متن پیاده شده صحبت شنبه ۱۳ تیر محسن سازگارا

سلام
امروز شنبه 5/11 صبح سیزدهم تیر ماه سال 1388، چهارم جولای سال 2009 میلادیه.
می بخشید که دیروز جمعه هیچ برنامه ای نداشتیم، برای اینکه با دوستانی که کمیته فکر هستند؛ دوتا استاد دانشگاه ایرانی در اینجا یک ارزیابی بیست روزه داشتیم که در این 20 روز ما چه کردیم؟ مجموع تاکتیکها، مبارزات به کجاها رسیده؟ چندتاش اجرا شده؟ چه نقطه ضعف هایی داشته؟ حکومت چه کارهایی کرده و چه کارهایی رو اونها کردند؟ که امروز فکر می کنم این ارزیابی و جمع بندی نهایی بشه به شکل یک مقاله منتشر میشه و روی اون خط انشاالله حرکت خواهیم کرد. بنابراین فکر می کنم لازم هم بود که یک ارزیابی 20 روزه داشته باشیم تا بتونیم مجموع حرفها رو به شمال منتقل کنیم. شاید هزاران ایمیلی هم که اومده دسته بندیش کردیم، بررسیش کردیم، اشتراکاتش حذف شده، دوباره بیشتر از 200 تا پیشنهادات جدید و سوالات مختلف بود که اونها رو هم دسته بندی کردیم و توی همین ارزیابی برای آینده میاد و استفاده میشه. من خواهشم این است که باز هم هرگونه سوالی، هر نکته ای هستش در میون بگذارید تا روش کار بکنیم و پاسخ در بیاریم.
اما قبل از اینکه وارد بحث های امروز بشم دو سه تا سوال رو جواب بدم:
اول اینکه از پاره ای از شهرستانها پرسیدند که ما امکان اینترنت کم داریم؛ امکان ارتباط کمه؛ مشکل تلفن داریم؛ چجوری خبر رسانی بکنیم؟ در تهران و شاید شهرهای بزرگ هم همین مشکل باشه. پاسخ این است که ما نباید توی سد اینترنت گیر کنیم. اونهایی که می تونن اطلاعات خوب بگیرن باید دانلود کنن، پرینت کنن، به دیگران برسونن. در واقع یک پله ناچار میشیم تکنولوژی رو بریم عقب تر؛ به شکل اعلامیه، شب نامه، یه سریش که پشت یک کاغذ بچسبونیم به یک دیواری بچسبونیم مثل پدرهای ما توی مشروطه که هم کندنش بعداً خیلی سخته و هم ممکنه خیلی ها بخونن و یا توی خونه ها انداختن و یا به دست دیگران رسوندن یا از بالای یک ساختمون پخش کردن و پایین انداختن و هکذا. روش هایی که به هر حال برمی گرده به یک روش قدیمی تر که اونهم هاردکپی و پرینت و کاغذ و چاپ کردنه که خوشبختانه در مورد چاپ کردن و پرینت کردن یا دستگاههای کپی الان مشکلی نیست.
نکته دیگر اینه که حتی مطمئن باشید اگه این مسیر رو هم از ما بگیرند، این رو هم اگر فرض کنید که ممانعت بشه ؛ رسانه؛ میریم سر بعدیش یعنی گوش به گوش و دهن به دهن هم حتی میشه اطلاع رسانی کرد. لذا برای ارتباط گرفتن که سلسله اعصاب جنبش ماست، از همه ابزار ها استفاده می کنیم و هر کجاش که جلوی تکنولوژی رو گرفتند می تونیم از وسایل ابتدایی تر استفاده کنیم.
سوال دوم این بود که شهرستانها بعضی ها تصمیم می گیرن بلند شن بیان تهران؛ به بچه ها در تهران کمک بکنند. الان تو این مقطع جنبش بهترین کمکی که بچه های تهران میشه کرد، اینست که در همون شهرستان اگر میشه راهپیمایی و تظاهرات، اگر نمیشه تظاهرات برق آسا و سریع در چند نقطه و متفرق شدن. حتی اگر نمیشه در حد شعار نویسی به دیوار و الله اکبر گفتن و آکسیون های مشغول کننده مثل بادکنک و امثالهم. مهم اینست که در شهرستانها حرکت باشه که نیروهایی که بردند تهران ناچار شن برگردونند یک مقدارشو به شهرستانها و فشار رو بچه های تهران کم شه، اونها بتونن بیشتر حرکت بکنن. بنابراین هرکس در هر شهرستانی است ، کمیته های محلی که بچه ها در تهران درست کردند و با هم همکاری می کنند، اونها هم باید بکنند و کار رو در سطح کشور گسترده بکنند. این یکی از اون کلیدهای موفقیت ماست.
سوال دیگه این بوده که آیا «اعتکاف=اعتصاب» که از دوشنبه، سه شنبه، چهارشنبه اعلام شده، سر قبر آقای خمینی باید بریم یا جای دیگه؟ البته من هم شنیده ام که حسن آقا خمینی نوه آقای خمینی خواسته که اونجا این سه روز رو اعتکاف بذارن، بنابراین هرکس که علاقه داره خیلی خوبه که بره اونجا و جمعیتی باشه ولی مهم نیست. اگر مسجدی، جایی می خواهید برید هم در هر منطقه و هر محلی هم میشه رفت ولی مهمترش این است که هرکسی بگه من میخوام اعتکاف بکنم. بنابراین نمیتونم بیام سر کار. البته هنوز با اعتصابات فاصله داریم ما؛ این درواقع یک نمایش قدرته و درواقع ذیل این سرفصلی قرار داره که آکسیون هایی که حکومت رو فرسایش میده. ما باید از این به بعد چیزی که روز 7 تیر در تهران تمرین شد، مراسمی که دولت خودش اجازه داده بود بچه ها هم رفتند داخلش و گفتند خوب ما هم اومدیم مراسم رسمی به مناسبت شهدای هفت تیر ولی شعار خودمونو داریم: «یاحسین میرحسین» و «رأی مار پس بده» و سایر شعارها. این خیلی مهمه؛ از اینجا به بعد هر مراسمی که حکومتیها، کودتاچی ها اونجا میخوان جمع شن و خودشونو بازسازی کنن ( چون اونها هم احتیاج دارن یه جاهایی تجمع کنن، روحیه بدن به افرادشون) هر مراسمی مذهبی، غیر مذهبی، انقلابی، غیر انقلابی که رسمیت داره و مشکلی نداره باید ما حاضر باشیم. جمعیتمون بیشتره؛ تعدادمون بیشتره؛ خیلی راحت، معصومانه و قانونی باید اونجا هم باشید و اونوقت حرف خودمونو بزنیم و حضورمون ممکنه فقطه با یه دونه یا سه تا «یاحسین میرحسین» کشیدن آخر مراسم کافی باشه ولی مهم اینست که هیچ کجا نباید امنیت داشته باشد برای کودتاچی ها که فکر کنن اونجا یه پناهگاهیست دور هم جمع میشن، مراسمی دارن واسه خودشون مثلاً دوربین تلویزیونی میذارن و یه چیزایی نشون میدن. ما باید بتونیم که در مراسم اونها درواقع حرف خودمون رو بزنیم، به همین دلیل اعتکاف از این زاویه هم بسیار مهمه برای اینکه با مراسمی که هست باید نشون بدیم که ما هم مشکلی نداریم و میتونیم استفاده کنیم. این بزرگترین استفاده فرسایشی است که میشه کرد. خیلی ها پیشنهاد کردند که بچه هایی که اهل نمازند به خصوص بچه های پایین شهر که کمتر دیده شدند می تونن از فضای مساجد استفاده کنن، به خصوص از نمازهای مغرب و عشاء؛ برن در مساجد و جمعیت یک مرتبه زیاد تر میشه که احساس نکنن اونجا فقط متعلق به بسیجه، اونهم بسیجیهایی که ممکنه دوست مردم هم نباشن و سرکوب بکنن. اونجا هم بتونن بعد از نماز یه «یاحسین میرحسین» بکشن و یک چیزی بگن یا چیزی هم نگن ولی حضور داشته باشن. چون به هر حال این تحرک «اعتکاف=اعتصاب» در این چهارچوب آکسیونهای فرسایشی واجبه، مثل بقیه ی چیزهایی که هستش.
نکته دیگه اینکه راجع به راهپیمایی های تظاهرات سریع یا برق آسا که فیلمهاش رسیده خارج و داره منتقل میشه اینست که الان به احتمال زیاد در تهران، متروی تهران رو حکومت ناچار شده که توی ایستگاهها چند تا مأمور بگذاره که بچه ها رو شناسایی کنه بنابراین اگر هرجایی که احساس می کنن بچه ها که ایستگاه مترو دیگه امن نیست، فقط از مترو باید برای جابجایی سریع در سطح شهر استفاده بشه که کودتاچی ها روی زمین و تو ترافیک گیر می کنن و از مترو بیان بیرون و توی یک منطقه پر جمعیت مثل دهنه بازار( بازار چندتا دهنه داره) تظاهرات سریعشونو بکنن و برگردن برن دوباره توی مترو جابجا شن برن یک جای دیگه شهر. بنابراین این هشدارو میخواستم بدم که الان حکومت به احتمال زیاد هوشیار شده، کودتا چی ها و ایستگاههای مترو رو شروع می کنن به مأمور گذاشتن و کنترل کردن. یادتون هم باشه کل وزرات اطلاعات پنجهزار نفر پرسنل بیشتر نداره و حداکثر بیست هزار تا هم خبرچین در سطح کشور داره و کل سپاه هم صدوبیست هزار تاست و کل بسیج هم با راست و دروغش و اینها به پونصد هزار تا نمیرسه که هر سه تا ارگان بیش از هشتاد درصدش با ما هستند، فقط باید فضایی پیدا بشه که بتونن نفس بکشند و به ملت بپیوندند. بنابراین اونها نیرو ندارند که فکر کنید هرجایی که ما حاضر میشیم بتونن آدم بکارن، نمیدونم سرکوبگر بگذارن ،اسلحه بگذارن، خبرچین بگذارن و امثالهم.
اما نکته آخر که فردا بهش بیشتر می پردازیم، مسأله راهپیمایی روز هیجده تیره که الان اعلام شده و پنج تا مسیر گفته شده که به سمت میدان انقلاب و تاکتیکهایی که باید اتخاذ بشه. این راهپیمایی از یه جهت کلاً خوبه برای اینکه راهپیمایی می تواند که در واقع حضورمونو به شکل یک حضور همگانی مثل مسأله الله اکبر سر پشت بوم همبستگی و قدرتنمایی بشه. اما چگونه اینو انجام بدیم که صلح آمیز باشه، حداقل تلفاتو داشته باشیم، درگیری نباشه، آسیب به کسی نرسه ، موضوع بحث بعدیمون فردا خواهد بود و احتمالاً پس فردا و اون ارزیابیها و اینها. تا فردای دیگه و پیروزی بر کودتا چی ها خداحافظ همه شما (انگشتانشون رو به شکل V گرفتند)

Advertisements

برچسب‌ها: , , , ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: