب خدا، سنت رسول و سیره امام علی(درحکومت پنجساله)، از “مقبولیت” آن نزد “اکثریت مردم” ناشی می‌شود. تنفیذ دولت از ناحیه یک فرد، که عدالتش توسط عالی‌ترین مراجع به دلیل خون‌های به ناحق ریخته شده و سوء مدیریت زیر سئوال رفته است، و تحلیف رئيس جمهورى که کلامش برای اکثریت مردم فاقد اعتبار است، چه ارزشی نزد خدا و خلق او دارد که چنین تشریفاتی ترتیب می‌دهند؟ مجموعه‌ای که مشروعیت خودش مخدوش شده، چگونه میتواند تنفیذ و تحلیف انجام دهد؟ ذات نایافته از هستی بخش، کی تواند که بود هستی بخش؟

    آن روز که دست قدرت خدا از آستین توده ها بیرون آید، رهبری از میان آنها بر می خیزد که به تعبیر معروف “زمینی را که ازظلم و جور پرشده ، ازقسط و عدالت پرکند” (یملاءالارض عدلا و قسطا کما ملئت ظلما و جورا)، بازار نفاق و دوروئی و مردم فریبی را کساد نماید و آراء معطوف به منیت‌ها را به کتاب قوانین الهی متوجه سازد.

    در تقارن چنین روزی بی‌مناسبت نمی‌دانم شِکوه شاعر شوریده دلی را که دلمردگی خویش، در شرایطی مشابه امروز، در رباعیاتی روح پرور به نظم آورده است به زبان دعا تکرار کنم. مجموعه‌ای که “ادیب الممالک فراهانی” درسوگ پیامبر و درد دل با او فراهم آوده صد بیت است ولی در این مختصر به ابیات انتهائی آن بسنده می کنیم:

    ای مقصد ایجاد سر از خاک بدر کن وز مزرع دین این “خس و خاشاک” بدر کن
    زین پاک زمین مردم ناپاک بدر کن از کشور جم لشکر ضحاک بدر کن
    از مغز خرد نشئه تریاک بدر کن این جوخ شغالان را از تاک بدر کن
    وزگله اغنام بران گرگ ستمکار
    افسوس که این مزرعه را آب گرفته دهقان مصیبت زده را خواب گرفته
    خون دل ما رنگ می ناب گرفته وز سوزش تب پیکرمان تاب گرفته
    رخسار هنر گونه مهتاب گرفته چشمان خرد پرده خوناب گرفته
    بشکاف زهم سینه این ابر شرربار

    بیانیه جبهه ملی ایران به مناسبت چهاردهم مرداد؛ ریاست جمهوری احمدی نژاد غیرمشروع است
    در آستانه 14 مرداد، سالروز انقلاب مشروطیت جبهه ملی مردم با صدور بیانیه ای در تهران، ضمن دعوت مردم به “ادامه مبارزه و مقاومت در برابر استبداد” آنان را به شرکت مسالمت آمیز در اعتراضات فراخواند و تاکید کرد “مردم ایران امروز باید شاهد مراسم تحلیف فردی باشند که منصوب فرایند شمارش مخدوش آرای انتخابات و احراز کننده غیر مشروع مقام ریاست جمهوری است و بدین ترتیب جو ارعاب، اخافه، خشونت و کشتار جاری با این رویداد نامیمون رقم زده می شود.”

    در آغاز بیانیه جبهه ملی ایران با اشاره به اینکه “صد سال بعد از گذشت انقلاب مشروطیت و مبارزه برای آزادی و عدالت، مردم ایران هنوزبرای تحقق الفبای اولیه دموکراسی و آزادی با نظام استبدادی مذهبی در جدال می باشند آمده است: در زمانی که که نظام های استبدادی خودکامه حاکم بر اکثر جوامع بشری بودند و ارزش های انسانی برای حاکمان معنا و مفهومی نداشت و در فرایند جنگ ها سرنوشت سکنه کشور مغلوب غالبا در کشتارجمعی، یا اسارت جمعی و بردگی خلاصه می شد، مدیران و مدبران سرزمین ایرانی ما بنیانگذار نظم و نسقی جدید مبتنی بر همزیستی اجتماعی– فرهنگی، تساهل و سازگاری نژادی و آزادی مذهبی بودند. آئینی که در حدود یک هزار سال دوام داشت. اما پس از آنکه جامعه ایران در فراز و نشیب های سیاسی و اجتماعی در معرض تهاجم های پی در پی اقوام بادیه نشین و عشیره نشین قرار گرفت و مقهور نظام های استبدادی گردید، با مبانی دو فرهنگ متفاوت و ستیزه جو روبرو گردید : یکی مبتنی بر فرهنگ تک – بعدی و خودکفا و متعارض با فرهنگ چند بعدی ایرانی و نفی کننده و عقیم کننده ارزش های متفاوت آن، دیگری مبتنی بر فرهنگی نهیلیستی ( نیست گرایی ) که با مفاهیم همزیستی و همکاری بیگانه بوده و امنیت واقعی خود را در نابودی مخالفین جستجو می کرد.گو اینکه در گذر زمان اندیشمندان ایرانی به ویژه دیوانسالاران موفق شدند تا حدودی مهاجمان را به ارزش های اجتماعی و سیاسی خود فرهیخته سازند، ولی از سوی دیگر جامعه ایرانی وارث آئین ها و قوانین شوم و غیر انسانی حکام مهاجم از لحاظ مدیریت و اداره جامعه گردید. بطوریکه رویه و تصمیمات خودسرانه آنان به ویژه در امور کیفری مانند قتل عام، شکنجه، مکحول نمودن بینایی، قطع و جرح اعضای بدن و غیره اثرات خاص خود را در رویه و روش استبدادی حکام بعدی به ارث گذاشت.تاسف بارترآنکه از آغاز قرن نوزدهم که ایران عملا در طیف دیپلماسی، سیاسی و اقتصادی غرب و مظاهراستثماری آن قرار گرفت، حکام وقت به سبب اتصاف به سرشتی ژانوسی استبدادی و استعمار پذیری، بیش از پیش در ایفای وظایف ومسئولیت های ملی و تاریخی خود ناتوان و آسیب پذیر شدند. چنانکه در طول یکصد و سی سال حکومت استبدادی آنها، ناتوانی آنان در عرصه های گوناگون نه تنها منجر به از دست رفتن سرزمین هایی در شمال ارس و اترک، مشرق و جنوب شرقی و شمال غربی شد، بلکه در نیمه دوم قرن مزبور مجبور به پذیرش معاهدات تجاری مخرب اقتصاد داخلی و واگذاری امتیازات مشابه و رقابتی به دو قدرت استعماری زمان یعنی انگلستان و روسیه شدند.

    در ادامه این بیانیه می خوانیم: مجموعه این ناکامی ها و نافرجامی ها در عرصه های اقتصادی، سیاسی، نظامی و اجتماعی موجب گردید که نواندیشان، آزاد اندیشان، آگاهان و فعالان سیاسی برای برون رفت از نظام استبدادی و استعمار زده وقت، تغییر وضع موجود و استقرار قانون را به معنای روز خود تبلیغ و تجویز نمایند. روندی که زمینه ساز جنبش مردم ایران برای نیل به آزادی و عدالت خواهی گردید که فرآیند آن انقلاب مشروطیت و پیروزی آن شد. بی شک این رویداد در زمانی که در دو قاره آسیا و آفریقا فقط شش کشور ظاهرا مستقل ( ژاپن، چین، ایران، عثمانی، حبشه، لیبریا ) وجود داشت، از اهمیت خاصی برخوردار بوده واحتمالا بنحوی در انقلاب 1908 ترک های جوان و انقلاب مشروطه 1911 چین موثر بوده است .با اینکه دولت مشروطه تنها پس از یک سال با مشکلات، محدودیت ها و تحمیلات قدرت های استعماری از جمله عهدنامه 1907 ( ناظر به تقسیم ایران به دو منطقه تحت نفوذ )، استبداد صغیر، دوران فترت و بالاخره اشغال ایران در جنگ بین الملل اول مواجه گردید، ولی نمایندگان منتخب ملت ایران تا مجلس چهارم در حفظ و دفاع از منافع و مصالح جامعه ایران صادقانه کوشا بودند. دریغا که پس از اتمام جنگ بین الملل اول اگر چه نظم نوین جهانی در محدوده میثاق جامعه ملل به ویژه اصل آزادی تعیین سرنوشت مردم از یکسو و بروز انقلاب اکتبر روسیه از سوی دیگر به ویژه پس از نا فرجامی و ناکامی وقوع انقلاب کارگری در اروپا و چرخش از استراتژی انقلابی به استراتژی دفاعی و درون گرا بعد از 1919، که فضا را برای رشد و تحقق ارزش های مشروطیت فراهم نموده بود ولی جامعه ایران با کودتای استبدادی 1921 و استقرار مجدد حکومت استبدادی مواجه گردید. گواینکه در دوره بیست ساله نظام استبدادی اقداماتی در زمینه نوسازی جامعه انجام گرفت ولی نظام مشروطیت عملا تعطیل و آزادی مورد نظر ملت در محاق نظام استبدادی وقت قرار گرفت.اگرچه در طول جنگ بین الملل دوم و بعد از آن در مقاطعی به ویژه دوران سه ساله نهضت ملی کردن نفت، جامعه ایران از برخی اصول و مضامین آزادی از جمله آزادی بیان، قلم، مطبوعات، احزاب، تجمعات، و نقش فعال قوه مقننه بهره مند گردید اما نهضت ملی شدن صنعت نفت با تمام اثرات فراگیر داخلی و خارجی آن مقهور کودتای ننگین 28 مرداد گردید و بار دیگر استبداد در کسوت مشروطیت به حیات خود ادامه داد.دریغ و درد آنکه در زمانیکه ارزش های جهان شمول بشری مندرج در منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق حقوق مدنی و سیاسی و میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سر لوحه قوانین اساسی بسیاری ازکشورها قرار گرفته بود و در پرتو جنبش های استقلال طلبانه و آزادیخواهانه تعداد کشورهای مستقل آسیایی و آفریقایی از شش کشور به بیش از یک صد کشور افزایش پیدا کرده بود و مردم ایران که از فرایند مشروطیت استبداد زده به رنج و درد آمده بودند برآن شده بودند که در پرتو جنبش همگانی 1357 نظم نوینی را بر اساس آزادی، مردم سالاری و حکومت قانون بنا نمایند، ولی غافل از اینکه این انتظارات دولت مستعجلی بیش نبود واز درون و لابه لای حوادث پیش آمده چون گروگان گیری، جنگ تحمیلی هشت ساله و غیره استبداد مذهبی با تمام ویژگی هایش در مقام چالشگری نسبت به حقوق بشر و آزادی های اساسی برآمد. جویندگان مردم سالاری و حکومت قانون یا به حاشیه رانده شدند و یا در زندان ها جای گرفتند و برخی نیز مجبور به جلای وطن گردیدند و اسف بارتر اینکه اصلاح طلبان و طالبان تغییرات مسالمت آمیز برخاسته از دورن همین نظام مذهبی نیز بتدریج سرنوشتی مشابه غیر خودی های اعلام شده پیدا نمودند.

    این بیانیه سپس با اشاره به انتخابات اخیر ریاست جمهوری در کشور، از این سخن می گوید که:مردم ایران با صد سال تجربه پای صندوق رفتن حضور در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را امری ضروری برای رفع نا بسامانی ها و نارسائی های موجود در امور داخلی و خارجی و پایان دادن به ادامه وضع موجود تشخیص دادند و به این امید که با شرکت درانتخابات به این مقصود مهم دست می یابند در آن شرکت نمودند.غافل از اینکه فرآیند انتخابات مورد بحث از قبل بنفع نامزد مورد نظر نظام که شکستش قطعی بنظر می رسید تنظیم و مهندسی شده بود و به طرزی ناشیانه، عجولانه و نابخردانه پیروزی کاندیدای نظام حاکم اعلام شد. وقتی حکومت انحصار طلب و تمامیت خواه با اعتراض آرام، مسالمت آمیز، قانونمند و متمدنانه میلیونی مردم روبرو می گردد به اقتضای طبیعت استبدادی اش در مقام سرکوبی معترضان قانونمند برآمده به ضرب و شتم، زندان، شکنجه و کشتار آنان دست می یازد. اقداماتی که نه تنها انزجار داخلی بلکه اعتراض و انتقاد جهانی را در پی داشته است. شگفت آنکه در آستانه روز 14 امرداد که یاد آور روز غرور آفرین پیروزی انقلاب مشروطیت و فداکاری های شهدای راه آزادی و عدالت است، مردم ایران پس از گذشت یک صد سال از این وریداد هنوز برای تحقق الفبای اولیه آزادی و دموکراسی با نظام استبدادی مذهبی روزدر مبارزه هستند. آنهم در شرایطی که خواست ها، درخواست ها، و استدلال های مسالمت آمیز و قانونمند آنها با واکنش های خشونت آمیز مواجه می شود. اسف بارتر اینکه درآستانه روز 14 امرداد که یاد آور پیام آزادی و آزادگی پدران آنهاست و ظاهرا می بایست با شادمانی و شادی برگزار گردد، مردم ایران باید شاهد مراسم تحلیف فردی باشند که منصوب فرایند شمارش مخدوش آرای انتخابات و احراز کننده غیر مشروع مقام ریاست جمهوری است و بدین ترتیب جو ارعاب، اخافه، خشونت و کشتار جاری با این رویداد نامیمون رقم زده می شود. غافل از اینکه مردم ایران با الهام و پیام برگرفته از ندای آزادی و عدالت خواهی پدران خود در یک صد سال گذشته و با اعتقاد و پای بندی به ارزش های جهانشمول حقوق بشر و آزادیهای اساسی و تعهدات بین المللی ناشی از آن، قویا در راه تحقق آزادی و مردم سالاری کوشا بوده و برآن هستند که جنبش آزادیخواهی را به سر منزل مقصود یعنی استقرار دموکراسی و حقوق بشر و حکومت قانون برسانند.

    در پایان این بیانیه، جبهه ملی ایران ضمن تاکید بر لزوم “همبستگی هر چه بیشتر صفوف کنشگران آزادی و مردم سالاری” آنها را به “ادامه اعتراضات آرام و مسالمت آمیز برای پایان دادن به وضع خفقان آور موجود و مظاهرغیرانسانی آن” فرا خوانده و از این باور گفته است که “رودهای کوچک و متفرق مقاومت و مبارزه مردم سرانجام چون سیل به دریای خروشان آزادی می پیوندند.”

    http://bdaar.wordpress.com/2009/08/04/%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-9%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: