پنج برنامه برای 12 تا15 مرداد ماه برای مبارزه با دولت کودتا

برگرفته از سایت موج سبز آزادی :

http://www.mowjcamp.com/article/id/7212

1. 6 تا 8 بعد از ظهر 12 مرداد :راهپیمایی عظیم از میدان ولیعصر تهران تا میدان ونک(لیست سایر شهرها را در سایت بالا بجویید)

2.تجمع ملیونی در میدان بهارستان تهران چهارشنبه 14 مرداد ماه

3. طرد و تحریم چهره‌های حاضر در مراسم تنفیذ

4. الله اکبرهای روزانه و شبانه

5.حضور در محل دادگاه فرمایشی روز پنجشنبه 15 مرداد ماه

Advertisements

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , ,

2 پاسخ to “پنج برنامه برای 12 تا15 مرداد ماه برای مبارزه با دولت کودتا”

  1. Mori Says:

    ما تا آخرش هستيم.

  2. mosa Says:
    فراخوان عظیم ترین راهپیمایی تاریخ چهارشنبه 14 مرداد 9 صبح – میدان بهارستان مقابل مجلس ايران فقط تهران نيست ، تمام شهرهاي ايران بپا خيزيد. … ايراني باغيرت يکبار ديگر حماسه بسازيم هموطنان عزیز بهتر است دیگر دست از سر این اعترافات دروغین و ساختگی برداریم و به اطلاع رسانی گسترده و سریع برای دوشنبه 12 مرداد ماه بپردازیم. باور بفرمایید تمام این خیمه شب بازیها به خاطر این است که مردم را در کما فرو ببرند و اینها همه برگ آخر بازی کثیفشان است. مگر ما نمیدانستیم اگر این اقایان بدون شکنجه پی به اشتباهاتشون بردند و به رهبری ایمان اوردند ، چرا این روش های مهربانانه رو با بقیه اجرا نمی کنن تا همه متوجه اشتباهمون بشیم؟ تهران :ونک …… شيراز : فلکه گاز ( بلوار ارم – فلکه نمازي )…. مشهد : پارک ملت ( بلوار سجاد – فلکه احمد آباد)… اصفهان : سي و سه پل ( چهارراه نظر – ميدان فيض)… تبريز : چهارراه آبرسان (ميدان دانشسرا –ميدان قونقا )… گرگان : خيابان شاليکوبي ( بلوار ناهارخوران )… اهواز : چهارراه نادري ( زيتون کارمندي – فلکه سوم کيانپارس)… اروميه : ميدان مرکزي (آ خيابان خيام )… يزد : چهارراه دولت آباد ( ميدان اميرچخماق)… بندرعباس : مقابل مجتمع ستاره جنوب ( ميدان وليعصر)… رشت : سه راه حاجي آباد ( اول پارک شهر ، دوم ميدان لاکاني)… بوشهر : ميدان امام ( خيابان مطهري)… اراک : ميدان باغ ملي ( دروازه تهران)… کرمانشاه : ميدان جوانشير ( چهارراه جوانشير)… قم : ميدان سعيدي ( ميدان مطهري)… قزوين : ميدان آزادي (ميدان عارف قزويني)… اردبيل : چهارراه امام (آميدان آزادي)… همدان : ميدان امام (ميدان بوعلي)… ايلام : ميدان امام (چهارراه جمهوري)… کرمان : ميدان آزادي (ميدان باغ ملي)… خرم آباد : ميدان آزادي ( پارک شريعتي)… سنندج : ميدان اقبال ( پارک استقلال)… بيرجند : ميدان دوم رحيم آباد ( ميدان اول)… بجنورد : روبروي مجتمع ارم (چهارراه مخابرات)… ساري : سه راه قارن ( فلکه ساعت)… سمنان : ميدان معلم (ميدان مطهري)… ياسوج : ميدان هفت تير ( پارک چمران)… زاهدان : پاساژ قائم ( ميدان آزادي)… زنجان : سبزه ميدان (حسينيه اعظم)… شهرکرد : ميدان فردوسي ( چهارراه بازار)… ما پيروزيم…..چون بيشماريم…….ما قدرتمنديم ….چون بسياريم………………… دوشنبه 12 مرداد – ساعت 6الي 8 راهپيمايي و پياده روي آرام از ميدان ونک تا ميدان وليعصر. چهارشنبه – 14 مرداد تجمع ميليوني بهارستان-مجلس وقت کم است . سریعتر اطلاع رسانی کنید – بیانیه شماره 2 – تکنیکهای مبارزه و توصیه هایی برای هرچه موثرتر برگزار کردن تظاهرات دوستان فردا سالروز مشروطه در 14 مرداد ماه ، یکی دیگر از روزهای سرنوشت ساز این نهضت مقدس ضد دیکتاتوری است . همه آماده شویم که فردا باید به خامنه ای ، احمدی نژاد و جهانیان نشان دهیم که ریاست جمهوری این ابله سفیه را نمیپذیریم و نخواهیم پذیرفت . – به باور ما دشمن کودتاچی نیروهای خود را به میدان خواهد آورد ولی مطابق اخباری که به ما رسیده این نیروها دستور سرکوب وحشیانه و گسترده در روز تنفیذ را ندارند چون باعث آبروریزی بیش از حد خودشان خواهد بود . پس جرات کنیم و به خیابانها بیاییم و شهر را در دست خود بگیریم . اگر کار به سرکوب گسترده برسد آبروی خودشان را در برابر جهانیان خواهند برد و احمدی نژاد دیگر حتی یک ذره اعتبار بین المللی هم نخواهد داشت . – سعی کنید در فرصت باقیمانده تا میتوانید مردم را در جریان برنامه حضور ملیونی فردا قرار دهید . همه مردم اینترنت و ماهواره ندارند و گروهی هنوز به آگاهی انقلابی نرسیده اند. از اعلامیه و شبنامه و دیوار نوشته استفاده کنید. با تلفن و بلو توث و غیره تا میتوانید دیگران را در جریان قرار دهید . البته از اینترنت هم تا حد امکان استفاده کنید که این اولین انقلاب اینترنتی دنیاست . – مظلومیت ما قویترین و برنده ترین سلاح ماست . با دیدن این مظلومیت است که توده های مردم ایران و جهان به حمایت ما بر می خیزند. درخت انقلاب با خون مظلومان آبیاری میشود و به بار مینشیند . تظاهرات در لحظه فعلی مسالمت آمیز خواهد بود . باید دندانها را بر هم بفشاریم و برای دادن شهید و قربانی آماده باشیم و بدانیم که در دراز مدت پیروز هستیم . -فردا به پشتکار و اراده احتیاج دارد . باید خود را برای یک مبارزه لااقل دوازده ساعته آماده کنیم . تمام روز در شهر خواهیم بود . پس از یک روز مبارزه و فرسوده کردن نیروهای سرکوبگر تسخیر شهر در شب راحتتر است . در شب خیابانها را برای ساعتهایی چند به تسلط خود در خواهیم آورد و به دنیا نشان خواهیم داد که جنبش ما آنقدر قدرتمند است که بتواند تهرا ن را در اختیار گیرد . کسانی که آمادگی حضور در خیابانها را ندارند باید به هر وسیله دیگر از آنان که با در کف گرفتن جانشان به خیابان آمده اند حمایت کنند. در خانه های خود را به روی آنان باز کنید هنگامی که نیروهای سرکوب برای ضرب و شتم و دستگیری آنان هجوم می آورند . آب و غذا آماده برایشان داشته باشید. با کند حرکت کردن ماشینتان در خیابان ها ترافیک سنگین بسازید. از بالای بامها از مبارزاتشان فیلم تهیه کنید و روی اینترنت قرار دهید . با تلفن از دوستان و فامیل و کسانی که میتوانند بخواهید به صف تظاهرات در خیابانها بپیوندند . – از تجارب تظاهرات 18 تیر و 8 مرداد استفاده کنید . ما دیگر آن مردم بی تجربه یکماه و نیم پیش نیستیم . اکنون تجارب صدها تظاهرات و مبارزات اعتراضی را پشت سر داریم. – تظاهرات پراکنده در گستره وسیع شهر تهران بسیار موثر است و دشمن را فرسوده خواهد کرد چون نمیتواند در یک آن در همه جا حضور داشته باشد . سعی کنید در همه نقاط حضور داشته باشید . حتی یک جمعیت کوچک 20 نفره کافی است تا مردم اطراف را نیز به تظاهرات بکشاند تا با حضور خود و بوق زدن و غیره حمایت کنند و کانون دیگری از اعتراض برپا دارند. – تظاهرات پراکنده باید آمادگی تحرک سریع را داشته باشد. به محض حضور نیروها پراکنده شوید و در نقطه دیگری تجمع کنید . در تمام روز این کار را ادامه دهید . نیروهای سرکوب همانطور که روز 8 مرداد دیدیم اینرا بر نمیتابند و خسته و گیج و درمانده میشوند . هم گروهی های خود را یاری دهید و سعی کنید در گروه های 7 یا 8 نفره باشید و از گروه دور نیفتید. – تظاهرات اصلی و بزرگ را در همان نقاطی برگزار کنید که قبلا هم برگزار شده بود . خیابانهای مرکزی شهر ، ولیعصر ، اطراف بیت رهبری که به احتمال زیاد تنفیذ در آن برگزار میشود . سعی کنید مانند سابق موج اصلی تظاهرات را بر خیابان ولیعصر متمرکز کنید که مرکزیترین شاهرگ حیاتی تهران است . میدان بهارستان را از یاد نبرید . – از نیروهای سرکوب نترسید . یادتان باشد نیروهای سرکوب خسته و فرسوده هستند . اکنون آنها بیش از یکماه است که هر روز در خیابانها حضور دارند و بر خلاف مردم که هر روز بر خشم انقلابی و اراده شان برای سرنگونی رژیم افزوده میگردد اینها هر روز بیش از روز پیش فرسوده تر و متزلزلتر میشوند. – قسی القلب ترین و شقی ترین لباس شخصیها را شناسایی کنید و اگر توانستید و در موقع لزوم آنان را از نوازش خود بی نصیب نگذارید. دادن گوشمالیهای کوچک به قلدرترین و بیرحمترین نیروهای لباس شخصی اشکالی ندارد .هرگز از یاد نبرید که نیروهای لباس شخصی و اصولا نیروهای سرکوب بر خلاف ظاهر داش مشدی و قلدر خود بسیار ترسو هستند و به محض دیدن مقاومت واقعی از طرف مردم غلاف کرده و فرار را بر قرار ترجیح خواهند داد . اینها همه از قماش همان قاتل ندا هستند که وقتی مردم گرفتندش به پای مردم افتاده بود و زار میزد که رهایش کنند. اما با نیروهای انتظامی غیر لباس شخصی به هیچوجه درگیر نشوید و بر عکس از آنان بخواهید به مردم بپیوندند و در سرکوب شرکت نکنند. این کار در دراز مدت تاثیر خود را خواهد گذاشت . بویژه سربازان وظیفه که همانند خود شما هستند و مادرانشان چشم به راه آنان اند. بدانید که کادر نیروی انتظامی زیر درجه سرتیپ نیز همانند شما در فلاکت این نظام گیر کرده اند بخصوص درجه های گروهبان و استوار که با مشکلات اقتصادی استخوانشان هم خورد، شده همانند ما ، آنها هم برادران ماهستند. در نیروی انتظامی درجه های بالای سرهنگی در رفاه جمهوری اسلامی قرار دارند و در سپاه درجه داران بالای استواری در رفاه هستند فقط . همینجا از برادران سرباز وظیفه خواهشمندم که اگر همانند پدرانمان که پادگانها را در زمان شاه ظالم ترک کردند ، نمی توانند ترک بکنند ، حد اقل موقع زدن ، باتوم را به شکل نمایشی بزنند تا فقط فرمانده شان را هم راضی کرده باشند.( خیلی آرام بزنند ، دقت داشته باشید که خون بیگناه بر زمین ریختن ، دامنگیر می شود ، بخصوص برای منافه شخصی ظالمان) – با خود وسایل دفاعی مثل اسپری فلفل حمل ، کاتر (دقت داشته باشید که کاتر 100 مرتبه از چاقو بهتر است ، به خاطر برنده بودنش) ، لوله فلزی شبه به باتوم طول 40 تا50 سانت که در ناحیه دسته سوراخ و بندی محکم برای لیز نخوردنش، حمل کنید تا بتوانید در مقابل چماقداران از خود و دیگران دفاع کنید . ولی به محض هجوم جدی آنان برای دستگیری این وسائل را دور بیندازید تا همراه آن دستگیر نشوید که جرمتان را صد برابر میکند . – از فلسطینیها بیاموزیم . تیرکمان و قلابسنگ داشته باشیم و از فراز بامها و گوشه کوچه ها نیروهای لباس شخصی را با سنگ مورد حمله قرار دهیم و سپس به سرعت پراکنده شویم . این تکنیک در فلسطین اشغالی بسیار موثر بوده است . با این حملات بیچاره شان کنید و فراری دهیدشان تا بفهمند که حمله به مردم هزینه سنگین دارد . – اعضای هسته های مخفی دفاع مردمی به خاطر داشته باشید که امنیت دوستان شما در دست شماست . اصل اول که باید رعایت شود اینست که هرگز دستگیر نباید شد تا مبادا زیر شکنجه سایر دوستان را لو دهید . به همان اندازه که برای حمله و دفاع از مردم تمرین میکنید برای فرار در موقع لزوم هم تمرین کنید و آماده باشید . به یاد داشته باشید که دستگیر شدن هریک از شما ضربه بزرگی به جنبش مردم است . مردم شما را بیرون از زندان لازم دارند نه داخل آن .شما باید مانند ماهیهای کوچکی در دریای عظیم مردم به سرعت از اینطرف به آنطرف شنا کنید ، متحرک باشید ، رهبری کنید ولی در موقع لزوم هم به سرعت فرار کنید که ایستادگی شجاعانه زیباست ولی نتیجه منفی دارد و هم هسته ایهای شما را دچار خطر میکند . – صدا: طنین صدای بلند در تظاهرات بسیار موثر است . هم مردم را دلگرم و همبسته میکند و شور آنان را بر می انگیزد و هم همچون رو در رویی سپاهیان در جنگهای قدیمی (که تظاهرات خیابانی کمابیش شبیه آن است) در دل دشمن رعب و وحشت می اندازد و روحیه آنها را در هم میشکند . شعارها را با بلندترین صدا بدهید . از طبل و سنج استفاده کنید که در تظاهرات در سایر نقاط جهان به صورت بسیار موثری بارها به کار رفته . شنیدن صدای بلند اعتراض مردم در فیلمهای خبری که از تظاهرات پخش میشود نیز بسیار موثر است . صدای بلند یک جمعیت صد نفری را در ذهن دشمن تبدیل به یک جمعیت هزار نفری میکند . – کوکتل مولوتف تهیه کنید و برای ایجاد سد آتش در مقابل هجوم ماموران از آن استفاده کنید . ماموران را مستقیم هدف قرار ندهید ، فقط جلوی آنان کوکتل پرتاب کنید تا نتوانند پیشروی کنند. دیوار های دود کوکتل مولوتف از ضربت حمله میکاهد و به مردم فرصت فرار میدهد . – مثل جیوه مواج و بی قرار باشید . اگر حمله کردند جلویشان میدان باز کنید تا بدون برخورد و خونریزی از میان شما رد شوند که خیلی از خود این نیروها هم نمیخواهند درگیر شوند و فقط مجبورند از دستو ر حمله اطاعت کنند . پس بهشان اجازه دهید ادای حمله را در آورند تا فرمانده خود را راضی کنند ولی مجبور به باطوم و کتک زدن هم نشوند.بلافاصله پس از عبور نیروها در جای دیگر جمع شوید . – با خود یک نقشه تهران را حمل کنید . راههای فرار و گریزگاهها را هرجا که هستید نشان کنید و به خاطر بسپارید . هرگز خود را در یک بن بست گیر نیندازید . همانقدر که در حمله و ایستادگی کوشا هستید بدانید که به موقعش هم باید موقتا فرار کنید تا هزینه زیاد ندهید . – با خود کمی آب و غذا همراه داشته باشید . به خاطر داشته باشید تظاهرات فردا یک تظاهرات فرسایشی است و ساعتها ادامه خواهد یافت . – آتش و دود به تظاهرات چهره و حال و هوای جدیتری میدهد. ستونهای دود در خیابانها و بر فراز تهران ایجاد کنید. البته یک کلام هم از مادر عروس بشنویم در مورد “تهران را به آتش میکشیم ” . مقصودمان این نبود که ساختمانها و اموال عمومی و یا ماشین مردم را آتش بزنیم . خیر. منظور اینست که مشاهده ستونهای دود بر فراز تهران هم اثر عظیمی بر تظاهر کنندگان دارد که نیروی خود را بیشتر حس کنند هم دشمن را به هراس می اندازد که شهر از دست رفت . یادتان نرود که ما در یک جنگ تبلیغاتی رسانه ای بر علیه دولت کودتا در گیر هستیم و دامنه این جنگ سراسر جهان است . دود و آتش بر فراز تهران در هنگام تظاهرات خوراک بسیار خوبی است برای رسانه های بین المللی که مثل بچه های کوچک عاشق چنین صحنه هایی هستند . شاید بگوییم کاش این رسانه ها بهتر بودند ولی چاره چیست ، اینها عاشق این هستند که دوربینهایشان را روی آتش و دود زوم کنند ، نه در ایران ، در تظاهرات خودشان هم اینها دنبال اینجور صحنه های تاثیر گذار هستند . پس ، در نقاط اصلی و مرکزی تهران دود و آتش ایجاد میکنیم . از فلسطینیها می آموزیم . اینجور مواقع تایرهای کهنه جان میدهد برای آتش زدن و دود به هوا کردن . جعبه های بزرگ آشغال شهرداری و غیره . هرچه که بتواند آنقدر دود ایجاد کند که در آسمان شهر از دور مشاهده شود ولی ترا به خدا با ساختمانها و اموال عمومی کاری نداشته باشید . با خود کوکتل مولوتف بیاورید و برای شروع آتش از آن استفاده کنید . – تا میتوانید عکس و فیلم تهیه کنید و به سرعت آن را در اینترنت بگذارید . شوراهای مخفی مردمی و هسته های دفاع مردمی باید گروههای ویژه ای برای تهیه فیلم و عکس داشته باشند . از بامها و نقاط مناسب از درگیریها و تظاهرات فیلم تهیه کنید و در سطح جهان توزیع نمایید. – تا میتوانید دیوار نویسی کنید و دیوارهای شهر را با شعارهای انقلابی بپوشانید تا حضور خود را نشان دهید . – برای روز تظاهرات پارچه نوشته برای حمل توسط تظاهر کنندگان تهیه کنید . مجسمه های پارچه ای از سران منفور رژیم تهیه کنید و در میان تظاهرات اینها را به آتش بکشید . شعارهای مختلف را پرینت کرده و در دست گرفته و با خود حمل کنید . دیدن این شعارها در عکسها و فیلمها خیلی موثر است . ما آماده ایم – ما هرروز بیشتر می آموزیم – ما آزموده های خود در مورد روشهای مبارزه را به برادران و خواهران خود انتقال میدهیم از پای ننشینیم که بهار گرم و روشن دموکراسی در راه است . “پیروزی نزدیک است “ سسسسسسسسسسسسسسبز سناریوی بعدی کودتاچیان طراحی انفجاری خودساخته است که در آن قرار است تعداد زیادی از بسیجیان، لباس‌شخصی‌ها و نیروی انتظامی کشته شوند تا حضور مردم در خیابان‌ها با یک عزای عمومی به مدت یک هفته به تعویق بیفتد. به گزارش چریک آنلاین،‌ ئوریسین‌های کودتای انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد و نویسندگان اصلی سناریوی کودتا به این تصمیم رسیده‌اند که با یک خودزنی بزرگ خود را در برابر دوربین‌های تمامی‌ رسانه‌های جهان به عنوان قربانیان اصلی و مظلومان این وقایع معرفی کنند. رد پای ایده این انفجار نیز چند روز پیش در خبری دیده می‌شد که اعلام می‌کرد عده‌ای از به ظاهر هواداران میرحسین موسوی و آشوب‌طلبان را دستگیر کرده‌اند که اسلحه و مواد منفجره با خود به همراه داشته‌اند. این انفجار می‌تواند در یکی از محل‌های استقرار بسیجیان رخ دهد و پس از انفجار هم قرار است دوربین های صدا و سیما به خلق ظهر عاشورایی بپردازند که تمامی جهانیان را متاثر کند.. نسخه‌ی دیگری از سناریوی انفجار مطرح شده و آن انفجاری است که قربانیان از هر دو طیف باشند. یعنی عده‌ی زیادی از سبزپوشان کشته شوند و هم کودتاچیان و نیروهای نظامی. پس از اجرای این سناریو هم قرار است حاکمیت اعلام کند دعواهای داخلی امنیت نظام و مردم را به خطر انداخته است و عده‌ای دارند بر سر تصاحب قدرت مردم را قربانی می‌کنند مردم باید گوش به زنگ باشند تا این سناریو هم خنثی شود برای همه دوستان بفرستید . فراموش نكنید نام ارسال كنندگان قبلی را پاك كنید این سناریو چه صحت داشته باشد و چه نداشته باشد، «پخش شدن خبر آن» ، باعث کاهش احتمال وقوع یا طراحی آن می شود سسسسسبز بابک داد نویسنده اصلاح طلبی است که بعد از کودتای انتخاباتی در ایران از شهری به شهر دیگر می رود و نیروهای امنیتی را به بازی گرفته است. هنوز موفق به یافتن او نشده اند و نخواهند شد. برای سلامتی اش دعا می کنیم. ما «سند انكار» قدرت شمائيم! زنده ياد احمد شاملو در شعري به اين مضمون گفته بود:« ابله مردا! من عدوي تو نيستم، من انكار توام!» بعد از چهل روز «زندگي مخفي» و خانه بدوشي در شهرهاي ايران و گريختن از دام مأموران نائب خودخوانده امام زمان، امروز من به دستگاه امنيتي و وحشي اين نظام كودتايي مي گويم: «من و خانواده ام،هم دشمن و عدوي شما هستيم و هم سند انكار قدرت پوشالي شمائيم! شما با تمام يد و بيضا و تجهيزات اطلاعاتي روسي و چيني خود، عرضه نداشتيد و عرضه نداريد همه صداها را خاموش كنيد! همين «باقي بودن» ما در سرزمين ايران و همين سرگرداني و استيصال مأموران امنيتي نظام كودتايي شما از «عجز» از يافتن و خفه كردن صداي ما، نشان از پوشالي بودن قدرت امنيتي اين نظام مستكبر و غير اسلامي به رهبري خامنه اي دارد. تداوم حضور ما سند انكار قدرت امنيتي شماست! شما فقط قادر به دستگيري شبانه و غافلگيرانه بهترين فرزندان ملت هستيد و قدرت ديگري جز شكنجه اسيران و زندانياني كه ناجوانمردانه و فله اي دستگير مي كنيد،نداريد. وگرنه چهل روز براي يافتن صداي ما بي چاره و مستأصل نمي شديد. ما و ساير مبارزان مخفي و مردم عادي، هركدام به طريقي ثابت كرده ايم شما هيچ قدرتي نداريد و نبايد از قدرت پوشالي تان ترسيد تا فروپاشي تان فرا برسد.» چهل روز است به لطف خيانت شركت «واجب التحريم NOKIA»، منزل ما هم مانند مكان حضور و زندگي صدها تن ديگر از فعالان، بوسيله تماسهاي مشكوك و رديابي مكان،شناسائي شده و دوستان زيادي دستگير شدند تا كودتاچيان، پيشاپيش صداي اعتراضهاي ملت را خفه كنند. 23 خرداد ما به محض دريافت يك تماس مشكوك و احساس احتمال خطر، خانوادگي منزل را ترك كرديم و بعدا» از مراجعه پي در پي مأموران و بعدا» از «تصرف و تجسس منزل» مطلع شديم. حالا چهل روز است كه مأموران امنيتي كودتاچيان،به تمام حيله ها براي به دام انداختن و خفه كردن اين قلم و اين صدا متوسل شده اند، اما به لطف خدا،هر بار فقط ناتواني و بي عرضگي شان را اثبات كرده اند و هنوز در حسرت يافتن و خفه كردن صداي امثال ماهائي هستند كه در سرزمين تحت سيطره آنها باقي مانده ايم و همچنان تيغي در گلوي رهبر و دولت نامشروعش هستيم و در داخل سرزميني كه آنها ادعاي كنترلش را دارند،همچنان «پژواك» داريم. صداي حق طلبانه ما پژواك دارد چون اين ديگر «صداي من» نيست،«صداي ماست»! صداي يك ملت هوشيار است كه گاه از چشم معصوم «ندا» ديده و شنيده مي شود و گاهي از چهره معصوم «سهراب» و گاهي از خلال كلمات من يا مادر سهراب يا ساير حق خواهان بيرون ميزند. صداي ملتي است كه گاهي از كلام مخملباف و سازگارا و گنجي بيان مي شود و گاهي در ترانه هاي داريوش و ابي و گوگوش شنيده مي شود و گاهي از زبان منتظري و بيات و سروش گفته مي شود. هركدام از ما، حالا هم «رهبر» و هم «سرباز» اين جنبش سبز شده ايم.«ما» شده ايم و اقيانوسي هستيم كه از قطره هاي همه ما شكل گرفته و بساط ظلم را درهم مي شكنيم. حالا هر قطره اي چون من و تو، يك درياست چون با درياست. چون با هميم. حالا قدرت هر كدام از «ما» كه تبديل به يك «ملت واحد» شده ايم،آنچنان بالاست كه كودتاچيان و رهبران نامشروع نظام را به وحشت انداخته ايم! چهل روز است آنها بخشي از مأموران خونريزشان را ديوانه وار بدنبال يافتن ما گمارده اند و آنها «دهانها را مي بويند» تا ما را بيابند ولي بيش از قبل،سردرگم و مستأصل شده اند! به آنان مي گويم اگرچه وحشيگري و شكنجه زندانيان بيگناه،جوهره «مرام غير انساني» و خوي شيطاني شماست،اما حتي آن اسيران و شهيدان با همه مظلوميتشان،«سند انكار قدرت» شما هستند. اگر بزنيد، اگر بكشيد، آنان و همگي ما،نشانه وحشت و استيصال و سند انكار موجوديت و قدرت دروغين شمائيم! حالا بايد فهميده باشيد همه «ما» سند انكار و تحقير شمائيم و اين «شروع پايان» حاكميت نامشروع و جائرانه شماست! افسوس كه نفهميدن واقعيت، خصلت ديكتاتورهاست و شما كه در ناجوانمردي و جنايت «end» و آخر ديكتاتورهاي عالم هستيد، حتما» در فهم واقعيت هم روي پينوشه و صدام را سفيد خواهيد كرد و فرارسيدن زمان سرنگوني قطعي تان را باور نكرده ايد! تك تك ما ايرانيان سند انكار موجوديت و مشروعيت شمائيم، «سبزيم» و سياهي جنايات شما را با جوانه هاي سبزمان مي شوئيم و كشور عزيزمان را از سياهي وجود شما پاك مي كنيم! حتي اگر امروز هم مرا بگيريد و بكشيد، اين يادتان باشد كه چهل روز نتوانستيد و عاجز بوديد و عاجز هستيد. و يادتان باشد ما سند ناتواني و سند انكار قدرت پوشالي و نامشروع شمائيم! بابك داد.5مرداد. ايران سسسسسسسبز ابطحی در جلسه دادگاه که توسط صدا و سیما هم پخش شد با زیرکی به تمرین جلسه دادگاه در روز قبل اشاره می کند و می گوید: «من تقلب رو دیروز در جمع دوستانی که همینجا [محل تشکیل جلسه دادگاه!] بودند و باهاشون صحبت می کردم با این عنوان شاید طنز آلود مطرح کردم و گفتم که …» از کسی که در بند است افشاگری در این حد انتظار نمی رفت اما ابطحی با زیرکی تمام این مسئله را بیان می کند و جالب اینجاست که قاضی هم متعجب نمی شود که ابطحی چرا جلسه تمرینی دیروزشان را لو داد و صدا و سیما هم خوشحال از اینکه ابطحی تقلب در انتخابات را رد می کند، در تله ای که ابطحی برایشان پهن کرده می افتد و این بخش را از تلویزیون پخش می کند. [video src=\"http://rapidshare.com/files/262867318/Efshaye_dadgah_tavasote_Abtahi.mp4\" /] سسسسسسسسبز بیانیه شماره ١ کمیته هماهنگی خبررسانی جنبش سبز: ساعت و محل تجمعات اعتراضی 14 مرداد خبرگزاری سبز ایران”، پایگاه مرکزی “کمیته هماهنگی خبررسانی جنبش سبز” که برای ایجاد هماهنگی خبری و با حضور جمعی از فعالین در داخل و خارج کشور تشکیل شده، دیروز با صدور اولین اطلاعیه خود، ساعت و محل گردهمایی های روز 14 مرداد، همزمان باتحلیف محموداحمدی نژاد( ان) را اعلام کرد. این کمیته که بیانیه های آن درسایت وروزنامه “سبز” منتشر می شود، در بیانیه خود خطاب به “ایرانیان، رهروان جنبش سبز” نوشته است: “کودتاچیان برای تحلیف رئیس دولت کودتا ـ محمود احمدی نژاد- روزچهارشنبه ١٤ مرداد را انتخاب کرده اند که مصادف است با سالگردانقلاب مشروطیت. کودتاچیان می خواهند سمتی را که با کودتابدست آورده و برای حفظش خون پاک جوانان ایران رابر زمین ریخته اند در روز انقلاب آزادی تطهیر کنند. پاسخ ایرانیان و رهروان جنبش سبز به این ترفند جدید رئیس جمهور غیر قانونی یک « نه» دیگر است. “ چارشنبه روز تاریخی جنبش مشروطه ایران است . صدو سه سال پیش پدران ما با مایه گذاشتن از جان و مال خود اولین جنبش آزادی بخش ایران را به موفقیت رساندند و راهی برای برون رفت ایران از قرون وسطی باز کردند . امروز فرزندان آن پدران برای تکمیل آن مبارزه تاریخی و نجات ایران از اهریمن سیاهی که بر آن تسلط یافته با آمادگی کامل برای شهادت و فداکاری برای نسلهای آینده ایران زمین به میدان آمده اند . چهارشنبه 14 مرداد تاریخ را رقم خواهیم زد. برای بزرگداشت این روز و مخالفت با تحلیف پینوشه کوتوله کودتا چی از 9 صبح در میدان بهارستان تجمع خواهیم کرد تا به نمایندگان دروغین ملت نشان دهیم ملت با تحلیف دولت کودتا مخالف است . اگر میدان را با تدابیر امنیتی بسته باشند در خیابانهای اطراف گرد خواهیم آمد و مقاومت انقلابی ملت ایران را به نمایش خواهیم گذاشت و از موسوی خواهیم خواست دولت قانونی خود را تشکیل دهد. ضمنا آنان که نمیتوانند مستقیما در تظاهرات شرکت کنند سعی کنند در محل کار خود ، در کارخانه ها ، ادارات ، بازار و شرکتهای دولتی و خصوصی دست به اعتصابی یک روزه بزنند و یا کم کاری کنند . در ادامه این بیانیه، جمع بندبرنامه های متعددی که برای روز چهارشنبه از سراسر ایران به ” کمیته هماهنگی” رسیده، به صورت زیر به همگان پیشنهاد شده است: ١٤ مرداد ١٣٨٨ محل تجمع تهران: میدان بهارستان شهرستانها: درمقابل بازار اصلی شهر ساعت: ٩ صبح در صورت اشغال مناطق یاد شده، تجمع در میادین اصلی شهرها و محلات مختلف برپا خواهد شد. “کمیته هماهنگی”، دعوت رهروان جنبش سبز همچنین در این بیانیه خواسته مردم از “رئیس جمهور منتخب، میر حسین موسوی و مهدی کروبی و محمدخاتمی برای پیوستن” به آنان در میدان بهارستان را هم اطلاع این سه نفر رسانده است. سسسسسسسبز با این رژیم چه باید کرد؟ اکبر گنجی نامه نوشته شده به کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل منتشر خواهد شد تا همه ایرانیان آن را امضاء کنند. باید کاری کرد که زمامداران سرکوبگر رژیم نتوانند به خارج از ایران سفر کنند. باید کاری کرد که اگر آنها پای خود را به خارج نهند، با خطر بازداشت مواجه گردند. نباید اجازه داد که احمدی نژاد در شهریور در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک شرکت کند. تحریم کالاهای روسی و چینی، برگزاری تظاهرات در سراسر جهان در برابر سفارت خانه های این دو کشور، اجتماع انبوه در زمان اجلاس مجمع عمومی در برابر سازمان ملل و … برخی از ارکان این طرح است بخش سوم: اهداف و روش ها اشاره: دو یادداشت پیشین هنوز دارای ابهاماتی است که باید روشن گردد. یادداشت حاضر بدنبال روشن کردن برخی ابهام هاست. 1- مسأله اصلی،آرمان اصلی: مسأله ی تاریخی ما مسأله ی استبداد است. تاریخ بلند ما، تاریخ نظام های خودکامه بوده است. هدف و آرمان ما، گذار مسالمت آمیز ایران به نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر و کثرت گرایی است. سنت و ادبیات موج سوم گذار به دموکراسی نشان دهنده ی آن است که گذار مسالمت آمیز محصول میزهای مذاکره، آشتی ملی،مشارکت همگانی، کمیته های حقیقت یاب ملی، “ببخش و فراموش کن” یا “ببخش و فراموش نکن” بوده است. اگر مردم، فعالین سیاسی و مدافعان حقوق بشر شیلی هدف خود را معطوف به اجرای عدالت و مجازات ژنرال پینوشه می کردند، گذار به دموکراسی ناممکن می شد.اپوزیسیون شیلی در میز مذاکره پذیرفت که در برابر برگزاری انتخابات آزاد، ژنرال پینوشه به مدت ده سال فرمانده کل قوا و به طور مادام العمر نماینده مجلس سنا باشد. چگونه می شد به پینوشه و کل دستگاه سرکوبگرش گفت: شما فرایند گذار مسالمت آمیز به دموکراسی و انتقال قدرت را بپذیرید، ما هم پس از پیروزی همه ی شما را محاکمه و مجازات(زندان و اعدام) خواهیم کرد؟ این داستان، داستان افریقای جنوبی، لهستان، چک و اسلواکی بود. نلسون ماندلا پس از مذاکرات طولانی و دستیابی به پیروزی، خطاب به همه ی مردم گفت:”آنچه گذشته است، گذشته است. ببخش و فراموش نکن”. واسلاو هاول با تجربه ی سال ها زندان، خطاب به مردم گفت:” همه ی ما در جنایات رژیم توتالیتر مشارکت داشتیم”. هاول به مردم گفت از امروز باید به فرایند خشونت پایان داد. همین داستان در لهستان تکرار شد. لخ والسا، واسلاو هاول، ماندلا، و… بدنبال دموکراسی بودند، نه انتقام و خشونت. تجربه ی گذار به دموکراسی ربع آخر قرن بیستم در پیش چشم ماست. چشم بستن بر این تجربه، فرو افتادن در دور باطل خشونت است. داستان سیراب کردن عطش انتقام را یک بار ما تجربه کرده ایم، در آن فضای به شدت رادیکال و چپ زده ی پس از انقلاب 57 ، تقاضای انسانی مهندس مهدی بازرگان در خصوص محاکمه ی عادلانه ی سران رژیم پیشین نه تنها گوش شنوایی نیافت، بلکه لیبرالی، امپریالیستی و سازشکارانه به شمار رفت. تیرباران هر روزه ی روزهای پس از انقلاب، به وسیله ی همه ی گروه ها و شخصیت های سیاسی و مذهبی تشویق می شد. این چنین بود که فرایند خشونت مهار گسیخته آغاز شد و افرادی که تا چند روز پیش در یک جبهه ی واحد در برابر رژیم ستم شاهی ایستاده بودند، به روی هم اسلحه کشیدند. آنچه پس از آن اتفاق افتاد، بنای کجی بود که بر پایه ی آن حوادث شکل گرفت. آزادی و دموکراسی و حقوق بشر و عدالت، محصول انتقام و کشتار نیستند. سخن گفتن در این خصوص که چه کسی باید گاندی، ماندلا،واسلاو هاول و… باشد، تغییر محل نزاع است. برای گذار مسالمت آمیز به دموکراسی، چاره ای جز گاندی، ماندلا، و واسلاو هاول بودن وجود ندارد. آری مسأله ی ما، گذار مسالمت آمیز است، نه برپا کردن چوبه های دار. دموکراسی با “تبعیض” و “حق ویژه” ناسازگار است. نظام سلطانی تبعض گر بر دو نوع است: یکی آنکه زمامداری سیاسی را حق ویژه ی فقها می داند، و دیگری آنکه زمامداری سیاسی را حق یک خاندان می داند. چه کسی قادر است برای مدعای “حق ویژه” دلیل و برهان اقامه کند؟ اگر برابری انسان ها مبنای دموکراسی است، که هست، آیا این مدعا که یک صنف(روحانیت) یا یک خاندان با دیگران تفاوت دارند، با دموکراسی خواهی سازگار است؟ به گمان من خاندان سلطنتی انگلیس هم هیچ تفاوتی با مردم آن کشور ندارد. اگر هم مدعا این باشد که خاندان سلطنتی نماد یک ملت است، به کدام دلیل پیشینی(عقلیa priori ) یا پسینی(تجربیa posteriori) یک خاندان می تواند نماد یک ملت باشد؟ این “امتیاز” از کجا ناشی می شود؟ 2- روش ها و اهداف: آرمان گذار به نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر، آرمانی اخلاقاً قابل دفاع است. عقلانیت عملی به معنای تناسب روش ها و ابزارها با اهداف است. به تعبیر دیگر، هدف وسیله را توجیه و مجاز نمی سازد. و باز هم به تعبیر دیگر، روش ها به اهداف شکل می دهند و آن را متعین می سازند. به این دو مدعای زیر توجه فرمائید: 1-2- تحریم اقتصادی: الف- هدف ما سرنگونی جمهوری اسلامی است. ب- ما حریف این رژیم نمی شویم. ج- اگر جهان ایران را تحریم اقتصادی کند،رژیم سقوط خواهد کرد. د- مردم باید هزینه ی تحریم اقتصادی را بپردازند تا جمهوری اسلامی سرنگون شود. 2-2- حمله ی نظامی: الف- هدف ما سرنگونی جمهوری اسلامی است. ب- مبارزات ما و تحریم اقتصادی ایران هم به سرنگونی رژیم منتهی نخواهد شد. ج- پس حمله ی نظامی به ایران موجه و مجاز خواهد بود. تجربه ی سال ها تحریم اقتصادی عراق و لیبی نشان داد که آن دو رژیم از طریق تحریم اقتصادی سرنگون نگردیدند. آمریکا از طریق حمله ی نظامی به عمر رژیم عراق پایان داد. قذافی هم آن قدر زرنگ بود که با آمریکا و جهان غرب به توافق رسید. تجربه ی لیبی نشان داد که حقوق بشر و دموکراسی برای دولت های غربی الوویت ندارد. سرهنگ قذافی یکی از خشن ترین دیکتاتوری های جهان است. اما دولت های غربی و رسانه های غربی در این خصوص سخن نمی گویند. دولت های غربی، اگر جمهوری اسلامی قبول کند، حاضرند با این رژیم به توافقی مشابه لیبی دست یابند. مسأله این است: برخی از افراد محترم که در جهان غرب در شرایط امن زندگی می کنند، تجویز می فرمایند که مردم ایران باید هزینه ی تحریم اقتصادی را بپردازند تا رژیم سرنگون شود. برای اینکه “معنای هزینه” روشن شود، تجربه ی عراق در پیش چشم ماست. ده سال تحریم اقتصادی عراق به مرگ دهها هزار کودک و مرد و زن سالخورده ی عراق منتهی شد. تحریم اقتصادی،جامعه عراق را از درون نابود کرد. “اعتماد”، سرمایه ی اجتماعی و چسبی است که اگر از بین رود،همه چیز فرو خواهد پاشید. این هزینه ای است که مردم ایران باید بپردازند تا خارج نشینان به هدف سرنگونی جمهوری اسلامی، بدون پرداخت هیچ هزینه ای،نائل شوند. به گمان من این رویکرد نه تنها غیر اخلاقی است، بلکه نتیجه بخش هم نیست. از این مقدمه که روزانه افرادی در اثر آلودگی هوا در ایران جان می بازند، نمی توان این نتیجه را استنتاج کرد که پس تحریم اقتصادی، با همه ی هزینه ها و تلفاتی که به بار خواهد آورد، موجه و مجاز است. فرض کنیم جهان ایران را مورد تحریم اقتصادی همه جانبه قرار دهد،دهها هزار ایرانی بمیرند، اما رژیم سرنگون نگردد. نه تنها سرنگون نگردد، بلکه سرکوبی به مراتب خشن تری را بر جامعه مستولی سازد. در این صورت تکلیف چیست؟ آیا آنان که فقط و فقط به سرنگونی جمهوری اسلامی، به هر قیمتی، می اندیشند، در گام بعد مجبور نخواهند شد که از حمله ی نظامی به ایران دفاع کنند؟ آیا نتیجه ی حمله ی نظامی به عراق دموکراسی بود یا رشد بنیادگرایی در خاورمیانه و افزایش قدرت منطقه ای رژیم ایران؟ محسن مخملباف یکی از هنرمندان بنام ایران است که برای آزادی، دموکراسی، عدالت و حقوق مردم ایران به طور بی امان در حال پیکار است. او صدای مظلومیت مردم ایران را به گوش جهانیان می رساند. در عطش عدالت و آزادی می سوزد. همه ی زندگی اش را صادقانه فدای پیکار با خودکامگان کرده است. روح حساس و لطیف او پذیرای ظلم و ستم رژیم سلطانی حاکم بر ایران نیست. اما در زمان خروش بر رژیم جنایت کار، گاه سخنانی بر زبان می راند که ممکن است، برخلاف نیت پاک او، مورد سوء استفاده قرار گیرد. من اطمینان کامل دارم که محسن به هیچ وجه حاضر نیست کوچکترین صدمه ای به ایرانیان و ایران وارد اید. سخنان او در پارلمان اروپا،هنرمندانه بود. اما در اوج خروش و هیجان علیه سرکوب و جنایت گفته است: “این طور نیست که مسأله ی حقوق بشر یک پرونده است، مسأله ی بمب اتم یک پرونده است. یک دیکتاتور، یک رژیم مستبد، یک اسلحه ی اتمی گرفته رو به دنیا، یک شلاق شکنجه گرفته رو به ملت. این، دو پرونده نیست، این یک پرونده است… شما هی این دو پرونده را تفکیک می کنید، در حالی که آن ها وقت می کنند اول ما را سرکوب کنند و بعد بمب اتم را رو به دنیا بگیرند… چه شد که آن گفته ها چرخید به بمب اتم؟ شما فکر می کنید حکومت ایران چگونه می خواهد بقا پیدا کند؟ مردم ایران دوستش ندارند و او می داند. رابطه ی خوبی هم با دنیا ندارد، و او می داند. در نتیجه ایران به دنبال بمب اتم است و شما را دارد بازی می دهد. دارد زمان می خرد. از این کمیسیون به آن کمیسیون، از این سه ماه به آن سه ماه، و هی وقت می خرد و شما وقت می فروشید. من به شما قول می دهم اگر امروز دموکراسی ایران سرکوب شود، ظرف 2 سال بمب اتم رو به دنیا است و دست شما رفته بالا . همین امروز هم دیر است، بیش از این تأخیر نکنید… ما فکر می کنیم اروپا می تواند ایران را حتی تحریم کند…ما از شما می خواهیم حداقل… استفاده از تمام اهرم هایی که شما دارید. غیر از آن تحریم نفتی، تعداد زیادی با تحریم نفتی به عنوان آخرین راه حل موافق هستند. من به نظرم نه تنها اتحادیه ی اروپا، امروز تمام دنیا باید این خطر را درک کند… اگر ایران اتمی بشود و استبداد ش ادامه پیدا کند، شما فقط با ایران روبرو نیستید، تمام خاورمیانه را از دست می دهید”[1]. این سخنان ظرفیت آن را دارند که مورد سوء تعبیر قرار گیرند. محسن مخملباف انسان شجاع و وطن دوستی است که ما به شدت به امثال او نیازمندیم. آروزی قلبی من این است که همه ی ما به گونه ای سخن بگوئیم که هیچ کس نتواند علیه آرمان های آزادیخواهانه ی ما از آن سوء استفاده کند. در خصوص تحریم اقتصادی یک نکته ی مهم وجود دارد. ما با تحریم شرکت هایی که وسایل سرکوب و شنود و فیلترینگ به رژیم ایران می فروشند، کاملا موافق هستیم. به عنوان مثال شرکت های زیمنس و نوکیا به دولت ایران وسائل شنود تلفنی وکنترل اینترنت فروخته اند. شرکت های چینی به دولت ایران وسائل ضد شورش، گازهای فلفلی، باتوم الکتریکی و دیگر ابزار سرکوب را می فروشند. چرا مدافعان تحریم اقتصادی کوشش نمی کنند تا جامعه ی جهانی این شرکت ها را به اتهام مشارکت در سرکوب تحریم کنند؟ تحریم باید معطوف به سران رژیم باشد، نه معیشت مردم. هر گونه تحریمی باید معطوف به تضعیف دستگاه سرکوب رژیم باشد. از سوی دیگر، علم جامعه شناسی نشان داده است که فقر شدید، لزوماً به جنبش های اعتراضی دموکراتیک منتهی نمی شود. برای تأئید این مدعا کافی است به جنبش اعتراضی کنونی و پایگاه طبقاتی بازیگرانش نگریسته شود. 3- همراهی با جنبش سبز ایران: سبز فقط یک رنگ نیست، نماد یک جنبش است. جنبشی که همه را سبز کرده است. اگر مدعی همراهی با جنبش سبز مردم ایران هستیم، باید با اهداف، مطالبات و شعارهای آنها همراه باشیم. حداکثر آن است که خارج نشینیان چند گام جلوتر روند. تا حدی که من می فهمم و اطلاع دارم، هیچ یک از رهبران جنبش سبز ایران و فعالین سیاسی و مدافعان حقوق بشر، خواهان حمله ی نظامی و تحریم اقتصادی ایران نیستند. طرحی که ما دنبال می کنیم، با آنچه جنبش سبز طرح می کند، هماهنگ و سازگار است. تنها تفاوت آن است که آنها خواهان محاکمه ی جنایت کاران در دادگاه های ملی هستند، اما به گمان ما در شرایط کنونی این خواست تحقق نیافتنی است. برای نشان دادن هماهنگی،می توان به موارد زیر استناد کرد: 1-3- آیت الله منتظری افقه و اعلم مراجع تقلید در تاریخ 7/5//1388 خطاب به زمامداران ایران نوشته اند: ‏”‏ ‏چرا نيروهاى نظامى و انتظامى و بسيج را به برادركشى و سركوب مردم وامى دارند؟ آيا هدف از تشكيل سپاه و بسيج براى‏ ‏برادركشى و سركوب مردم بود؟ ‏ ‏عزيزانى كه اكنون در زندان ها اسير هستند و از آنان با زور و شكنجه اعتراف و مصاحبه مى گيرند و هر روز جنازه يكى از‏ ‏آن عزيزان را به خانواده ها تحويل مى‎ دهند چه گناهى كرده اند؟ جز اين كه به تخلفات عديده و تقلب در انتخابات به طور‏ ‏مسالمت آميز و آرام اعتراض داشتند و خواستار احقاق حقوق از دست رفته خود بودند؟ ‏ ‏اين گونه اعترافات هيچ مبناى شرعى و قانونى ندارد و آمرين و عاملين آن مرتكب جرمى بزرگ شده اند و بايد در دادگاهى‏ ‏عادل و بى طرف و علنى محاكمه شوند تا مردم واقعا احساس كنند به حقوقشان توجه شده است”[2]. 2-3- مهندس میر حسین موسوی در تاریخ 5 مرداد دردیدار با گروهی از فرهنگیان گفت: “قتل‌ها و دستگیری‌های رخ داده فاجعه بود. ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبودیم. به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب می‌شوند یادآور می‌شوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت. چطور می‌شود یک فردی علاقه‌ مند به انقلاب، اسلام و کشور حتی یک آدم گناهکار به زندان وارد شود و بعد جنازه او بیرون آید؟ …ملت ما، مردم ما راضی به جنایت نیستند؛ راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانه‌ها و ماشین‌های مردم حمله کنند، نیستند… کشور نمی‌تواند تبدیل به یک زندان شود که 70 میلیون نفر در آن زندانی شوند… همه می‌ گویند که روح الامینی ، زنده دستگیر شده است و بعد در زندان، جنازه‌اش را تحویل داده‌اند”[3]. 3-3- آیت الله صانعی در تاریخ 4/5/1388 نوشته اند: “مدتی است که شاهد افتراء، دروغ و تضييع حقوق مردم، بازداشت و زندانی نمودن، ظلم و آزار و شکنجه های روحی و حتی کشتن مردمی که برای دفاع از حق خود تظاهرات مسالمت آميزی را داشته اند، هستيم . اينجانب به حکم لزوم جلوگيری از ظلم ظالمين به همه کسانی که سبباً يا مباشراً در ضرب و جرح و قتل و زندانی کردن انسان ها از اقشار مختلف مردم دخالت می کنند و به اذيت و ايذاء آنها در زندان ها و سلول ها ـ که خود ظلم مضاعفی به آنان می باشد ـ مي پردازند می گويم که اينگونه ظلم ها به کسانی که هيچ پناهگاهی جز خداوند ندارند از گناهان کبيره به شمار می رود… به جای توجه به اعتراض توده های مردم در داخل و خارج، سينه وقلب جوانان را نشانه نروند که همه ظلم ها و اذيت ها و اعتراف گيريها و دروغ پردازی ها نه تنها منجر به تقويت حکومت نمی شود بلکه موجب ضعف و بغض مردم نسبت به حکام خواهد شد و در نهايت ناله مظلومان، قطعاً ذلت و گرفتاری ستمکاران را در زمانی نه چندان دور به دنبال خواهد داشت”[4]. 4-3- علی مطهری، فرزند مرتضی مطهری و نماینده ی اصول گرای مجلس، طی نامه ای به رئیس قوه قضائیه نوشته است: “اخبار متواتر حكايت از آن دارد كه نوع برخورد با برخی بازداشت‌شدگان اخير بر خلاف موازين اسلامی و توأم با فشارهای روحی و جسمی بوده و گاهی به مرگ فرد بازداشت شده منتهی شده است كه آخرين آنها مرگ جانگداز مرحوم محسن روح‌الامينی فرزند آقای دكتر روح‌الامينی رئيس محترم انستيتو پاستور بود…اين جرم‌ها… نبايد بدون مجازات باقی بماند، خصوصا كه اين افراد طبق قانون ضابطان قوه قضائيه محسوب می ‌شوند… بايد فرد‌ مجرم با همان عنوان سازمانی ‌اش به مردم معرفی و مجازات شود…به عنوان اولين گام قاتل عمدی يا سهوی او را به جامعه معرفی و مجازات كنيد تا تسلی خاطری برای خانواده او و همه ملت ايران و عبرتی برای جانيانی كه خود را بازجو ناميده‌اند گردد”[5]. 5-3- احمد توکلی نماینده ی اصول گرای مجلس گفته است: “در اين حوادث تيراندازی شد و عده‌ای به قتل رسيدند كه بايد معلوم شود كه افراد تيراندازی كننده و قاتلان مردم چه كسانی هستند؟ آيا ضابطان دادگستری بودند؟ آيا مقصر بودند؟ قاصر بودند؟ يا افرادی غير از آنان بودند؟…. افرادی پس از بازداشت بر اثر ضرب و شتم جان باخته‌اند كه در مورد دو نفر از آنان يكی از مسوولان اعلام كرد كه اين افراد مننژيت داشتند از اين رو اين ادعا بايد بررسی شده و اگر ظلمی واقع شده حتما ظالمان شناسايی و مجازات شوند… خبرهای متعددی از ضايع شدن حقوق افراد بازداشتی به گوش می ‌رسد”[6]. 6-3- سید محمد خاتمی در دیدار با نمایندگان اقلیت مجلس گفت: “خون هایی ریخته شده، به خانواده های فراوانی آسیب های روحی و مادی وارد آمده، ملت بزرگ ایران مورد اهانت قرار گرفته اند… اینکه گفته شود یک بازداشتگاه غیراستاندارد تعطیل شده کفایت نمی کند. غیراستاندارد یعنی چه؟ یعنی هواکش آن سالم نبوده یا سرویس های بهداشتی اش تمیز نبوده است؟ خیر! متأسفانه جنایت های بی شماری در این قبیل بازداشتگاهها رخ داده و جان های عزیزی از دست رفته است…باید مشخص شود این قبیل بازداشتگاهها از سوی چه کسانی ایجاد و مدیریت شده اند و خطاکاران و قانون شکنان در هر لباس و جایگاهی به مردم معرفی شوند… باید به شدت با عاملان این قبیل رفتارهای قانون گریزانه و سرکشی های غیرشرعی و غیراخلاقی برخورد شود و حقوق و حیثیت های مورد تعدی واقع شده به نحوی جبران شود… اگر حتی یک قطره خون ریخته شود فاجعه ای رخ داده، چه رسد به آنچه ما و جهانیان در روزهای تلخی که گذشت شاهد آن بودیم! باید با هر رفتار وحشیانه ای با قاطعیت برخورد شود”[7]. 4- جنايات عليه بشريت (crimes against humanity): طبق ماده ی 7 اساسنامه ی ديوان کیفری بین المللی ، جنايات عليه بشريت اعمالی است كه در چارچوب يك حمله ی گسترده يا سازمان يافته بر ضد يك جمعيت غير نظامی و با علم به آن حمله ارتكاب می يابد . از مصاديق اين اعمال می توان به موارد زیر اشاره کرد: قتل ، ريشه كن كردن ، به بردگی گرفتن ، اخراج يا كوچ اجباری يك جمعيت ، شكنجه ، تجاوز جنسی،. برده گيری جنسی ، فاحشگی اجباری ، حاملگی اجباری ، عقيم كردن اجباری ، ناپديد كردن اجباری ، تبعيض نژادی ، حبس كردن يا ايجاد محروميت شديد آزادی جسمانی بر خلاف قواعد اساسی حقوق بين الملل ، تعقيب و آزار مداوم گروه يا مجموعه ای مشخص به دلايل سياسی، نژادی، ملی، قومی، فرهنگی. اساسنامه ی دیوان برخی از این مفاهیم را تعریف کرده است. به موجب ماده ی 29 اساسنامه ی دیوان، جنایات مذکور(نسل کشی، جنایت علیه بشریت،جنایات جنگی، تجاوز) مشمول مرور زمان نخواهد شد. مطابق بند 1 ماده ی 11 اساسنامه ی دیوان، این دادگاه فقط صلاحیت رسیدگی به جرایمی را داراست که پس از آغاز به کار آن اتفاق افتاده باشد. مطابق بند 1 ماده ی 24 اساسنامه ی دیوان، هیچ کس را تحت این قانون نمی توان از لحاظ کیفری برای رفتارهای مقدم بر شروع به کار دیوان مسئول دانست. دادگاه بین المللی کیفری در اول جولای 2002 آغاز به کار کرد. مقر دیوان در شهر لاهه ی هلند است. بدین ترتیب،جرایم پیش از اول جولای 2002 در این دادگاه قابل طرح نیست. شکایت نامه ی تهیه شده این محدوده را در نظر گرفته است. 5- نتیجه: ما پرونده ی جنایت علیه بشریت زمامداران رژیم سلطانی را گشوده خواهیم کرد. اما به هیچ فرد، گروه و دولتی اجازه نخواهیم داد تا از این هدف اخلاقی و عادلانه برای حمله ی نظامی و تحریم اقتصادی ایران سوء استفاده کند. ما با هرگونه تحریمی که موجب افزایش درد و رنج

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: