حسن یوسفی اشکوری: هاشمی و جمهوری دوم اسلامی

ما با نظر یوسفی اشکوری موافق نیستیم و معتقدیم که توده مردم کلیت نظام را زیر سوال برده اند نه فقط حاکمیت خامنه ای را ولی با احترام به نظریات همه مخالفان وضع فعلی مقاله او را در اینجا می آوریم . ما معتقدیم که با پافشاری خامنه ای بر ابقای احمدی نژاد که ادامه نیز خواهد یافت جنبش به سرعت رادیکالتر خواهد شد و به علت سرکوب شدید و بیرحمانه ای که جنبش را هدف گرفته این رادیکالتر شدن امکان دارد تا حد مبارزه مسلحانه مانند قیام تبریز در انقلاب مشروطه نیز پیش برود . این بر خامنه ای است که آیا این سرانجام را می طلبد یا نه و نه بر انقلاب سبز ملت ایران .

به نقل از روز آنلاین :

پس از رخداد دوم خرداد 76 برخی در مقام بیان تمایز اساسی بین آن دوره و ادوار پیشین عمر جمهوری اسلامی از «جمهوری دوم» و «جمهوری سوم» یاد کردند. طبق آن  تحلیل با پایان جنگ و رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی و باز نگری در قانون اساسی و آغاز ریاست هاشمی رفسنجانی، جمهوری دوم آغاز شد و با پایان دورة هشت سالة دولت ایشان و رخداد دوم خرداد و آغاز دولت متفاوت سید محمد خاتمی، جمهوری سوم در عمر نظام جمهوری اسلامی شکل گرفت. هر چند روشن نیست که در چهارچوب این تحلیل دولت نهم را چه می­توان نامید. «جمهوری چهارم»؟ یا چیز دیگر. اما به هر تقدیر اکنون می توان گفت استفاده از چنان عناوینی برای دولتهای هاشمی و خاتمی چندان وجهی نداشته و با هیچ معیاری منطبق نبوده و نیست.

اما در این میان به نظر می­رسد با تحولات پدید آمده در یک ماه اخیر می­توان از آغاز «جمهوری اسلامی دوم» در تاریخ جمهوری اسلامی یاد کرد و گفت که طلیعة این دوره آشکار شده است. تحولات ایران در آینده چندان دور نشان خواهد داد که این نظریه و تحلیل چه اندازه واقع بینانه بوده یا نبوده است.

اکنون می­خواهم با این پیش فرض به نقش تاریخی جناب هاشمی رفسنجانی در تأسیس جمهوری اسلامی دوم اشاره کنم. حال نمی­خواهم به گذشته های هاشمی و نقش مهم ایشان در تأسیس نظام جمهوری اسلامی اول و به طور کلی به نقاط ضعف و قوت وی در مقام دولتمرد ممتاز نظام بر آمده از انقلاب اسلامی ایران اشاره کنم اما همین اندازه می گویم که دوست و دشمن اذعان دارند که هاشمی نقش بی بدیلی در تحولات سه دهه عمر جمهوری اسلامی داشته و در واقع در نیک و بد کارنامه این حکومت سهم قابل توجهی دارد و درست به همین دلیل است که او دارای دوستان یا مخالفان قدرتمندی در نظام است و منتقدان و حتی دشمنان زیادی نیز در بیرون از نظام دارد. حال با چشم پوشی از تمام این گذشته ها و ملاحظات، به نظر می­رسد که هاشمی همچنان نقش آفرین است و می­تواند در تحولات پیشرو نیز سهم مثبتی بر عهده بگیرد و با نقش آفرینی تاریخی به سود ملت و جمهوریت نامی ماندگار از خود به یادگار بگذارد و در نهایت حتی منتقدان وی نیز با اغماض بر او بنگرند.

هاشمی در نماز جمعه اخیر خود نشان داد که به اصطلاح «دود از کنده بلند می شود». او، به رغم شرایط بسیار نامساعد و به رغم فشارهای سنگین علیه او و خانواده اش، سخن به حق و البته به اعتدال و با رعایت تمام جوانب مسائل ریز و درشت پیرامونی گفت و در نهایت جانب مردم مظلوم و رأی باخته را فرو ننهاد. او در مقام یک مصلح دلسوز نظام ظاهر شد و کوشید به شکلی راهی برای خروج از بحران سنگین و فراگیر کنونی پیدا کند. هرچند که به گفتة درست خاتمی پیشنهادهای هاشمی چند پیشنهاد حداقلی بود که می بایست در گام نخست برای ایجاد آرامش و امنیت عملی شوند نه تمام آنچه که باید گفته می­شد. او هیچ امتیازی به جناح متقلب و کودتاچی و تضییع کننده حقوق مردم نداد اما سخنان نسنجیده و تحریک آمیز نیز نگفت که بهانه ای برای جنجال تازه بر ضد او و حامیان جنبش سبز پیدا شود. همین شهامت و سنجیدگی سخنان وی است که اقتدارگرایان را به خشم آورده و برای تخریب و بی اثر کردن کلامش به یاوه گویی روی آورده اند. واقعیت این است که من ( والبته بسیاری چون من ) این اندازه انتظارشهامت و موقعیت شناسی از شخصیتی چون هاشمی رفسنجانی نداشتم و حال او را به دلیل حمایت از مردم و نقد معتدلانه و دلسوزانه حاکمان اقتدارگرا در این زمانه عسرت تحسین می­کنم و می ستایم.

حال هاشمی در میانه ایستاده و چشم مردمی به او دوخته شده است. گرچه جنبش مدنی و بی خشونت نوین ملت ایران به هر حال به راه خود ادامه خواهد داد و در انتظار هیچ قهرمانی در هر سطحی نمی ماند اما واقعیت این است که در این کارزار تعیین کننده حمایت و رفتارهای سیاسی و مصلحانه شخصیتی چون هاشمی رفسنجانی در بلوک قدرت و در درون ساختار حاکمیت ایران بسیار مهم و اثرگذار است و نمی­توان از آن چشم پوشید. به گمان من هاشمی می­تواند با استفاده از روش و منش خود و با تکیه بر امکانات وابزارهای مادی و معنوی اش در سطح حاکمیت و جامعه به گونه ای عمل کند که از یک سو نظام و کشور به سقوط و فروپاشی نغلطد ( فروپاشی ای که محسن رضایی به درستی به آن اشاره کرده و هشدار داده است ) و از سوی دیگر نظام حاکم و جناح اقتدار گرا را وارد مرحله تازه ای کند که در آن قانون و دموکراسی و عدالت و آزادی به تدریج حاکم و نهادینه گردد و در واقع اصلاحات ساختاری در نظام عملی شود و جامعه ایرانی نیز به آرامش و امنیت برسد.

هاشمی از چنین توانی برخوردار است. در ساختار حاکمیت دارای «حق آب و گل» است و دوستان و حامیانی در سطوح مختلف دارد و بسیاری از مسؤلان عالی و دانی نظام از تربیت یافتگان و یا برکشیدگان وی هستند. نقش او در انتخاب رهبر کنونی در بیست سال پیش بر کسی پوشیده نیست. در میان جناح های مختلف علما و نهاد روحانیت سنتی و نوگرا و بنیادگرا حامیان قدرتمند و با سابقه دارد و در واقع هاشمی نماد روحانیت سیاسی و شبه مدرن است که «توسعه» را برای کشور برگزیده است. در چند سال اخیر، به دلایلی که اکنون جای شرح آن نیست، چهره ایشان در میان مردم و حتی نخبگان سیاسی و فرهنگی و ملی تا حدود زیادی ترمیم شده و حال با موضع گیری اخیرش بیش از پیش مقبولیت یافته است. روشن است که در صورت تداوم چرخش وی به سود ملت و کشور و تلاش برای حل گشودن گره های موجود، باز هم بر بازسازی شخصیت هاشمی در سطح ملی افزوده خواهد شد. اکنون «اسباب بزرگی» برای هاشمی و نقش آفرینی تاریخی وی همه آماده می­شود و البته او می­تواند از این همه استفاده بکند یا نکند اما در صورت استفاده درست از این موقعیت ممتاز تاریخی کار او کارستان و منحصر به فرد خواهد بود.

سخن اصلی و دعوی مهم صاحب این قلم در این گفتار این است که، در شرایط فعلی که اهداف جنبش از محدودة نتایج انتخابات دهم گذشته است، تلاش مهم هاشمی رفسنجانی در این برهه تاریخی می­تواند جمهوری اسلامی را به مرحله ای تازه وارد کند که همان «جمهوری اسلامی دوم» خواهد بود. چرا که هاشمی قادر است در تعامل با رهبر نظام، که فعلا در برابر خواست اکثریت مردم قرار گرفته است، و نیز دیگر نیروها و عناصر درون حاکمیت از یک سو و در گفتگو با مردم و نخبگان ساسی و فرهنگی از سوی دیگر، نقش میانجی مصلح را بازی کند و به خروج کشور و نظام از بحران خود ساخته یاری رساند. اگر چنین شود، نظام جمهوری اسلامی می ماند اما با اجرای کامل و همه جانبه قانون اساسی و به رسمیت شناختن حق حاکمیت ملت و تحقق حقوق ملت در بخش سوم قانون اساسی. شرکت گستردة مردم ایران در انتخابات اخیر نشان داد که اکثریت قاطع مردم نه تنها خواهان تغییر حکومت نسیتند بلکه از اصلاح آن نیز کاملا قطع امید نکرده اند و این نشان می­دهد که، بر خلاف تبلیغات مداوم اقتدارگرایان، مردم معترض در اندیشه انقلاب نرم و سخت و یا رنگین بر ضد رژیم نیستند، فقط خواهان عدالت و استیفای حقوق ضایع شده حود هستند. اما اگر از این فرصت ها استفاده نشود و اعتماد ها به کلی سلب گردد، حجت بر مردم تمام است و در آن صورت برای هر تصمیمی محق خواهند بود. از این رو به نظر می­رسد که عموم مردم ایران ترجیح می­دهند جمهوری اسلامی باشد اما جمهوری اسلامی دوم و اصلاح شده. هاشمی رفسنجانی می­تواند در تأسیس این جمهوری دوم کمک کند، همان گونه که در تأسیس جمهوری اسلامی اول کمک کرد.

گفتن ندارد که قانون اساسی به لحاظ محتوایی از اشکالات و تناقضات بسیاری رنج می برد اما در سیر تحولی و در شرایط دموکراتیک این اشکالات نیز قابل حل و رفع هستند.

Advertisements

برچسب‌ها: , , ,

6 پاسخ to “حسن یوسفی اشکوری: هاشمی و جمهوری دوم اسلامی”

  1. کمال Says:

    آقای دور اندیش میگوید : » ما با نظر یوسفی اشکوری موافق نیستیم و معتقدیم که توده مردم کلیت نظام را زیر سوال برده اند نه فقط حاکمیت خامنه ای را …» به این میگویند موضع گیری صریح ، شفاف ، اصولی و در راستای انقلاب دموکراتیک مردم ایران. انقلابی که پایه های آن بر تساوی حقوق مدنی همه ی شهر وندان ایرانی و بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر قرار دارد و خواهان استقرار یک نظام سکولار به جای نظام ضد بشری و ضد تاریخی فعلی است. بله انقلاب نوین مردم ایران کلیت نظام را هدف گرفته اسن و در جهت خواسته های این باند و آن باند رژیم نیست.

  2. ali Says:

    ما براي تغيير و تحميل خواسته هامان نيازمند تمامي ظرفيتهاي موجود ميباشيم.تغييرات را بايد اهسته و پيوسته ولي با اقتدار و بدون باج دهي و پرداخت اقل هزينه پيش برد.
    اين بمعناي عدم كاربرد قدرت و زور در زمان مقتضي نيست، اما تا نهادينه شدن خواسته ها در سطح ملي و ايجاد موج دوم حق خواهي اين گام اول است.
    انچه براي ما داراي اهميت فوق العاده اي است حفظ تماميت ارضي و منافع ملت ايران است پس در طول تمامي حوادث و وقايع اينده هر لحظه بايد مانع از فروپاشي چهارچوبهاي اصلي كشور شد.
    بي شك در ادامه مسير اصلي عزل و حذف خامنه اي بعنوان خائن وغاصب حقوق ملت يك گام اساسي به جلوست، اما اين نبايد به معناي فروپاشي تبيين گردد. بايد با حفظ اركان به اصلاح قوانين مازاد و دست وپاگير و اصلاح روشهاي اجرائي مخصوصا در مورد خواستگاه ملت رو به جلو بدون تخريب پلها گام برداشت.
    با اميد پيروزي و نابودي خامنه اي

  3. دست نوشته Says:

    با توجه به اینکه نوشتی «لطفا به این وبلاگ در وبلاگ ، فیس بوک و سایر صفحات اینترنتی خود لینک بدهید -لطفا مطالب این وبلاگ را با ای میل و سایر رسانه ها در اختیار دوستان خود و ملت ایران قرار دهید» بهت پیشنهاد می‌کنم برای اینکه کار اشتراک تو جاهیی مثل فیس‌بوک و توییتر و فرندفید و اینها برای خواننده‌هات راحت تر بشه از بوکمارک های اشتراکی وردپرس دات کام استفاده کنی.

  4. کبک22 Says:

    بسم رب آزادی
    سلام
    از بلاگ و نوع قلمت خوشم اومده می خوام در بلاگم اضافت کنم اگر مایل بودی و مایلی همین کارو تو هم انجام بدی خبرشو بده.
    با آرزوی لبی خندان و سری پر ز هوش!
    have nice time

  5. تینا Says:

    شما مغز پسته ایها هنوززززززز تو توهم بسر میبرید.
    درود بر احمدی نژاد….دوست داریم دکتر

  6. کمال Says:

    علی آقا ، سلام. استفاده از همه ی ظرفیت های موجود امری پسندیده و درست است. اما باید حواسمان جمع باشد که به بهانه یا عذر استفاده از تمام ظرفیت های موجود این بار هم کسانی مثل موسوی و خاتمی و رفسنجانی و کروبی که هنوز تا مغز استخوانشان عاشق خمینی جنایتکارهستن ، همان کلاه گشادی را که خمینی سی سال پیش سرمان گذاشت دوباره بر سرمان نکشند و این بار هم انقلاب دموکراتیک مردم را ملا خور نکنند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: