به این نتیجه رسیده ام که از رفسنجانی امیدی نمیرود که به مردم بپیوندد

غم انگیز است سرانجام تلخ این انسان را دید . آدمی که از بدو جوانی در مبارزات ملت ایران شرکت داشت . انسانی که بارها به زندان رفت و شکنجه شد و مبارزه کرد و تا آخرین ماههای انقلاب 57 هنوز در زندان بود . ناراحت کننده است ضعف و زبونی کنونی وی را شاهد بود . گاه فکر میکنم رفسنجانی مثل گنجشکی شده که در برابر چشمان مار سحر میشود و قادر به هیچ حرکتی نیست تا اینکه سرانجا م یک لقمه چپ مار میشود . هرگز انتطار نداشتم  او به چنین روز زاری بیفتد که هیچ نتواند بگوید و هیچ نکند . برایم جالب است بدانم چرا . این آدم اینقدر هوش دارد که بداند اولین هدف دولت کودتا پس از سرکوب کامل مردم  او خواهد بود . احمدی نژاد اگر از هر کس بگذر د از رفسنجانی نخواهد گذشت . آیا او در پس پرده با احمدی نژاد/خامنه ای معامله ای کرده که خفه شود و دم نزند و در عوض خود و ثروت و خانواده اش را نجات دهد؟ آیا او واقعا اینقدر ساده است که باور میکند میتوان با این گرگهای درنده پیمان بست و آنان به پیمان خویش وفادار میمانند؟ هر چه هست ، رفسنجانی اکنون به یک مهره سوخته می ماند و هیچ امیدی از او نمیرود . بدجوری آخر عمری خود را بدنام کرد و با بدنامی از دنیا خواهد رفت .                 «دوراندیش»

Advertisements

برچسب‌ها: , , , , ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: