آخرین اخبار 8 مرداد از شیراز و تظاهرات مردم شیراز

برگرفته از سایت http://khodkarabi.blogspot.com/

امشب شیراز هم مانند دیگر شهرهای کشور آشفته بود. نیروهای امنیتی در برابر میدان ارم که یکی از مسیر های راهپیمایی امشب ما بود آماده باش نشسته بودند تا اگر کسی دست از پا خطا کند حسابش را برسند. حتا زنان پیر و مسن هم در جمع بودند که یا به کشتارها افسوس می خوردند و یا می گفتند: «با این پای دردمان برای حمایت از بچه های مردم می آییم.» ما هم می پنداشتیم که راهپیمایی تنها در میدان ارم باشد اما سپس سمت میدان آزادی(گاز) راه افتادیم. هنگامی که به میدان رسیدیم دو تن از دوستانم خداحافظی کردند و رفتند. و اعتراضات تازه داشت شروع می شد. میدان آزادی و بوستان آزادی شیراز که از بزرگترین بوستان های کشور هم به شمار می آید در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. دوچرخه ام را در ایستگاه داخل پارک بستم و به دیگر مردم پیوستم. مردم که شمارشان به نزدیک پنج هزار نفر می رسید همه در این میدان ایستاده بودند. شعاری در کار نبود. تنها مردم نیروهای پلیس را که آنجا فراوان نشسته بودند را به دوستی می خواندند سپس همگی سمت میدان ارم راه افتادیم. که پلیس از پست سر هوایی شلیک کرد. بچه ها اهمیتی نداند تا اینکه نیروها از جلو و پشت محاصره مان کردند. هجوم ناگهانیشان و پرتاب پی در پی گاز اشک آور همه بچه ها را به داخل پارک راند. زمان زیادی سپری نشد تا بچه ها توی پارک گرد هم آیند و این شروع قطعی اعتراضات بود مردمی هم که برای گردش به پارک آمده بودند کم کم به ما پیوستند. نیروهای امنیتی هنگامی که با توده مردم روبرو شدند از آمدن به درون پارک خودداری کردند پیرزنی جلو رفت و در برابر پلیس ایستاد و چنین فریاد زد: «من دو تا از بچه هام رو توی جنگ دادم. من همونی هستم که انقلاب کردم. من… خوردم که انقلاب کردم. من … خوردم که انقلاب کردم.» پلیس از برخورد با آن زن سالخورده خودداری کرد و بچه ها کم کم جمع شدند و این شعار ها را سر دادند:«سید علی پینوشه / ایران شیلی نمیشه، مجتبی بمیری رهبری رو نگیری، حکومت خودکامه نابود باید گردد، زنجیری پوتین برو گم شو، الله اکبر، مرگ بر دیکتاتور، خس و خاشاک تویی/ دشمن این خاک تویی/ کاوه ی بت شکنم/ ماردوش ضحاک تویی، مرگ بر تو.» نا گفته نماند تا پیش از اینکه خیابان به دست نیروهای ضد شورش بسته شه خودرو ها هم به نشانه اعتراض بوق می زدند. گردهمایی تا پاسی از شب ادامه یافت و پلیس از درگیری با مردم خودداری کرد اما شبیخون ناگهانی پلیس از سویی که هیچ انتظارش را نداشتیم مایه ی پراکنده شدن جمعیت شد. در پایان هنوز نیروهای امنیتی و پلیس ضد شورش در میدان ایستاده بودند و از دور صدای «مرگ بر دیکتاتور و …» می آمد.

Advertisements

برچسب‌ها: , , , ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: