مقاله بسیار جالب در مورد ناتوانی اصلاح طلبان از رهبری جنبش ضد کودتا

این مقاله را بسیار عمیق و بسیط و جامع یافتیم . ژاله وفا به خوبی نشان میدهد چرا و به چه دلیل جناح اصلاح طلب حیران و سرگردان از ضربه ای که بر آن وارد آمده است از رهبری قاطعانه این جنبش عاجز است . کاش ما هم در لحظه کنونی رهبری چون زلایا رییس جمهور برکنار شده هندوراس میداشتیم که از جان برای سرنگونی کودتاگران مایه گذاشته است . امیدوارم مردم ما هرچه زودتر با تشکیل کمیته ها و شوراهای مردمی رهبری مستقل این انقلا ب را دردست گیرند . دیر نیست که از میان همین مردم ستارخانها و باقرخانها ، لخ والساها و گاندیها سر بر آورند .

«دوراندیش»

به نقل از سایت گویا :

گويی همه درس هايی را که می توان و بايستی از تجربه های تاريخی و عينی و ذهنی آن هم به موقع گرفت، به کار کسانی که در توهم اصلاح پذير بودن نظام حاکم به سر می بردند نمی آمد و نياز به کودتای خونين اخير توسط باندهای مافيايی بود تا چرت خلسه آلود برخی از باورمندان به اصلاح پذير بودن نظام را پاره کند!

Jalehwafa@yahoo.de

در نظام فرمانفروايی خودکامه ،دربار و حرمسرا، مکان رتق و فتق امور و کانون رقابتها و دسيسه ها و توطئه ها بود. تا زمانی که پادشاه خودکامه قدرت مطلق را بدست داشت رقابتها و توطئه ها جز در سايه روشن حرمسرای وی انجام نميگرفت اما با مرگ فرمانروايی خودکامه تعادل ناپايدار در بار و حرمسرا ن نيز از بين ميرفت. تنها شاهی ميتوانست قدرت خود را حفظ کند که هر مخالفتی را از ميان بر ميداشت و هر فرمانروايی که مخالفان را بر نمی انداخت خود بر می افتاد. مگر آنکه مخالفی باقی نمانده باشد. منتسکيو در اشاره ای به تعارض درونی فرمانروايی خودکامه در باره سرنوشت شاه سلطان حسين می نويسد: » نميتوان در برابر حکومتهای وحشتناک به خود نلرزيد . در همين زمان ما ؛ سبب نابودی مالک صوفی ( شاه ) ايران که به تصرف (پسر ) ميرويس در آمد و به دست او از سلطنت خلع شد ، اين بود که به اندازه کافی خون نريخته بود!! «(*)
انقلاب ايران ۳ دهه قبل به نظام شاهنشاهی ايران خاتمه بخشيد. اما استبداد فقيه با دو راس خمينی و خامنه ای با تکيه برهمان سرشت استبدادی ،به بازسازی ساختارهای نظام پيشين پرداخته و ايران را مبتلا به انواع بحرانها و جنايات کرد. ازگروگانگيری و سرکوبهای خونين دهه مخوف ۶۰ و ادامه جنگ به مدت۸ سال و قتل عام سال ۶۷ گرفته تا قتل های زنجيره ای و کشتار سه هفته اخير از مردم بی گناه در جلو چشمان حيرت زده تماميت جهان.


اين امر که ماهيت مافيايی و آلوده به خشونت و جنايت نظام ولايت فقيه قابل اصلاح به سوی خير و تحقق حقوق مردم است ،و يا برعکس رهايی ما مردم از شر نظام حاکم تنها با نفی کليت فاسد آن امکان پذير است،نزديک به ۱۲ سال است که مساله مورد مناقشه ای در فضای سياسی ايران است. گويی همه درسهايی را که ميتوان و بايستی از تجربه های تاريخی و عينی و ذهنی آنهم بموقع گرفت ، بکار کسانی که در توهم اصلاح پذير بودن نظام حاکم بسر می بردند نمی آمد و نياز به کودتای خونين اخير توسط باندهای مافيای بود تا چرت خلسه آلود برخی از باورمندان به اصلاح پذير بودن نظام را پاره کند! به راستی از چه رو درسهای تجربه رابسياری از نيروهای سياسی بکار نگرفتند؟ تصور ضربات روحی دهشتناک و زخم های وارده بر تنهای مظلوم همه بازداشت شدگان و کشته شدگان کودتای اخير ،نبايستی عرق شرم بر اندام کسانی بنشاند که ساليان سال به تکرار ترهات اصلاح پذيری نظامی مافيايی خوگر شده بودند؟تاريخ و وجدان ملی مردم ايران مسئوليت اتفاقات و جنايت رخ داده در سه هفته گذشته را بر دوش چه گروهها و دستجاتی از نخبگان و عقول کل عالم سياست خواهد نهاد؟!
شايان توجه است که رابطه انسان با آزادی و يا قدرت و نقش واندازه و وزن هر يک در ساختار ذهنی و رفتاری انسانها يکی از کليدی ترين روابط است که در مواقع حساس زندگی شخصی و اجتماعی -سياسی انسانها نقش بسيار تعيين کننده ای ايفا ميکند.
آن بخش ازانسانها که به اصالت قدرت و نه آزادی باور دارند ، پيوسته در ذهن و بالتبع در عمل خود تبعيضی بسو د قدرت وبه قيمت غفلت عقل خود از آزادی خويش بر قرار می کنند . اينان رابطه عقل را با واقعيت چنان تغيير می دهند که در پندار و گفتار و کردار و در رابطه اشان با واقعيت هايی که خود و ديگران و واقعيتهای اجتماعی می باشند، بيانگر خيال و مجاز و نمونه بارز اسارت در مطلقهای ذهنی خود می شوند.
به حکم اين تبعيض به نفع قدرت ، واقعيت گرايی دروغين جای رابطه راستين عقل با واقعيت را می گيرد . و اصالت دهنده به قدرت ، قدرتمداری خود را در حجاب واقعيت گرايی پنهان ميکند . نا گفته پيداست که در توازن قوا ،اصالت دادن به قدرت تنها مخصوص کسانی که در موقعيت متفوق ميباشند ، خود را بروز نميدهد ، چه بسا انسانهای شکست خورده مصر تر در دست نکشيدن از اصالت قدرت در ذهن خود می باشند .
بروز تضاد حذفی و خونين مابين مافياهای درون نظام ولايت فقيه که در فرصت انتصابات اخير به آشکار ترين شکل خود را عرضه کرد ،يکی از بهترين موقعيتها و زمينه های تشخيص و شناخت دقيق و تفکيک طرز فکرهای حامی قدرت و يا آزادی را در درون و بيرون نظام ولايت فقيه بدست ميدهد.
قبل از انتصابات رژيم ،بحث شرکت در «انتخابات» و يا تحريم آن و نتايج ناشی از اتخاذ يکی از اين دو هدف و روش ،يکی از اساسی ترين مباحث بود. نا گفته پيداست که اعتبار گروه های سياسی در عملکرد بموقع و در موضع گيری های قبل از وقوع پديده است که خود را نشان ميدهد و خط فارق باور به آزادی و يا قدرت از سوی گروه های سياسی- اجتماعی و يا حتی در سطح فردی ، نيز در چنين مواقع حساسی قابل تشخيص و تميز است.
اصلاح طلبان درون حاکميت و گروههای متعلق به اپوزيسيون درون حاکميت ، همچون نهضت آزادی و ملی – مذهبی ها ،همگی با اصراری باور نکردنی با پشت کردن به تجربه واقعی مردم در ۸ سال حکومت خاتمی در اصلاح ناپذير بودن نظام ولايت فقيه ، خيال و مجازی را ساخته و پرداختند و به جامعه القا کردند که » حضور حد اکثری مردم در پای صندوق رای بطور حتم از تقلبی بزرگ جلوگيری خواهد کرد » به استناد بيانيه حزب مشارکت در ۲تير ۸۸ حتی درزمان بعد از تجربه که به نقش خود برای به پای صندوقها کشيد ن مردم اذعان دارد و منتظر پاداش و نه عتاب از طرف نظام کودتا گر نيز بوده است نگاهی بيفکنيم : «… افزايش قريب به ۳۰ درصدی مردم در اين انتخابات مرهون تلاش عظيم اصلاح طلبان است که در ماه های گذشته با موج اميد ، برای اولين بار تحريم انتخابات را منتفی کردند و همه کسانی را که با صندوق های رای قهر کرده بودند به پای صندوق کشاندند و حماسه حضور را عينيت بخشيدند. اما اينک متاسفانه اکثريت اين شورآفرينان در زندان های امنيتی به سر می برند .»
اين قبيل احزاب اصلاح طلب و معتقد به اصلاح نظام حاکم ، با لجاجت خاصی بر اين خيال و توهم باور داشتند که نظام ولايت فقيه توان و امکان تقلبی با اين وسعت را نخواهد داشت. اما اکنون بعد از تجربه ايم .و ابطال اين توهم در تجربه بر همه آشکار شده است .
خط فارق باور به خيال و اسارت در توهم و يا آزاد نگه داشتن عقل و ديده بصيرت در ديدن واقعيت آنگونه که هست ،در قبل از تجربه بايستی خود را نشان دهد! به زعم نگارنده آن بخش از تحريم کنندگان انتخابات که بر اساس واقع نگری و شناخت از روابط و سازو کار قدرت امکان هر گونه تقلب و رفتار غير معقول را برای قدرت حاکم متصور می دانستند ، به خود و مردم دروغ نگفتند و روا نداشتند که اذهان خود و مردم را به سبب مطلق سازی يک توهم ،اسير مجاز سازند ودر تحليهای مفصل و پيگير و به موقع، به جامعه هشدار دادند.
جهت مقايسه يک نمونه از طرز نگرشی را در ذيل می آورم که بر اساس واقع بينی تصميم و نيز امکان تقلب بزرگ توسط نظام ولايت فقيه را نه تنها ممکن بلکه سنت مرضيه نظام حاکم ميدانست. نگارنده يکهفته قبل از تقلب بزرگ۲۲ خرداد ۸۸ ، در تاريخ ۱۶ خرداد ماه در پاريس در جلسه سخنرانی پيرامون خواص و ويژه گيهای تحريم ،چنين استدلال آوردم ( متن سخنرانی در نشريه انقلاب اسلامی ۷۲۶ درج شده است):» وقتی تجربه نشان داده که اساس و شيوه مالوف نظام ولايت فقيه همواره بر تقلب و بی ارزش شمردن رای مردم بوده است ، استثنا کردن اين» انتخابات «و اميد داشتن به صداقت راس نظام ولايت فقيه درمحترم انگاشتن آرای مردم ، نه تنها خامی بلکه بی حرمتی و بی صداقتی به اهميت درس تجربه هايی گرانبها است که بسا با رنج فراوان در پروسه تاريخی يک ملت کسب می شود. «
◄آری اکنون بعد از تجربه ايم و معما چو حل گشت بر بسياری آسان شده است. آقای موسوی درنوار سخنان خود در جمع اساتيد دانشگاه اذعان ميدارد :«در هر حال تصور بنده از وسعت تقلب تا اين حد نبود و نوع کاری که شد نه تنها بنده بلکه همه را غافلگير کرد و گسترده تر از اطلاعاتی که به ما می رسيد و گفتگوهايی که با دوستان داشتيم بود!« و هنوزنيز ايشان فراموش می کند که وسعت تقلب نه همه را بلکه هر آن کس را که در توهم بسر می برد غافلگير ساخت.
◄آقای کروبی در بيانيه خود ۱۰ تير، منصفانه تر به توهم خود اذعان ميکند :
«در اينجا بايد اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرايط انتخابات را می شناختند و به کرات بی حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را يادآوری می کردند که مجدانه بابت اين حسن ظن به مسوولين از مردم عذرخواهی می کنم.«
اما با توجه به سرعت تحولات ، امر تقلب با همه نامشروع بودنش امری است گذشته. جنبش مردم نمی تواند در مقابله با سبعيت نظام حاکم ، تنها گرفتار بررسی مسائل تقلب بماند.آن دست آوردی که از رهگذر اين تقلب ( هرچند نامطلوب برای نظام حاکم )درمسير پيش برد جنبش موثر است ، همانا آينه بودن اين تقلب بزرگ بر ماهيت سرا پا فساد و آلوده به زور و خون نظام ولايت فقيه است و اين واقعيت که خندق و دره بی اعتمادی عميقی از رهگذر اين تقلب بزرگ مابين مردم و نظام و دولت نامشروع شکاف انداخته است.
اما بدون شناخت از ساز و کار قدرت نميتوان از مقاصد و مراحل کنونی و بعدی رفتار مافيای حاکم مطلع شد و راه چاره سنجيد.
از آنجا که تراکم قدرتها د ر کانون جز از راه تجزيه مجموعه زير دست و ادغام پذير کردن و يا خنثی کردن و حذف عناصر ادغام نا پذير ممکن نيست ،جريان تراکم قدرتها در کانون ، خود جريان تجزيه سياسی نظام حاکم را سرعت می بخشد. نبايد فراموش کرد که در واقع امر افسار مافيای حاکم و در حال حاضر متفوق به دست قدرت است و نه بالعکس . در جريان تمرکز شتابگير قدرت در دست مافيای حاکم ،آستانه تحمل نظام تا بدانحد پايين است که به هيچ نيروی محرکه و بيان کننده سياسی که بتواند به نحوی ازانحا بيانگر نيازی از جامعه باشد ونيز هر گونه فعاليت سياسی در خارج از نظام فکری حاکم ، امکان و مجال اظهار و بروز نخواهد داد. يا اين نيروهای جامعه بايستی در کرنشی مطلق در دستگاه حاکمه اذغام شده و جذب کامل گردند و يا خنثی و حذف گردند. اين آن امری است که اصلاح طلبان حکومتی هنوز که هنوز است قصد و تمايل به باورش را ندارند! هنوز باور ندارند که بر اثر فشار تشديد يابنده قدرت بر مافيای حاکم است که تقلبی به اين وسعت و حتی حذف فيزيکی ياران ديروز حاکمان متفوق امروز،امری اجتناب نا پذير می باشد! مافيای حاکم يا از طريق «زياد کردن آخورها «برخی نيروهای سياسی را جذب خواهد کرد ويا آنها را به زبونی وادار و به سکوت و بی عملی در حد فلج مجبور خواهد ساخت و يا آن سری از نيروهای سياسی و محرکه جامعه را که قابل ادغام نبو ده و در سيستم فاسد وراس ولايت مطلقه اش جذب و حل نميشوند ، ازطريق تهديد و ارعاب و زندان و شکنجه سعی در از بين بردنشان می کند.
تنها پارامتری که ميتواند توازن قوای درون نظام را بهم زند نيروی خود جوش و غير قابل مهار جنبش سراسری مردم است .که طی سه هفته اخير دست آوردهای درخشانی داشته است (و د رنوبتی ديگر بايستی اين دست آوردها را بطور موشکافانه مورد بررسی قرار داد )
در حالی که مردم ايران از روز نخست بعد از تقلب بزرگ بر بهت و حيرت خود فائق آمدند و با انواع حرکات اعتراضی جنبشی ملی را سازمان دادند ، احزاب سياسی اصلاح طلب موجود در درون حاکميت که اکنون نيز موردغضب مافيای متفوق قرار گرفته اند از حرکت خود جوش جنبش عقب افتاده ، هنوز متاسفانه بهت زده و بی برنامه ، عالم خيال و توهم را رها نکرده اند :
درحالی که آن بخش از مافيای متفوق به رهبری خامنه ای با برنامه ريزی قبلی و سرعتی بی مانند تمامی خيابانهای پايتخت و شهرهای بزرگ کشور را عرصه تاخت و تاز و قدرت نمايی نيروهای نظامی و شبه نظامی خود کرده است و به دستگيريها ، قلع و قمع مخالفان داخلی و تهديد به لغو امتياز احزاب درون حاکميت و نيز تهديد آقای موسوی و دستگير شدگان به محاکمه و مجازات و خونخواهی !پرداخته و مراحل کودتای خونين خود را يکی پس از ديگری با شتاب طی ميکند، :
◄مجمع روحانيون مبارز با اعضايی همچون خاتمی و کروبی و … صفت مبارز خود را همچون عبا بر کناری نهاده وبا عجله ای خام تمکين کرده، با اصرار بر ترک نکردن چهارچوب نظام ولايت فقيه ،در مانده مابين نسبت دادن صفت» مبارک» به نظام و» معظم» خواندن رهبر ی چنين نظامی که مردم را به خاک و خون کشيده است ،اعلام ميدارد:« در نظام مبارکی( !!) که در آن به‌سر می‌بريم.. در حالی که به تعبير رهبر معظم انقلاب، هم نامزدهای محترم و هم طرفداران آنان از نظام و در نظام هستند، ميليون‌ها انسان معترض را اسباب دست بيگانگانی قلمداد کردند حتی تظاهرات آرام مردم را به خاک و خون کشيدند و بخش مهمی از سرمايه‌های فرهنگی و سياسی و انقلابی و خيرخواهان و تعداد کثيری از جوانان عزيز را به بند کشيدند تا همگی را در برابر يک انتخابات مخدوش تسليم کنند و اينک پس از هزينه‌های سنگينی که پرداخت شده است، در عين اعتراض به نتيجه انتخابات و محفوظ‌ نگاه‌داشتن حق اعتراض معتقديم که مردم بزرگوار نبايد بيش از اين هزينه بپردازند و معتقديم هيجانات فزاينده و اعتراضات خيابانی راه‌کار نيست. ما همه را به آرامش دعوت می‌کنيم، چرا که ايران و انقلاب برای ما از همه چيز با ارزش‌تر است و انتظار داريم که مسئولان نيز زمينه عبور از فضای زشت امنيتی و نظامی را فراهم آورند.«
◄آقای خاتمی گويی بخشی از حافظه تاريخی خود را در باره رويه های سخيف و شنيع و ضد انسانی اعتراف گيری و تواب سازی از دگر انديشان را در دوران مخوف دهه ۶۰ و تحت رهبری امامش خمينی را از دست داده و ناباورانه در جمع خانواده های دستگير شدگان اخير در ۱۰ تيرمی پرسد : «مگر هرکس می تواند به هر صورت خواست مردم را بازداشت کند، بعد آنها را بازجويی کند و بدون اينکه کسی اطلاع از نحوه برخوردها و فشارهای وارده به آنها داشته باشد تواب سازی و اعتراف گيری کند و پيش از اينکه در دادگاهی صالح اين اعترافات بی اساس و بی ارزش به قضاوت گذاشته شود آنها را در سطح جامعه منتشر کند و دستگاه قضايی اظهار بی اطلاعی کند؟!و بعنوان راه برون رفت از وضعيت پيش آمده اعلام ميدارد:پيشنهاد مشخص ما برای برون رفت از اين وضعيت تشکيل يک هیأت کاملا بی طرف برای بررسی تمامی جوانب اين انتخابات بود تا پس از بررسی دقيق و موشکافانه اگر به تخلفی پی برد نظام با شجاعت به آن اعتراف کند و اگر مسأله ای در ميان نبود با استدلال منطقی اذهان مردم اقناع شود.!«
◄حزب مشارکت نيزدر بيانيه ۶ تير خود ،هنوزناباورانه از قصد کودتاگران برای سرکوب بعنوان شنيده و مسموع سخن ميگويد :« اما شنيده ها و شواهد ديگری حاکی است که جريان حاکم به در دست گرفتن قدرت به هر نحو ممکن رضايت نداده و هدف شوم ديگری را در راستای تسويه حساب گسترده داخلی با مخالفان سياسی قانونی در سر دارد.»
.و هنوز غرق خيال و توهم ادامه ميدهد: امکان انقلاب مخملی در ايران اساسا ممکن نيست و شبيه خواندن رژيم هايی که در آنها انقلاب مخملين حادث شد با هر نظامی به واقع توهين به آن نظام و متقلب و غيرقابل اصلاح خواندن آن است که اصلاح طلبان قطعا چنين نگاهی را به نظام ندارند.!!«و عاقبت درآخرين بيانيه خود ازآرمانهای گوهر بار امامی ياد می کنند که فرمان قتل عام ۳۵۰۰ نفر از فرزندان اين مرزو بوم را در ۳ شب صادر کرد:
«ما همچنان مصر بر ادامه راهی هستيم که در يک کلمه آن را اصلاحات می خوانند؛ ما همچنان مصر بر عمل در چارچوب قانون هستيم؛ تمام تلاش ما آن خواهد بود که نشان دهيم آنچه اين روزها به نام دين، انقلاب و نظام برما رفته است، نسبتی با گوهر دين، آرمانهای بلند امام و خواسته های شهيدان و مطالبات بر حق ملت و موازين قانون اساسی ندارد «.اين حزب بطرز دردناکی در کمال استيصال از قدرت حاکم تقاضا می کند که :«اکنون حداقل پس از استقرار و تثبيت آنچه می خواسته اند، انبوه بيگناهانی را که تنها جرم آنها شورآفرينی در انتخابات بوده است آزاد کنند و از پرونده سازيهای بی حاصل و دروغ دست بردارند و اجازه دهند نهادهای مدنی و مستقل از حکومت دوباره کارخود را هرچند با محدوديتهای فراوان آغاز کنند«
نکته قابل توجه و بسيار خطرناکی که در بيانيه و رويه حزب مشارکت در سه هفته اخير به جشم ميخورد تکرار انحصار طلبی خاص در مورد حقوق بازداشت شدگان حزبی و غير حزبی است.در قاموس اين حزب هنوز حقوق بشر را ميتوان به خودی و غير خودی تقسيم کرد! در حالی که تقريبا همه احزاب سياسی و سايتهای سياسی ا يرانی در تلاش و کوشش اند که تمايلات و اختلاف نظر ات حزبی و سياسی را در هنگامه قتل عام مردم کوی و برزن توسط نظام جانی ولايت فقيه به کناری نهاده و در انتشار اسامی بازداشت شدگان اعم از دانشجو و حقوقدان و مدرس و کارگر ومعلم و زن و مرد و نوجوان و .. .برای جلب توجه سازمانهای حقوق بشر جهانی بدور از هر تبعيضی کوشا باشند ، اين حزب در سايت رسمی خود نوروز خود تنها ليست بازداشت شدگان حزبی خودرا انتشار داده است و حتی در بيانيه ۶ تير ماه خود نيزتنها نگران تسويه حساب کودتاگران با مخالفان سياسی قانونی است!!
◄سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی نيز در بيانيه ۹ تير خود هنوز در توهم است که «انتخابات» در نظام ولايت فقيه گويی آزاد بوده است !و در چهار چوب چنين نظام نامشروعی می توان مبارزه قانونی کرد!! و تاکيد می نمايد:« همچنان برای بازگردان «جمهوريت نظام» می کوشد ووظيفه خود می داند با استفاده از تمامی ظرفيت های قانونی به مبارزه قانونی و مسالمت آميز عليه دولت غير قانونی پرداخته، تمام مساعی خود را برای بازگرداندن جمهوريت که ضامن اسلاميت نظام نيز هست به کار بندد.»
◄و اما خواب و خيال آقای عباس عبدی مشاورآقای کروبی با گذر سه هفته از کودتا ، بيش از هرنظری فرسنگها با واقعيت فاصله دارد . وی در ياد داشتی در ۱۰ تير در سايت خود ( گذشته! )ضمن عملی ندانستن پيشنهاد آقای خاتمی در تشکيل هياتی بی طرف ، سعی کرده است در جستجوی راه حلی باشد که به مصداق نه سيخ بسوزد و نه کباب ، هم جايگاه و شان!! نداشته کودتا گران را حفظ کند و هم به خيال خود مردم را (بخوانيم خيال آشفته خود را ) آرام کند .پيشنهاد وی از اين قرار است: «به نظر من يک راه منطقی و معقول وجود دارد. راهی که اولاً: شکست يا پيروزی قطعی يک طرف را نتيجه ندهد و اصطلاحاً بازی برد ـ باخت نشود. ثانياً: شأن و جايگاه قدرت و حکومت را حفظ کند و مردم را هم آرام و قانع کند. اين همان راهی است که در چنين بحران‌هايی کارساز خواهد بود بدين معنا که طرفين قدری از مواضع خود عقب‌نشينی کنند و مصالحه‌ای مفيد را تجربه کنند. برای تحقق اين هدف می‌توان قضيه را به قبل از ۲۲ خرداد بازگرداند، و به طور همزمان معترضين ادعای تقلب و مخدوش بودن انتخابات را پس بگيرند، و حکومت هم ادعای مقابل را کنار بگذارد، و با استفاده از اختيارات حکومت دستور تجديد انتخابات صادر شود و همه نيروهای سياسی نيز به طور کامل و دربست از اين تصميم استقبال کنند و تمامی ادعاهای له يا عليه انتخابات را کنار بگذارند.!»
◄نهضت آزادی و نيز شورای مرکزی ملی – مذهبی ها تا کنون به جز صدور اطلاعيه ای در محکوم کردن اعتراف گيريها، به قول ظريفی چون هميشه جانب احتياط را با سکوت در مقابل سلطان جائر رها نکرده اند.
◄و در خاتمه آقای موسوی اصولگرای اصلاح طلب نيز بعد از اينکه به کودتا گر ان هشدار داد چنانچه رهبری جنبش مردم از درون نظام خارج شود، به دست باورمندان به بيرون از نظام خواهد افتاد، در آخرين بيانيه خود ( بيانيه شماره ۹ )در پی فرصتی است که کودتاگران در اختيار وی قرار دهند تا اصول معطل مانده قانون اساسی را به اجرا در آورد! :«گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آيند و با تشکيل جمعيتی قانونی صيانت از حقوق و آرای پايمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طريق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نيز رجوع به محاکم قضايی پيگيری کنند و نتايج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اينجانب نيز به اين جمع می‌پيوندم. اين گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت .«
بنا برمواضع ذکر شده در بالا ، اصلاح طلبان حکومتی و نيز اپوزيسيون داخل حاکميت خود هنوز در گيجی حاصل از غافلگيری ضربه فرو آمده توسط کودتاگران بسر ميبرند. اينان نه تنهاموتورمحرکه ای برای جنبش مردمی نخواهند بود بلکه به کرات بر اساس باور خود به ماندن در حصار نظام ، موکدا مردم را از رفتار ساختار شکنانه و شعارهای غير انتخاباتی و نيز بی اعتنايی به قانونهای ساخته زور ، نهی می کنند.
هر ايرانی که به نشرياتی همچون صبح صادق ارگان سپاه و نيز کيهان و جوان و سايتهای دولتی همچون خدمت و رجاء نيوز …که برنامه کودتا را به پيش ميبرند نگاهی بيندازد، ازقصد کودتاگران برای اجرای مراحل بعدی کودتا و نيز به زبونی و استيصال کشاندن مخالفان داخلی خود با خبر ميشود.نا گفته پيداست که وحشت اصلی کودتا گران اکنون که ته مانده مشروعيت نداشته خود را هم در ميان مردم و هم در افکار عمومی جهان از دست داده است ، از جنبش خود جوش مردم است. چرا که شعارهای مردم بر ضد خامنه ای يک اسطوره را شکست و آن اسطوره «رهبر» فصل الخطاب بود. جنبشی که در کوتاه ترين مدت دستاوردهای درخشانی داشته و روز بروز با روشن شدن هدف آن در نشانه گرفتن کليت نظام بعنوان مانع اصلی تحقق حاکميت ملی ، بر شفافيت هدف و روش خود و شتاب خود در خروج از کليشه های محصور ماندن در چهارچوب نظام حاکم می افزايد ، بزرگترين و جدی ترين تهديد برای ادامه حيات نظام فاسد مافيای ولايت فقيه است. از آنجا که کو دتا گران نيز بر پويايی خود جوش جنبش واقفند ، عمده ترين وحشت عظيم آنان از همراه و هم زمان شدن مقاومتهای مدنی مردم با اعتراضات خيابانی آنها است. فلجی که ناشی از ابتکار مردم در هر نوع از اعتراض و اعتصاب و تحريمی ،نهاد های دولتی را تهديد ميکند تا به حدی آشکار و مبرهن و امری منتظر است که کودتا گران را به تکاپو انداخته با نسبت دادن مقاومتهای مدنی به اصلاح طلبان آنها را در ميانه تهديد به محاکمه و تطميع ،وادار به تبری جستن از هرگونه مقاومت مدنی و نيز توصيه های «خير خواهانه «به مردم وادارند!
گزارش روزنامه جوان در ۱۱ تير تحت عنوان «تغيير فاز از اغتشاش گسترده به آشوب جزيره ای » از اين قصد شوم کودتا گران پرده بر می دارد.
بر نيروهای محرکه جنبش مردمی است که توجه داشته باشند ،عقل انسانی زما نی آزاد است که از هر محدود کننده ای رها باشد که مانع محيط شدنش بر موضوع شناسايی بگردد و يا مانع از بهره ور شدن از تمامی توان خلاق عقل و انديشه انسان بگردد.اکنون در ميانه کودتا و جنايت ويورش ، چه بسا ترس و وحشت ناشی از سبعيت نظام حاکم ،راه را بر آزاد انديشی فروبندد .برای رهانيدن عقل جمعی از قيد هر محدود کننده ای بايستی با تکيه بر تجربه های تاريخی ارزشمند و واقعيتهای انکار ناپذير و درس گرفتن ازآنان از هر امر و رفتارو رهنمود محدود و محصور کننده ای که مانع از پويايی مستقل و خود جوش جنبش شود به جد اجتناب ورزيد و نيز با ادامه ابعاد مختلف مقاومت در عين تلاش وافر بر خشونت زدا بودن روشهای مقاومت مردمی ، زمينه های عمل کودتاگران حاکم را نيز محدود کرد. از آنجا که انبار انرژی مادی و معنوی هر نظامی يا قدرت مردم و يا قدرتهای خارجی هستند، هر نظامی که نه تنها از تکيه گاه و پشتيبانی مردم محروم ،بلکه در نزد ملت و افکار عمومی جهان منفور نيز باشد ، به ناچار در درون خود مواجه با تنش و مصرف يک طر فه و تجديد ناپذير نيرو و توان خواهد شد . باور به اين امر که بر خلاف ظاهر پر هيبت مسلح نظام ،کودتاگران در اوج ضعف و زبونی و بی پشتوانگی قرار دارند ، باعث قوت قلب نيروهای محرکه جنبش خواهد شدو گسستگان را زنجير وار می پيوندد.
شيشه عمر نظام مافيای حاکم بدست امتناع مردم از رساندن توان از هر قسم و نوع به نظام حاکم است. درجا زنندگان در توهم اصلاح پذير بودن نظامی که از دهه ۶۰ بر کودتا و خونريزی بنا گرفته است ،نيز بايستی چشم بصيرت بين يافته و از توهم بد ر آمده و بر ترس و استيصال خود نيزفائق آمده و بدانند که هيچ جهنمی کشنده تر و تهديد کننده تر از نظام مافيايی ولايت فقيه برای آنان نيست. آزادی سالم ترين و کم خطر ترين بستر زيست است.
رهايی از قيد چنين نظام نامشروعی و استقرار نظامی مردم سالار بهترين ضامن زيست سالم و کم خطر برای هر انسان ايرانی است.

Advertisements

برچسب‌ها: , , , , , ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: