صد رحمت به کروبی : نامه «اتمام حجت » کروبی با شورای نگهبان یکشنبه 7 تیر

آقای کروبی ، به جای این اتمام حجتها با کسانی که همه میدانیم کیستند بهتر بود همراه با آقای موسوی فرمان تظاهرات و آکسیونهای اعتراضی و اعتصابات عمومی را میدادید . مردم آماده سرنگونی این حکومت کودتایی هستند و فقط به یک فرمان احتیاج دارند . صد افسوس که جنبش عظیم ملت ایران هنوز وقت آن را نداشته که کمیته ها و شوراهای مستقل خود را تشکیل دهد و هنوز مانند کودکی نوزاد به شما و آقای موسوی وابسته است و صد افسوس که شما و ایشان دل و جرات هدایت این جنبش عظیم به مرحله بعدی و مبارزه رو در رو با رژیمی را که خود سی سال پیش برپا ساختید ندارید . این جوانان و این جنبش به راحتی از پس مشتی اراذل و اوباش  شعبان بی مخی برخواهد آمد و از آنان ترسی ندارد ولی حیف که رهبری در کار نیست . ولی به هرحال ، لااقل صد رحمت به شما به خاطر این نامه اتمام حجت . «دوراندیش»

باسمه تعالی
شورای محترم نگهبان
با سلام

در ارتباط با اين انتخابات برای آخرين بار سخنی مشفقانه و دوستانه با شما می گويم و اميدوارم خارج از حب و بغض ها و در جهت منافع ملی و حاکميت نظام توجه لازم را به آن مبذول فرماييد.
همانطور که در نامه قبلی خود به شما متذکر شدم، تنها راه اعاده اعتماد از دست رفته مردم نسبت به حق آنان در تعيين سرنوشت شان ابطال انتخاباتی است که به اذعان آمارهای ارائه شده تنها در بيش از ۱۷۰ شهرستان مشارکتی بين ۹۵ تا ۱۴۵ درصد داشته و ميزان تخلفات آن از مرز … گذشته است. اين امر می تواند به احيای اعتماد از دست رفته مردم نسبت به حق آنان در تعين سرنوشت شان منتهی شود. متاسفم که بگويم عملکرد شورای نگهبان در دو دهه گذشته جايگاه اين نهاد حقوقی را بشدت نزد افکار عمومی تنزل داده است. پيش از ورود به بحث اين انتخابات، لازم می دانم عملکرد شورای نگهبان در دو دهه گذشته را به اميد تغيير نگرش اين شورا مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی، به اجمال مورد نقد و بررسی قرار دهم.


همانطور که می دانيد بعد از رحلت بنيانگذار انقلاب، در انتخابات چهارمين دوره مجلس شورای اسلامی برای اولين بار شورای نگهبان در پرتو تفسير نظارت استصوابی به حذف بيش از ۴۰ تن از نمايندگان مجلس با سوابق سه دوره، دو دوره و يک دوره نمايندگی اقدام کرد. نگرش حذفی چهره هايی از جمله نائب رئيس مجلس شورای اسلامی را در بر گرفت و متاسفانه تعامل و تلاش اينجانب در آن مقطع ره به جايی نبرد. در آخرين روز مجلس ، سوم ششم خرداد ماه سال ۱۳۷۱ سخنانی ايراد نمودم و اين نگرش مخرب را مورد نقد قرار دادم. در آن روز با تاسی از تاريخ کهن اين سرزمين به نقل حکايتی مربوط به نگارش مظفر با (ز) رئی توسط حاکم قلدری که هر آنچه اراده می کرد بايد بلافاصله اجرا می شد، پرداختم. در ان روز گفتم اين حاکم قلدر نامه ای نگاشت و مظفر را با (ز) رئی نوشت. به ايشان گفتند، قبله عالم مظفر را با(ظ) دسته دار می نويسند و اين از ادبيات ماست. حاکم گفت، بگوييد از اين پس مظفر را با (ز) رئی بنويسند. بعد از نقل اين حکايت، گفتم حال که نصايح و استدلال های ما را نمی پذيريد و وقعی به آن نمی گذاريد، ما می رويم و در آينده نزديک نتيجه مظفر با (ز) رئی را می بينيم.
۴ سال بعد در انتخابات مجلس پنجم با شکل گيری جريان کارگزاران سازندگی، شرايط به گونه ای رقم خورد که شکست جريان راست در مرحله اول بطور جدی مطرح شد، لذا تهاجم همه جانبه و هجمه سنگين به اين گروه از سوی اشخاص حقيقی و حقوقی وارد شد. به نحوی که در آستانه مرحله دوم افراد شناخته شده ايی که مشتاقانه به آن ليست پيوسته بودند خواستار خروج از ليست مذکور شدند. عليرغم آن همه تخريب و هجمه و ابطال انتخابات در شهر هايی نظير اصفهان، شاهد شکل گيری اقليت قدرتمندی در مجلس بوديم و يکسال بعد در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ همگان نتيجه نگارش مظفر با (ز) رئی را ديدند.
ضمن احترام به شخصيت جناب آقای سيد محمد خاتمی و جايگاه علمی، فرهنگی و سياسی ايشان بايد اذعان کرد که استقبال کم نظير مردم به وی نه به لحاظ خصوصيات فردی ايشان بود و نه به خاطر کار گروهی ما، بلکه نه بزرگ به کسانی بود که حاضر نبودند اراده ملت را در تعيين سرنوشت شان به رسميت بشناسند و خواهان تحميل رای خود بر ملت بزرگ ايران بودند. حرکت مردم در دوم خرداد بيش از جنبه ايجابی، جنبه سلبی داشت و آقای خاتمی را با رای بی سابقه از کتابخانه ملی بر کرسی رياست جمهوری نشاند.
به نظر می رسيد دوستان با درس گرفتن از حماسه دوم خرداد به اصلاح نگرش خود بپردازند و در جهت نهادينه شدن دموکراسی در کشور قدم بردارند. اما بدنبال پيروزی اصلاح طلبان در مجلس ششم و اظهار نظر نمايندگان ملت که اکثر انها در راستای ايفای وظايف نمايندگی شان ايراد شده بود و تنها در موارد معدودی برخی از نمايندگان به طرح مباحثی پرداختند که نبايد وارد ان می شدند ، شاهد رد صلاحيت تعداد زيادی از نمايندگان ملت و حذف فله ای بسياری از ثبت نام کنندگان نمايندگی مجلس شورای اسلامی در دوره هفتم مجلس شديم. اين امر موجب قهر زيادی از مردم از روند انتخابات و تحريم انتخابات از سوی اکثريت اصلاح طلبان شد. اينجانب به همراه اندکی از دوستان با درک شرايط و تنها برای حفظ نظام و انقلاب در صحنه مانديم و قبل از رای گيری با صراحت گفتم که ما می مانيم و در انتخابات قربانی می شويم.
در انتخابات دوره نهم رياست جمهوری در حالی که رئيس جمهور وقت،وزرا و مقامات دولتی از يکسو بدنبال کانديدای مورد نظر خود بودند و شورای نگهبان و بخشی از نيروهای نظامی و شبه نظامی از سوی ديگر برای کانديدای ديگر بی تابی می کردند به عرصه انتخابات وارد شدم. با وجود آنکه نظر سازی ها شرائط ديگری را پيش بينی می کردند در ۱۲ استان کشور پيشتاز شدم ، ولی بدنبال خواب معروف يکساعته اينجانب بعد از نماز صبح سرنوشت انتخابات با معجزه سخنگوی وقت شورای نگهبان آقای الهام به ناگاه تغيير کرد و در حاليکه سايت رسمی وزارت کشور از پيش تازی من خبر می داد با اختلاف چند صد هزار رای، کانديدای مورد نظر آن شورا به جای اينجانب به مرحله دوم راه يافت و جالب آنکه آن انتخابات بلافاصله از سوی آن شورا تاييد گرديد.
در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی غم انگيز ترين انتخابات مجلس رقم خورد. در اين انتخابات رد صلاحيت با عدم احراز صلاحيت و با حذف گسترده و محروميت تعداد بيشماری از ثبت نام کنندگان همراه شد . نکته حائز اهميت اينکه تعداد قابل توجهی از افرادی که در انتخابات دوره هفتم تائيد صلاحيت شده بودند در انتخابات دوره هشتم رد صلاحيت شدند، بطوری که می توان ادعا کرد که در آن انتخابات محروميت بی سابقه ای در حق انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان در طول عمر قانونگذاری در ايران صورت پذيرفت.
نگرش حذفی آن شورا و برنامه های نسنجيده رئيس جمهور در خلال ۴ سال در کنار عوامل ديگر از جمله برنامه های ايجابی کانديدا ها ، موجب حضور حماسه ای ايرانيان در انتخابات دهم رياست جمهوری شد، بطوريکه بعد از رفراندم جمهوری اسلامی بالاترين ميزان مشارکت را در اين انتخابات شاهد بوديم. آيا براستی اين حماسه حضور برای اعلام حمايت از آقای احمدی نژاد و حاميان وی بوده است؟ آيا به صحنه آمدن ۲۵ درصد از آرای خاموش از ذوق حضور ايشان و در جهت تاييد برنامه های ايشان بوده يا برای تغيير؟ ما پيش از اين انتخابات بر اين باور بوديم که حضور پر شور مردم می تواند تخلفات احتمالی گروه های خودسر را تحت شعاع قرار دهد، غافل از اين واقعيت که اين انتخابات به نوعی مهندسی شده که حضور مردم تنها به متزله شرکت در نمايشی از پيش طراحی شده است. کسانی که با صراحت انديشه امام مبنی بر ميزان رای ملت است را در سال های گذشته به چالش کشيده اند و رای مردم را تنها زينت بخش حکومت تفسير کردند، انتخاباتی رقم زدند که بر اساس آن برای هر کانديدا سهميه ای از اين رای تعيين شده بود . از اين رو منظور کردن ۲۴ ميليون از آرای ملت قبل از شمارش توسط سايت های نزديک به دولت و روزنامه های دولتی پيش بينی و صبح شنبه در روزنامه ی دولتی تيتر زده شد. نتايج مضحک اعلام شده آنچنان شوکی به جامعه وارد ساخت که اعتماد آنان نسبت به نظام بطور جدی زير سوال رفت. حضور مسالمت آميز ميليونی مردم که بطور خود جوش اتفاق افتاد نتيجه بی تدبيری و رو شدن دست متقلبان و متخلفان برای ملت بود. اين حرکت ملی که اقشار مختلف جامعه را در بر گرفت فراتر از توان هر گروه حزب و يا دسته ای بود. اينجانب فرصت را غنيمت شمرده و تشکر خود را از ملت بزرگ ايران برای حضور بی نظير شان در اين انتخابات و تداوم حضور بعد از ان ابراز می کنم. همچنين تشکر خالصانه خود را از تمامی حامی يانم از جمله دراويش، برادران و خواهران اهل سنت ، زاگرس نشينان و بويژه دانشجويان و روشنفکران اعلام و تاکيد می کنم،سهميه اندک ارائه شده به من و شما و برنامه های اعلام شده مانع از پيگيری مطالبات مطرح شده نخواهد بود.
انتظار اينجانب از شورای محترم نگهبان اين است که برای حفظ جايگاه رفيع قانونی خود در قانون اساسی، انتخاباتی را که تخلفات و تقلب در آن بر همگان مشهود است باطل اعلام نمايد.اگر اين شورا با اتکا به نظر رهبری، مبنی بر عدم بطلان که آن را بدعت و به مصلحت نظام نمی داند و قصد به تاييد انتخابات دارد، حداقل به لحاظ حقوقی و حسب وظيفه شرعی و قانونی اين انتظار می رود که مانند انتخابات مجلس سوم عمل نماييد. حتما بخاطر داريد که بدنبال اختلاف پيرامون انتخابات مجلس سوم ميان شورای نگهبان و وزارت کشور، حضرت امام نماينده ای جهت بررسی موضوع تعين کردند. هنگاميکه نظر ايشان بر صحت انتخابات قرار گرفت، شورای نگهبان در نامه خود با استناد به نظر امام و واگذار کردن بار مسئوليت بر دوش امام انتخابات را تاييد کرد. اينبار شما نيز با استناد به نظر رهبری و واگذاری بار مسئوليت ان به رهبری به حسب مصلحت انتخابات را تاييد کنيد و نگذاريد جايگاه شورای نگهبان نزد افکار عمومی بيش از اين تنزل پيدا کند.
اما چرا تاکنون به شورای نگهبان نيامده ام. جايگاه شورای نگهبان مطابق اصول مندرج در قانون اساسی مشخص است متاسفانه تعدادی از اعضای آن شورا از طرفداران و يا اعضای متعصب اين دولت هستند. يکی از فقها آن شورا پيش از انتخابات می فرمايند نظر رهبری آقای احمدی نژاد است و عبور از ايشان صلاح نيست و يا فقيه ديگری در سفر ها و تريبون نماز جمعه حمايت بی دريغ خود را از ايشان اعلام می کند و حتی نامه نگاری های اقای احمدی نژاد با برخی از سران دنيا که بدون پاسخ مانده را با نامه امام مقايسه کرده و در مدح آن خواستار درج آن در کتب درسی می شود و يا حقوقدانی از آن شورا که اتفاقاً در انتخابات قبلی رياست جمهوری نقش کليدی داشته در سمتهای متعددی در اين دولت از جمله وزير دادگستری و سخنگوی دولت دارد و همچنين حقوقدان ديگری عضو رسمی دولت است. آيا با اين ترکيب می توان به بی طرفی اين شورا در جهت انجام وظائف قانونی اش اميدوار بود؟
اينجانب با توجه به شرايط موجود کشور و حساسيت مردم از شما می خواهم به نگارش مجدد مظفر با (ز) رئی اقدام نکنيد زيرا در دوم خرداد ۱۳۷۶ و بيست و دوم خرداد ۱۳۸۸ حضور بی نظير مردم حاوی پيام مهمی بود که عدم توجه به متن پيام بيست و دوم خرداد و تلاش در جهت تغيير آن ممکن است عواقب جبران ناپذير و نگران کننده ای برای نظام بدنبال داشته باشد. نمی توان حضور ميليون ها معترض که بصورت مدنی و مسالمت آميز اعتراض خود را بيان داشتند ناديده گرفت ويا با بکارگيری تعابير ناپسندی از قبيل خس و خاشاک ،اراذل و اوباش، شورشيان، اغتشاش گران و آشوبگران ملتی را در مقابل نظام قرار داد. حتما واقفيد بکارگيری اين عبارات بهانه ای بدست گروه های خودسر و لباس شخصی های بی مسئوليت داده تا با توسل به زشت ترين الفاظ و وحشيانه ترين رفتار که قلم از بيان آن عاجز است به مقابله با مردم در جهت سرکوبی آنان بپردازند. بديهی است در برابر هر حرکت مبارک و ميمونی افرادی ماجراجو از خود تحرکاتی نشان می دهند که البته اين تحرکات از سوی خود مردم کنترل می شود و شاهد ان بوديم که مردم اجازه سوءاستفاده به انها نمی دادند بنابراين بايد تخريب ها و تعرض به اموال عمومی در فضايی سالم بايد مورد بررسی قرار گيرد تا روشن شود که چه کسانی اين نحو کارها را انجام دادند.
فراموش نکنيم که امام در نامه عارفانه خود می فرمايد «جان من فدای تک تک ملت ايران.» بارها و بارها از کرامت و شان انسانی سخن گفتيم و با استناد به آيه کريمه «و لقد کرمنا بنی آدم» از شان انسانی صرف نظر از باور های آنان در پرتو تعاليم اسلامی قلم فرسايی کرديم،اما در قبال يک طرح مسئله و اعتراض مدنی که در قانون اساسی به رسميت شناخته شده به جای حل مساله به پاک کردن آن روی آورده شده است. اين نامه اتمام حجت من با شماست و تنها برای حفظ جمهوری اسلامی که در آن جمهوريت،اسلاميت و ايرانيت مورد توجه قرار گيرد تهيه و تقديم شده است.

والسلام
مهدی کروبی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: